19 فروردین 1392

در گفتگو با دو روزنامه نگار عنوان شد

شیوه های اطلاع رسانی در شرایط سرکوب روزنامه نگاران

19 فروردین 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: در ماههای اخیر شاهد بازداشت گسترده روزنامه نگاران ایرانی بوده ایم.چندین هفته نامه و روزنامه توقیف شدند و در مجموع هر روز دایره محدودیت ها ، باید و نباید هایی که به مطبوعات منتقد ایران دستورداده می شود؛ رو به گسترش است. اما آیا روزنامه نگاران منتقد در فضای این چنینی می توانند وظیفه اطلاع رسانی شان را به درستی انجام دهند؟ آنها چگونه راه های انتقال خبر را در فضای سرکوب پیدا می کنند؟ بهترین راه های انتقال اخبار که در عین حال کمترین آسیب را به روزنامه نگار وارد می کند چیست؟ آیا میان بازداشت های اخیر روزنامه نگاران با آشنا نبودن آنان با چگونگی کار در شرایط سرکوب رابطه ای وجود دارد؟ جواب این سوال ها را دو روزنامه نگاری می دهند که در حال حاضر در ایران نیستند اما می دانند تیغ تیز سانسور تا چه حد برنده است و همکاران مطبوعاتی شان در داخل ایران با چه تهدیدهایی مواجه اند. نوشابه امیری و عبدالرضا تاجیک دو روزنامه نگار ساکن فرانسه هر کدام برای دور زدن و مهار کردن این سرکوب ها و رساندن اطلاعات درست به مخاطب، با نگاهی به گذشته مطبوعات در ایران و با بیان تجربیات دهه های اخیر؛ پیشنهادهایی برای زمان حال دارند..

مطبوعات ایران از دوره اصلاحات تا اکنون

با آغاز به کار دولت سید محمد خاتمی در سال 1376 ، برنامه های اصلاحی مرحوم احمد بورقانی در حوزه مطبوعات آغاز شد. در این زمان به دلیل روی کار آمدن دولتی که دغدغه اصلی خود را توسعه سیاسی قرار داده بود، مطبوعات در ایران توانستند در فضای آزادتری ادامه حیات دهند. اگرچه به دلیل همراه نبودن رأس هرم قدرت سیاسی و نهادهای انتصابی با این دغدغه، مطبوعات با مشکلات و موانعی همراه بودند اما به هر حال توانستند با ورود به حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در انتقال اخبار و اندیشه هایی که تا پیش از این و به قول نیروهای امنیتی "سرخ" بودند، اقدام کنند.

عبالرضا تاجیک ، روزنامه نگار ساکن فرانسه که اخیرا نوزدهمین جایزه آزادی مطبوعات گزارشگران بدون مرز را برده و به عنوان بهترین روزنامه‌نگار سال انتخاب شده است ؛ گشایش های آن دوران در مطبوعات را اینگونه تشریح می کند:" انتشار اخبار زندانیان سیاسی و عقیدتی در سال های پس از خرداد سال 1376 امکان پذیر شد؛ البته این امکان با رعایت برخی نکات بود تا حساسیت رأس هرم قدرت سیاسی را به دنبال نداشته باشد. همچنین امکان ارائه تحلیل های متفاوت در خصوص برخی موضوع ها که جامعه با آنها درگیر بود، مانند موضوع هسته ای و روند مذاکرات ایران و غرب با رعایت همان نکات، امکان پذیر شد."

به گفته او اگر چه روزنامه نگاران همچنان در خصوص نقد و تحلیل برخی اخبار و مواضع که به نهادها و سازمان های تحت امر رهبری با مانعی سخت مواجه می شدند اما تلاش روزنامه نگاران در استفاده از ادبیات برابر باعث شد تا این نهادها و سازمان ها از حالت قدسی خارج شوند.

به باور این روزنامه نگار در مقاطعی مانند برگزاری انتخابات، این فضا در خصوص انتشار اخبار نهادهای مورد اشاره، کمی بازتر می شد. از سوی دیگر دیدگاه ها و نظرات متفاوت از دیدگاه رسمی حکومت، امکان یافتند تا در نشریات منتشر شوند. حتی افرادی که سال ها امکان درج نظراتشان به همراه نامشان وجود نداشت نیز توانستند نوشته های خود را در نشریات در حال انتشار، منتشر کنند.

اما با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در سال 1384 در حوزه فرهنگ - کتاب، مطبوعات و فیلم- شاهد حرکت های نگران کننده ای در زمینه سانسور کتاب، فیلم و مطبوعات بودیم. اگرچه در این سال ها به نوعی با تنوع مطبوعات روبرو بوده و هستیم اما قدرت سیاسی در ایران با یکسان انگاشتن مقوله فرهنگ با تبلیغات دولتی و حکومتی به عنوان یکی از مؤلفه های خود، به این تنوع، خدشه وارد کرد. چرا که اگر رسانه ای فاقد تبلیغ برای دولت و جناح حاکم بود، اثری ضد فرهنگی شناخته و موانع بر سر راه انتشار آن نشریه زیاد می شد.

تاجیک در همین باره می گوید:" در این دوره مانند گذشته این امکان وجود نداشت تا خارج از دیدگاه های حاکمیت در خصوص انرژی هسته ای و مذاکرات ایران و غرب تحلیل ارائه شود. همچنین در خصوص انتقال اخبار زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز این سخت گیری ها بیشتر شد. به گونه ای که برای انتشار اخبار زندانیان سیاسی و عقیدتی باید اشاره ای به هویت حقوقی این افراد نمی شد. روزنامه نگاران در خصوص پرداختن به موضوع تورم و گرانی و مشکلات اجتماعی در ایران نیز با سخت گیری های بیشتری مواجه شدند."

این روند که با کاهش تیراژ مطبوعات همراه بود تا انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 ادامه داشت. از همین رو در این دوران، مطبوعات مستقل از دولت برای انتقال و انتشار دیدگاه های خود به مرور با مشکل و مانع مواجه شدند. اگر تا پیش از این نهادهای وابسته به رأس هرم قدرت سیاسی در دستورالعمل های خود از موضوعاتی که نباید نوشته می شد، سخن می گفتند اما در این زمان آنان در دستورالعمل هایشان از موضوعاتی که باید پرداخته می شد نیز سخن گفتند. این درحالی بود که روزنامه نگاران با ظرافت از کنار این موضوع گذشتند و اجازه ندادند تا نشریه شان در این دام بیفتد.

منع رسانه ها از پوشش اخبار زندانیان سیاسی

اما روند محدودیت برای مطبوعات با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388، با حاکم شدن فضای امنیتی بر ایران در پی اعتراض حامیان دو کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات، سیر صعودی به خود گرفت تا جایی که مطبوعات نه تنها از پرداختن به برخی اخبار و موضوع ها منع شدند بلکه حتی دیگر مجاز نبودند تا نام برخی افراد از جمله آقایان موسوی، کروبی و خاتمی و خانم رهنورد را ذکر کنند.

نوشابه امیری وقتی با این سوال مواجه می شود که چه کارهایی را روزنامه ها می توانستند در گذشته انجام دهند که امروز نمی توانند؛ می گوید:" در گذشته انتشار سخنان و نظریات مقامات رسمی،دستگیری و توقیف و بازجویی در پی نداشت.همچنین در همه گذشته ها ـ به طور عام ـ دایره محدودیت ها به نسبت امروز گسترده نبود؛محدودیت هایی که روزانه و براساس درگیری های جناحی در حکومت متغیرست."

تاجیک با ارائه تصویری از مطبوعات دوران انتخابات جنجالی 1388 می گوید:" جریان حاکم بر ایران در ابتدا تلاش کرد تا در روزهای پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با اعزام نماینده یا نمایندگانی به چاپخانه ها بر محتوای مطبوعات، نظارت کند. این نظارت با حذف برخی اخبار و تیترهای روزانه همراه شد. آنان وقتی تیتری را مناسب تشخیص نمی دادند، از صفحه اول روزنامه پاک می کردند. روزنامه هایی که در آن دوران، بخشی از صفحاتشان سفید چاپ شده است، نتیجه اجرای این سیاست است.اما با گسترش موج اعتراض های مردمی که با تشدید فضای سرکوب همراه شد، سخت گیری بر نشریات غیر دولتی به تدریج زیاد شد تا جایی که آنان دیگر نتوانستند اخبار زندانیان سیاسی و عقیدتی را پوشش دهند. بنابراین روزنامه ها به تدریج برای انتشار برخی اخبار که تا پیش از این می توانستند با رعایت برخی نکات آنها را منتشر کنند، با مانع مواجه شدند. مانعی که در نهایت به منع در انتشار رسید. این سخت گیری تا حدی بود که نشریات در خصوص انتشار نظرات سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق نیز منع شدند. همچنین رسانه ها از پرداختن به موضوع تورم و گرانی و مشکلات اجتماعی نیز منع شدند."

خط قرمزهایی که روشن نیستند،مدارک و سند بیاورید

در فضای سرکوب، برای انتقال اخبار باید از چه شیوه هایی استفاده کرد؟ نوشابه امیری در جواب این سوال می گوید:" در فضای امنیتی ،اطلاع رسانی در هر حال صدمه می بیند و گاه از «اطلاع و خبر »چیزی باقی نمی ماند.لابد در این حال باید گفت «خط قرمز»ها را رعایت کنیم اما وقتی خط قرمزها نیز روشن نیستند و روزانه تغییر می کنند، چه پیشنهادی می توان داد ؟آزمون روزانه است، می تواند تبعات در پی داشته باشد یا نداشته باشد.اما در هر حال اگر برای هر گزارش یا مصاحبه یا اظهار نظر، مدارک مشخص و مستند داشته باشیم احتمالا میزان صدمات کمتر خواهد بود."

تاجیک هم در این باره می گوید:" برای اینکه دریابیم در فضای سرکوب، برای انتقال اخبار باید از چه شیوه هایی استفاده کرد، ابتدا نیاز است تا توصیه ها و دستورالعمل های حکومت های تمامیت خواه را بررسی کنیم. زیرا چنین حکومت هایی در شرایط سرکوب در تلاش هستند تا با ارسال دستوالعمل هایی به مطبوعات غیر دولتی، هدایت افکار عمومی را در دست خود بگیرند. به عنوان مثال در این دستورالعمل ها، هم گفته می شود که در خصوص چه مطالبی نباید نوشت و هم پیشنهادهایی در خصوص اینکه چه موضوع هایی باید نوشته شود، ارائه می شود."

به گفته او در این شرایط، مهم ترین نکته این است که روزنامه ها وارد موضوع هایی که این حکومت ها پیشنهاد داده اند، نشوند. همچنین روزنامه ها و روزنامه نگاران با شناخت حساسیت های حاکمیت، متوجه خواهند شد که در این شرایط، باید چگونه بنویسند تا هم به وظیفه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی خود عمل کرده باشند و هم میزان آسیب پذیری خود را کاهش دهند. یعنی در فضای سرکوب، هنر روزنامه نگار در کنار استفاده از فنون خبرنویسی، به او در ارائه خبر صحیح کمک خواهد کرد.

به عقیده او از سوی دیگر حکومت های سرکوبگر، تلاش می کنند تا زمینه های محکومیت خود در مجامع بین المللی را از بین ببرند. زیرا کشورها باید در مجامع بین المللی، جوابگوی عملکردشان در خصوص چگونگی برخوردشان با مقوله آزادی بیان، باشند. بنابراین حکومت های سرکوبگر تلاش می کنند تا خود را طرفدار مطبوعات متنوع معرفی کنند. از همین رو آنان در کنار تلاش برای کنترل محتوایی و خط دهی به مطبوعات و همچنین ایجاد مشکلات برای روزنامه نگاران مستقل شاغل در این نشریات، مجوزهایی را برای انتشار نشریه های جدید، صادر می کنند. این اتفاق، خود فرصتی ایجاد می کند تا روزنامه نگاران، منفذی برای انتقال خبرهای صحیح بیابند.

در ادامه پاسخ به این سؤال، تاجیک لازم می داند تا به اتفاقی که در ابتدای دولت آقای خاتمی در سال 1376 رخ داده بود، اشاره کند:" در آن سال ها که فضای رسانه ای کشور با رشد کمی و کیفی مطبوعات همراه شده بود تا فضای باز رسانه ای تحقق یابد، برخی نهادها و سازمان ها و حتی قوای حکومتی که به عنوان رقیب در برابر قوه مجریه عمل می کردند و مانعی در برابر گردش آزاد اطلاعات بودند، تلاش کردند تا کاملا جلوی انتشار اخبار و اندیشه های متفاوت با دیدگاه رأس هرم قدرت سیاسی را بگیرند. آنها همچنین سعی کردند تا با بازداشت های روزنامه نگاران و توقیف های نشریات مانع روند اطلاع رسانی شود. اما این تلاش ها نتیجه نداد؛ بنابراین رأس هرم قدرت سیاسی مجبور شد تا با کمی انعطاف، خطوط قرمز خود را تغییر دهد."

وجود مطبوعات کنترل شده بهتر از نبودشان

به گفته این روزنامه نگار نکته مهم در این دوران، تلاش و پی گیری روزنامه نگاران و برجسته شدن فنون خبرنویسی و گزارش نویسی بر خواست صاحبان رسانه ها که مردان سیاسی بودند، در کنار تعدیل اجباری خواسته رأس هرم قدرت سیاسی و نهادهای وابسته به آن برای کنترل مطبوعات، روزنامه نگاران و روزنامه نگاری را در موقعیتی مناسب و بالاتر از قبل قرار داد.

به این ترتیب به اعتقاد تاجیک در شرایط سرکوب نیز روزنامه ها و روزنامه نگاران می توانند با تلاش و پافشاری بر اصول حرفه ای، این امکان را به دست بیاورند تا نقش بنیادین خود که همان آگاهی بخشی به جامعه است را تحقق بخشند. زیرا هر چقدر هم فضا بسته و امنیتی شده باشد، حاکمیت سرکوبگر نمی تواند فضای رسانه ای را با توجه به رشد فرهنگی جامعه و بالا رفتن سطح توقع طبقه متوسط فرهنگی برای داشتن مطبوعات مستقل و آزاد و همچنین گسترش کمی و کیفی روزنامه نگاری، به فضای مورد علاقه خود تبدیل کند.

زمانی که تاجیک در نشست جانبی نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد از مشکلات و سختی هایی که روزنامه نگاران ایرانی با آن مواجه هستند، سخن می گفت، فردی که عضوهیأت یکی از کشورهای شرکت کننده در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل بود، خطاب به او گفت: "آیا فکر نمی کنید در همین فضای محدود که با سانسور همراه است، بودن مطبوعات کنترل شده بهتر از نبودنشان باشد؟" سؤال او زیرکانه و مفید بود؛ چرا که قطعا او با توجه به شغل اش، سابقه و تاریخچه مطبوعات در کشورهایی که در گذشته در شرایط سرکوب بسر برده اند را مطالعه کرده بود. بنابراین تاجیک بهتر دید تا از تجربه مفید همکارانش در ایران در دور زدن فضای سانسور، سخن بگوید. او گفت: " درست است که روزنامه نگاران در ایران تحت فشار هستند و سانسور وجود دارد اما امر گردش آزاد اطلاعات در ایران در حاضر وارد مرحله ای برگشت ناپذیر شده است. جامعه روزنامه نگاری ایران با تمام فراز و نشیب هایش تا توانسته در انتقال اخبار و اندیشه ها در نشریاتی که تا کنون به محاق توقیف نرفته اند، عمل کرده است. بنابراین خواستم بگویم که پیامد تلاش روزنامه نگاران در ایران، نشان از تولد یک حرکت آینده ساز دارد."

شیوه های اطلاع رسانی در شرایط سرکوب

یک روزنامه نگار در شرایط سرکوب باید به چه راه هایی برای اطلاع رسانی متوسل شود؟برای اینکه روزنامه نگاران در دوران سخت به دیوار سرکوب و دیکتاتوری به طور مستقیم برخورد نکنند چه مواردی را باید رعایت کنند ؟ تجربه ای که جامعه ایران آن را در 50 سال اخیر با خود داشته است . نوشابه امیری فیس بوک، وبلاگ نویسی،آرشیو کردن مطالب روزنامه های رسمی، خاطره نویسی، کتاب نویسی را از جمله راههایی می داند که می توان به وسیله آنها، وظیفه اطلاع رسانی را دنبال کرد.

اما عبدالرضا تاجیک معتقد است در فضای سرکوب که با شرایط امنیتی خاص همراه است؛ روزنامه ها همواره امکان درج و انتشار اخبار متمایز از اخبار و تحلیل های رسمی حکومت را ندارند:" اولین نکته در این شرایط این است که روزنامه نگاران باید توجه کنند تا در دام حاکمیت به منظور استفاده از روزنامه ها برای انتقال اخبار و تحلیل های مورد علاقه اش نیفتند. چرا که بر اساس تجربه های پیشین، این حکومت ها با ارسال دستورالعمل های کتبی و در بعضی مواقع شفاهی، خواهان انتشار برخی مطالب به شکلی که خود می خواهند، می شوند. مثلا آنان می خواهند تا فقط اخبار و دیدگاه هایی که علیه برخی فعالان سیاسی است، منتشر شود و اجازه انتشار دفاعیه های آنان یا خانواده هایشان داده نمی شود. در این شرایط می توان با کم رنگ کردن مطالبی که حاکمیت می خواهد تا با انتشار آنها در جهت تخریب شخصیت چهره های سیاسی حرکت کند، در این گردونه قرار نگرفت. همچنین در این شرایط می توان گزارش ها و خبرها را با استفاده از فنون خبرنویسی و گزارش نویسی به گونه ای نوشت تا خواسته حکومت سرکوبگر، تحقق نیابد."

به اعتقاد تاجیک استفاده از فرصت ها، یکی دیگر از راه های انتقال خبر در فضای سرکوب است:" یکی از ویژگی های حکومت هایی که با ایجاد فضای سرکوب، روزگار می گذراند، وجود درگیری ها و اختلافات پی در پی میان آنان برای ادامه حیاتشان است. در چنین شرایطی است که یک روزنامه نگار مستقل از دولت می تواند از فضای دو قطبی ایجاد شده میان طیف های جریان حاکم و اختلافات میان آنها برای انتقال اخبار استفاده کند. همچنین از موقعیت های ایجاد شده که در اثر تلاش بخش برتر جریان حاکم برای حذف بخش رقیب و ضعیف تر بوجود آمده است، می توان برای انتشار اخبار استفاده کرد. برای مثال می توان به موضع گیری آقای عسگراولادی به عنوان یکی از چهره های با نفوذ جریان حاکم بر ایران در خصوص آقایان کروبی و موسوی اشاره کرد. در این زمان یک روزنامه نگار مسلط بر فضا به راحتی می توانست با استفاده از نظر چهره ای که در میان جریان حاکم پذیرفته شده است، در انتشار اخبار و گزارش ها خارج از دستورالعمل های حکومتی عمل کند."

روزگاری که بی خطر نمی گذرد

روزنامه نگاران داخل کشور چقدر شیوه های ماندن و نوشتن در شرایط سرکوب را می دانند و با آنها آشنا هستند؟ آیا همین بازداشتهای اخیر نشان نمی دهد که ما کار کردن در شرایط سرکوب را نمی دانیم و مدام هزینه می دهیم ؟ نوشابه امیری دراین باره می گوید:" باور من این است که جدا از رعایت اصول ایمنی در ایمیل و فیس بوک و حضور در فضای مجازی،که برخی آن را آن طور که باید جدی نمی گیرند، کار دیگری نمی شود کرد چرا که مشکل از همکاران ما نیست، بلکه این حکومت است که سرمایه گذاری اش روی کارهای امنیتی و نقض حریم شخصی را هر روزه افزایش می دهد.ضمن اینکه در اغلب موارد به دلیل نبود تعریفی نسبی از محدوده عمل، حتی حفظ ارتباطی ساده یا دوستی هم می تواند عملی ضد امنیتی محسوب شود. از این رو یا باید به فشار حکومتی تن داد و راهبه شد و خلوت نشینی گزید یا حتی در گوشه رینگ باقی ماند.

به باور امیری در شرایطی این چنینی، روزگار بی خطر نمی گذرد:" اتفاقا همین بازداشت های اخیر نشان می دهد حکومت بی دلیل هم می تواند بازداشت کند و اتهام بی مورد بزند و حتی یک خط از این اتهام را نتواند اثبات کند.اگر منظور از رعایت اصول امنیتی هم این باشد که بهراسیم و از سلام و علیک با دوستان هم پرهیز کنیم که دیگر باید رفت دنبال بقالی؛هر چند در این شرایط لابد به زودی سراغ بقال نمایان هم خواهند رفت."

اما تاجیک از زاویه ای دیگری عملکرد روزنامه نگاران را تحلیل می کند و می گوید:" انتقادی که می توان به برخی از روزنامه نگاران در شرایط سرکوب وارد کرد، احساساتی عمل کردن آنان است؛ به گونه ای که آنان نسبت به فضایی که در آن تنفس می کنند، بی توجه هستند. در صورتی که برای انتقال برخی اخبار به راحتی می توان عمل کرد، بدون آنکه حساسیت حاکمیت را برانگیخت. اگر چه ممکن است یک خبر احساسی، بر افکار عمومی تأثیر فوری بگذارد اما اینگونه عمل کردن، برخورد سخت حاکمیت را به همراه خواهد داشت. اما یک روزنامه نگار آگاه به شرایط روز می تواند با پرهیز از احساساتی شدن و استفاده از واژه هایی که حساسیت حاکمیت را بر نمی انگیزاند، در جهت آگاه کردن جامعه عمل کند."

به اعتقاد تاجیک در حال حاضر، نشریاتی در ایران منتشر می شوند که با وجود فشارهای زیاد از طرف حاکمیت، اما همچنان توانسته اند با پرهیز از افتادن در دام خواسته های غیرقانونی حاکمیت به وظیفه رسانه ای خود عمل کنند. نکته ای که نیاز به شناخت فضای موجود در ایران دارد که آنان به این شناخت دست یافته اند. تلاشی که ارزش کار آنان را دو چندان می کند."

بازداشت روزنامه نگاران برای کنترل افکار عمومی

اما رابطه "بازداشت های اخیر روزنامه نگاران" با "آشنا نبودن روزنامه نگاران با چگونگی کار در شرایط سرکوب" چیست؟ تاجیک قبل از پاسخ این سوال، ضروری می داند تا به اطلاعیه های وزارت اطلاعات و سخنان وزیر اطلاعات به عنوان نهاد و مقام رسمی که وظیفه بازجویی از روزنامه نگاران را بر عهده دارند، توجه کند:".در تحلیل محتوای این اطلاعیه ها و سخنان به خوبی مشخص می شود که دلیل برخورد این نهاد امنیتی و اطلاعاتی با روزنامه نگاران به نحوه کار آنان در رسانه هایشان مربوط نمی شود. جدای از درستی یا نادرستی ادعای وزارت اطلاعات در خصوص ارتباط روزنامه نگاران بازداشت شده با روزنامه نگاران مقیم در کشورهای دیگر یا رسانه های فارسی زبان که دفترهایشان خارج از ایران است، هدف نهادهای امنیتی از بازداشت ها را اینگونه می توان تشخیص داد که خواسته است تا از همبستگی صنفی میان روزنامه نگاران ایرانی جلوگیری کند. همچنین این نهاد امنیتی در تلاش است تا با این بازداشت ها به بدنه جامعه مطبوعاتی ضربه وارد کند؛ ضربه ای که با هدف در اختیار گرفتن فضای رسانه ها برای کنترل افکار عمومی به خصوص در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 1392 وارد شد."

مطالب مرتبط:

روزنامه نگاری ایران در دوران سرکوب

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.