4 اردیبهشت 1392

شجاعت در روزنامه نگاری این بار در پاکستان

پرداختن به تخطی از حقوق بشر یا تمرکز بر سگ های نگهبان

4 اردیبهشت 1392

نوشته: بینا سرور

ترجمه و خلاصه: انوشه جاوید

توضیح: بنیاد روزنامه نگاری "نیمن "وابسته به دانشگاه هاروارد در هر فصل نشریه‌ای را منتشر می‌کند که به موضوعی خاص در روزنامه نگاری می‌پردازد. در شماره تابستان سال ۲۰۰۶، این نشریه موضوع «شجاعت در روزنامه نگاری» را در جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار داد که شامل ۶۳ گزارش و یادداشت مختلف بود. بخش نخست این بسته رسانه‌ای به موضوع شجاعت در روزنامه نگاری جهان می‌پردازد. سپس شجاعت در روزنامه نگاری ایالات متحده آمریکا بررسی می‌شود و در ‌‌نهایت چند مقاله از این بنیاد تحقیقاتی در این موضوع منتشر می‌شود. گزارشی که در پی می‌آید مربوط به بخش بین اللمل این نشریه است که به شجاعت در روزنامه نگاری پاکستان می‌پردازد. گرچه بیش از شش سال از انتشار این مطلب می‌گذرد اما همچنان می‌تواند تصویری از روزنامه نگاری در این کشور را به خواننده ارائه کند. این مقاله به قلم «بینا سرور» (۱) یکی از چهره‌های شناخته شده در روزنامه نگاری جهان به رشته تحریر درآمده که خود متولد پاکستان است:

وقتی به مساله ‌ی شجاعت در کشورم -پاکستان- فکر می‌ کنم، به یاد حقیقت شخصیت شیر ترسوی داستان جادوگر شهر اُز می‌افتم.‌‌ همان شیری که به دیدار جادوگر رفت تا از او شجاعت بگیرد و وقتی به جادوگر رسید تازه متوجه شد، هیچ وقت ترسو نبوده و تنها خیال ترس، شجاعت را از او ربوده بوده است.

به نظر من روزنامه ‌نگاری صادقانه و منصفانه –آنچه که روزنامه ‌نگاری حقیقی باید از آن بهره‌مند باشد- نیازمند شجاعت خاصی است، آن هم وقتی که جو حاکم به سوی پنهان کردن حقیقت می‌ رود. درست مثل فضایی که در پاکستان و خیلی جاهای دیگر دنیای امروز حاکم است. روزنامه نگار صادق و منصف بودن کار بسیار دشواری است و تقریبا در هیچ جای دنیا حتی کشوری مانند ایالات متحده که مثلاً آزادی رسانه‌‌ها در آن غوغا می‌کند هم نمی‌توان به معنی واقعی کلمه آن را تجربه کرد.

ممکن است تصور چنین چیزی برایتان دور از ذهن باشد اما در آمریکا هم بسیاری از روزنامه ‌نگاران به سختی می‌ توانند مسئولان را زیر سوال ببرند، فساد را مورد تحقیق قرار دهند یا حقایق تلخ را آزادانه افشا کنند. برخی از افرادی که در واشینگتن خبرهای سیاسی و دولتی مخابره می‌ کنند، برای من از خودسانسوری‌‌هایی گفته‌اند که به تدریج در کارشان ظاهر می‌ شود. نتیجه صحبت‌‌های من با آن‌ها برایم روشن کرده که برخی روزنامه ‌نگاران آمریکایی چنان از برچسب خوردن به عنوان یک «متعصب» نگران و ترسیده‌اند که سعی می‌ کنند از ابزار تعریف و تملق طرف مقابل برای حفظ موقعیت، جایگاه و حتی زندگیشان استفاده کنند.

متاسفانه در بسیاری از کشورهایی که مدعی رعایت آزادی بیان هستند، آن دسته از روزنامه نگارانی که سوال‌‌های ناخوشایند و ناخواسته می‌ پرسند، به تدریج توسط سیستم از حلقه ‌ی افرادی که به حقایق دسترسی دارند کنار گذاشته می‌ شوند یا موقع برگزاری کنفرانس ‌های خبری اصلاً مطلع نمی‌ شوند!

بد نیست بدانید که به طور مثال «جان گرین»، تهیه کننده ‌ی «صبح ‌بخیر آمریکا» بعد از لو رفتن ایمیلی که در مورد «جورج بوش» و «مادلین آلبرایت» نوشته بود، از شغل خود معلق شد!

هر چه چیزهای بیشتری در مورد روزنامه ‌نگاری در آمریکا می‌ فهمم، بیشتر به این باور می‌ رسم که وضع آن‌‌ها با روزنامه ‌نگاران پاکستانی چندان فرقی ندارد. حتی امروزه، وقتی که وضعیت خبری آزاد‌تر از هر زمان دیگری شده است، وقایع واشینگتن برای روزنامه ‌نگاران پاکستانی که جرات می‌ کنند با حکومت در بیافتند، آشنا و تکراری است. البته در آمریکا حمایت ‌های قانون اساسی و امنیت ‌های قانونی بیشتر است؛ تحقیق در مورد سوء استفاده ‌های دولتی (مثلاً ماجرای زندان گوانتانامو و ابوغریب)، حتی وقتی نگرانی بابت تلاش برای افشا کردن منبع خبر وجود دارد، بدون ترس از بازخورد انجام می‌ شود. با این حال، حتی در این زمینه هم خبرنگاران اندکی هستند که به مساله ‌ی تخطی از حقوق بشر درست‌ می‌پردازند. یعنی تمرکز به جای اینکه بر آن ‌هایی باشد که حقوق بشر را نقض می‌ کنند، بر سگ ‌های نگهبان آن ‌ها ست.

در پاکستان، با وجود بهبود وضعیت آزادی بیان و رسانه، خطر همچنان آن ‌هایی را که خبرهای نسخه ‌ی دولتی را زیر سوال می‌ برند، تهدید می‌ کند. نمونه ‌های بسیاری از سرنوشت این گونه خبرنگاران وجود دارد که توسط ماهیت‌‌های دیده‌بانی چون کمیته ‌ی حمایت از روزنامه ‌نگاران (CPJ)، دیده ‌بان حقوق بشر و عفو بین ‌الملل ثبت شده است. از تاکتیک‌‌های تهدید و ارعاب می‌ توان به شنود تلفن، نصب دوربین‌های کنترل مدار بسته، تماس ‌های تلفنی تهدید کننده، بازجویی تلفنی، یا ملاقات سرزده ‌ی کارکنان سازمان اطلاعات اشاره کرد.

از زمان اعلام «جنگ با تروریسم» و معرفی پاکستان به عنوان متحد آمریکا در این عرصه، آژانس ‌های اطلاعاتی پاکستان ارتباط نزدیکی با همتایان آمریکایی خود برقرار کرده ‌اند و همین جنگ با تروریسم بهانه ‌ی خوبی برای تهدید افراد مخالف دولت- مثل روزنامه ‌نگارانی که قوانین دولتی را زیر سوال می‌ برند- به دست زمامداران حکومت در پاکستان داده است.

رابطه ‌ی نزدیک بین آژانس ‌های اطلاعاتی آمریکا و پاکستان به این معناست که افراد متهم به «تروریست بودن» می‌ توانند به راحتی به دست افراد آمریکایی حاضر در پاکستان سپرده شوند؛ البته هر دو طرف چنین چیزی را شدیداً تکذیب می‌ کنند. روزنامه ‌نگاران از این می‌ ترسند که همین اتفاق برای «حیات‌ الله خان» (۲) افتاده باشد. روزنامه ‌نگاری که دسامبر (سال ۲۰۰۵) توسط چند فرد مسلح نا‌شناس دزدیده شد. خان که برای روزنامه ‌ی اردو زبان «اوصاف» و آژانس عکس اروپا در مناطق قبیله‌ نشین پاکستان کار می‌ کرد، هنوز هم پیدا نشده است (در ‌‌نهایت جسد این روزنامه نگار پیدا می‌شود). همکاران او معتقدند دزدیدن او با گزارشی مرتبط است که خبر دولتی در مورد یکی از سران القاعده به نام «ابوحمزه ربیعه» که ظاهراً در بمب‌ گذاری خانه ‌اش کشته شده بود را زیر سوال می‌ برد.

طبق گزارش کمیته ‌ی حمایت از روزنامه ‌نگاران: «خان گزارش داده بود که قبیله ‌نشینان اطراف، بمباران خانه ‌ی ابوحمزه توسط موشک‌‌های هوایی را دیده ‌اند. او حتی از بقایای این موشک ‌ها برای آژانس عکس اروپا تصویر برداشته بود.»

با استفاده از همین تصویر‌ها، روزنامه ‌نگاران خارجی متوجه شدند که موشک‌‌ها از نوع Hellfire بوده ‌اند که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی پرتاب می‌ کنند. گزارش کمیته ادامه می‌ دهد: «خان از سوی مقامات امنیت پاکستان، اعضای طالبان و قبیله ‌های محلی بابت گزارش‌‌هایش مورد تهدید بوده است.»

ترس و خطر از سوی سازمان ‌های شبه‌ نظامی که در چند دهه ‌ی اخیر در پاکستان قدرتمند شده‌‌اند هم پیش می‌ آید. اعضای این سازمان‌‌ها که از قطبی‌ گرایی نژادی یا مذهبی سود می‌ برند، خبرنگار‌ها و روزنامه ‌نگار‌ها را به اضافه ‌ی ساختمان روزنامه ‌ها مورد حمله قرار می‌ دهند. آن‌‌ها حتی به روزنامه ‌فروش ‌های خیابانی هم رحم نمی‌ کنند. اسلحه و آتش ‌سوزی روش معمول آن‌‌ها برای تهدید مخالفانشان است.

اما یک نکته قابل تامل دیگر هم در مورد این تهدید‌ها و عدم رهایی از سوی آن‌ها وجود دارد و آن این است که وقتی روزنامه ‌نگاران دیگر به همکاران در خطر خود پیشنهاد کمک می‌ دهند، ترس، خطر و تهدید دامن آن ‌ها را هم می‌ گیرد. در سال ۱۹۹۹ میلادی، خبرنگاران، کمپینی برای آزادی روزنامه ‌نگاری به نام «نجم سثی» به راه انداختند که سردبیر هفته‌ نامه ‌ی Friday Times بود. وی بعد از سخنرانی در «خاک دشمن» (یعنی دهلی هند) و انتقاد از پاکستان، از سوی آژانس‌‌های اطلاعات بازداشت شد. چند نفر از خبرنگاران این کمپین خود مورد تهدید قرار گرفتند. مثلاً نامه ‌ای به خانه ‌ی «اعجاز حیدر» -یکی از همکاران سثی در Friday Times- ارسال شد و به او اخطار داد که بهتر است شیشه‌‌های ضدگلوله برای خودرویش تهیه کند. «امتیاز اعلم» و «امیر می‌ر»، دو روزنامه ‌نگار دیگر که در مورد مزاحمت ‌های این آژانس‌‌های اطلاعاتی مقاله نوشته بودند و در کمپین سثی هم عضویت داشتند، با به آتش کشیده شدن خودرو‌هایشان درست در مقابل خانه‌های خود تهدید شدند. چند روزنامه ‌نگار دیگر هم بابت همکاری با خبرنگاران خارجی که در مورد مسایل پنهان شده ‌ی دولتی تحقیق می‌ کردند، مورد تهدید قرار گرفتند. از این نمونه‌ها و مثال حتی درمود خبرنگاران و عکاسان معروف و برجسته پاکستانی که در سطح و اندازه‌های بین المللی شناخته شده هستند، بسیار زیاد است.

متاسفانه تعداد زیادی از روزنامه نگاران و عکاسان پاکستانی بعد از بازجویی و تهدید از سوی سازمان‌های اطلاعاتی، از کشور فرار کرده‌اند. کمی بعد از اینکه روزنامه ‌نگار آزاد «غلام حسنین» در ژانویه ‌ی سال ۲۰۰۲ میلادی برای ۴۸ ساعت ناپدید شد، به همراه خانواده ‌اش پاکستان را ترک کرد و تا ماه ‌ها حاضر نبود از اتفاقی که در سازمان اطلاعات پاکستان برای او افتاده بود، چیزی بگوید.

«خاوار مهدی ریزوی» هم که اکنون در یکی از کمپ ‌های پناهندگان سیاسی آمریکا به سر می‌ برد، به خوبی از تاکتیک ‌های سازمان ‌های اطلاعاتی باخبر است. او یک واسط خبری بود که با روزنامه ‌نگاران فرانسوی همکاری می‌ کرد و در دسامبر سال ۲۰۰۳ میلادی به جرم حضور در منطقه ‌ای که مجوز ورود به آن را نداشت، بازداشت شد. او بدون هیچ اتهام مشخصی، برای یک ماه بازداشت بود و بعداً به جرم فعالیت خلاف مصلحت نظام، اغتشاش ‌گر خوانده شد.

خبرنگارانی در پاکستان (و سایر نقاط دنیا) هستند که نمونه ‌های بالا را افرادی می‌ دانند که دنبال دردسر می‌ گردند. آن ‌ها شاید به شکل درستی، این بهانه را می‌ آورند که این خبرنگاران باید نظر طرف مقابل را هم سنجیده و همه ‌ی گزارش‌‌ها را با هم ارائه می‌دادند. اما حقیقت این است که خبرنگاران پاکستانی به ندرت می‌ توانند نظر طرف مقابل را هم کسب کنند، چون افراد دارای قدرت از فرهنگ رازداری و سکوت حمایت می‌ کنند و با در نظر گرفتن قدرتی که این سوی دیگر در اختیار دارد، اگر تلاشی برای کسب نظر آن‌‌ها انجام شود، این احتمال به وجود می‌ آید که خبر اصلاً منتشر نشود؛ آن هم به دلیل فشاری که به سردبیر آژانس خبری وارد خواهد شد یا شاید به دلیل احتیاطی که خود خبرنگار به دلیل خودسانسوری مجبور به رعایت آن می‌ شود.

برخی از روزنامه ‌نگاران وقتی سرنوشت افرادی چون خان و بقیه را می‌ بینند، از تحقیق بیشتر در مورد موقعیت ‌هایی که باید بیشتر بررسی شود، وحشت زده می‌ شوند.

«امتیاز اعلم» که در جولای سال ۲۰۰۰ میلادی اتحادیه ‌ی رسانه ‌های آزاد جنوب آسیا را تاسیس کرد، بر این باور است که: «رسانه ‌های خبری پاکستان با اینکه بسیار در مسیری حیاتی و پرتغییر گام برداشته‌اند؛ اما کم ‌کم در سیستمی از خودسانسوری به دام می‌ افتند و به طور غیر محسوس و به مرور زمان به نفع سازمانی که آن‌ها را حمایت می‌کند یا برای آن کار می‌کنند ماهیت خبر و جهت آن‌ها را تغییر می‌دهند. در حقیقت سیاست‌های مالی و سیاسی خط مشی کاری و خبری این رسانه‌ها را تعیین می‌ کند.»

شاید با در نظر گرفتن جوی که خبرنگاران پاکستانی در آن فعالیت دارند، آن ‌ها باید در گزارش از ارتش، سازمان ‌های اطلاعاتی، فساد و افراط ‌گراهای مذهبی احتیاط به خرج دهند. البته خبرنگارانی که به عنوان شهروندان کشور از حق اعتراض مسالمت‌ آمیز بهره می‌ برند هم باید شجاع باشند، چون پلیس اغلب با باتون و گاز اشک‌ آور با آن‌‌ها برخورد می‌ کند. اخیراً در اسلام‌ آباد پلیس به خبرنگارانی حمله و آن‌‌ها را بازداشت کرد که خواستار تغییر قانون تنظیم رسانه ‌های الکترونیک پاکستان (PEMRA) بودند. قانونی که قدرت سانسور و حذف را به سازمان‌‌های مختلف می‌ دهد.

اگرچه وقتی اوضاع بد و سخت است دیگر صحبت از زن و مرد بودن معنایی ندارد و این سختی بدون در نظر گرفتن جنسیت کل جامعه را متاثر می‌کند؛ اما یک زن خبرنگار در پاکستان نه تنها با‌‌ همان چالش‌‌هایی روبه رو است که زنان خبرنگار سرتاسر دنیا باید با آن مقابله کنند – تلاش برای برقراری توازن بین مسئولیت‌‌های خانه و مسئولیت‌‌های کاری- بلکه باید برای اثبات توانایی ‌های خود در حالی که همکاران مرد آن ‌ها نیازی به اثبات آن‌ها ندارند، تلاش مضاعف کند. این امر ممکن است زن خبرنگار پاکستانی را سخت ‌گیر‌تر کند. زن خبرنگار پاکستانی باید شجاع‌‌تر باشد تا بتواند در جوی که به شکل سنتی مردسالار است و تبعیض جنسیتی در نشریاتی که به زبان ‌های محلی چاپ می‌ شوند بیشتر به چشم می‌ خورد، کار و فعالیت داشته باشد. اغلب اتاق ‌های خبر دید منفی به حضور زنان روزنامه نگار دارند؛ مثلاً روزنامه‌‌های اردو زبان دائم از زیرتیترهایی چون «از یک خبرنگار زن» استفاده می‌ کنند و اعتراض سازمان ‌های خبری هم به این موضوع بی‌ فایده است. زنانی که در نشریات با زبان محلی کار می‌ کنند، اغلب دستمزد کمتری می‌ گیرند، از امنیت شغلی برخوردار نیستند و بیمه ‌ی سلامت شامل حالشان نمی‌ شود.

البته جای خوشحالی و تامل است که برای کسانی مثل من که در رسانه ‌های انگلیسی زبان کار می‌ کنم، با در نظر گرفتن جو رو به پیشرفت و بهبود، اوضاع کمی بهتر است. با این حال، رشد شبکه ‌های تلویزیونی و روزنامه ‌های خصوصی باعث شده تا تعداد زنان خبرنگار حتی در محافظه ‌کار‌ترین شهرهای کوچک پاکستان هم رو به افزایش بگذارد.

منبع: فصلنامه نیمن، تابستان ۲۰۰۶، بینا سرور

پی نوشت:

(۱) «بینا سرور»، یکی از چهره‌های برجسته و شناخته شده عرصه روزنامه نگاری است که از جامعه پاکستان می‌آید. او معاونت سردبیری روزنامه استار (The Star)، دبیر بخش گزارش نویسی فرانتیر پست (Frontier Post)، اخبار یکشنبه (The News on Sunday) و همکاری با ماهنامه هارد نیوز هند را در کارنامه کاری خود دارد. علاوه بر این‌ها وی تهیه و تولید یکسری مستند برای بخش تلویزیونی شبکه Geo را بر عهده داشته است. سرور تحصیلات خود را در رشته لیسانس هنر و ادبیات در دانشگاه براون (Brown) امریکا به پایان رساند و دوره لیسانس خود را پس از دریافت کمک هزینه‌ای که از سوی مرکز Carr Center for Human Rights Policy دانشگاه هاروارد تامین می‌شد (سال ۲۰۰۷) در رشته مستند سازی برای تلویزیون در کالج گلد اسمیت (Goldsmiths) لندن تکمیل کرد. وی که علاوه بر روزنامه نگاری در هنر و فیلمسازی به ویژه مستندسازی هم دستی بر آتش دارد بخش عمده فعالیت‌هایش معطوف موضوع‌هایی همچون حقوق بشر، جنسیت، رسانه و صلح است. سرور در حال حاضر مدیر پروژه‌ای تحت عنوان «امان کی آشا» (امید برای صلح) است که با همکاری گروه جانگ پاکستان و زمان هند (Times of India) تلاش بیشماری برای ایجاد صلح پایدار بین دو کشور هند و پاکستان می‌کند.

(۲) حیات الله خان ۳۲ ساله یکی از خبرنگاران قبیله‌ای امید بخش در وزیرستان شمالی بود. او در دسامبر ۲۰۰۵ ناپدید شد؛ جسد گلوله خورده او چند ماه بعد در بازار می‌ران شاه پیدا شد. جسد این روزنامه نگار درحالی پیدا شد که دست و پای او را با زنجیر بسته بودند و یک گلوله به سرش اصابت کرده بود. همکاران وی نتوانستند این موضوع را پیگیری حقوقی کنند؛ همسر او نیز کشته شد که احتمالا قتل او برای جلوگیری از کمک وی به مقامات برای پیدا کردن قاتلان حیات الله بوده باشد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.