13 فروردین 1392

روزنامه نگاری از راه دور

آیا می توان از پشت میز هم روزنامه نگار ماند

13 فروردین 1392

خبرنگاران ایران- سارا محسنی: «روزنامه نگاری پشت میزی یا از راه دور» اصطلاحی است که در نگاه اول مورد نکوهش قرار می گیرد.استادان روزنامه نگاری آن را یک آفت می دانند. حتی معتقدند، روزنامه نگاری تنها با حضور در میدان و دیدن سوژه ها از نزدیک معنا پیدا می کند ؟

اما آیا همیشه سوژه ها در دسترس و کار میدانی امکان پذیر است؟ آیا شرایط کار و پوشش اخبار برای همه خبرنگاران یکسان است؟ و اینکه در شرایط سرکوب و فشار باز هم باید از روزنامه نگاران انتظار داشت که در نزدیکی سوژه ها بمانند و گزارشگری کنند یا از راه دور اخبار را پوشش دهند؟و آیا این نوع روزنامه نگاری از راه دور دستی بر حقیقت خواهد داشت؟

در سالهای اخیر و به دلیل شرایط سخت سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایران همیشه امکان حضور یافتن خبرنگاران در میدان و پی گیری سوژه ها از نزدیک امکان پذیر نبوده است و پوشش اخبار رسانه ای در ایران به شکل جدیدی در آمده است .نوعی از خبرنگاری پشت میزی یا از راه دور . روزنامه نگاران ایرانی که در سالهای اخیر مجبور به ترک ایران شدند مجبورند سوژه های خبری شان درباره ایران را از راه دور و تحریریه هایشان پی گیری کنند و خبرنگاران داخلی هم به خاطر مسائل امنیتی و پیشگیری از بازداشت و زندانی شدن گاهی بدون حضور در میدان مجبور به پوشش اخبار می شوند.

هر دو گروه در این شرایط گاهی مجبور شده اند بیشتر وقت خود را پشت میز و کامپیوترهای خود بگذرانند و نوع جدیدی از روزنامه نگاری را تجربه کنند که می تواند صحت اخبار را بسنجد، سوژه ها را بررسی کند، منابع خبری جدید پیدا کند و در نهایت گزارشی بنویسد که تاحدی ویژگی های یک گزارش خوب را دارد. اما این نوع گزارشگری چه ویژگی هایی دارد ؟ چه نکاتی باید در آن لحاظ شود؟ صحت اخبار در آن چگونه سنجیده می شود؟ و آیا این نوع روزنامه نگاری که با توجه به شرایط به وجود آمده سبکی جدید از روزنامه نگاری قلمداد می شود ؟

این گزارش نگاهی دارد به تجربه ها و نظرات چند نفر از روزنامه نگاران ایرانی داخل و خارج از کشور که با این موضوع هر روز سر و کار دارند.

روزنامه نگاری یعنی فعالیت تحلیلی و آماری

ابتدا سراغ روزنامه نگاری در داخل ایران می روم که با نام مستعار گزارش می نویسد. از او می پرسم که آیا خود را یک روزنامه نگار پشت میزی می داند؟ می گوید: «نه! این تعریف اشتباهی است که در ذهن ما شکل گرفته است وگرنه بخشی از کار روزنامه نگاری یعنی انجام کار تحلیلی و آماری بر اخبار و اطلاعات. باید ابتدا دید سوژه چیست و بر اساس سوژه می توان با ابزارهای مختلف بدون حضور در محل سوژه، فعالیت اطلاع رسانی خود را ادامه داد.»

او درباره تجربه های خود می گوید: «مثلا گاهی پیگیر سوژه ای اقتصادی می شوم که بنا بر سوژه نیاز به حضور در محل ندارد و با دسته بندی اطلاعات و آمارهای موجود می توان یک گزارش تحلیلی نوشت و حتی از نمودارهای توصیفی دقیق برای فهم بیشتر گزارش استفاده کرد.»

وی در عین حال می گوید: «اما نباید این موضوع را نادیده گرفت که برخی سوژه ها نیازمند گفت و گو برای کسب اطلاعات بیشتر یا حتی حضور در محل هستند و گاهی کار را به بن بست می کشاند چراکه من به شخصه نمی توانم گوشی تلفن را بردارم و با شماره خودم از داخل ایران مصاحبه بگیرم بنابراین مجبور می شوم با نام مستعار از طریق ایمیل پیگیر برخی سوژه ها شوم که آن هم همیشه نتیجه مثبت نداشته است. »

این روزنامه نگار البته معتقد است چون در داخل ایران زندگی می کند، از این مزیت نیز بهره مند است که می تواند برخی گزارش های میدانی مثلا درباره تورم و گرانی ها را با حضور در بین مردم بدون اینکه خود را روزنامه نگار معرفی کند بنویسد.

توانایی روزنامه نگار ماندن حتی از پشت میز

علاوه بر این، آنچه که واضح است در سالهای اخیر مهاجرت روزنامه نگاران ایرانی به خارج از کشور بسیار زیاد شده است و بسیاری از این روزنامه نگاران در رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مشغول فعالیت شده اند. رسانه هایی که نمایندگان آنها اجازه فعالیت در داخل کشور را ندارند اما موضوعات و مسائل مربوط به ایران ، سوژه های اصلی این رسانه ها را تشکیل می دهد. اما چگونه خبرنگاران این رسانه ها می توانند از پشت میزهای خود هزاران کیلومتر را طی کنند تا سوژه گزارش خود را بنویسند؟

«بهروز صمدبیگی» یکی از این روزنامه نگاران است که از زمان خروج از کشورش دو سال می گذرد. او هم اکنون برای روزنامه اینترنتی «روزآنلاین» گزارش می نویسد و مصاحبه می گیرد.

« ۴ برابر شدن قیمت مواد خوراکی در ۸ سال» ، « مصاحبه با یک شاهد عینی: گفتند زنده از کهریزک برنمی‌گردید»، « تفاهمنامه گردشگری ایران و مصربه سبک ترکمنچای:گردشگر نمی‌فرستیم؛ دیدن اهرام ثلاثه هم ممنوع» ، « بالاخره خودرو کیلویی چند؟» و ... ، این ها تیتر گزارش ها و مصاحبه های اخیر صمد بیگی در سایت روزآنلاین است که همه آنها به مسائل ایران مربوط است و شاید با نگاه به تیترها تعجب کنیم که آنها چگونه از راه دور نوشته شده اند .

از صمد بیگی درباره «روزنامه نگاری پشت میزی» در دوران مهاجرت می پرسم و او سعی میکند پاسخم را با مثالی ملموس بدهد : « من و شما از طریق اینترنت با هم گفت‌وگو می‌کنیم؛ احتمالا هر دو هم پشت میز نشسته‌ایم. آیا شما یک روزنامه‌نگار پشت میزی هستی که به شیوه پشت میزی درباره روزنامه‌نگاری پشت میزی گزارش-مصاحبه تولید می‌کنی؟ پاسخ من یکی که منفی است. اگر من و شمای نوعی این توانایی را داریم که از پشت میز، با رعایت استانداردهای روزنامه‌نگاری –و نه لزوما ایده‌آل‌های روزنامه‌نگاری- مطلبی تولید کنیم که ناشر را راضی نگه‌دارد و خواننده پیدا کند، این که در بطن حادثه بوده‌ایم و یا پشت میز نشسته‌ایم از اهمیت چندانی برخوردار نیست.»

به اعتقاد وی، روزنامه‌نگاری پشت میزی اگر نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار به شیوه کار روزنامه‌نگاری تبدیل شده باشد، به خودی خود مذموم نیست و صحت و کیفیت کار را یکسره زیر سوال نمی‌برد. کافی است که همین شیوه را هم به بهترین شکل ممکن انجام داد و از آفت‌هایی مثل چورنالیسم(روزنامه نگاری کپی- پیستی) دور ماند.

اینترنت؛ فاصله ها نزدیک تر می شوند

برخی از پیشکسوتان روزنامه نگاری معتقدند که تکنولوژی های نوین مانند اینترنت و رسانه های اجتماعی باعث تشدید گرایش به موضوع «روزنامه نگاری پشت میزی» شده اند به طوریکه «ربکا مک کینون» که از تهیه کنندگان سابق سی ان ان است در گفت و گویی که با شبکه بین المللی روزنامه نگاران داشته است در این باره ، می گوید:« روزنامه نگاران زبده کسانی هستند که از شبکه های اجتماعی برای جمع آوری اطلاعات استفاده می کنند ولی گزارش های خود را به گونه ای تولید می کنند که مشابه آن را نمی توان در گوگل پیدا کرد.»

بهروز صمدبیگی هم در ادامه گفته هایش به این نکته اشاره می کند :«از گله قدیمی‌های روزنامه‌نگاری ایران باخبرم که از نسل جدید گله دارند؛ می گویند آنها مقهور اینترنت شده و از پشت میز روزنامه‌نگاری می‌کنند. همین طور از آموزه‌های آکادمیک روزنامه‌نگاری و گفته‌های روزنامه‌نگاران موفق روز دنیا که در مذمت اتکای بیش از حد به اینترنت و دور شدن از اتمسفر وقوعِ خبر، بسیار گفته‌اند و می‌گویند. »

اوادامه می دهد : «مثلا سارا گنیم، یکی از برندگان پولیتزر 2012 معتقد است "باید به سراغ مردم رفت. باید با آنها رودررو گفت‌وگو کرد؛ در خانه‌شان را زد و در اتاق نشمین‌شان نشست. این چیزی نیست که بتوان در توییتر انجام داد." اما یکی لطفا بفرماید چاره چیست؟ رسانه‌ای که حق داشتن خبرنگار در ایران را ندارد؛ حق ارتباط با همکاران داخل کشور را ندارد تا مبادا آنها را دچار اتهامات امنیتی کند چگونه باید در مورد سوژه‌های روز گزارش میدانی تهیه کند؟ »

وی خود تا حدودی چاره کار را نیز مطرح می کند: « در تهیه گزارش‌های نیمچه میدانی از پشت میز، سعی می‌کنم از طریق اینترنت به نظرات مردمی دسترسی پیدا کنم. بسیاری از خبرگزاری‌ها و وبسایت‌های داخلی، دارای بخش درج نظرات هستند که با وجود اعمال نظر در انتشار آنها، برآورد خوبی از نظرات کاربران را به دست می‌دهند. وبلاگ‌ها و گزارش‌های شهروند-روزنامه‌نگاران هم منبع بسیار خوبی است که اهمیتش نیاز به تاکید ندارد و راه های دیگر که در این زمینه وجود دارد. »

سختی های گزارش نویسی از راه دور

«ارشاد علیجانی» روزنامه نگار دیگری است که او هم حدود دو سال است که از کشور خارج شده و هم اکنون در بخش فارسی رادیو فرانسه مشغول فعالیت است.

از او هم درباره «روزنامه نگاری پشت میزی» می پرسم که می گوید: « در ابتدا باید بگویم که من حتی در ایران هم روزنامه نگار میدانی با آن تعریف مشخص نبودم و بیشتر در داخل روزنامه مسوولیت سنتز اخبار را بر عهده داشتم، که این بیشتر به خاطر حوزه کاری من سیاست خارجی و روابط بین الملل است و همچنان هم این ویژگی را دارد .»

وی اما درباره سوژه هایی که به نسبت نیاز به پرس و جوی میدانی دارد می گوید: « در رادیو فرانسه اگر من با موضوع اجتماعی و یا اقتصادی برای پوشش رو به رو باشم به سایت های خبری حاضر در ایران مراجعه می کنم و همینطور شبکه های اجتماعی و با پرس و جو از دوستان در این شبکه ها اطلاعات خود را تکمیل می کنم.»

اما گویا همیشه هم در رسانه های فارسی زبان خارج از ایران ، پشت میز نشستن جریان ندارد به طوریکه علیجانی می گوید: «گاهی هم موضوعاتی مربوط به ایران پیش می آید که محل وقوع آنها در اروپا است به طور مثال نشست بررسی حقوق بشر ایران در ژنو که من به آن نشست رفتم و گزارشی از آن برای رسانه ها تهیه کردم.»

وی درباره سختی های این نوع گزارش نویسی هم می گوید: «سختی هایی که در این شیوه گزارش نویسی با آن روبرو هستم، کما بیش شبیه مشکلاتی است که یک روزنامه نگار با اخباری که از سوی یک شهروند خبرنگار به دستش می رسد با آن مواجه است. چرا که باید از چند منبع آن موضوع چک شود و نهایتا سعی شود تا تمامی تمایلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقل کننده خبر از آن زدوده شود و حتی به این نکته نیز توجه شود که محل سوال و استمزاج من در شبکه های اجتماعی بخشی از جامعه متوسط شهری ایران هستند که به اینترنت دسترسی داشته و از قشر تحصیل کرده هستند، در نتیجه همواره درجه خطایی در اطلاعات آنها در گزارش ها در نظر می گیرم مگر آنکه بتوانم به منبع مستقیمی در مناطقی غیر از آنچه وصفش رفت، دسترسی پیدا کنم.»

اما علیجانی چگونه صحت چنین خبرهایی را می سنجد: «من سعی میکنم از طریق جستجو در شبکه های مجازی مختلف، ویدیوهایی که در یوتیوب یا شبکه های مجازی منتشر می شود و یا پیدا کردن کانال مستقیم در محل وقوع خبر از طریق دوستان و آشنایان و رسانه های محلی به صحت خبر دست یابم. در برخی موارد هم تلفن به برخی ارگان ها مانند 118، شرکت آب و برق و نهادهای محلی از این دست بسیار کمک می کند .»

زندگی در لندن گزارشگری از تهران

«نیکی محجوب» روزنامه نگار دیگری است که در بخش فارسي و آنلاين بی بی سی فعالیت می کند. او در روزهای اخیر گزارش هایی درباره سوژه هایی نوشته است که اگر داخل ایران بود باید به خیابان ها می رفت و از مردم کوچه و بازار درباره اش سوال می کرد اما اکنون با تمام حساسیت هایی که بر شبکه بی بی سی وجود دارد، او در تحریریه نشسته است اما سوژه خود را رها نمی کند و با روش هایی که می شناسد با وجود فاصله بسیار به خیابان های تهران و شهرهای دیگر می رود.

یکی از گزارش های اخیر او درباره خودروهای مدل بالایی است که این روزها در خیابان های پایتخت تردد می کنند. گزارش او باعنوان « دود اسفند کودکان کار برای پورشه سواران تهران» اینگونه شروع می شود: « خیابون‌های تهران در ساعاتی از روز مثل خیابون‌های آمریکا ست، مثل بورلی هیلز، تو یک لحظه پورشه‌ای که درهاش از بالا باز می‌شه، کنار خیابان پارک می‌کنه، راننده بی توجه به اطراف پارکبان را صدا کرده و یک اسکناس ۵ هزار تومنی کف دستش می‌گذاره که ماشینش خط نیفته.»

این نقل قول از شهروندی است که در پایتخت ایران زندگی می کند و گزارش ادامه پیدا می کند اما چگونه این نوع گزارش نویسی با فاصله هزاران کیلومتری انجام می شود؟

وی در گفت و گو با «خبرنگاران ایران» می گوید: «نوشتن این نوع گزارش ها خیلی سخت است، خیلی سخت.وقتی در ایران حضور نداری و مجبوری گزارش میدانی بنویسی معلوم است که کار سختی را پیش روداری از طرفی فضا سازی گزارش، کمی کار را راحت می کند به ویژه اینکه وقتی تو در ایران بزرگ شده باشی و کار کرده باشی، راحت تر می توانی فضاها را بسازی و گفته ها برایت شکل می گیرند.»

از او می پرسم چقدر می شود به صحت گفته های دیگران اطمینان کرد؟ می گوید: « راستش این بستگی به نوع ارتباطی دارد که با افراد می گیری، الان استفاده از فیس بوک، تلفن، توئیتر و پست هایی که احیانا می گذارند یک راه می تواند باشد اما مطمئن ترین آنها این است که از دوستان معتمدت بپرسی که این ادعاها چه قدر صحت دارد و در ضمن خیلی وقت ها نگاه کردن به قیمت ها به طور مثال و درآمد مردم و هزینه های مختلف می تواند فضا را برایت بسازد.

آیا سبک جدیدی از روزنامه نگاری در سالهای اخیر به دلیل شرایط سخت سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایران ساخته شده است؟ روزنامه نگاری که خبرنگار را مجبور می کند از پشت کامپیوترش یا در اروپا و آمریکا سوژه هایش را پی گیری کند؟ آیا این نوع روزنامه نگاری در سالهای آینده سبک و سیاق تازه ای از روزنامه نگاری محسوب خواهد شد یا تنها منحصر به شرایط دشوار است و بعد از مدتی از میان بر داشته خواهد شد ؟

*متن کامل صحبتهای «بهروز صمدبیگی» در این زمینه را می توانید با عنوان « پشت میز نویسی ، فاصله انتخاب تا اجبار» در اینجا بخوانید.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.