4 دی 1391

عکس خبری نیویورک پست دردسرساز شد؛

یک عکس و خشم هزاران نفر

4 دی 1391

نوشته: کارن مک ‌وی

ترجمه و تلخص: انوشه جاوید

خبرنگاران ایران: «انتشار تصویر مردی در متروی نیویورک لحظاتی قبل از برخورد با قطار، این سوال را در میان اذهان عمومی برانگیخته که چطور عکاس به او کمک نکرده است؟!»

چندی پیش روزنامه‌ ی نیویورک پست با چاپ عکسی فراموش نشدنی از مردی که با فشار شخص دیگری جلوی قطار مترو می‌ افتد، خشم خوانندگان و منتقدین را برانگیخت.

این عکس حیرت‌ انگیز یکی از دو نمونه ‌ای است که توسط عکاس خبری آزاد «عمر عباسی»، از مردی به نام «کی‌ سوک هان» گرفته شده است که پس از سقوط از سکوی قطار و افتادن در میان ریل‌های قطار، دست ‌های خود را به سمت سکو بلند کرده و می‌ کوشد قبل از رسیدن قطار خود را بالا بکشد.

چند لحظه بعد از گرفته شدن این عکس، هانِ ۵۸ ساله با قطار برخورد کرده و کشته می‌ شود. فردی که او را جلوی قطار هل داده و در عکس و فیلمی که یکی از مسافران از او و هان برداشته است، مشخص دیده می‌شود، بلافاصله متواری شد. البته پلیس یک نفر را در این رابطه بازداشت کرد. «پل براونی»، سخنگوی اداره‌ ی پلیس نیویورک، در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفته بود که کارآگاهان مشغول بازجویی از فرد متهمی هستند که احتمال می‌ رود‌‌ همان فرد ثبت شده در دوربین باشد.

در فیلم ضبط شده توسط این مسافر، هان و فرد مهاجم مشغول بحث هستند و بعد از این ماجرا، فرد تصویربردار دوربین خود را تسلیم پلیس کرد و فیلم ضبط شده در شبکه ‌های خبری پخش شد. در فیلم از زبان فردی که هان را هل داده است، شنیده می‌ شود: «دست از سرم بردار... توی صف بایست، منتظر قطار R شو و بس.»

اما روزنامه‌ ی نیویورک پست که عکس عباسی را با تیتر «محکوم به مرگ: مردی که جلوی قطار پرت شده و می‌ میرد» چاپ کرد، انتقادهای تند و تیزی را نسبت به استفاده از این عکس برانگیخت. انتشار این عکس سبب شد تا عده قابل توجهی از خوانندگان و منتقدان اقدام به مطرح کردن این سوال در شبکه ‌های اجتماعی کنند: «چرا این عکاس به مرد در معرض خطر کمک نکرده است...؟»

سایت Gothamist که قبلاً هم از کارهای عباسی استفاده کرده بود، مطلبی منتشر کرده و در آن این مساله ‌ی اخلاقی را مطرح کرده که آیا درست است رسانه ‌های دیگر از این عکس استفاده کنند یا خیر؟

روزنامه‌ ی واشنگتن پست هم در اقدامی منتقدانه مقاله ‌ای تند و خشمناک از «جاناتان کیپ‌ هارت» منتشر کرده و در آن تاکید کرده بود که عباسی به اندازه کافی فرصت داشته تا برای کمک به این مرد اقدام کند.

اما عباسی که آن روز مشغول کار روی پروژه ‌ای برای روزنامه‌ ی نیویورک پست بود، در توضیح به روزنامه‌ ی خود گفته است که صحنه پرت شدن مرد جلوی قطار را از گوشه ‌ی چشم خود دیده است. بعد دوان دوان به سمت قطار دویده و با فلاش عکس انداخته است تا راننده را متوجه اتفاقی که در حال وقوع است کند. او گفته: «من فقط دویدم و امیدوار بودم راننده نور فلاش را ببیند.»

عکس دیگری از عباسی؛ هان را در حالی نشان می‌ دهد که سردرگم، چند لحظه پس از سقوط روی ریل‌‌ها نشسته است و می‌ کوشد به زحمت بلند شود. بنا به گفته ‌ی روزنامه‌ ی نیویورک پست، قطار حرکت خود را کند می‌ کند، با این حال، هان موفق به فرار نمی‌ شود. بعد از این ماجرا، هان را به بیمارستان روزولت می‌ فرستند ولی کمک‌ها بی‌فایده بود و پزشکان بیمارستان اعلام می‌کنند که وی مرده است.

روزنامه‌ ی نیویورک پست در ویدیویی درباره ‌ی این ماجرا این طور اعلام کرده که عباسی از قدرت کافی برای کمک به هان برخوردار نبود است.

«کنسون نوئل» که یک تهیه کننده ‌ی آزاد است در توجیه رفتار عباسی و اینکه چرا کسی با موقعیت او نمی‌توانسته کاری برای نجات هان کند اقدام به تهیه فیلم مستندی درباره اینکه آیا کسی در موقعیت عباسی می‌توانسته است کمکی بکند و نکرده است یا خیر؟ می‌ گوید: «از آن‌ جایی که او (عباسی) توانایی فیزیکی کافی برای بلند کردن قربانی را نداشته است، پس منطقی‌ترین کار این بوده تا با استفاده از منابع در دسترسش اقدام به کاری کندو بنابر این شروع به فلاش زدن با دوربین خود کرده تا به راننده ‌ی قطار علامت دهد و او را متوجه اتفاقی که افتاده است بکند.»

پس از به نمایش در آمدن فیلم نوئل، از روزنامه‌ ی گاردین با این تهیه کننده تماس گرفته شد، وی تایید کرد که این فیلم را شخصاً تهیه کرده و سفارشی نبوده است. او همچنین تاکید کرده بود که مستقیماً با عباسی صحبت نکرده و در ساخت این فیلم افراد زیادی دخیل بوده‌‌اند. اما نکته قابل تامل این بود که نوئل در مورد اینکه چه کسی قدرت بدنی این عکاس را چنین برآورد کرده است، نظری نداد!

حتی وقتی از نوئل پرسیده شد که آیا عباسی از ناتوانی جسمی خاصی رنج می‌ برد، او جواب داد: «همان طور که می‌ توانید فکرش را بکنید، فردی معمولی با قدرت بدنی معمولی به سختی می‌ تواند کسی را از چنین ارتفاعی بالا بکشد.»

نوئل خبرنگار روزنامه‌ ی گاردین را به روابط عمومی روزنامه‌ ی نیویورک پست ارجاع داد؛ ولی کارمندان آن‌ جا نتوانستند مطلب تازه ‌ای به گفته ‌های او اضافه کنند. اما فردی از بخش عکس این روزنامه حاضر شد به شرط اینکه از وی با نام کوچکِ «جان» نام برده شود، ایمیل ارسالی از سوی خبرنگار گاردین را برای عباسی بفرستد. جان به خبرنگار گاردین گفته بود: «نمی‌ دانم برآورد قدرت بدنی او را چه کسی انجام داده است، ولی وقتی او را پیدا کردید می‌ توانید در مورد این موضوع از خودش بپرسید.»

عباسی تاکنون به ایمیل ‌هایی که از سوی گاردین و Gothamist ارسال شده، جوابی نداده است. و این در حالی است که عده زیادی از کاربران شبکه ‌های اجتماعی همچون توئیتر و فیس‌ بوک تنفر خود را نسبت به این عکس ابراز کرده‌‌اند و عکاس آن را به دلیل اینکه کمک زیادی به قربانی نکرده است، زیر سوال برده ‌اند.

«آلکساندر آبادوس سانتوس» در مقاله ‌ای که در روزنامه آتلانتیک ‌وایر منتشر شد، چنین گفته است: «جلب توجه راننده ‌ی قطار با فلاش دوربین و شاید حتی کور کردن میدان دید او به نظر راهی منطقی برای کمک به فردی که از سکوی قطار آویزان است، نمی‌ رسد؛ به همین دلیل هم سبب بروز و تکرار سوال‌هایی می‌شود که خیلی‌ها در صفحات فیس بوک یا توییت‌هایشان تکرار می‌ کنند.»

«جن راسیانوف»، وکیل مدافع و سخنگوی اتحادیه ‌ی رانندگان ترانزیت نیویورک در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ ی یو‌اس ‌ای تودی با تاکید بر اینکه این عکس، عکس «تنفر برانگیز» ی است، اظهار کرده است: «ما در کشوری با آزادی حق بیان زندگی می‌ کنیم. شخصاً وقتی این عکس را دیدم، نفسم بند آمد.»

«لورا کاپلان»، یک رزیدنت سال دومی که در بیمارستان بث کار می‌کند و در آن لحظه در ایستگاه حضور داشته و شاهد وقوع این تراژدی بوده است، به خبرنگار روزنامه‌ ی واشنگتن پست گفت که برای کمک به مرد با عجله جلو رفته است. کاپلانِ ۲۷ ساله اظهار داشته است: «وقتی این اتفاق افتاد، همه فریاد می‌ کشیدند، ولی بعد مردم فرار کردند. کسی برای کمک جلو نمی‌آمد. انگار همه شوک زده شده بودند. من بلافاصله مرد را معاینه کردم. به نظرم نبض داشت.» ولی هان بلافاصله بعد از تصادف جان خود را از دست داد. کاپلان هم نتوانست در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند عملیات احیای قلبی- ریوی را روی او انجام دهد.

هان با همسر و دختر دانشجوی خود در الم ‌هرست زندگی می‌ کرد. همسر او به روزنامه‌ ی واشنگتن پست گفته که هان قبل از ترک منزل در ساعت ۱۱، با او بحث کرده است. او گفت: «ما با هم دعوا کردیم. دائم به او زنگ می‌ زدم تا ببینم کجا رفته است، اما گوشی‌‌اش را جواب نمی‌ داد.»

حال این سوال پیش می‌آید که آیا چاپ چنین تصاویری به لحاظ حرفه‌ای کار درستی است؟ آیا یک عکاس خبری که شکار لحظه جزء لاینفک زندگی حرفه‌اش است، در چنین شرایطی ثبت لحظه را باید در اولویت قرار دهد یا نجات جان یک انسان را؟ آیا ضبط و ثبت عکس‌ها و تصاویری از این دست، خود به تنهایی نمی‌تواند وظیفه انسانی و اخلاقی یک عکاس خبری را انجام شده تلقی کند؟ عکاسان خبری که در میدان‌های جنگ حاضر هستند هم‌گاه موقعیتی شبیه به عباسی دارند، آیا باید به آن‌ها هم خرده گرفت و آنان را مورد نقد قرار داد؟

مطمئنا پاسخ به این سوال‌ها و توجیه درستی یا نادرستی اقدام عباسی از دو بخش موافق و مخالف تشکیل شده است؛ مخالف و موافقی که هر یک به نوبه خود درست یا اشتباه فکر می‌کنند؛ اما هیچ یک نمی‌تواند یک واقعیت را که دنیا و روابط آدم‌ها نیاز به کمی بیشتراخلاقیات و انسانیت دارد؛ کتمان کند.

منبع گزارش: سایت روزنامه گاردین، دسامبر ۲۰۱۲

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.