8 اسفند 1391

بررسی یک تجربه، ماندن در شرایط سخت

روزنامه نگاری ایران در دوران سرکوب

8 اسفند 1391

خبرنگاران ایران - نیکی آزاد :در شرایط سرکوب چگونه خود را به عنوان روزنامه نگار حفظ کنیم ؟ روزنامه نگاران در چنین فضایی چگونه آسیب پذیر می شوند و چه باید بکنند تا این آسیب ها و صدمات به کمترین میزان خود برسد ؟ تجربه روزنامه نگاری در شرایط سرکوب و بسط دیکتاتوری در ایران چه مواردی را به ما یاد آوری می کند؟

برای اینکه روزنامه نگاران در دوران سخت به دیوار سرکوب و دیکتاتوری به طور مستقیم برخورد نکنند مواردی را باید رعایت کنند که گاه بی ارتباط و بی شباهت به زندگی در شرایط جنگ شهری و چریکی نیست . تجربه ای که جامعه ایران آن را در 50 سال اخیر با خود داشته است .

در چنین شرایطی به طور طبیعی نخستین اقدامی که توسط روزنامه نگاران برای حفظ خود انجام می شود ، خود سانسوری است . خود سانسوری به دو شکل بروز می کند : خودسانسوری مثبت اندیشانه و خودسانسوری مبتنی بر نفی و کتمان .

رفتار روزنامه نگار در خودسانسوری مبتنی بر کتمان و نفی در نهایت به سکوت ، بی تفاوتی و عدم توجه به مسائل جامعه و در نهایت تحسین کردن استبداد و دیکتاتوری می انجامد . اقدامی که در تقابل کامل با وظیفه روزنامه نگار به عنوان افزایش دهنده آگاهی مردم و تلاش کننده برای بهبود استانداردهای زندگی شهروندان قرار دارد .

از این رو توجه روزنامه نگار مسوول در شرایط سرکوب و استبداد به سمت خودسانسوری مثبت اندیشانه است . در این حالت روزنامه نگار به دنبال راه هایی برای برون رفت از بن بست هایی است که در ابتدا به نظر می رسد تمام مسیرهای فعالیت روزنامه نگاری را مسدود کرده است . تغییر واژگان ها ، مثال ها و زمینه های کاری و فکری ابتدایی ترین راه های برون رفت اند .

تجربیات روزنامه نگاری ایران در 50 سال گذشته که شرایط سرکوب و استبداد را به شیوه های مختلف پشت سر گذاشته نشان می دهد که در شرایط سرکوب و در زمان مواجهه با دولت هایی که آستانه تحمل اندکی دارند ، همواره زمینه برای کار حرفه ای و مسئولانه روزنامه نگاری وجود داشته است . با این پیش فرض که روزنامه نگاری در این شرایط یعنی خودسانسوری مثبت اندیشانه همراه با پرداختن به بخشی از واقعیت های موجود جامعه باشد . پرداختن به بخشی از واقعیت نیز سطوح متفاوتی دارد که رابطه مستقیمی با شرایط سرکوب و تحمل پذیری رژیم استبدادی دارد . در این وضعیت نماد گرایی در کارها و نوشته ها پر رنگتر می شود .

یکی از روزنامه نگاران با سابقه ایرانی برای توضیح چگونگی نماد گرایی در نوشته های روزنامه نگاران ایرانی به تجربه خود و دوستانش اشاره می کند : "در بسیاری از مطالب روزنامه نگاران ایرانی وقتی در گزارش های خود به برخی از مسائل ایران و یا شهر تهران می پرداختند ، به جای "تهران " از واژه " پایتخت یکی از کشورهای خاورمیانه " استفاده می کردند و یا در مواردی با پرداختن به مسائل مردم دیگر کشورها که قرابت و تشابه زیادی با شرایط ایران و مسائل آن داشته و دارد به طور غیر مستقیم وظیفه روزنامه نگاری نقادانه خود را پی می گرفتند ."

همچنین یکی از روزنامه نگاران حوزه اجتماعی هم پرداختن به برخی از موضوعات حساسیت برانگیز را همزمان با پرداختن به نظرات موافقان آن موضوع امکان پذیر می داند :"گاهی اوقات به سراغ موضوع هایی در روزنامه ها میرویم که خیلی ها از اساس پرداختن به آن را برای بقای روزنامه به اصطلاح صلاح نمی دانند اما اگر جوری به موضوع بپردازید که در کنار نظر مخالفان آن موضوع ونقد آن نظرات موافقان را هم بیاورید آن وقت آن موضوع قابل طرح و بیان خواهد شد .گاهی حفظ بی طرفی کامل در فضای سرکوب کمک به پرداختن به حفظ خود و رسانه است ."

جلوگیری از ضربه پذیری

ماموران اطلاعاتی و امنیتی در مواجهه با روزنامه نگاران و روش هایی که برای خنثی کردن ، به حاشیه راندن و از میدان به در کردن آنها در پیش می گیرند،به گونه ای وارد عمل می شوند که گاه بی شباهت به چگونگی برخورد با گروه های سازمان یافته زیر زمینی نیست .

رفتار و نوع برخورد روزنامه نگار در شرایط سرکوب و در عصر جدید کاملا متفاوت با گذشته و حتی 20 سال پیش از این است . در گذشته اگر روزنامه نگاران با تعطیلی روزنامه و یا نشریه خود مواجه می شدند طبیعی ترین کار این بود که با استفاده از ابتدایی ترین وسایل ممکن دست اندرکار تهیه نشریات زیر زمینی شوند . چیزی که در ادبیات سیاسی ایران به " شبنامه " معروف است . این روش با خطرات زیادی همراه است .

تهیه ابزار و وسایل مورد نیاز از یک طرف و توزیع نشریه زیر زمینی از سوی دیگر، مخاطراتی دارد که روزنامه نگاران ایران خطرهای آن را به جان می خریدند . اما در شرایط جدید با تعطیلی هر نشریه روزنامه نگاران به سرعت به فضاهای مجازی و صفحات اینترنتی روی می آورند . با این تصور که امکان لو رفتن و ضربه پذیری در مقایسه با روش تهیه شبنامه وجود ندارد و احتیاط کاری کمتری را طلب می کند . ضمن این که امکان توزیع راحت آن در سطح گسترده و با کمترین هزینه هم وجود دارد .

با این وجود چرا روزنامه نگاران ایران در این شبکه های اجتماعی مجازی و صفحات اینترنتی تا به این میزان آسیب پذیر شده اند . پاشنه آشیل دور شدن از این وضعیت کدام است ؟

ابزار نوین ، تجربه کهنه

در همین نقطه آسیب پذیری است که می توان روزنامه نگاری در شرایط سرکوب و نوع برخورد نیروهای امنیتی را همانند برخورد با گروه های زیر زمینی و برخورد پلیس با آنها در دهه های گذشته شبیه سازی کرد . هر چند این همسان سازی تا حدودی پرسش برانگیز است .

دانش استفاده از ابزارها و امکانات جدید بسیار مهم و ضروری است . واقعیت این است که هر چه سطح دانش کاربران و روزنامه نگار از فضای مجازی افزایش یابد میزان آسیب پذیری آنان نیز به حداقل ممکن می رسد . بررسی رفتار حاکمیت در شرایط سرکوب نشان می دهد که دست کم از چهار سال پیش به این سو تمرکز ویژه ای روی شبکه های مجازی و فضای رسانه ای آن صورت گرفته و تمام حرکات در این فضا رد یابی و شناسایی می شود . همانند کنترل ، نظارت ، تعقیب و مراقبتی که ماموران اطلاعاتی و امنیتی در گذشته بر سوژه های خود انجام می دادند و تمام حرکات و رفتار و روابط آنها را رصد کرده و در بهترین زمان از لحاظ اطلاعاتی و عملیاتی وارد عمل شده و کل شبکه و یا بخش مهمی از روابط و امکانات آنها را از بین می بردند . در عین این که با برخورد های امنیتی ، اطلاعات لازم را برای پروژه هایی بعدی و از پیش طراحی شده خود فراهم می کردند .

امروز نیز همین اقدامات و رفتارها در فضای مجازی و با روزنامه نگارانی که در این فضا به کار اطلاع رسانی خود ادامه می دهند ، صورت می گیرد .

واقعیت امروز جامعه ایران این است که فعالان شبکه های مجازی از یک نوع خوش بینی مفرط در خصوص امنیت خود و فعالان در این شبکه ها و همچنین پائین بودن احتمال ردیابی توسط حکومت ، برخوردارند . موضوعی که حاکی از عدم شناخت دقیق آنها از ماهیت شبکه های مجازی و اینترنت است و شاید به همین دلیل است که زمینه ضربه پذیری خود را به آسانی فراهم می کنند .

اینترنت و موبایل همواره دو عامل خطرناک در افزایش آسیب پذیری فعالان اجتماعی و سیاسی بوده اند . شاید کمتر از 30 درصد امکانات این دو ابزار هم اینک در اختیار مردم ، فعالان اجتماعی وسیاسی و بیش از 70 درصد در اختیار دولت ها برای کنترل و نظارت بر رفتار شهروندان و مدیریت افکارعمومی است . این دقیقا همان نکته ای است که کاربران و روزنامه نگاران ایران به آن توجهی ندارند و یا از آن بی اطلاع هستند .

توان کنترل اینترنت و فضاهای مجازی توسط دولت ها بسیار بالا است . هم اکنون بیش از 90 درصد اینترنت ایران در بخش خصوصی، در اختیار نیروهای امنیتی ، اطلاعاتی و نظامی است . همچنانکه در آمریکا تمام اطلاعات رد و بدل شده در این فضا توسط نهادهای امنیتی آن کشور اداره و کنترل می شود . بنابراین روزنامه نگاران ایرانی همواره باید به امکان عدم اعتماد در استفاده از این ابزارها توجه داشته باشند.

حساسیت ارتباطات

خطرناکتر از این موارد ، باید به موضوع ارتباطات درون گروهی و کاری تا ارتباطات و پیام های رد و بدل شده در فضای مجازی برای روزنامه نگاران ایران اشاره کرد . شناسایی ارتباط افراد و گرایش های آنها در مقایسه با گذشته بسیار ساده تر و در عین سادگی گسترده تر شده است . پیگیری خطوط فکری آدم ها در یک تشکیلات نیمه رسمی و زیر زمینی نیازمند نفوذ ، شبکه سازی ، القاء جریان فکری خاص در میان شبکه ، کمترین کاری است که از یک نیروی اطلاعاتی سرکوبگر و یا حتی غیر از آن انتظار می رود . در گذشته با بررسی رفتار و طرز فکر افراد ، کتابهایی که می خواندند ، شبکه های دوستانی که داشتند ، به قول نهادهای امنیتی افراد مورد دار شناسایی ، تحت نظر و کنترل و قرار می گرفته و بازداشت می شدند .

هم اکنون و در عصر ارتباطات دیجیتالی نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی همین نوع تعقیب و مراقبت را در فضاهای مجازی و غیر از آن ادامه می دهند ، روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی و سیاسی را شناسایی کرده و به راحتی با وصل یکسری کلمات و جملات در بین پیام های رد وبدل شده به آنها ضربه زده و برایشان پرونده سازی می کنند . در اصطلاح اطلاعاتی به این روش " شاخه سازی و زیر شاخه سازی " می گویند .

شناسایی علائق روزنامه نگاران ایران و پیگیری آنها با این روش بسیار راحت است . روزنامه نویس ایران در شرایطی فعال است که به سختی می توان حوزه کاری او را از سیاست و گرایش های سیاسی منفک کرد . در واقع یک روزنامه نگار هر چقدر هم بخواهد تنها یک روزنامه نگار باشد و مستقل و نه مجیز گوی سیاسیون ، کمتر موفق خواهد شد . در ایران روزنامه نگاران با سیاست مداران گاه تا مرز شراکت پیش می روند . از این رو به بهانه های درگیری سیاسی و بین گروهی که در ایران معمولا چهره خشنی از خودش نشان داده ،نیروهای امنیتی به راحتی به سراغ روزنامه نگران می آیند وبرای همین هم هست که معمولا روزنامه نگاران جزء نخستین گروه هایی هستند که در مبارزه سیاسی درون گروه ها ، هزینه می پردازند .

استقلال روزنامه نگار هم تاکتیک و هم استراتژی

برای جلوگیری از ضربه خوردن در این حوزه روزنامه نگاران با سابقه ایران تاکید می کنند که باید تمام تلاش را بر استقلال کار روزنامه نگاری گذاشت. یعنی روزنامه نگاران در هر شرایطی ( چه عادی و چه در زمان سرکوب) نشان دهند ربطی به سیاستمداران در عرصه های مختلف ندارند . با این تاکتیک که درعین حال استراتژیک هم هست ، بخشی از مشکلات کاهش می یابد و ضربه پذیری کمتر می شود . در واقع هر چه یک روزنامه نگار نشان دهد که کارش بیان کننده نظرات و خواسته های یک جریان و حزب سیاسی خاص نیست ، میزان هزینه هایی که به صورت فردی خواهد پرداخت نیز کمتر خواهد بود .

فرصت طلبی در شرایط خاص سیاسی برای روزنامه نگارانی که در شرایط سرکوب به سر می بردند( برای مثال در حالی که تا چندی پیش امکان نقد دولت محمود احمدی نژاد در هیچ شرایطی وجود نداشت در روزهای پایانی بهمن 91 و پیش از آن شرایط به گونه ای تغییر کرد که در تمام رسانه های وابسته به حاکمیت هم تندترین انتقادها به او انجام می گیرد شناخت این موقعیتها و استفاده از این فرصت ها برای روزنامه نگار مستقل در شرایط سرکوب بسیار مهم است ) و همچنین استفاده از خلای قدرت ناشی از افزایش درگیری بین جناح های خاصی از قدرت ، یکی دیگر از امتیازاتی است که یک روزنامه نگار ایرانی باید به خوبی از آن استفاده کند که البته این نیز به توان تحلیل و قدرک درک نزدیک به واقع از شرایط و فضای سیاسی بر می گردد.

اینها تنها چند نمونه از مواردی هستند که روزنامه نگاران ایرانی در شرایط سرکوب با آنها روبرویند و می کوشند تا در کنارآنها همچنان به زیست اجتماعی و حرفه ای خود ادامه دهند راه هایی برای ماندن در شرایط سخت و تاثیر گذاری بیشتر .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.