27 آذر 1391

بررسی کپی برداری در روزنامه نگاری ایران ؛ چه کسی مقصر است

کپی برداری به جای روزنامه نگاری

27 آذر 1391

خبرنگاران ایران – بابک موحدی :وارد تحریریه روزنامه که می شوم . تا چشمم کار می کند کامپیوتر و لب تاپ می بینم و روزنامه نگارانی که پشت این کامپیوترها مطلب می نویسند . همه تند و تند تایپ می کنند و چند نفری هم مصاحبه تلفنی می گیرند و یادداشت برمی دارند .

این روزنامه نیمه دولتی هر روز صبح منتشر می شود . با چند نفر از خبرنگاران صحبت می کنم می خواهم بدانم چقدر برای نوشتن گزارش هایشان از روزنامه خارج می شوند. موضوعی که این روزها دغدغه فکری و ذهنی ام شده است .مطالب خبرگزاری ها و برخی از روزنامه ها را بالا و پایین می کنم اما بیشتر گزارش های شبیه به هم می بینم نه اینکه دقیقا مثل هم نوشته شده باشند نه،اما انگار همه موضوع واحدی دارند یعنی از یک جا سرچشمه گرفته اند و بعد با راه های مختلف تکمیل و گزارش شده اند . یک جور کپی برداری اما با شیوه ای متفاوت .در جاهایی هم به همین موضوع های مشابه چند پاراگرافی گفتگو اضافه شده یعنی گزارشهایی با موضوع مشابه که کارشناسان متفاوتی دارند یکی با یک استاد دانشگاه در باره یک موضوع واحد گفتگو کرده و دیگری با یک نماینده مجلس ، بعضی هایشان هم کارشناسان واحدی دارند . موضوع بحث یکی است و گزارشها عجیب شبیه به هم .

در سالهای اخیر زیاد چنین مطالبی را در روزنامه ها و خبرگزاری های ایران دیده ام. در تحریریه هم که می نشینم خبرنگارانی را می بینم که مدام سایتها را بالا و پایین می کنند. خبری را از خبرگزاری و اینترنت بیرون می کشند و با چند تماس تلفنی به اصطلاح گزارش می نویسند، نه این که همه خبرنگاران این کار را بکنند اما این شیوه تقریبا در گزارش نویسی ایران متداول شده است .

آیا این شیوه گزارش نویسی همان وصله پینه کردن است؟سرقت ادبی است؟ یا گزارش تولیدی؟ اینها سوالاتی است که شاید ذهن برخی از خبرنگاران را مشغول کند و شاید هم برخی در شلوغی تحریریه ها یادشان برود که شیوه دیگری هم برای گزارش نویسی هست و همین شیوه را تنها روش روزنامه نگاری قلمداد می کنند .

گزارش میدانی وقت گیر است

شیوه ای که اکنون در روزنامه نگار ی ایران و حتی دنیا رواج یافته بیشتر برای فرار از سرقت ادبی است یعنی متنی تولید می شود، بدون اینکه مستقیما از جایی سرقت شده باشد اما در واقع محصول ذهن و تلاش نویسنده مطلب هم نیست .

یکی از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم در سرویس اجتماعی روزنامه ای نیمه دولتی کار می کند : « من از جایی مطالبم را کپی نمی کنم معمولا موضوعاتم را از سایتهای خبری و خبرگزاری ها انتخاب می کنم و خودم موضوع را پرورش و تبدیل به گزارش می کنم . چون وقت نوشتن گزارش میدانی را ندارم مثلا چند روزی است درباره کمیاب شدن داروهایی خاص در پایتخت به دلیل تحریم ها مطلب می نویسم .خبر کمیاب شدن داروها را شنیدم و با چند پزشک و بیمار تلفنی صحبت کردم در طی زمان دو سه ساعته ای که داشتم مگر می توانستم برای جمع آوری اطلاعات بیرون هم بروم .»

از این خبرنگار اجتماعی می پرسم آیا هیچ وقت اتفاق افتاده که برای شکار سوژه هایت به سطح شهر بروی. ساعتی آنجا بنشینی و نظاره گر باشی و بعد گزارشت را بنویسی که پاسخ می دهد : «ما هر روز تا ساعت پنج بعد از ظهر باید گزارش خبری مان را به دبیر گروه مان تحویل دهیم، چطور می توانم در این ساعات محدود گزارش میدانی بنویسم. شاید برای صفحات میانی روزنامه بتوان این کار را کرد اما من کار خبری می کنم و چنین گزارش نویسی در توانم نیست .»

شیوه ای که این خبرنگار از آن نام می برد و به یکی از روش های اصلی روزنامه نگاری امروز تبدیل شده ، انتخاب موضوع از سایتهای خبری والبته متناسب با موضوع های روز و سپس جمع آوری اطلاعات اغلب از طریق مصاحبه های تلفنی . شاید به همین دلیل بسیاری از گزارشهایی که این روزها در روزنامه ها می خوانیم خشک و خالی از تصاویر است و تنها به مصاحبه با چند نفر مبدل شده است . وی می گوید و می افزاید و.... از جملاتی است که دائم در این نوع گزارشها دیده می شود .

آیا اینترنت ریشه همه مشکلات است

امروز كپي پيست کردن را خیلی از كارشناسان رشته روزنامه نگاری آفت مطبوعات می دانند، آفتی که ریشه اش را بسیاری در اینترنت می جویند.

محسن احمدی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات است که در این زمینه تحقیقاتی انجام داده است .او در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران می گوید :«بیشتر مواقع، روزنامه نگاران از روش کپی -پیست برای این استفاده می کنند که زمان کافی برای تولید جدید ندارند. یا مدتی است از کارشان می گذرد اما زمان کافی برای بازسازی به خود اختصاص نداده اند تا موضوع های جدیدی را در ذهن بپرورانند و با آمادگی کامل موضوعی را دنبال کنند.اما آنچه مهم است اینکه این روزها سردبیران و مدیران گروه هم در روزنامه ها این شیوه را پذیرفته و از روزنامه نگار انتظاری ندارند یعنی آنها هم این شیوه را دیگر نوعی سرقت ادبی نمی دانند در حالی که گزارشها و مطالب این چنینی نکته جدیدی برای خواننده ندارد . و بنابراین تفاوت زیادی هم با سرقت ادبی ندارنند .»

مطالب بدون اسم ، مطالب بدون هویت

وی نبود انگیزه کافی ، عدم تشویق و ترغیب خبرنگارانی که از شیوه هایی به غیر از این روش برای نوشتن گزارش هایشان استفاده می کنند را از دلایل اصلی رواج این شیوه در روزنامه نگاری ایران می داند .

او اضافه می کند :« یک روز با خبرنگاری صحبت می کردم او گفت وقتی دبیر سرویس و سردبیر روزنامه ام فرق بین گزارش میدانی را که ساعتها برایش تلاش کرده ام با گزارشی که بر اساس چند تلفن نوشته شده نمی فهمند، چرا باید خودم را خسته کنم . در شرایطی روزنامه نگاری ما رشد خواهد کرد که فضای رقابت در آن وجود داشته باشد و تفاوت گزارش خوب و بد و متوسط معلوم باشد .»

وی با اشاره به اینکه در روزنامه های فعلی ایران بسیاری از مطالب بدون اسم منتشر می شود می گوید :« وقتی از روزنامه نگار سوال می کنیم چرا اسمت را نمی گذاری می گوید مطلبم چیز خاصی نداشت که بخواهم برایش اسم بگذارم اگر مطلبت چیز خاصی حتی برای خودت ندارد که اسمی بر آن بگذاری و منتشر کنی چرا فکر می کنی برای مخاطب تو نکته قابل توجهی دارد. به عقیده من همه مطالب باید با اسم و هویت نویسنده مطلب منتشر شود تا نویسنده تلاش بیشتری برای نوشتن آن به کار ببندد .صفحات بدون اسم در روزنامه ها معمولا بدون هویت و کیفیت لازمند.»

به عقیده وی روزنامه نگار همیشه باید از خود بپرسد چه چیز جدیدی را می تواند به مخاطب خود ارائه دهد که با آن چه قبلاً منتشر کرده، فرق دارد ؟ اگر او نتواند به این سوال پاسخ درستی دهد یعنی به همان شیوه کپی کردن روی آورده و با مطالبی تکراری فقط مثل یک کارمند روزهای کاری خود را سپری می کند .

ما مقصر نیستیم، کارفرماها مقصرند

روزنامه نگار دیگری که با او گفتگو می کنم تاکید می کند که استفاده از اینترنت جرم نیست و در عصر مدرن همه روزنامه نگاران از اینترنت استفاده می کنند :«نمي گويم كه نبايد از اينترنت استفاده كرد اما كپي كردن اطلاعات قديمي و گزارش هاي ديگران كه معلوم نيست بر چه اساسي تهيه شده اند فايده اي ندارد .اگر قرار باشد همه ما از دست هم كپي كنيم روزنامه نگاری از معنایش خالی می شود کار ما دادن اطلاعات جدید به خواننده است .اما لزوما استفاده از اینترنت هم برای نوشتن مطالب جرم نیست و بسیاری از اطلاعات را می توان در اینترنت یافت .»

روزنامه نگار دیگری حرفهای این همکارش را می شنود و می گوید نمی دانم چرا مدام خودمان را متهم می کنیم نه کار فرماها را؟ ما که ماهی 700 هزار تومان دستمزد می گیریم و حقوق مان 300 هزار تومان زیر خط فقر است چه کار بیشتری می توانیم انجام دهیم؟ بیشتر ما چند شغله هستیم وبرای تامین معاش مان از صبح تا شب کار می کنیم خبرنگار چند شغله هم بهتر از این کاری نمی تواند ارائه دهد .

تعداد دیگری از خبرنگاران هم با این روزنامه نگار هم عقیده اند و مشکلات مالی ، نبود امکانات و تعداد اندک خبرنگاران در یک صفحه خبری را موجب افت صفحات روزنامه ها می دانند .چرا که آنها معتقدند در چنین فضایی انگیزه روزنامه نگاران برای انجام کارهای بکر و اثر گذار هم بی نتیجه می ماند .

به قول یک استاد روزنامه نگاری اما از یاد نبریم زمانی می توانیم روزنامه نگاری را در خدمت دموکراسی بدانیم که بخشی از آن عملکرد دموکراتیک داشته باشد. چرا که روزنامه نگاری که تنها تغییر شکل مطالب به منظور بلعیدن مخاطبان باشد هر گز نمی تواند در خدمت به دمکراسی هم گام بردارد .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.