20 دی 1391

آشنایی با ظرافت های بیان عقیده در محیط های خصوصی؛

چگونه نوشته های فیس‌ ‌بوکی یک خبرنگار دردسرساز شد

20 دی 1391

نوشته: مارگارت سولیوان (۱)

ترجمه و تلخص: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران: توضیح: مارگارت سولیوان پنجمین سردبیر بخش اجتماعی است که از سوی نیویورک تایمز انتخاب می ‌شود. او به شکل مرتب در وبلاگ خود –The Public Editor’s Journal- در مورد دنیای حرفه ای روزنامه نیویورک تایمز و اصول روزنامه ‌نگاری مطلب می ‌نویسد. وی دوبار در ماه، مسئولیت نوشتن ستون «مرور یکشنبه ‌ها»(۲) را برعهده دارد. وی به عنوان سردبیر اجتماعی دفتر نیویورک تایمز مسئولیت دریافت و پاسخ گویی به نظرات خوانندگان و همچنین بررسی مسایل مربوط به اخلاق روزنامه ‌نگاری را برعهده دارد. سولیوان از آن سردبیرهای اجتماعی است که به شکل مستقل و خارج از ساختار گزارش ‌دهی، ویراستاری خبر و مدیریت رسانه فعالیت دارد؛ ایده‌ها و نظرات سردبیری او در حوزه مسائل اجتماعی، مستقل و فارغ از نظرات کلیشه ای و سازمانی است. متن زیر بخشی از مقاله ای است که سولیوان در مورد ساختارها و چارچوب هایی که یک روزنامه نگار باید در محیط های مختلف (حرفه ای و خصوصی) رعایت کند نوشته است:

برای اینکه ظرافت‌های بیان عقیده در محیط‌های حرفه‌ای و خصوصی یک روزنامه نگار را به خوبی درک کنید، روزنامه نگاری را تصور کنید که دوست دارد در مقابل خوانندگان پاسخ گو باشد. او آنی عمل می‌‌کند، سبک نوشتاری‌اش انتزاعی است و توجهی به اینکه در یک محیط شدیداً سیاسی، نظرات او چطور برداشت می‌‌شوند، ندارد. حالا این خبرنگار را سر یکی از حساس‌‌ترین و ظریف‌‌ترین مشاغل روزنامه ‌نگاری بگذارید. مثلاً مدیر شعبه ‌ی بیت ‌المقدس روزنامه‌ ی نیویورک تایمز. بعد فیس‌ بوک و توئیتر را هم به ماجرا اضافه کنید. فضاهایی که به این خبرنگار اجازه می‌‌دهد تا به کانال‌‌های بدون فیلتر و بدون ویراست انتشار دسترسی داشته باشد. سپس کلمات از افکار نو و هنوز شکل نگرفته با اشاره ‌ی یک کلید بلافاصله تبدیل به اظهار نظری رسمی در مقابل جهان می‌‌شود. مجموع این تعاریف منجر به نتیجه ا‌ی می‌شود که به احتمال فراوان مشکل ‌ساز خواهد شد!

نمونه زنده و حقیقی چنین مثالی «جودی رودورن»(۳)، مسئول حوزه بیت ‌المقدس روزنامه‌ ی نیویورک تایمز است. جودی اوایل سال ۲۰۱۲ میلادی به خاطر مسئولیتی که به وی داده شد به اسرائیل نقل مکان کرد. بعد از این اقدام ، تعدادی از همکارانش از جمله ویراستاران او در روزنامه نیز برای ارتباط بیشتر و نزدیک‌تر با حوزه‌ای که مسئولیت پوشش خبری آن به وی واگذار شده بود، به این منطقه نقل مکان کردند؛ اما همین مساله دردسرهای زیادی به دنبال داشت.

رودورن پس از حضور در منطقه‌ای که مسئولیت پوشش خبری آن را برعهده‌اش گذاشته بودند، شروع نه چندان خوبی در زمینه ‌ی رسانه‌‌های اجتماعی داشت. او چند روز پس از برعهده گرفتن پست جدید، موضوعاتی را در فیس بوک و توئیتر خود پست کرد که انتقادهای شدیدی به دنبال داشت و باعث شد قبل از اینکه کار خبری‌اش را شروع کند دیدگاه سیاسی‌اش از جانب کسانی که توییت‌ها و پست‌هایش را دنبال می‌کردند، زیر سوال برود.

«جفری گلدبرگ»(۴)، خبرنگار روزنامه ‌ی The Atlantic پس از ملاحظه نوشته‌ها و توییت‌های رودورن در مقاله‌ای تحت عنوان «یک توئیت به مقصد مدیر جدید شعبه ‌ی بیت المقدس نیویورک تایمز: لطفاً توئیت نکنید!»، دیدگاه‌ها و موضع گیری‌های وی را این طور جمع ‌بندی کرد: «او از «علی ابونیما»(۵) که یک فعال فلسطینیِ موافق نابودی اسرائیل به شمار می‌آید، دفاع کرده است! همچنین از کتاب «پیتر بینارت»(۶) - (بحران صیهونیسم)(۷) - تعریف کرده و آن را فوق‌العاده، جذاب، خواندنی و پر از تفکر نامیده است. او حتی لینک مقاله‌ای از یک روزنامه ‌ی افراطی لبنان را در توئیتر خود قرار داده است که این کار جای تامل دارد.»

این خانم اخیراً در جریان درگیری‌های غزه در فیس‌ بوک خود نوشت: «فلسطینی ‌ها بابت مرگ اطرافیان خود زیادی شلوغ می‌‌کنند و عمر کوتاه و محدودی دارند.»

وی در پست دیگری عنوان کرده بود که اولین اشک‌‌هایش در اسرائیل بابت نامه ‌ی دریافتی از یک زن آمریکایی ریخته شده است!

این نوشته‌ها و توییت‌ها برای یک خبرنگار به قدری بی‌ملاحظه بودند که سبب بروز واکنش‌های بسیار تند، شدید و منتقدانه‌ای نه تنها از سوی افراد دست ‌اندرکار رسانه، بلکه از طرف خوانندگان شد. به طوری که «فیلیپ ویز»(۸)، یک روزنامه ‌نگار یهودی- آمریکایی که عقاید ضدصیهونیست دارد و مطالب وبلاگش عمدتا درباره مسائل خاورمیانه است، در واکنش به اظهار نظر‌ها و توییت‌های جودی رودورن چنین نوشت: «به نظر می‌آید این خانم از نظر فرهنگی در تجربه ‌ی اسرائیل اسیر شده است.»

طولی نگذشت که خانم روردن از شیوه نوشته و کلماتی که در توییتر و فیس بوک‌اش به کار برده بود، به خصوص عبارت «زیاد شلوغ کردن» اظهار پشیمانی کرد. او در گفت‌و‌گوی تلفنی با من (مارگارت سولیوان) گفت: «باید در مورد مقاومت و پایداری آن ‌ها صحبت می‌‌کردم اما کلمه ‌ی مسخره‌ای به کار بردم. اعتراف می‌کنم خیلی بی‌ دقتی کردم.»

پس از ماجراهایی که به راه افتاد، مقامات نیویورک تایمز تصمیم گرفتند دست به اقداماتی بزنند تا مطمئن شوند تلاش‌‌های بعدی خانم رودورن برای حضور در رسانه‌‌های اجتماعی، با دقت و وسواس بیشتری انجام می‌شود. به همین دلیل «جوزف کان»(۹) سردبیر بخش خارجی نیویورک تایمز، یکی از ادیتورهای خود در دفتر نیویورک را مسئول همکاری نزدیک با خانم رودورن در مورد پست‌‌های وی در شبکه‌‌های اجتماعی کرد. دستور کلی برای نظارت بر پست‌ها و توییت‌های رودورن این بود: «نزدیکی با خوانندگان در شبکه‌‌های اجتماعی حفظ شود؛ اما دقت شود تا افکار فیلتر نشده و ویراست نشده‌ ی خبرنگاران به همه اعلام نشود.»

البته نباید از این نکته غافل بود که با در نظر گرفتن توجهی که مدیر دفتر بیت المقدس به سوی خود جلب کرده بود و اشتباهاتی که خود او هم به آن‌‌ها اعتراف داشت، انجام چنین کاری از سوی بالادستی‌‌ها ضروری بوده است.

بسیاری بر این اعتقادند که شاید باید برای پیشگیری از بروز چنین اتفاق‌هایی سرفصلی را برای خبرنگارانی که در حوزه‌های حساس کار می‌کنند، تدوین کرد که در یک جمله چنین است: «بیایید رسانه ‌ی اجتماعی را فراموش کنیم و فقط خبر، گزارش و مقاله بنویسیم.» اما حقیقت این است که این راهکار آن هم در حالی که روزنامه‌ها در عصر دیجیتال برای بقا مبارزه می‌‌کند، چندان مناسب به نظر نمی‌‌رسد. اگرچه در این ‌جا یک سوال مهم ‌تر پیش می‌‌آید و آن سوال این است: «آیا افکار شخصی خانم رودرون‌‌ همان طور که در پست‌‌های او در شبکه‌‌های اجتماعی ظاهر شد (و به شکل چشمگیری از راست و چپ مورد انتقاد قرار گرفت)، او را تبدیل به انتخابی نادرست برای بر عهده گرفتن یک مسئولیت خطیر نمی‌‌کند؟»

برای پاسخ به این سوال، شاید بهترین کار این باشد که باید او را بر اساس کارهای روزنامه ‌نگاری مکتوب و آنلاین مورد قضاوت قرار داد.

در جریان درگیری‌‌های اخیر در غزه، رودرون اخبار تازه‌ای می‌‌آورد، مقاله‌‌های خود را با هوشمندی و جزیی‌ نگری می‌‌نوشت و در عین حال شرایط سختی را هم تحمل می‌‌کرد. وی در آن مدت به قدری به عنوان یک خبرنگار حرفه‌ای در این حوزه خوب درخشید که جوزف کان، کار روزنامه ‌نگاری‌اش در این مدت را «فوق ‌العاده» توصیف کرد و در دفاع از کار رودرون گفت: «او با پشت سر گذاشتن یکی از سخت‌‌ترین چالش‌‌های روزنامه ‌نگاری، حالا واقعاً لایق این شانس هست که به کار خود ادامه دهد و به خوانندگان نشان دهد روزنامه ‌نگاری است که تنها علاقمندی ‌اش بازتاب صحیح و جذاب حقایق است.»

منبع:

روزنامه نیویورک تایمز، ۲۸ نوامبر ۲۰۱۲

پی نوشت ها:

۱ MARGARET SULLIVAN

۲ Sunday Review

۳ Jodi Rudoren

۴ Jeffrey Goldberg

۵ Ali Abunimah

۶ Peter Beinart

۷ The Crisis of Zionism

۸ Philip Weiss

۹ Joseph Kahn

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.