23 فروردین 1392

عصر تازه اطلاعات ؛حقیقت ضروری و تخیل غیرضروری

23 فروردین 1392

نوشته: کریگ سیلورمن

ترجمه و تلخیص :انوشه جاوید

توضیح: بنیاد روزنامه نگاری نیمن وابسته به دانشگاه هاروارد در هر فصل نشریه‌ای را منتشر می‌کند که به موضوعی خاص در روزنامه نگاری می‌پردازد. در شماره تابستان ۲۰۱۲ بسته‌ای رسانه‌ای با عنوان «حقیقت در عصر رسانه‌های اجتماعی» مورد بررسی قرار گرفت. «عصر تازه حقیقت» یکی از مقاله‌های این بسته رسانه‌ای است که به قلم «کریگ سیلورمن» (۱) روزنامه نگار معروف نوشته شده است:

خبرنگاران ایران: در کتاب «راهنمای روزنامه ‌نگاران مشتاق» که در سال ۱۸۹۴ میلادی چاپ شد، «ادوین ال. شومن» آنچه را که خود ارزشمند‌ترین اسرار این صنعت در مرحله ‌ی رو به رشد فعلی می‌ خواند، با خوانندگان در میان گذاشته است .

او پیش‌ بینی کرد که خلق جزییات خبر تبدیل به روش معمول روزنامه ‌نگاران می‌ شود. او معتقد بود: «اینکه حقیقت ضروری و تخیل غیرضروری باشد، قانون اولیه ‌ی هر روزنامه‌ای محسوب می‌ شود. البته با توجه به اینکه هدف نهایی خلق یک داستان جذاب و خواننده ‌پسند باشد.»

در آن روزگار (۱۸۹۴) خبرنگاران می‌ توانستند خیلی راحت با خلق یا تصور بخش‌هایی هر چند کوچک از جزییات – یا حتا بیشتر- (حتی اگر همه واقعیت هم نباشد) داستانی جذاب و خواندنی بنویسند و به راحتی و بدون اینکه کسی آن‌ها را مجبور به توضیح بیشتر کند، قسر در بروند. آن زمان امکان دسترسی به اطلاعات نه تنها برای همه بلکه گاهی برای خود روزنامه نگاران هم بسیار کم بود و روز‌ها تا هفته ‌ها طول می‌ کشید تا اطلاعات مربوط به یک رویداد راه خود را به حلقه ‌ی نشر باز کند. تلفن هنوز مورد استفاده ‌ی گسترده نبود و تا رسیدن به اولین مخابره ‌های بیسیم بین قاره ‌ای سال‌‌ها وقت لازم بود. دوربین «کداک براونی» که برای استفاده ‌ی عموم تولید انبوه می‌ شد، قرار بود تازه ده سال بعد به بازار بیاید. صنعت نشر و توزیع هم در دست عده ‌ی معدودی بود! اگر یک خبرنگار می‌ خواست به قصد جذاب ‌تر کردن داستان خود از جزییات ساختگی استفاده کند، این احتمال هم وجود داشت که هیچ‌ وقت کسی مچ او را نگیرد.

اگرچه پیشنهاد شومن (به ویژه در دنیای امروز) قابل اعتراض است، اما بخشی از آن –و‌‌ همان دنیا و اطلاعات خبرنگاری که این پیشنهاد در آن ارائه شد- در مقابل استانداردهای امروزی جالب و هیجان ‌انگیز به نظر می‌ رسد. همچنین این نظر نشان می‌ دهد که جهان از نظر دقت و صحت مطالب، چقدر عوض شده است.

«مارک لیتل»، موسس نشریه ‌ی Storyful در مقاله ‌ای گفته است: «همین چند وقت پیش خبرنگار‌ها محافظین حقایق نادری شناخته می‌ شدند که در زمان‌‌های مشخص به دست مخاطب منفعل رسانده می‌ شد. ولی امروزه همین خبرنگاران مدیران حجم غیرقابل کنترلی از اطلاعات و محتوا هستند که با اشتراک گذاشتن خبر‌هایشان از سوی جمعیت‌‌های فعال کشف، صحت ‌سنجی شده و منتشر می‌ شوند.»

اگر دنیای روزنامه نگاری و خبرنگاری امروز، از پیشنهاد شومن پیروی کند احتمالاً خیلی زود دستش در رسانه‌‌های اجتماعی رو خواهد شد. وبلاگ ‌نویسان چوب ‌خط تهمت‌‌ها را نگه داشته و در مورد آن‌‌ها تحقیق می‌ کنند. افرادی که اطلاعات دست اولی در مورد موضوع مورد بحث دارند، ممکن است قدم پیش گذاشته و عکس یا ویدیویی برای زیر سوال بردن جزییات ساختگی ارائه دهند. منتقدین رسانه هم که سگ‌‌های نگهبان رسانه حساب می‌ شوند، خبرنگار و کارفرمایانش را رسوا خواهند کرد.

اما جالب‌ترین بخش قابل تامل این گفتار چیزی است شبیه همین اتفاق که در دنیای سیاست هم رخ می‌دهد. یک سیاستمدار یا یک شخصیت برجسته اجتماعی اگر به شکل آشکار دروغی را تبلیغ ‌ کند، به احتمال فراوان از سوی سازمان‌‌های حقیقت ‌یابی چون FactCheck. org و PolitiFact رسوا خواهد شد.

امروز اما با توجه به توسعه روزافزون و سرعت چشمگیر اینترنت و رسانه‌های اجتماعی نه تنها زمان دسترسی به اطلاعات جدید کوتاه شده است بلکه شرایطی پدید آمده تا افراد بیشماری بدون توجه به فاصله مکانی و زمانی، در کمترین زمان و به بهترین شکل ممکن بتوانند اطلاعاتشان را با هم تبادل و درباره صحت و سقم آن‌ها با یکدیگر مشورت کنند. به همین دلیل هم می‌توان ادعا کرد که تا به حال در هیچ نقطه از تاریخ خبرنگاری –یا جامعه ‌ی بشری- این همه انسان و سازمان مشغول بررسی صحت اخبار نبوده ‌اند. از این رو می‌توان گفت تا به حال رسوا کردن یک خطا، اطمینان از صحت یک خبر، یافتن منابع چندگانه و استفاده از تکنولوژی به منظور صحت‌ سنجی این قدر آسان نبوده است. پس تعجب‌ آور نیست که بهای خطا در مخابره ‌ی یک خبر این قدر بالا رفته است. جهان تازه ‌ی سرشار از اطلاعات، توزیع آنی، تلفن‌‌های هوشمند، دوربین ‌های دیجیتال و شبکه‌‌های اجتماعی دوباره قانون صحت‌ سنجی را به عنوان اصل اولیه ‌ی روزنامه ‌نگاری رواج داده است. همچنین این امر حوزه ‌ی نوظهوری از تخصص به وجود آورده که حول محور صحت ‌سنجی عکس‌‌ها، ویدیو‌ها، توئیت ‌ها، پست ‌ها، مطالب وبلاگ‌‌ها و سایر حوزه ‌های دیجیتال شکل گرفته است. اغلب از این حوزه ‌ی جدید با عنوان «نو صحت‌سنجی» نام برده می‌شود. ولی این بدان معنا نیست که ارزش‌‌ها و مهارت ‌های قدیمی دیگر جز قوانین و اصول اولیه محسوب نمی‌ ‌شوند.

«دیوید ترنر» در مقاله ‌ای در باب حلقه ‌ی محتوای BBC که از سوی مخاطبین شکل گرفته، می‌ نویسد: «صنعت صحت ‌سنجی محتوا و آگاه ‌سازی اجتماع به جای تکنولوژی پرزرق و برق، بیشتر بر غریزه ‌ی خبرنگاری افراد تکیه دارد. با اینکه برخی این تخصص جدید در روزنامه ‌نگاری را «کالبدشکافی اطلاعات» می‌ نامند، ولی لازم نیست فرد حتماً متخصص IT باشد یا ابزار و وسایل مخصوصی در اختیار داشته باشد تا سوالات اساسی را که با آن‌‌ها راست یا دروغ بودن یک خبر مشخص می‌ شود، بپرسد و جواب بدهد.»

این حلقه ‌ی محتوا، در حقیقت تیمی از خبرنگاران را در اختیار دارد که محتوای شبکه‌‌های اجتماعی را صحت ‌سنجی می‌ کنند.

امروزه بسیاری از رسانه‌های بزرگ تیم‌هایی متشکل از افراد متخصصی را در اختیار دارند که وظیفه‌شان بررسی صحت و درستی اخبار و تصاویر ارسالی است. به عنوان مثال تیم رسانه ‌ی اجتماعی الجزیره از امر صحت ‌سنجی به عنوان یکی از اصول اولیه ‌ی کار خود استفاده می‌ کند. سی. ان. ان هم تیمی با نام تیم تهیه ‌کننده‌‌ها در بستر iReport دارد که محتوای خبرهای ارسالی از طرف مردم را مورد بررسی قرار می‌ دهد. همچنین دفتر عکس آسوشیتد پرس نیز وقت و منابع زیادی را صرف بررسی منشا و صحت‌ سنجی عکس‌‌ها و ویدیوهای منتشر شده در شبکه ‌های اجتماعی می‌ کند.

در Storyful هم «مارک لیتل» که کارنامه قابل تاملی در عرصه کار خبرنگاری تلوزیونی دارد به همراه تیمی متشکل از خبرنگارانی از سرتاسر جهان، یک سازمان خبری را اداره می‌ کنند که صحت‌ سنجی را به عنوان یکی از اصلی‌‌ترین خدمات خود به مشتریانی چون رویترز و نیویورک تایمز ارائه می‌ دهند.

امروزه سازمان‌هایی هستند که موظف به اجرای عملیات صحت ‌سنجی خارجی، متمرکز بر بررسی و تحقیق محتوای رسانه ‌های اجتماعی که از سوی مردم سرتاسر جهان آپلود شده و به اشتراک گذاشته می‌شوند؛ هستند. این سازمان‌ها در حقیقت سازمان‌های خبری و مدل‌های رسانه‌ای تجاری هستند که شاید ۱۰ سال پیش حتا تصور وجود آن‌ها هم محال به نظر می‌ رسید.

شایعه و دروغ

پیچیدگی مساله ‌ی صحت‌ سنجی محتوا در میان منابع بی‌ شمار و در بسترهای مختلف به شکل همزمان، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌‌های کار عملیات صحت سنجی است. این نوع محتوا می‌ تواند اطلاعات ارزشمندی را در جریان علنی شدن اختلافات سیاسی یا بروز حوادث طبیعی به دست دهد و جزییات یک ماجرای محلی را روشن‌‌تر کند.

با این حال این نوع محتوا شکلی از پیام‌‌های دروغ و تصاویر دستکاری شده ‌ی دروغگویان و مبالغه‌ گران هم دارد. شایعه و دروغ اگر سریع ‌تر نه، حداقل با‌‌ همان سرعت حقیقت میان مردم می‌ پیچد. در بسیاری از موارد این دروغ ‌ها جذاب‌‌تر، قانع‌ کننده ‌تر و حتی پربازدید‌تر از اصل ماجرا و حقیقت هستند.

«کا‌ترین کی. لی»، سردبیر جدید توسکالوسانیوز (در آلاسکا)، در مورد پوشش خبری مراسم جایزه ‌ی پولیتزر می‌ نویسد: «مردم اغلب شایعاتی را که ترجیح می‌ دهند حقیقت باشد، راحت ‌تر باور می‌ کنند. شاید بتوان گفت این دروغ ‌ها حس نیاز آن ‌ها به شنیدن خبرهای بد را سیراب می‌ کند.»

تجربه ‌ی لی از یک حقیقت بنیادین و تلخ در مورد انسان و خبر سخن می‌ گوید و چیزی نیست جز اینکه: «اگر چیزی حقیقت دارد، دلیل نمی‌ شود آدم‌‌ها آن را باور کنند.» و اینکه: «حقایق به تنهایی نمی‌ توانند انسان ‌ها را قانع کرده و طرز فکرشان را تغییر دهند.»

با وجود تعداد رو به افزایش افرادی که به امر حقیقت ‌سنجی اشتغال دارند، دروغگویان و حقه‌ بازان اغلب قانع کننده‌‌تر از خبرهای حقیقی ظاهر می‌ شوند. گزارش و صحت‌ سنجی حقیقت برابر با قانع کردن مخاطب نیست و این یکی از بزرگ‌ترین نبردهایی است که در تغییر از کمبود اطلاعات و توزیع محدود به سوی اطلاعات سرشار و دسته‌ بندی رسانه‌‌ها پیش آمده است.

من (کریگ سیلورمن) معتقدم: «نیروهای دروغ، پول بیشتر، افراد بیشتر، تخصص بیشتری و... بیشتری دارند. اگر ما می‌ دانیم چطور یک دروغ را افشا کنیم، آن ‌ها خیلی بهتر می‌ دانند چطور یک دروغ ساخته و آن را منتشر کنند. آن‌‌ها در این مورد خلاق‌‌تر هستند و بابت ماهیت کاری هم که انجام می‌ دهند، محدود به اخلاقیات و استانداردهای شغلی نیستند. این دروغگویان مزیت‌‌های بیشتری از ما دارند.»

دو محقق به نام‌‌های «برندان نیهان» از کالج دارتموث و «جیسون ریفلر» از دانشگاه ایالتی جورجیا در سال‌‌های اخیر شواهدی جمع‌ آوری کرده ‌اند که نشان می‌ دهد افرادی که به انتشار دروغ‌‌های بزرگ و کوچک اشتغال دارند، از یک مزیت بزرگ بهره می‌ برند: مغز انسانی!

این دو در وب ‌سایت Columbia Journalism Review نوشته ‌اند: «متاسفانه تحقیقات انجام شده در این زمینه تصویر دلسرد کننده ‌ای را به نمایش می‌ گذارد که واضح‌‌ترین سوء برداشت ‌ها را به سختی می‌ توان اصلاح کرد. بخشی از علت این امر ناشی از این است که ارزیابی ‌های مردم از اطلاعات جدید بر اساس باورهای آن‌ها شکل می‌ گیرد. وقتی ما با خبری روبه رو می‌ شویم که باورهای ما را به چالش می‌ کشد، ممکن است ذهن ما پاسخ ‌های متفاوتی تولید کند تا این اطلاعات ناخواسته را جبران سازد. در نتیجه، اصلاح اشتباهات اغلب بی‌فایده است و شاید نتیجه ‌ی معکوس هم بدهد.»

انسان ‌ها در مقابل اصلاح مقاومت می‌ کنند و اجازه ‌ی تغییر عمیق ‌ترین باور‌ها را نمی‌ دهند. ما به دنبال منابع اطلاعاتی می‌ رویم که باورهای فعلی ما را تایید می‌ کنند. وقتی در مقابل اطلاعات ناخواسته قرار می‌ گیریم، همیشه راهی برای فرار از قبول واقعیت پیدا می‌ کنیم. احساس بر ما حکمفرما است، نه عقل و منطق. این حقایق در مورد رفتار انسانی شاید بتواند توضیح دهد که چرا اطلاعات غلط سیاسی این‌ قدر متقاعد کننده و موثر هستند و چرا دروغ و افسانه در جامعه رواج زیادی دارد.

فراموش نکنید که دروغگویان از توئی‌تر و سایر شبکه ‌های اجتماعی هم استفاده می‌ کنند تا حساب‌‌های کاربری دروغین بسازند و از طریق آن‌‌ها دروغ منتشر کرده یا تقلب وارد بحث‌‌های موجود کنند. حتی گاهی عکس و ویدیوهای دروغین می‌ سازند و در شبکه ‌هایی چون یوتیوب قرار می‌ دهند به این امید که سازمان‌‌های خبری و عموم مردم آن‌‌ها را به عنوان حقیقت برداشت کنند.

کار برای حقیقت ‌سنجان و متخصصین صحت ‌سنج در سازمان ‌های خبری کم نیست. ولی در کنار حقیقت ‌یابی و صحت ‌سنجی، باید محصول این کار را بیشتر به اشتراک گذاشته و متقاعد کننده ‌تر کرد. انتشار حقیقت نیازمند استفاده از روایت، تصویرسازی قدرتمند و بهره‌مندی از احساسات مخاطب است. همچنین باید خود را وقف انتشار مهارت ‌های حقیقت ‌یابی و صحت‌ سنجی در میان روزنامه ‌نگاران و جامعه کرد.

به یاد داشته باشیم که جامعه ‌ای که قدرت تشخیص قابل استناد بودن یا نبودن مطالب و عکس‌های یک وب‌ سایت، یک توئیت و عکس دستکاری شده را داشته باشد و بتواند منابع اطلاعات را خود ارزیابی کند، جامعه ‌ی آگاه ‌تری خواهد بود. جامعه‌‌ای که در مقابل دروغ و بمب‌‌های شایعه مقاومت بیشتری می‌کند؛ جامعه ‌ای است که می‌ تواند به جای اینکه نقش یک مخاطب منفعل را داشته باشد، شخصاً در امر حقیقت ‌یابی و صحت‌ سنجی شرکت کند و در ‌‌نهایت سرنوشتش را خودش تعیین کند.

اکنون، زمان، زمان حقیقت ‌یابی و صحت ‌سنجی است. ولی آنچه که مهم است، این است که این عصر گذراست یا ماندگار؟ و اینکه آیا تمامی تلاش‌‌ها برای اثبات حقیقت می‌ تواند اثر چشمگیری بر تزلزل پایداری دروغ و شایعه در اکوسیستم اطلاعاتی جدید ما بگذارد یا نه؟

فراموش نکنید که خیلی وحشتناک خواهد بود اگر خبرنگاری ۱۰ سال یا شاید ۱۰۰ سال دیگر این نوشته را پیدا کند و‌‌ همان طور که ما در مورد صحبت‌‌های آقای شومن در انتهای قرن نوزدهم سرگرم می‌ شویم، از حماقت ما سرگرم شود و با خود به ما بخندد.

منبع: کریگ سیلورمن، فصلنامه بنیان روزنامه نگاری نیمن، تابستان ۲۰۱۲

پی نوشت:

(۱) «کریگ سیلورمن» نویسنده وبلاگ «حسرت خطا» درباره دقت، خطا‌ها و صحت اخبار برای موسسه روزنامه نگاری پوین‌تر مقاله می‌نویسد. او همچنین عضو هیات علمی دانشگاه است. وی نویسنده کتاب «حسرت خطا: چگونه اشتباه‌های رسانه‌ای، آزادی بیان و رسانه‌ای را به مخاطره می‌اندازد» است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.