31 فروردین 1392

جهانگیر پارساخو و سرگرمی در مطبوعات ایران

همه چیز درباره آقای جدول ایران

31 فروردین 1392

خبرنگاران ایران - "آقای جدول ایران" را به جهانگیر پارساخو نسبت می دهند؛همان مرد کوتاه قامتی که در طول بیش از چهل سال فعالیت در مطبوعات ایران، طراح بیش از چهل هزار جدول و یکصد هزار سرگرمی در مطبوعات ایران بود. با این وجود، جهانگیر پارساخو در خاطراتی که در پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران نوشته؛ خود را بنیان گذار جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران نمی داند هر چند نقشش را نیز در ارتقای جایگاه جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران انکار نمی کند: " آری ،همه مجله هایی که در سال های دهه بیست منتشر می شدند جدول وسرگرمی داشتند و نمی گویم "من" جهانگیر پارساخو، پایه گذار جدول و سرگرمی در ایران بودم. اما من بهایی به جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران دادم که برای نخستین بار در تاریخ مطبوعات ایران، روز سیزدهم اردیبهشت 1357 روز پایان جشنواره مطبوعات،جدول و سرگرمی در جایگاهی ایستاد که نویسندگان سیاسی،طنز، ورزشی،سینمایی و ... از سال ها پیش می ایستادند."

جهانگیر پارساخو نیمه دوم دهه بیست،سال های 1325 تا 1329 در خیابان حافظ، دبستان منوچهری پسران تحصیل می کرد. در این سال ها در دبستان، مجله هایی توزیع می شد به بهای 2 و حداکثر 5 ریال. یکی از این مجلات را که به اندازه جیب کت بود؛ ابراهیم بنی احمد منتشر می کرد: بازی کودکان که در اواسط سال های دهه بیست جهانگیر نوجوان با آن آشنا شد و مجله دانش آموز که هر دو هفته یک بار از سوی اداره کل نگارش وزارت فرهنگ منتشر می شد و این نخستین آشنایی قابل لمس او با مطبوعات بود.

ولی هنوز این دهه پایان نگرفته بود که با مجله های اطلاعات هفتگی،تهران مصور،ترقی،صبا،ترقی دو هفتگی و کاویان آشنا شد. این مجله ها توسط خواهرش که خواننده داستان های آن بود؛ به خانه راه پیدا کرد.

اما جهانگیر پارسا خو در همان سال های ورودش به مطبوعات جای خالی جدول و سرگرمی را حس کرد:" پیش از آنکه تهران و بیشتر شهرستان های ایران گازکشی شود،گرمابه ها،مشتریان زیادی داشتند و شلوغ ترین روز،روز جمعه بود که آن موقع ها روز نظافت نام داشت. صاحبان گرمابه ها برای آنکه در انتظار رسیدن نوبت،مشتریان را رنج ندهد مجله های مختلف روی میز گرمابه می گذاشتند که اکثر این مجله ها دارای جدول بود و هر جدول را چند نفر حل کرده بودند زیرا وقت استحمام که می رسید حل کننده جدول آن را نیمه کاره رها می کرد و شخص دیگری با خودکار رنگ دیگر یا مداد،دنبال کار او را می گرفت و گاهی با کمی دقت می شد دریافت که یک جدول زیر دست شش تا ده نفر گذشته است.پس از آن روزنامه ها و مجله ها به سالن آرایشگاهها راه پیدا کردند،حتی روزنامه ها و مجله های از تاریخ گذشته و بیشتر برای حل جدول.در واقع جدول چای دارچین را از رونق انداخت."

جای خالی جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران سیاست زده

سال های پایانی دهه بیست که ایران یکی از خبرسازترین کشورها به خاطر نخست وزیری مصدق و ملی شدن صنعت نفت در جهان بود ،مهم ترین مطالب مجله ها به سیاست اختصاص داشت.در چنین جوی،جایی برای رشد جدول و سرگرمی در مطبوعات ایران نبود و اگر جدول و سرگرمی داشتند؛در ابتدایی ترین شکل ممکن بود. در واقع سال های نخست دهه سی ،سال های 1330 تا 1332 سالهای دکتر مصدق که همان چهره محبوب سال های دهه بیست است، جدول و سرگرمی برای بار دیگر در مطبوعات ایران متولد شد.اطلاعات هفتگی و تهران مصور حداقل یک صفحه و حداکثر دو صفحه از مجله خود را به جدول و سرگرمی اختصاص داده بودند که پارساخو با هر دو همکاری داشت.

اما همکاری با مجله سپید و سیاه برای پارساخو چیز دیگری بود:" دکتر بهزادی با 300 تومان مرا استخدام کرد. سپید و سیاه یکی از مجله های مورد علاقه ام بود. همکاری به طور تمام وقت یا به قولی "فول تایم" در سپید و سیاه مانند تحصیل در دانشگاه و فارغ اتحصیل شدن از آن در امر روزنامه نگاری بود چراکه هر نوع کار مطبوعاتی را در آنجا تجربه کرده و آموختم. و دوره دوم سپید و سیاه که پس از انقلاب منتشر شد،امور گرافیک مجله را عهده دار بودم،مجله ای یک رنگ با ترام و نگاتیو،نمونه ممتازی در صفحه بندی بود که به قول کارشناسان،استفاده به جا از ترام و نگاتیو در این مجله،دوره جدیدی را در صفحه بندی به ارمغان آورد."

به گفته پارساخو :" بهترین حق التحریر را در مطبوعات ایران سپید و سیاه پرداخت می کرد همین سبب شد نویسندگان مشهور آن زمان که سال ها با اطلاعات هفتگی و تهران مصور همکاری می کردند به سوی سپید و سیاه جذب شوند. تا آنجا که امروز بزرگترین منبع تحقیق در خصوص واقعیت های دهه سی،چهل و پنجاه و دوره آخر شصت شده است. "

فرزانه بهزادی، مدیر مسئول مجله دانستنیها در گفتگو با مجله تجربه درباره پارسا خو می گوید:"پارساخو يک جورهايي همه‌کاره بابا و آچار فرانسه تحريريه بود و کافي بود يک عکس ناياب يا مطلب گم شده را از او بخواهي. پارساخو عشق عجيبي به پدرم داشت. او علاوه بر اين کارها طراح جدول هم بود و تمام عمرش را براي طراحي جدول براي سپيد و سياه و بعد دانستني‌ها گذاشت."

جدول و سرگرمی در دهه سی

جدول و سرگرمی پیش از دهه سی در ابتدایی ترین شکل ممکن در مطبوعات ارئه می شد؛ در دهه سی با معرفی جوانان و نوجوانانی که با پارساخو همکاری داشتند،جدول و سرگرمی آن شد که امروز یکی از ارکان مهم و پولساز مجله ها و روزنامه های ایران شده است.اما پارساخو خوب به یاد می آورد که در سالهای دهه سی جوانان علاقمند به سرگرمی و جدول چگونه از مطبوعات رفتند:" سال های دهه سی،جوانان و نوجوانانی که به مجله ها روی خوش نشان می دادند،دوست داشتند به نوعی دست همکاری به سوی آنها دراز کنند جوانان و نوجوانانی که بیشتر مایل بودند با چهار مجله نسل جوان یعنی سپید وسیاه، روشنفکر،فردوسی و امید ایران همکاری کنند . همه کسانی که با این مجله ها کار می کردند به طور رایگان بود و دیناری به آنها پرداخت نمی شد." و جالب آنکه مجلات در ازای چاپ شدن اثر بیست ریال از نویسنده دریافت می کردند.

در یکی از مجله ها پیش از آنکه پارساخو مسوول صفحه جدول و سرگرمی باشد هر که می خواست مطلبی از او در آن مجله چاپ شود باید بابت چاپ هر سرگرمی بیست ریال به مسوول صفحه پرداخت کند و پارساخو هم که مایل بود کارهایش در آن مجله به چاپ برسد هر شماره بابت هر اثرش که در آن مجله چاپ می شد؛ بیست ریال پرداخت می کرد.

برای همین وقتی او در راس صفحه جدول و سرگرمی مجله قرار گرفت جوانان و نوجوانان بیشتری دست همکاری به سوی او دراز کردند تا آنکه با فرا رسیدن نیمه دوم دهه سی و تا پایان این دهه آنها که به طور پراکنده با مطبوعات در زمینه جدول وسرگرمی همکاری داشتند؛ یکی پس از دیگری از مطبوعات جدا شدند. پس از آنکه اواسط دهه سی طراحان جدول و سرگرمی یکی پس از دیگری صحنه را ترک کردند،تا سالها سه نفر،جدولهای مطبوعات ایران را طرح می کردند:جلوه در روزنامه اطلاعات،مرحوم میرفخرالدین مداینی در کیهان و جهانگیر پارساخو در مجله ها و هر از گاهی در روزنامه آیندگان و میزان.

طراحان جدول همه چیز بخوانند

جهانگیر پارساخو یکی از انتقاداتش به طراحان جدولی است که بدون امضا و انتشار نام شان جدول را طرح می کنند و همین باعث می شود تعصبی روی کارشان نداشته باشند و جدولی طراحی کنند پر از غلط:" طراحان جدول کلمات در روزنامه باید برای پرهیز از هر نوع اشتباه و حفظ آبروی دست اندرکاران روزنامه، نام خود را بگذارند و تا آخرین مرحله نتیجه کار خود را تعقیب کنند."

به باور او باید طراحان جدول،ساعت های بیشتری به مطالعه اختصاص دهند.باید همه چیز بخوانند:روزنامه،مجله،کتاب،خوب و بد.

همچنین بالا بودن تعداد خانه های جدوال دلیلی بر خوب بودن آن جدول نیست. پارسا خو در این باره در خاطراتش نوشته:" شمار ستون افقی و عمودی جدول زیر ده بود و سال 1333 که روزنامه اطلاعات نخستین جدول کلمات متقاطع را چاپ کرد از 9 در 9 هم کوچکتر بود. بعدها اندازه 9 در 9 را انتخاب کرد که تا سال ها ادامه داشت و امروز 15 در 15 که از سالها پیش 15 در 15 بوده است.کیهان هم برای دور ماندن از غافله سعی کرد تعدا خانه های جدول را افزایش دهد اما پارساخو معتقد نبود که اگر 17 در 17 و یا بیش از این بشود به بهتر بودن جدول کمکی می کند! "

سرگرمی و شیردلان دیروز

یکی از سرگرمی های مهم که به مطبوعات ایران اختصاص دارد چیستان،نغز،واگوشک و .. است که نخستین بار پارساخو در مجله روشنفکر ارائه داد که پاسخگویی به آن جایزه داشت.

به باور وی متاسفانه سرگرمی بیش از هر مطلب و مقاله در ایران آسیب پذیر است.بارها سرگرمی های پارسا خو که در مطبوعات به چاپ رسیده در کتاب هایی مثل چیستان و کتاب راهنمای کنکور آورده شده بدون اجازه از نویسنده اش و یا شکایت دیگر جهانگیر پارساخو این بود که امتیاز مجله ای را نداشت و به قول خودش که می گفت :"پدر بی امتیازی بسوزد." اوسه دوره با امتیاز دیگران و در مقام سردبیری،مجله جدول و سرگرمی منتشر کرد: مجله شب و روز،مجله جیبی و سرگرمی های شب و روز.

در چنین فضایی وقتی روشن شد که پارساخو می خواهد با مطبوعات همکاری کند به او گفتند: "دل شیر" داری،برو. اما یک گوش در و دیگری دروازه شد. چون کار از کار گذشته بود. من عاشق کار در مطبوعات بودم و بالاتر از آن از جان گذشته.

از جان گذشتگی او دروغ نیست.سی وشش سال پشت میز نشست و جدول و سرگرمی طراحی کرد ، کاری که در نهایت برایش بیماری دیسک به ارمغان آورد و نه سال تمام خوابیده طراحی کرد و مقاله نوشت.

جدول‌ها و سرگرمی‌های وی در مجله‌هایی مانند تهران مصور، سپیدوسیاه، روشنفکر، فردوسی، جیبی، دانستنیها، گل آقا و بسیاری از نشریات دیگر به چاپ رسیده‌است.

از سرگرمی در تلویزیون تا بازی در فیلم

نخستین بار سرگرمی توسط جهانگیر پارساخو در برنامه ای با نام" رژه صنعت و هنر" در سال 1346 به تلویزیون راه یافت در این برنامه هر هفته ،عصر جمعه پاکتی بر صفحه تلویزیون جا خوش می کرد که در آن عکس یکی از چهره های مشهور روز بود عکس به طور کامل از پاکت بیرون نمی آمد و فقط قسمتی از مو،پیشانی،ابرو و چشم در عکس پیدا بود که باید با همین داده ها صاحب عکس شناسایی می شد.

جهانگیر پارساخو همچنین تجربه حضور در یک فیلم سینمایی را با نام "تختخواب سه نفره" داشت. او سالهای پایانی عمرش به دلیل بیماری قدرت تحرک را از دست داده بود ولی همچنان به کار ادامه می‌داد او روز جمعه 21 آبان 1378 درگذشت .

منابع مورد استفاده:

- پژهشنامه تاریخ مطبوعات ایران،سال یک،شماره یک،1376،

- http://www.tajrobehmag.com/article/374

- http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC...

- http://www.golagha.ir/news/?ty=2&am...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.