24 اسفند 1391

نقدی بر ورزشی نویسی

روزنامه های ورزشی ایران یا حاشیه پردازان فوتبال

24 اسفند 1391

علیرضا بهجت

خبرنگاران ایران -ایران از معدود کشورهایی است که نه تنها تعداد روزنامه های ورزشی در آن زیادند بلکه می توان گفت چیزی به نام روزنامه ی صرفا ورزشی دارد . حتی در کشورهای پیشرفته نیز وقایع ورزشی تنها صفحه ای از روزنامه ها را به خود اختصاص میدهدو معمولا اخبار ورزشی به صورت هفته نامه منتشر می شوند. اگر به دکه های روزنامه فروشی مراجعه کنید با روزنامه های ورزشی زیادی مواجه می شوید نظیر ؛ خبر ورزشی ، گل ، پرسپولیس ، استقلال ، پیروزی ، ایران ورزشی ، تماشا ، البرز ...

روزنامه های ورزشی در ایران بیشتر مباحث فوتبال را دنبال می کنند و در واقع آنهارا باید روزنامه های فوتبال تلقی کرد چرا که درصد اندکی از مطالب این روزنامه ها به ورزش های دیگر اختصاص دارد و در برخی این اخبار اصلا وجود ندارد .حتی اخبار مربوط به پیروزی هایی در سطح بسیار بالای بین المللی هم ممکن است در این روزنامه ها انعکاس نیابد .

ورزش در ایران از عرصه هایی است که کشمکش ها در آن از منظر سیاسی اصلا خطرناک نیست و قیل و قال های مربوط به آن حتی می تواند در رسانه های تصویری و حتی بطور زنده هم منعکس شود ، گرچه زمام امور ورزش در دست سیاسیون و فوتبال به عنوان شاخص ورزش در ایران ملعبه ی آدمهای سیاسی است چرا که از جهت دیگر از آن نظرکه بعنوان اهرم هایی که جمعیت فراوانی را به مثابه ی طرفداران با خود یدک می کشند می توانند پشتوانه ی سیاسی سیاستمداران شوند و بنابراین باشگاههای بزرگ را دولت در مهار خود دارد اما مسائل مربوط به آن از لحاظ سیاسی خطرناک تلقی نمی شوند.

ورزش و فوتبال در شبکه های تلویزیونی ایران برنامه های ویژه و هفتگی دارند که کشمکش های بین مدیران و دست اندرکاران را به راحتی پخش می کنند در حالیکه تیغ سانسور در این شبکه ها بسیار برنده و همچون اهرمی قوی ناظر بر جریان پخش سایربرنامه های تلویزیونی است . برای مثال از چند سال پیش برنامه ی سینمایی و هفتگی هفت به مسائل سینما می پردازد و به تقلید از برنامه ی نود سعی در بازتاب مسائل روز سینمای ایران دارد که نهایتا گرچه ادامه پیدا کرد اما منجر به جابجایی در نحوه ی اجرا و تعویض مجری بواسطه ی آن اهرم هدایتی معطوف به سانسور شد . گرچه معمولا آدمهای سینمای ایران جزو کسانی نیستند که خط قرمز مشمول حال شان باشد و بیشتر این خطوط قرمز شامل حال نویسندگان و شاعران است .هر چند این سنت نویسندگان ، روزنامه نگاران و شاعران هم هست که خود در تلویزیون دولتی حضور نمی یابند. با این وجود انگار فقط ورزش است که مخاصمات و تنش های موجود در آن خطرناک تلقی نمی شوند.

روزنامه های فوتبالی با محوریت پرسپولیس و استقلال

اما همانطور که گفتم روزنامه های ورزشی در ایران یعنی روزنامه های فوتبالی و روزنامه های فوتبالی یعنی روزنامه هایی با محوریت پرسپولیس و استقلال . اینکه فوتبال همچون یک بازوی قدرتمند در مکانیزم صنعتی امروز جای خود را باز کرده شکی نیست . حجم بالای مبادلات پولی در فوتبال به تبع وجه رسانه گی خود را توسعه میدهد و رسانه ها را به عاملیت مصرفی خود تبدیل می کنند اما این قصه حتی در قلب تپنده ی صنعت فوتبال نیز از چنین سازوکار روایی که در ایران دامنگیر آن است برخوردار نیست . فوتبال از معدود عرصه های بی دردسر برای نظام سیاسی ایران است که پرداختن آن به جوانان تبلیغ هم می شود . در مملکتی که پرداختن به امور فرهنگی و سیاسی با مشکلات فراوانی روبروست و آزادیهای اجتماعی بشدت محدود است بسیار طبیعی است که فوتبال بعنوان ورزشی پرطرفدار جای خود را باز کند و جمعیت زیادی را به خود مشغول کند. گرچه امروزه فضای مجازی اینترنت به ابزار قدرتمند سرگرمی در ایران تبدیل شده و این فضا نیز عاملیت مهمی در عرصه ی « بازی سازی » دارد . در دهه ی شصت و هفتاد فوتبال تقریبا تنها بازی ممکن بود و حضورچشمگیر تماشاگران در آن دوران در استادیوم ها شاهدی براین مدعاست .

گرچه این سالها مالکیت افزار تکنولوژیک و انفورماتیک باعث نزول طرفداران فوتبال شده است اما به هر رو فوتبال به عنوان ورزشی پرطرفدار و یک صنعت داستان خود را در مطبوعات به طبع می رساند و حواشی آن بسیار پررنگ تر از متن ضعیف و یک لاقبای آن تبدیل به یک « بازی » پرطرفدار در جامعه شده است که هیچ ربطی به متن اصلی فوتبال ندارد.

دیر زمانی شاهد مقاله های بسیار وزینی در مطبوعات ورزشی بودیم که حتی در بین ورزش دوستان نیز محل اشاره و ارجاع بود اما اکنون صفحات روزنامه ها فقط با حواشی و اقوال و اطوار فوتبالیست ها پر می شود. برای مثال بارها پیش آمده که کلامی از دهان یکی از بازیکنان قرمز و آبی در شرایط غیرعادی خارج شده و الفاظ و پیامد آن انعکاس و پاسخگویی به او طی چند روز چندین ستون این روزنامه ها را پر می کند و عملا روزنامه ها به سادگی بازیکنانی را که از زمین بازی خارج می شوند ملعبه ی خود ساخته و وارد زمین بازی خود میکنند . مخاطبی که هر روز به خرید این روزنامه ها عادت کرده همچون یک علاقند به سریال تلویزیونی است که درگیر این بازی شده و این خرده روایت های فوتبالی را دنبال می کند و در چنبره ی عنکبوتی آن گرفتار می شود.

ورزشی نویسان کم سن و حاشیه پرداز

بیشتر روزنامه نگاران روزنامه های ورزشی کم سن و سالند در حالیکه اکثر ورزشی نویسان در کشورهای صاحب فوتبال سن و سال بالایی دارند و در زمینه فوتبال مجرب و خبره اند و بواسطه ی آبرو و اعتباری که برای خود کسب کرده اند درباره ی مسائل بی ارزش قلم نمی زنند . خبرنگاران جوان به اقتضای سن شان به شدت درگیر حواشی فوتبال اند و به خاطر بی تجربگی و عدم پختگی که کاملا طبیعی است در حواشی فوتبال گام برمی دارند و نقشمندی شان در این نقش و نگار بی ارزش و بنجل پررنگ است چرا که هیچ سلسله مراتبی را برای رسیدن به موقعیت کنونی شان طی نکرده اند و فقط بخاطر اجر و مزد پایین وارد یک رسانه شده اند تا تراز مالی روزنامه بواسطه ی دستمزد پایین ایشان دچار خدشه نشود.

خاطرم هست وقتی با افشین قطبی در روزهای ابتدایی ورودش به ایران گپ و گفتی داشتم ، شروع کردم به پرسیدن از اوضاع پرسپولیس به اولین چیزی که اشاره کرد همین نکته بود که « تو اول به من بگو چرا ژورنالیست های ایرانی اینقدر جوانند ؟ » . طبیعی است که روزنامه نگارانی که دستمزد پایینی دریافت می کنند مطالبشان در باره ی فوتبالیستها همچون یک رپرتاژ آگهی باشد که معمولا یا منفعتی مالی برایشان در بردارد و یا اینکه به خود حق میدهند در این شرایط حداقل از فوتبالیست محبوب خود بنویسند .

روزنامه های ورزشی در ایران عموما دربرگیرنده ی اتفاقاتی هستند که پیرامون دو باشگاه پرسپولیس و استقلال صورت می پذیرد و اکثر این مطالب هم گفته های جدی یا شوخی یا فانتزی بازیکنان ، مربیان ، مدیر عاملان و بازیکنان سابق این دو تیم است . همین الان که در حال نوشتن این مطلب ام بطور اتفاقی لای یکی از روزنامه های ورزشی را باز می کنم . درصفحه سه این روزنامه و در نیم صفحه پایین دو آگهی تبلیغاتی می بینم اما در نیم صفحه بالا پنج مطلب از قول بازیکنان تیم صبا (رقیب استقلال ) آمده که اذعان کرده اند داوری ضعیف بوده و یک تصمیم بسیار معمولی داوری به واسطه ی انعکاس فوق العاده به خودی خود به یک مساله تبدیل می شود .

سوژه سازی یکی دیگر از رفتارهای رایج در ورزشی نویسی های مبتذل این روزهاست . این سوژه سازی ها مصداق همان « اینو از کجات درآوردی ؟ » است . روزنامه نگار طی مداقه اش ناگهان به این نتیجه می رسد که فلان فوروارد هر وقت که تیم مطبوعش از لباس دوم استفاده کرده در بازی گلزنی کرده و وقتی نزدیکتر می شویم می بینم که این مورد فقط دوبار اتفاق افتاده و خب البته طبیعی است که یک فوروارد وقتی با پیراهن دوم تیمش هم بازی می کند حداقل دوبار گلزنی کرده باشد و این احتمالا چیزی نیست جز حافظه ی تصویری روزنامه نگار.

و یا مثلا یک ستون اختصاص می یابد به جمله ی مدیر عامل آبی که به مدیر عامل قرمز می گوید : « اگر فلانی ناراحت است قدش را با من عوض کند » و جالب اینجاست که یک ستون فقط به همین گفته اختصاص می یابد .

این جنگ های زرگری که بواسطه ی دست اندرکاران دوتیم صورت می پذیرد وتقابل این دو تیم درجدال شان ، چه در زمین و چه در جدل های کلامی که سناریوی دلخواه مطبوعات است یادآور فیلم « دکتر استرنج لاو » است که امریکا و روسیه هر دو در می یابند که در جنگ هسته ای نباختن مهمتر از بردن است لذا هر کدام برنامه ای برای نباختن جنگ طراحی می کنند ، برنامه ای آنچنان موثر که حیات را از روی زمین بکلی محو خواهد کرد . بازتاب رسانه گی قرمز و آبی و یا همان روزنامه های ورزشی امروز ایران آینه تمام نمای حواشی این دو تیم است که با وام گیری از وودی آلن باید گفت : « این دوتیم آشغالهای باشگاه شان را دور نمی ریزند بلکه به خورد روزنامه ها می دهند » .

روزنامه های ورزشی چیزی شبیه سریال های تلویزیونی

فقدان بازی و معنا در نزد جوانان و نوجوانان ایرانی روزنامه های ورزشی را به چیزی مثل یک سریال تلویزیونی تیدیل کرده که مخاطبان به ان عادت کرده اند و گرچه بازی در نهاد خود چیزی نیست جز یک بازی . این « سیاهه نویسی » هم همچون چیزی که در درام امروزه با عث جذابیت است در کنار « بازی » (دیگر عنصر ) همچون دو عنصر موثر در ایجاد کشش و جذابیت برای مردم می شود چیزی که هر چند یک درام پرکشش می افریند اما جریان ورزش ما را از امر واقع دور می کند .

در جامعه ای که امر فرهنگی از امر اجتماعی دور می شود امر فرهنگی وضعیتی هاله ای به خود می گیرد و بواسطه ی اقتصاد بیمار ، کتاب و روزنامه های قوی مهمترین عامل فرهنگ ساز به دلیل بی پولی ، بی مجالی و بی حوصله گی خوانده نمی شوند و این است که فوتبال از طریق تلویزیون به خانه ها هجوم می آورد و گرچه تالارهای باشکوهی همچون نیوکمپ و سانتیاگو برنابئو و اولدترافورد هم دارد اما روزگار سیاه ما باعث شده که آشغال های تماشاخانه هایی که نمایش های ضعیف عرضه می کنند در برخی روزنامه ها بازیافت شوند .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.