18 فروردین 1392

تمرکز اطلاع رسانی در پایتخت؛ تهدیدهای نامریی در شهرستان ها

18 فروردین 1392

خبرنگاران ایران- تمرکز اطلاع رسانی در پایتخت ایران تقریبا بر کسی پوشیده نیست به گونه ای که فضای اطلاع رسانی در آن کاملا به وابسته به تهران است. در تاریخ مطبوعات ایران تقریبا هیچ نشریه سراسری معتبری که نیرو و محل اداره آن جایی غیر از تهران باشد دیده نشده است . آیا این موضوع موجب کمرنگ شدن توجه به مطبوعات محلی ایران نشده است ؟ آیا در این میان خبرنگاران محلی ومشکلات خود و روزنامه هایشان نادیده گرفته نشده اند ؟ روزنامه نگاران در این شهرها چگونه کار می کنند و چگونه در سانسور خبری و کم توجهی رسانه ها روزگار می گذرانند ؟ آیا این موضوع آنها را در معرض خطر بیشتری از سوی حاکمیت قرار نمی دهد ؟»

«ایران از جمله کشورهایی است که فضای اطلاع رسانی آن به گونه‌ای افراطی و بیش از آنچه ضرورت ایجاب می‌کند، وابسته به پایتخت است. این موضوع خود به خود باعث اهتمام ورزی به اخبار تهران و شهرهای بزرگ شده است و می بینیم که صدها برابر بیش از شهرستان ها به اخبار تهران و خبرنگاران آن توجه می شود . » اینها را کاوه قریشی روزنامه نگاری که در حوزه موضوعات مربوط به قومیت ها فعالیت کرده به خبرنگاران ایران می گوید . وی اکنون ساکن آلمان است و در روزنامه اینترنتی «روزآنلاین» فعالیت می کند.

اوهمچنین به فشارهایی که خبرنگاران شهرستانی تحمل می کنند اشاره می کند : «هر گونه فعالیت در این مناطق با احکام سنگین قضایی روبرو می‌شود. در موارد زیادی خبرنگاران با اتهامات همکاری با احزاب مخالف خارج از کشور ، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و محاربه، مواجه هستند و در مواردی هم حکم اعدام برای روزنامه نگاران صادر شده است. هر چند این احکام در رسیدگی‌های بعدی شکسته شده اند اما این افراد همچنان با احکام سنگین زندان، در حبس به سر می‌برند. سنگینی محکومیت قضایی از جمله مواردی است که روزنامه نگارن این مناطق را از خبرنگاران مناطق مرکزی جدا می‌کند. این تفاوت در مورد تعیین میزان وثیقه‌ها هم مشهود است. »

وی فراتر از این موضوعات به نکته ای هم در انتشار اخبار مربوط به قومیت ها در خارج از مرزهای کشور اشاره می کند: « به عنوان خبرنگاری که در سال های گذشته در حوزه پوشش اخبار اقلیت‌ها در ایران فعالیت می‌کند باید بگویم که میزان سانسور اخبار شهرستان‌ها و مناطق اقلیتی تنها محدود به رسانه‌های داخلی (حکومتی و اصلاح طلب) نیست. اغلب رسانه‌های خارج از کشور هم تحت تاثیر گرایش‌های سیاسی و طرح مسائل غیرحرفه‌ای و غیر رسانه‌ای مانند «تمامیت ارضی» اقدام به سانسور هدفمند اخبار می‌کنند. در بهترین حالت اخبار یا منتشر نمی‌شوند یا به صورت تحریف شده بر خروجی رسانه‌ها قرار می‌گیرند. در سالهای گذشته شماری از فعالان مدنی اقلیتی در مناطقی مانند خوزستان، کردستان و آذربایجان نسبت به سیاست این دسته از رسانه‌ها در قبال این مناطق اعتراض کرده‌اند.

کم توجهی به اخبار بازداشت و تهدید روزنامه نگاران در شهرستان ها

چندی پیش خبری در شبکه های اجتماعی منتشر شد : 12 روزنامه نگار ایلامی بازداشت شده اند این در حالی بود که در همان زمان هم حدود 17 روزنامه نگار در پایتخت بازداشت شده بودند . موج خبری به وجود آمده برای این دو حادثه قابل مقایسه نیست اما یکی از اصول روزنامه نگاری تاکید می کند: برای اطمینان از صحت یک خبر، تایید دو منبع معتبر نیاز است.

یک منبع خبر را تایید کرده است اما برای تایید منبع دوم با خانواده یکی از افرادی که اسمش در فهرست بازداشتی هاست تماس می گیریم . وقتی می فهمد برای کسب خبر از فرزندش تماس می گیریم .تماس را بلافاصله قطع می کند. با مجله هایی که این افراد در آنها مشغول فعالیت بودند، تماس می گیرم. بعد از گرفتن شماره یکی از این مجله ها، مردی گوشی را برمی دارد. ماجرا را می گویم و می پرسم آیا این خبر که در شبکه های اجتماعی منتشر شده است صحت دارد یا نه؟ با تردید جواب می دهد. نخست می گوید: خبر ندارم. هنوز چند ثانیه نگذشته است که می گوید: خانم! اصلا مدتی بود این افراد با مجله ما همکاری نمی کردند. دیگر نمی خواهد حرف بزند و گوشی را بعد از خداحافظی قطع می کند. در مجله دیگر ، فردی که گوشی را بر می دارد تنها یک جمله را تکرار می کند: چیزی نشنیده ام.

در نهایت منبع دومی پیدا می شود که از احضار گسترده فعالان و روزنامه نگاران در شهر ایلام خبر می دهد اما جزئیات را اعلام نمی کند.

در سال های اخیر ، محدودیت برای فعالان سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی در شهرستان ها در برخی مواقع حتی بیشتر از پایتخت بوده است اما به دلیل اطلاع رسانی های اندک ، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. به نظر می رسد محدودیت ها و تهدید ها به دلیل عدم اطاع رسانی دقیق در شهرهایی غیر از پایتخت گم می شود و کمتر جریان سازی در ارتباط با اخبار مربوط به شهرستان ها رخ می دهد.

«رضا معینی» مسئول بخش ایران، تاجیکستان و افغانستان سازمان «گزارشگران بدون مرز» در گفت و گویی که چند وقت پیش با رادیو زمانه داشت ، در این زمینه گفت: «این طبیعی‌ است که پایتخت به‌عنوان مرکز همواره از حساسیت بیشتری چه از نظر اطلا‌ع‌رسانی و چه از نظر سرکوب مورد توجه قرار گیرد، ولی برخوردهای حکومتی در شهرستان‌ها هم رخ داده است. در همین سال گذشته در رابطه با کردستان، آذربایجان، در خوزستان، لرستان و در قسمت‌های مختلف دیگر اطلاعیه‌هایی داشتیم از تهدیدها، توقیف‌ها و به‌نوعی تهدیدهای نامرئی که علیه اصحاب رسانه صورت گرفته است. این تهدیدهای نامرئی در شهرستان‌ها خیلی خیلی بیشتر است.»

چگونگی بررسی صحت اخبار در شهرستان ها

اما علاوه بر موضوع قومیت ها با «قریشی» موضوع نحوه پوشش اخبار در شهرستان ها را نیز درمیان می گذاریم او در این باره می گوید :«صحت اخبار از طریق شبکه‌های ارتباطی خبری در داخل و خارج از ایران بررسی می‌شود و طبیعتا با مشکلات زیادی روبروست. منابع خبری داخلی به حداقل رسیده‌اند و فعالیت خبرنگاران در این مناطق به کمترین سطح خود در سالهای گذشته رسیده است. شمار زیادی از روزنامه نگاران در مناطق اقلیتی ایران با اتهامات از پیش تدارک دیده شده دستگاه‌های امنیتی در زندان و بازداشت به سر می‌برند. اما گسترش نسبی شبکه‌های اجتماعی در این سال‌ها خلاء اطلاع رسانی را در این مناطق را تاحدودی جبران کرده است. هر چند به علت غیر حرفه‌ای بودن گردش اطلاعات توسط کاربران عادی این شبکه‌ها ضریب خطای تبادل این اطلاعات نیز بالا رفته است.»

او برای سندیت بخشیدن به سخنان خود آماری رسمی را نیز اعلام می کند: « نیم نگاهی به آمارهای منتشر شده در مورد سطح سواد نشان می‌دهد که نزدیک به ۴۰ میلیون از ۶۸ میلیون جمعیت بالای ۶ سال ایران یا بی‌سوادند یا حداکثر سوادشان در حد دوره راهنمایی است. اغلب این شهروندان بی‌سواد یا کم سواد در مناطق غیر از مرکزی سکونت دارند. به گفته علی باقرزاده، رئیس سازمان نهضت سوادآموزی ایران استان‌های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، کردستان، خراسان شمالی و کرمان دارای بیشترین آمار بی‌سوادی در کشور هستند. به همین علت میزان استفاده شهروندان این مناطق از اینترنت و سایر ابرازهای رسانه‌ای نیز در حداقل قرار دارد. »

اما از او می پرسم روزنامه نگاران ایرانی که در خارج از کشور برای رسانه های فارسی زبان کار می کنند چگونه می توانند از صحت اخبار مطمئن شوند؟ که می گوید: « با همه این‌ها روزنامه نگاران خارج از کشور از روش‌های مختلفی برای راستی آزمایی اخبار این مناطق استفاده می‌کنند. در موارد زیادی اطلاعات منتشر شده برای مثال در مورد زندانیان از طریق خانواده‌ها و وکلای آن‌ها و به صورت مصاحبه به رسانه‌های عمومی درز می‌کند. اما در سالهای گذشته شاهد بوده‌ایم که در موارد زیادی دستگاه قضایی و امنیتی با خانواده‌ها و وکلا نیز برخورد کرده و در مواردی این برخورد‌ها منجر به زندانی شدن خانواده‌ها و وکلا هم شده است. »

رسانه های استانی در کنترل تام و تمام حکومت

حال اگر در شهرستان و رسانه های محلی بخواهیم اخبار مربوط به تهدیدها و احضارها و بازداشت ها را پیگیری کرد چه شرایطی موجود است؟ قریشی در این باره می گوید: « رسانه‌های استانی عمدتا در کنترل تام و تمام حکومت قرار دارد و شرایط در سالهای گذشته به گونه‌ای رقم خورده که بتوان گفت هیچ نشریه یا رسانه غیر حکومتی و مستقلی وجود ندارد. فعالیت اخبار این رسانه‌ها جدا از انتشار تبلیغاتی و سیاسی صاحبان آن‌ها، محدود است به انتشار آگهی‌ها و اخبار رسمی و اداره‌ای آن مناطق.»

وی سخنان خود را اینگونه جمع بندی می کند و راه حل هایی را نیز ارائه می دهد :« فعالیت رسانه‌ای مستلزم رعایت اصول حرفه‌ای و ارزش‌های جهانشمول در این زمینه است. رسانه‌ها در داخل باید با صرف هزینه‌های بیشتر گستره فعالیت‌های خود را به همه مناطق ایران برسانند. مرکزیت رسانه‌ها از تهران برداشته و دوره‌های آموزشی پی در پی خارج از پایتخت برگزار شود. رسانه‌های خارج از کشور هم در صورتی که هنوز تمایلی برای پوشش اخبار این مناطق دارند، قبل از هر چیز باید نگاه سیاسی خود را به امر اطلاع رسانی را بردارند و همزمان در کنار استخدام خبرنگاران سراسری، خبرنگاران متخصص و دارای ارتباط در این مناطق را به کار بگیرند. »

چگونگی اطلاع رسانی درباره تهدیدهای نامریی

کنترل و احضار فعالان شهرستانی به دلایل متعدد ، بیشتر از پایتخت اتفاق می افتد اما بسیاری از این افراد حتی ماجرای تهدید، احضار و یا بازداشت خود را رسانه ای نمی کنند و تنها شاید دهان به دهان به طور اتفاقی سر از یک وبلاگ یا رسانه اجتماعی درآورد . این نوع تهدید ها به صورت نامریی باقی می مانند. اما چگونه می توان درباره این نوع تهدید ها و فشارها اطلاع رسانی کرد؟

«حمید مافی» از روزنامه نگارانی است که خود سابقه فعالیت در رسانه های محلی را دارد و در دو نوبت در ایران بازداشت شده است. وی در گفت و گو با «خبرنگاران ایران» درباره ارزیابی خود از فضای امنیتی در شهرستان ها می گوید: «مشکل نخست اطلاع رسانی در شهرستان ها، کم توجهی رسانه ها به شهرستان ها و ضریب نفوذ کمتر رسانه ها و اینترنت در این شهرستان هاست.»

وی ادامه می دهد: «اما آن چه که مشکل اصلی اطلاع رسانی در شهرستان ها به شمار می رود، دایره نفوذ گسترده نهادهای امنیتی رسمی و غیر رسمی است. در شهرستان ها معمولا نهادهای امنیتی به تهدید خانواده بازداشت شدگان اقدام می کنند و به دلیل شکل نگرفتن شبکه های اجتماعی خانواده ها نیز تسلیم این فضای رعب و وحشت می شوند.

ماموران امنیتی معمولا در هنگام بازداشت، خانواده ها را تهدید می کنند تا مانع از انتشار اخبار شوند و به آن ها می گویند اگر اخبار را منتشر نکنند، در پرونده افراد بازداشت شده تاثیر مثبت دارد. در حالی که انتشار اخبار بازداشت، تاثیر مثبتی در روند بازجویی ها و تسریع پرونده دارد. اما متاسفانه خانواده ها به دلیل کم اطلاعی و یا هراس از نهادهای امنیتی به این شیوه نهادهای امنیتی گردن می نهند و در بسیاری از موارد تلاش می کنند که اخبار منتشر شده را هم انکار کنند.»

او در عین حال معتقد است، تایید اخبار مربوط به نقض حقوق بشر و بازداشت ها در شهرستان ها دشوار است و می گوید: «خانواده ها همواره تهدید می شوند که اخباری منتشر نکنند و با رسانه های خارج از کشور سخن نگویند. در چند سال اخیر بارها اخباری مبنی بر تهدید و یا احضار افرادی که با شبکه های ماهواره ای و یا وب سایت های اینترنتی و رادیو های فارسی زبان خارج از کشور تماس گرفته اند، در شهرستان ها منتشر شده است. به دلیل کوچک بودن شهرستان ها کنترل برای نهادهای امنیتی ساده تر است.»

از مافی درباره راه های اطلاع رسانی درست اخبار شهرستان ها مخصوصا اخبار مربوط به محدودیت و تهدید فعالان این شهرها می پرسم که می گوید:« به نظر می رسد باید به نهادهای غیردولتی که به پوشش نقض حقوق بشر در ایران اقدام می کنند، اعتماد کرد. نهادهای غیردولتی که به صورت محلی و منطقه ای اقدام می کنند، به صورت معمول شبکه کسب خبر مخصوص به خود را دارند و با وجود تحمل هزینه های فراوان همچنان توانسته اند این شبکه ها را زنده نگاه دارند.

همچنین به گمان من تماس با مقام های قضایی و امنیتی در خصوص افراد بازداشت شده و پاسخ خواستن از آن ها از سوی رسانه های داخل و خارج از کشور می تواند به سکوت خبری و پنهان کاری مسوولان در این باره خاتمه دهد.»

وی ادامه می دهد: «علاوه بر این باید میزان آگاهی خانواده فعالان در شهرستان ها را افزایش داد. این وظیفه نهادهای مدنی است که خانواده فعالان را توجیه کنند تا در چنین مواقعی سکوت اختیار نکنند و بر هراس دیکته شده از سوی نهادهای امنیتی غلبه کنند.»

پوشش اخبار قومیت ها؛ اتهام های سنگین، حبس های طولانی مدت

روزنامه نگارانی که در شهرهای خود موضوعات مربوط به قومیتها را پیگیری می کنند همواره تحت فشارهای بیشتری هم قرار دارند. به طوریکه در سال های اخیر تعدای از این روزنامه نگاران تحت فشار و تهدید قرار گرفته اند .

«سعید متین پور» یکی از آنهاست. این روزنامه نگار زنجانی هم اکنون در حال گذراندن 8 سال حبس خود در زندان اوین است. وی که روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان بود از سوی شعبه 1٥ دادگاه انقلاب تهران برای «ارتباط با بيگانگان» به ٧ سال و برای «تبليغ عليه نظام» به يک سال حبس تعزيری محکوم کرد.

در مناطق کردنشین ایران هم بسیاری از روزنامه نگاران کرد این فشارهای امنیتی را تحمل کرده اند و سال ها حبس و ممنوعیت از فعالیت از جمله حکم های آنها بوده است.

سازمان گزارشگران بدون مرز به این موضوع هم پرداخته و اعلام کرده است :« وضعیت روزنامه‌نگاران در استان کردستان هر روز بدتر می‌شود و روزنامه‌نگاران این منطقه بیشتر از گذشته در معرض تهدید و دستگیری‌های خودسرانه و نگهداری در بازداشگاه‌های مخفی قرار دارند. »

«عدنان حسن پور»، خبرنگار هفته‌نامه «آسو» ، «عبدالواحد (هیوا) بوتیمار»، همکار نشریه «انجمن زیست محیطی سبزچیا» دو نمونه از این افراد هستند. این دو روزنامه‌نگار در سال ۱۳۸۵ به «اقدام علیه امنیت ملی»، «جاسوسی» و «محاربه» متهم و به اعدام محکوم شدند که بعد‌ها حکم آقای بوتیمار نقض شد و حکم اعدام عدنان حسن پور نیز لغو و به ۱۰ سال زندان تغییر کرد.

«خسرو کردپور» و«مسعود کردپور» دو برادر روزنامه نگار و فعال در آژانس خبری موکریان هم اکنون در زندان بسر می برند. «مسعود کردپور» در سال 87 نیز بازداشت و به یک سال حبس محکوم شده بود. «محمد صدیق کبودوند» ، روزنامه‌نگار کرد ایرانی و سردبیر هفته نامه توقیف شده پیام مردم کردستان که در محکومیت ۱۱ ساله زندان به سر می‌برد نمونه دیگری از این افراد است.

«کاوه جوانمرد» روزنامه نگار سنندجی، «کیا جهانی»، گزارشگر شبکه تلویزیونی «کردستان تی‌وی» و «آسو صالح»، روزنامه‌نگار هفته‌نامه «دیدگاه» و .... موارد دیگری هستند که در سال‌های گذشته به اتهام همکاری با احزاب اپوزیسیون و اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی دستگیر شده‌اند.

تهدید ها و محدودیت ها علیه روزنامه نگاران در شهرستان ها زیر سایه تمرکز اطلاع رسانی در پایتخت پنهان شده است .این تمرکز چه زمانی از میان برداشته خواهد شد ؟ و آیا اساسا تا زمانیکه روزنامه های بزرگ و سراسری در شهرستانها فعالیت نمی کنند می توان از زیر سایه این تمرکز خلاص شد و انتظار توجه بیشتر به مسائل روزنامه نگاران و روزنامه نگاری را در شهرهای دیگر کشور داشت ؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.