12 فروردین 1392

تجربه ماندن در شرایط سخت

سانسور مطبوعات در چین؛ چالش بین روزنامه نگاران و حکومت

12 فروردین 1392

نویسنده: اویانگ بین

ترجمه و تلخص: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران-سانسوردر مطبوعات، یکی از مشکلاتی است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه و جهان سوم با آن دست به گریبان هستند. اگرچه پدیده سانسور تنها محدود به این مناطق نیست اما در کشورهایی که در آن ها مفهوم و معنای کمتری از آزادی بیان ، عقیده و دموکراسی را می توان تجربه کرد، سانسور سخت تر و پررنگ تر از دیگر کشورها به چشم می خورد. با این حال رسانه های مستقل و نیمه مستقل در این کشورها همیشه راه هایی را جستجو می کنند تا از این سانسور رهایی یابند .

چین از جمله کشورهایی است که پدیده سانسور به طرز شگفت انگیزی رسانه های آن را به سمت و سوی خواسته های دولتمردانش هدایت می کند با این حال هنوز هستند روزنامه نگارانی که با همه دشواری ها، حاضر به منطبق شدن با این دستورالعمل ها نشده اند و روش های جدیدی را برای اعتراض ابداع کرده اند .هر چند شرایط هر کشور خاص و روشهای اعتراض و کار کردن در شرایط سانسور و سرکوب بسیار متفاوت است اما شاید برخی از راهکارها برای ماندن و کار کردن دراین وضعیت برای روزنامه نگاران ایرانی و همه روزنامه نگارانی که در شرایط سرکوب کار می کنند مفید و خواندنی باشد :

سال 2013 میلادی در چین برای رسانه‌ های چینی، خصوصاً آزادی ‌طلبان آن، شروع نامیمونی داشته است. در پایان سال گذشته (2012 میلادی)، زمانی که بسیاری از رسانه‌ های چین مشغول مخابره‌ ی خبر بازدید «ژی جین پینگ» رئیس جمهور جدید چین از استان جنوبی «گوانگ ‌دونگ» بودند، آن را تکراری بر «تور جنوبی» دولت «دنگ ژیائوپینگ» در سال 1992 میلادی می‌ دانستند، یک رسانه محلی به نام «هفته‌ نامه ‌‌ی جنوبی»(1) کوشید تا سفر ژی را از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار دهد. دبیران و سردبیران این روزنامه– که مدت‌ ها با محدودیت‌ های آزادی بیان در چین کلنجار می‌ رفتند- شش جمله از گفته‌ های ژی را به عنوان تیتر اول خود انتخاب کردند؛ گفته‌ هایی که حاکی از نیاز به اصلاح و رفورم بود. از آن ‌جایی که رهبران جدید چین هنوز اصلاحات مشخصی را معرفی نکرده‌ بودند، این موضوع مشکلات بسیاری به وجود آورد.

دو هفته بعد از ماجراهای «تور جنوبی» ژی و همراهانش، مسئولان دولتی استان گوانگ‌ دونگ سرمقاله ‌ی هفته ‌نامه ‌ی جنوبی را تغییرات بسیاری دادند و این نشریه را مجبور کردند تا آن را منتشر کنند. در سرمقاله ‌ی اولیه، صحبت از یک دموکراسی بر پایه ‌ی قانون اساسی شده بود. اما سرمقاله‌ ی تغییر کرده، این بحث را به یک جمله محدود کرد و در عوض از «تقویت ملت چین» سخن گفته بود. کارکنان این هفته‌ نامه هم که این اجبار به چاپ یک سرمقاله ‌ی دستکاری شده را توهین به استقلال و روحیه ‌ی آزادی‌ طلبانه ‌ی خود می‌ دانستند، دست به اعتصاب زدند. مدتی نگذشت که سر و کله طرفداران این هفته ‌نامه در اینترنت و خیابان‌ ها سبز شد. این اتفاق باعث شد تا صدای اعتراض به سانسور در چین بلندتر از گذشته به سرتاسر جهان مخابره شود. البته حقیقت این است که این اقدامات شدید دولتی محدود به گوانگ ‌دونگ نیست.

درست در همان روز ها چیزی شبیه به این اتفاق در بخش دیگری از چین افتاد. در پکن نیز یک وب‌ سایت خبری با نام «یان‌ هوانگ» به دلیل صحبت از نیاز به دموکراسی بر پایه‌ ی قانون اساسی در تاریخ 4 ژانویه بسته شد (یعنی درست یک هفته بعد از ماجرای هفته‌ نامه ‌ی جنوبی) و به عنوان یک اقدام اساسی‌ تر در سطح ملی، دولت به تمامی روزنامه‌ های اصلی کشور دستور داد تا سرمقاله ‌ی روزنامه ‌ی «گلوبال تایمز» را که رسانه ‌ی حزب کمونیست چین است، منتشر کند. این سرمقاله اعتصاب کارکنان هفته ‌نامه ‌ی جنوبی را توطئه‌ ی نیروهای بیگانه خوانده بود. سردبیران روزنامه ‌ی پکن که نسبت به انتشار این سرمقاله اعتراض کرده بودند، در نهایت با بهانه‌ های دولتی مجبور به انجام این کار شدند و در نهایت همگی استعفا دادند. اما چرا باید چنین اتفاقی بیافتد و معنای آن برای آینده ‌ی رسانه‌ های چین چیست؟

در یک دهه ‌ی گذشته و با توسعه روز افزون اینترنت، بسیاری از افراد در جمهوری خلق چین به این باور رسیدند که بالاخره روزی فراخواهد رسید که آزادی بیان سایه خود را در این کشور گسترش می دهد. اما جالب ترین بخش این تفکر این است که محدودیت رسانه‌ ها افزایش یافته است و در مقابل مقاومت روزنامه‌ نگاران هم بیشتر شده است. استراتژی دولت چین حفظ ثبات است و برای این کار حتی حاضر شده گران‌ ترین تکنولوژی مانیتور (کنترل) اینترنت را نیز خریداری کند. دولت چین به این نتیجه رسیده است که برای حفظ منافع و مزایای مالی خود نباید از هیچ کاری برای محدود کردن رسانه‌ ها فروگذار باشد. همین استراتژی حفظ ثبات باعث شده تا سیستم مدیریت اجتماعی کشور خشن‌ و خشن تر شود. با این که رسانه‌ ها می‌ کوشند در مقابل این سرکوب مقاومت کنند؛ اما ایستادگی در مقابل چنین ماشین عظیمی که کاری ندارد جز حفظ وضعیت موجود، بسیار طاقت‌ فرساست. با این وجود رسانه های آزادی طلب چین و افکار عمومی که مخالف با تئوری ها و تفکرات حاکم بر این جامعه میلیاردی است، در برابر این خودکامگی سر تعظیم فرو نیاورده اند.

متن زیر مصاحبه «اویانگ بین»، به عنوان نماینده چاینا فایل با «چانگ پینگ» یکی از ادیتورهای سابق هفته نامه ‌ی جنوبی است.

•دولت چین مدت‌ هاست که در سیاست های رسانه ای هفته نامه جنوبی دخالت می‌ کند. چرا این بار مقاومت این‌ قدر شدید بود؟

سرکوب هفته نامه ‌ی جنوبی از سوی دولت همیشه بیشتر از آن چیزی بوده که افراد خارج از ماجرا توقعش را داشته اند. بیشتر از 10 سال است که آن‌ جا کار ‌کرده ام. هفته ای نبوده است که دولت از این روزنامه انتقادی نکند. تغییرات هنگامی رخ دادند که بر اساس سیاست های مدیریتی «هو جین ‌تائو» (رئیس جمهور سابق چین) سیستم «حفظ ثبات» باید اجرا می شد. تا قبل از این سیستم، گروه رسانه‌ های جنوبی (ناشر هفته‌ نامه ‌ی و روزنامه ‌ی جنوبی) قانون نانوشته ای را رعایت می ‌کرد که به موجب آن اجازه نمی داد بخش فرهنگی دولت محلی گوانگ‌ دونگ در امر ویرایش روزنامه یا تصمیمات استخدامی آن دخالت کند و خود گروه هم تاجایی که امکان داشت از دخالت در کار روزنامه‌ های زیرمجموعه اش که هفته نامه ‌ی جنوبی و روزنامه‌ی متروپلیس جنوبی بخشی از آن بودند، پرهیز می ‌کرد. با این حال از سال 2002 میلادی، گروه نشریات و اداره ‌ی فرهنگ به طور مستقیم دست به انتخاب سردبیر روزنامه‌ و هفته نامه ‌ی جنوبی زدند. در این راه افرادی برکنار شدند که ستون های اصلی و مغز متفکر این نشریه محسوب می‌ شدند.

از این زمان به بعد بود که سانسور هفته نامه ‌ی جنوبی مثل بیشتر رسانه‌ های چینی بیشتر و بیشتر‌ شد. بخش فرهنگی دستورات خاصی را مشخص یا انتشار بعضی اخبار را ممنوع اعلام می‌ کرد. بعد از انتشار روزنامه، این اداره مقاله‌ ها را بررسی و ممیزی می‌ کرد و خبرنگارها، سردبیرها، دبیرها و مدیرها را مورد انتقاد یا مجازات قرار می‌ داد. با این حال در همین اواخر اداره ‌ی فرهنگ یک مورد دیگر هم به اعمال نظرهای مستبدانه خود افزود. این مورد هم چیزی نبود جز این که هفته نامه ‌ی جنوبی باید پیشاپیش اعلام کند خبرنگارانش قصد کار روی چه مطالبی را دارند. بر اساس چنین ایده ای سانسور قبل از انتشار واقعی روزنامه انجام می شد. بر اساس اظهارات منابع داخلی، در سال 2012 میلادی تنها یک هزار و 34 مقاله قبل از انتشار سانسور شدند. این تعداد خیلی بیشتر و بدتر از قبل است. ماجرای سرمقاله‌ ی اخیر هم اگرچه به چشم بسیاری یک واقعه‌ ی تازه می ‌آید، ولی در حقیقت، اعتراضات ناشی از سرکوب‌ های طولانی مدت و سانسور های شدید بوده است.

•خبرنگاران چینی به این نوع کنترل چه واکنشی نشان داده اند؟ آیا تا به حال نمونه ای از اعتراضات موفق و موثر را مشاهده کرده اید؟

در واقع، مقاومت در مقابل سانسور اخبار همیشه در گروه رسانه‌ های جنوبی وجود داشته است. اغلب مردم به غلط فکر می‌ کنند که این اعتراضات ناشی از طرز فکر متفاوت رهبران این گروه رسانه ای است. شاید این رهبران طرز فکر نسبتاً متفاوتی نسبت به سایر همتایان خود در کشور داشته باشند، ولی مهم‌ ترین فاکتور، این طرز فکر متفاوت نیست چرا که این رهبران باید متفاوت باشند، چون خبرنگاران و ادیتورهای زیردست شان چنین توقعی را از آن‌ ها دارند. خبرنگاران اعتراض خود را به مدیران میان رده نشان می‌ دهند و مدیران میان رده هم به رهبران بالادست و ارشد اعتراض می‌ کنند. این سنت قدیمی گروه رسانه‌ های جنوبی است و باعث می‌ شود جوان‌ های ایده آل‌ گرا جذب این گروه شوند و حضور این‌ ها مقاومت در مقابل سانسور اخبار را شدیدتر می ‌کند. من در سال 2006 میلادی هم شاهد چنین مقاومتی بودم. مدیران روزنامه ‌ی متروپلیس جنوبی تصمیم داشتند سردبیر را تغییر دهند و کارمندان و خبرنگاران به این امر اعتراض کردند. آن‌ ها به دیدار مدیر گروه رسانه‌ ها رفتند و از او خواستند تا تصمیم خود را تغییر دهد، در غیر این‌ صورت همگی اعتصاب خواهند کرد. مدیر گروه هم با آن ها موافقت کرد.

•به نظر می ‌رسد که سانسور هر روز شدیدتر می ‌شود، نظر شما در این مورد چیست؟

همین طور است. طی یک دهه‌ ی گذشته، گسترش روزافزون و شدید اینترنت باعث شده افراد بسیاری این تصور را داشته باشند که واقعا آزادی بیان وجود دارد. اما حقیقت این است که اعمال محدودیت‌ برای رسانه‌ ها شدیدتر از گذشته هم شده است. خوشبختانه خبرنگاران در مقابل این محدودیت‌ ها مقاومت می‌کنند وگرنه اوضاع خیلی بدتر از حالا بود. در حال حاضر استراتژی داخلی دولت حفظ وضعیت موجود است. «هو جین‌ تائو» زمانی گفت که چین باید از کره ‌ی شمالی درس بگیرد و افرادی را مسئول تحقیق در مورد سیستم حکومتی کشورهای اروپای شرقی کند. با این که این وضعیت از زمان «جیانگ زمین» شروع شده؛ اما دولت «هو» و «ون» آن را فارغ از هزینه‌ هایی که در بر داشته، تشدید کرده اند. آن‌ ها پیشرفته ‌ترین تکنولوژی های کنترل اینترنت را از شرکت CISCO خریداری کرده اند. شرکت‌ های اینترنتی مانند Sina و Tencent هم برای اعمال برخی فیلترها با دولت به توافق رسیده اند– در غیر این صورت می‌ بایست تجارت خود را تعطیل می‌ کردند- البته نباید از یاد برد که این‌ شرکت ها برای حفظ منافع تجاری خود، هزینه‌ های بسیاری صرف کنترل رسانه‌ های اجتماعی می‌ کنند. پیشرفتی که قبلاً حرفش را زدم، به این ترتیب پس رانده می ‌شود و فضای آزادی که اجتماع برای سخن گفتن به آن نیاز دارد، محدود و محدودتر می‌ شود. علاوه بر آن، سیستم حفظ وضعیت موجود باعث شده تا مدیریت اجتماعی شدیدتر و خشن‌ تر صورت گیرد. متاسفانه شیوه برخورد قانون با افرادی که اعتصاب می‌ کنند یا دست به اعتراض می‌ زنند، روز به روز بیشتر شبیه رفتار با خلافکاران و گنگسترها می‌ شود. با این که رسانه‌ ها می ‌کوشند تا در مقابل این نوع برخورد و مواردی از این دست مقاومت کنند؛ اما این تلاش‌ ها در مقابل ماشین غول ‌آسای «حفظ وضعیت موجود» اگر توان پایداری داشته باشد تا پیروزی راه بسیار طولانی و پرفراز و نشیبی پیش رو دارد که قدم گذاشتن در آن کار هر کسی نیست.

•به نظر شما رسانه‌ های جدید، مانند شبکه‌ های اجتماعی، می ‌توانند زمینه ساز آزادی بیان بیشتری در کشورهایی همچون چین باشند؟

رسانه‌ های جدید فقط ابزار هستند. مهم‌ تر از فراگیری و سهولت در استفاده از این رسانه ها نحوه و چگونگی استفاده از این ابزارهاست. حقیقت این است که دولت در تلاش است تا از این ابزارهای جدید و محبوب برای کنترل و تغییر آرای عموم مردم استفاده کند و در این راه هم از صرف هیچ هزینه‌ ای هرچقدر هم هنگفت دریغ نمی کند. افراد جامعه انتظار دارند که رسانه‌ های اجتماعی فضا و بستر مناسبی برای ترویج و تثبیت آزادی بیان فراهم کنند؛ اما مشخص نیست اوضاع در نهایت به چه صورت در آید. رسانه‌ های جدید ممکن است ابزاری اجتماعی برای اعمال خشونت بیشتر و کنترل های شدیدتر شوند. اما به هر حال در مورد هفته نامه ‌ی جنوبی و یان ‌هوانگ، رسانه‌ های جدید که شاید فیس بوک و توئیتر شاخص ترین آنها باشند، نقش عمده ای را به بار نشستن بخشی از تلاش های روشنفکرانه شان بازی کرده اند. بدون رسانه‌ های جدید، بعید بود طرز فکرها و سیاست های خودکامه اداره‌ ی فرهنگ این طور آشکار شود و اذهان عمومی نسبت به بسیاری اتفاق ها تا این حد روشن شود.

•ماجرای هفته نامه ‌ی جنوبی در طولانی مدت چه اثراتی خواهد داشت؟

در طولانی مدت، این ماجرا می ‌تواند خیلی از تابوها را از میان بردارد. مشخصاً یکی از این تابوها رسوا کردن رفتارها و سیاست های اداره ‌ی فرهنگ است. در حزب کمونیست چین، اداره‌ های فرهنگ از قدرت و نفوذ بسیار زیادی برخوردار هستند. قدرت آن‌ ها تقریباً تحت کنترل و نظارت هیچ جا نیست. مردم می‌ توانند در مورد بخش‌ های مختلف دولت شکایت داشته باشند یا به آن‌ ها عرض حال بنویسند؛ اما اداره‌ های فرهنگ استثنا هستند. از سوی دیگر، اداره‌ های فرهنگ سیاست های مختلفی برای اعمال محدودیت و سانسور تولید می‌ کنند آن هم در شرایطی که هیچ کس تحت هیچ شرایطی اجازه فکر، سوال و تردید در مورد کارهای این اداره ها را ندارد. باید پذیرفت که کار این اداره‌ ها خیلی مرموز است، چون تمامی محدودیت‌ های اعلام شده جزو اسرار دولتی محسوب می‌شوند. به علاوه، اداره‌ های فرهنگ اسناد مکتوب اندکی تولید می ‌کنند و دستورات خود را بیشتر به صورت تلفنی یا پیام کوتاه اعلام می‌ کنند. تمامی این موارد باعث می ‌شود که این اداره‌ ها ماهیتی نامشخص و مبهم داشته باشند. ولی این بار، هفته نامه ‌ی جنوبی اداره‌ فرهنگ استان را مجبور کرد تا تصمیمش در مورد بازنویسی سرمقاله‌ ی اعتراضی را افشا کند. به همین دلیل هم باید اعتراف کرد که این رویداد پیشرفت قابل توجهی در مسیر از میان بردن تابوها به شمار می آید. همچنین باید گفت که گرچه سرمقاله ‌ی هفته نامه ‌ی جنوبی با ظرافت به مساله‌ ی اصلاح اشاره داشت و نحوه‌ ی اشاراتش تقریباً برای دولت قابل قبول بود؛ اما دخالت اداره ‌ی فرهنگ باعث مقاومت مردم نسبت به پذیرفت آنچه اتفاق افتاده بود و درخواست صریح برای اجرای دموکراسی بر پایه ‌ی قانون اساسی و آزادی بیان شد. آن هم به شیوه ای بسیار واضح و مشخص. من امیدوارم که بالاخره روزی خواسته های برحق مردم برای اجرای دموکراسی رنگ واقعی به خود بگیرد.

منبع: اویانگ بین، چاینا فایل، 4 فوریه 2013 http://www.chinafile.com/media-cens...

پی نوشت:

(1)هفته‌نامه «نانگفانگ ژومو» یا هفته‌نامه جنوبی، با تیراژ یک میلیون و ۶۰۰ هزار نسخه در هفته، یکی از بزرگترین هفته‌نامه‌های چین است. این هفته‌نامه به خاطر انتقادهایش از حکومت چین مشهور است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.