26 فروردین 1392

روزنامه نگاری بعد از زندان

استقلال بیشتر، فضای کار کمتر

26 فروردین 1392

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد :روزنامه نگاران ایرانی پس از زندان چگونه روزگار می گذرانند ؟ آیا آنها همان نگاه گذشته را به حرفه ای دارند که برای آن گاه سالها زندانی شده اند ؟آیا دیدگاه روزنامه نگاران بازداشت شده به حرفه شان قبل و بعد از بازدشت یکسان است ؟زندان رفتن چه تاثیری در تغییر نگاه روزنامه نگاران دارد آیا آنها را محافظه کارتر می کند یا جسورتر ؟ آیا زندان رفتن آنها موجب استقلال بیشتر آنها در مقابل فضای کاری کمتر برای آنان خواهد بود ؟ یا تنها راه را برای کار در حرفه مورد علاقه شان خواهد بست ؟ به راستی آیا تجربه زندان نگاه ، نثر و رویکرد روزنامه نگار را به کارش تغییر نخواهد داد ؟اینها سوالاتی است که با تعدادی از روزنامه نگارانی که تجربه بازداشت و زندانی شدن را داشته اند در میان گذاشتیم این روزنامه نگاران به دلیل شرایط خاصی که دارند از ما خواستند نامشان در این گزارش آورده نشود :

روزنامه نگاری مستقل از قدرت را نادیده می گرفتیم

خبر بازداشت روزنامه نگاران در ایران آن قدر تکرار شده و آن قدر درباره آن گفته و نوشته شده که شاید کمتر کسی از آن بی اطلاع باشد .زمستان سال گذشته بود که طی چند روز 17 روزنامه نگار بازداشت و راهی زندان اوین شدند . روزنامه نگاران شهرستانی هر روز در سکوت خبری احضار و بازجویی و زندانی می شوند و در همین حال ده ها روزنامه نگار زندانی هم در زندان ها روزگار می گذرانند . روزنامه نگارانی با حکم های طولانی مدت و گاه محرومیت همیشگی از نوشتن .

یکی از روزنامه نگارانی که چهار سال گذشته را در زندان گذرانده و به تازگی آزاد شده است برایم از نحوه تغییر نگاهش نسبت به روزنامه نگاری بعد از زندان سخن می گوید:« قبل از زندان عموم روزنامه نگاران ایران در شرایط ویژه ای سیر می کردند . همه چیز شتاب بیش از حد و غیر معمول داشت. حوادث متعددی در حوزه های محتلف روی می داد که پرداختن صرف به آنها نیز امکان پذیر نبود . در این شرایط توجه به حرفه ای گری در کمترین میزان خود بود . ناخواسته به جریانهای سیاسی وصل شده بودیم و بسیاری مواقع نکات مربوط به روزنامه نگاری مستقل از قدرت را نادیده می گرفتیم . البته شاید مجبور بودیم و چاره ای پیش رو نداشتیم . وقت اندکی برای مطالعه بود و خود را گاه بی خود و زیاد از حد درگیر مسائل روز کرده بودیم . اما دوران زندان فرصت خوبی بود برای فکر کردن در باره خود .»

به گفته این روزنامه نگار یکی از مسائلی که او در زندان مدت زیادی به آن فکرکرد نقد رفتار حرفه ای اش بود :« متوجه شدم در زمینه روزنامه نگاری و دانش آن ضعف اساسی دارم . رویکردهای جدیدی به خبر و گزارش و نوع نگاه به مخاطب وجود دارد و کم کم تبدیل به دانشی شده که ما غافل از آن کار می کرده ایم.»

ما در بی تفاوتی مردم مقصر بودیم

برخی روزنامه نگاران ایرانی گاه نسبت به بی تفاوت بودن مردم به مطالبی که آنها می نویسند گلایه دارند و از بیتفاوتی مردم نسبت به این مسائل جامعه گلایه مندند ، مسائلی که اغلب برای خود این روزنامه نگاران مهم ومحوری اند .

این روزنامه نگار به این نکته هم اشاره می کند :«حالا که خوب به گذشته نگاه می کنم به جرات می توانم بگویم بسیاری ازآسیب هایی که در این سال ها خورده ایم و ندانم کاری هایی که داشته ایم موجب شده بود کمترین تاثیر را بر مخاطبانمان بگذاریم . اما همیشه گلایه می کردیم چرا مردم اینقدر نسبت به مسائلی که ما مطرح می کنیم بی تفاوت هستند .»

او ادامه می دهد :« در دوران زندان با مسائلی مواجه شدم که تا قبل از این هرگز به آنها فکر هم نمی کردم یا توجهم به آنها اندک بود یا اصلا نمی دانستم در کشورمان چنین مسائل و اتفاقاتی روی می دهد . درواقع خوب که نگاه می کردم می دیدم خیلی از اتفاقات و مسائلی که زندانیان عادی و سیاسی با انها در گیر هستند و بابتشان در زندان هستند ، کمترین بازتابی در میان مطبوعات و رسانه های ما داشته است . یعنی ما به مسائل و اتفاقاتی می پرداختیم که تصور می کردیم مسائل و رویدادهای مورد نظر مردم هستند در حالیکه این گونه نبود . »

استقلال بیشتر، موقعیت کمتر

فشارهای زندان موجب نشد که بخواهید برای همیشه روزنامه نگاری را کنار بگذارید ؟آیا زندان موجب رویکرد کاملا جدیدی به حرفه تان نشد و آیا شما را برای یک زندگی بدون دغدغه و دور از روزنامه نگاری تشویق نکرد ؟این روزنامه نگار در پاسخ به این سوالها هم تاکید می کند :« رویکردم کاملا تغییر کرد اما این تغییر به معنای محافظه کاری نیست . بلکه به معنای توجه بیشتر به اصول حرفه ای است . گرایش به مستقل بودن و دیدن مسائل و رویدادها فارغ از جناح بندی های سیاسی . سوژه هایی در بین مردم وجود دارد که ما اصلا به آنها توجه نداشتیم و ندیدیمشان . مسائل روزمره مردم باید در روزنامه ها بازتاب داشته باشد . مردم باید مسائل و مشکلات خود را در مطبوعات ببینند . این بخشی از وظیفه آگاهی بخشی و روشنگری ماست کاری که ما در گذشته کمتر انجام دادیم . »

او ادامه می دهد :«در باره فرصت های جدیدی کاری هم باید بگویم اگر منظور همان نگاه سنتی به روزنامه نگاری است و فرصت های پیش رو ، بله محدودیت ها بسیار و فرصت های کاری اندک وحتی تا حد صفر است . نه دیگر روزنامه های موجود به سلایق و خواست من پاسخ می دهند و نه مسئولان آن روزنامه ها رغبتی به استخدام ما دارند . به دلایل بسیار که یکی شان امنیتی است و ترس از دادن موقعیت هایشان . می خواهم بگویم که کار کردن به روش سنتی روزنامه نگاری برای من دیگر یک موضوع دوطرفه و شاید غیر ممکن است یعنی به غیر از نگاه کارفرماها خودم هم تمایلی به این شیوه کار کردن ندارم . اما تغییراتی که در حوزه های فنی و حرفه ای روزنامه نگاری و ابزارهای آنها ایجاد شده تا حدودی می تواند این نقیصه را جبران کند . در واقع در یک کوچه بن بست گرفتار نیستم و رو آوردن به جنبه های دیگر کار روزنامه نگاری همچون روزنامه نگاری تخصصی ، تحقیقی و میدانی که از قضا در مطبوعات امروز ایران ما خبری از آن نیست و یا به ندرت دیده می شود و یا کتاب نوشتن از این جمله است .»

نگاه عمیق تری به زندگی دارم

آیا زندان رفتن هیچ دستاورد مثبتی هم می تواند داشته باشد یعنی زندان وگذراندن سالهای عمر پشت میله ها ودیوارهای بلند آن طور که همه تصور می کنند فقط برای زندانی و خانواده اش دستاوردهای منفی دارد و یا حتی از این دوران سخت هم می توان درس های خوبی گرفت .

این روزنامه نگار در این باره هم می گوید :« زندان به من این فرصت را داد تا نگاهم به مسائل اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی عمیق تر شود در این دوران فرصت مطالعه داشتم و رمان ، داستان کوتاه و نمایش نامه های مختلف خواندم . از سوی دیگر بر حرفه تخصصی ام مطالعه عمیق تری داشتم که آن هم کمک کرد که در زمینه روزنامه نگاری و در استفاده از کلمات و واژه ها روش دیگری را در پیش بگیرم . سبک نگارشم هم متفاوت شده است . در واقع نسبت به گذشته روانتر می نویسم و چهار چوب فکری منظم تری دارم . ضمن اینکه مطمئنم باقی مانده زندگی حرفه ای ام تا آنجایی که می توانم با جناح بندی های سیاسی و گروهی فاصله گذاری می کنم .»

او با اشاره به اینکه هیچ کس نمی تواند اثرات منفی زندان را نادیده بگیرد می گوید :«در کنار همه اینها هیچکس نمی تواند اثرات منفی زندان سختی ها ، دلتنگیها ، روزهای سخت بازجویی و انفرادی را نادیده بگیرد اما خواندن وخواندن بهترین اتفاق این دوران بود . ادبیات و شعر و داستان و رمان و فیلم معمولا در زندگی واقعی ما روزنامه نگاران ایران جای چندانی ندارد . دلایل متعدی هم دارد . مسائل مالی و چند شغله بودن از مهمترین آنها است . دوران زندان این نقیصه را خیلی خوب به من نشان داد و تا حدودی در بر طرف کردنش کوشیدم و فکر می کنم باید آن را در هر شرایطی ادامه بدهم . »

حاشیه امن می خواهم

با دونفر دیگر از روزنامه نگارانی که صحبت می کنم تجربه طولانی مدت بودن در زندان را ندارند آنها چند ماهی را در زندان امنیتی گذراندند و پس از آن به کار روزنامه نگاری برگشتند با مشکلات خاص و نگاه متفاوت خود به این حرفه والبته داشتن پرونده و نگرانی از گرفتن حکم .

یکی از این روزنامه نگاران می گوید :« تمام مدت روزهای زندان و در انفرادی بودن به این نتیجه رسیدم که گروه های مختلف جناحی در ایران هر کدام به دنبال رسیدن به اهداف خود هستند وما روزنامه نگاران را پله ای کردند برای خود، سپرهایی که همیشه باید هزینه بدهند . وقتی حرف از آمدن خاتمی می شود ، صحبت از انتخابات آزاد می شود و یا هر عمل سیاسی دیگری ما روزنامه نگاران هستیم که باید آماده بازداشت و هزینه دادن باشیم .می خواهند فضای جامعه را متشنج کنند به سراغ ما می آیند میخواهند رعب و وحشت ایجاد کنند ما را زندانی می کنند. بعد از بازگشت از زندان مدتی فکر می کردم که اصلا کار روزنامه نگاری را برای همیشه رها کنم اما فهمیدم هیچ توانایی وعلاقه دیگری برای ادامه زندگی ندارم. کارم را در روزنامه از دست داده بودم و راستش تمایلی هم به بازگشت نداشتم پس در یک مجله تخصصی مشغول به کار شدم، شاید دور از علائق حرفه ای اصلی ام اما این گونه هم گذران زندگی می کنم و هم در حاشیه امن و به دور از جناح بندی های سیاسی منتظر می مانم تا حکمم صادر شود .»

زندان آب دیده ترم کرد

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با اوگفتگو می کنم معتقد است که زندان رفتن تغییرات بزرگی را در زندگی حرفه ای اش ایجاد نکرده است :«بعد از زندان خیلی ها به من گفتند خط قرمزها را رعایت کن خط قرمزها ی که بنا به سلیقه بازجویان یا برخی افراد پررنگ تر و یا کم رنگ تر تعریف می شود اما من نمیتوانم این کار را انجام دهم چرا که من روزنامه نگاری را در کنار اخلاق حرفه ای آن باور دارم . چارت اخلاقی این حرفه در ذهن من شکل گرفته و این چارچوب به من می گوید طبق آن به عنوان روزنامه نگار فعالیت کن، سوژه هایت را پیگیری کن. شاید این سوژه ها خوشایند حاکمیت نباشد اما وقتی در چارچوب اخلاق روزنامه نگاری باشد نباید خللی در کار ایجاد کند. من به عنوان خبرنگار همیشه تلاش کرده ام بر فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری تمرکز کنم چه قبل از زندان چه بعد از زندان. بعد از زندان در رسانه ای کار کردم که شاید وابستگی های سیاسی داشت اما من هدفم اطلاع رسانی درست و تاثیر گذاری با رعایت اخلاق حرفه ای بود وقتی دیدم آن رسانه بیشتر از آنکه روزنامه نگار در آن فعالیت کند فعال سیاسی وابسته به یک حزب بدون رعایت اصول حرفه ای است از آن کار کناره گرفتم .»

با این همه این روزنامه نگار تاکید می کند که زندان او را آب دیده تر از قبل کرده است :« فهمیدم چطور می توان احتیاط های لازم را انجام داد و حتی گاهی عقب نشینی کرد اما در نهایت روزنامه نگار باقی ماند. انگار زندان برخی تکنیک ها را یادم داده باشد. دروغ است که بگویم ، زندان هیچ هراسی در دلم نکاشت . قطعا دلم نمی خواهد به زندان برگردم . قطعا دلم نمی خواهد در شرایط سخت بازجویی قرار بگیرم اما واقعا دلم هم نمی خواهد در کار روزنامه نگاری عقب نشینی کنم. »

برخی از روزنامه نگارانی که تجربه زندان رفتن را دارند در پیدا کردن کار جدید با مشکلاتی مواجه می شوند اما این روزنامه نگار می گوید :« قطعا شرایط کاری برایم کمتر شد ولی نه آن طور که برخی می گویند اگر روزنامه نگاری بخواهد کار کند و کارش هم خوب باشد فضای کار هم برای او فراهم می شود. البته مشکلات همیشه وجود دارد. من بلافاصله بعد از آزاد شدن از زندان پیشنهاد کار در یک مجله تخصصی را دریافت کردم. از جایی دیگر پیشنهاد انجام تعدادی مصاحبه در باره موضوعی اجتماعی را هم برای یک ویژه نامه دریافت کردم. شاید این پیشنهادها مثل کارهای گذشته ام نبود اما به هر حال کار بود . راه های روزنامه نگاری کردن زیاد است و مهمتر از همه چیز روزنامه نگار باقی ماندن حتی در این شرایط است.»

این روزنامه نگار که گاهی با اسم مستعار هم مطلب می نویسد در پایان صحبت هایش ادامه می دهد :« شاید بعد از زندان همان آدم قبلی نباشم اما نام آن را محافظه کاری نمی گذارم. شاید بازی با واژه ها باشد اما من به آن وسواس ذهنی می گویم. یعنی من خودم دچار وسواس ذهنی شده ام. مثلا در شبکه های اجتماعی که در معرض دید خیلی ها قرار داد مطالب سیاسی یا اظهار نظر جدی نمی کنم یا موضوعات حساسیت برانگیز است را به اشتراک نمی گذارم. در ارتباط با آن گزارش هایی که با اسم خودم منتشر می شود ، حساسیت دارم. یعنی در انتخاب سوژه با آنکه سعی می کنم دچار خودسانسوری نشوم اما حساسیت دارم. اگر نشد گزارشی را با اسم خودم پیگیری کنم با اسم مستعار دنبالش می کنم. یعنی این دو بعد از زندان مکمل هم شده اند. من می دانم که هنوز شغلم تا چه میزان تاثیرگذار است و تا چه حد حکومت از آن ترس دارد بنابراین با وجود نا امیدی های مقطعی که به ویژه بعد از زندان دچار آن شده ام چراغ کار رسانه ای را خودم خاموش نخواهم کرد .»

تجربه روزنامه نگاران ایرانی که زندان را تجربه کرده اند متفاوت از یکدیگر است و هر کدام از زاویه ای متفاوت ماجرای زندان رفتن و ارتباط آن را با حرفه شان تشریح میکنند اما همه آنها بر فاصله گرفتن از قدرت و مستقل ماندن تاکید می کنند هر چند به قیمت داشتن موقعیتهای کاری کمتر .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.