11 آذر 1391

همایون فروزان، از اولین فارغ التحصیلان نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران

آموزه هایی از روزنامه‌نگاری در سال‌های دور

11 آذر 1391

خبرنگاران ایران-صبا اعتماد:"روزنامه نگار یک کارمند نیست که در جایی بنشیند و به انجام وظیفه بزرگ یا کوچکش بپردازد. روزنامه نویس در یک جا نمی ایستد. در یک محل نمی نشیند. چشم و گوشش باز است. پویاست.باید از مسائل جامعه اش در هر بخش و زمینه ای اطلاع داشته باشد. بنابراین ضرورت دارد دائم در حال مطالعه باشد.در اندیشه تحت تاثیر این و آن قرار نگیرد."

این حرف‌های همايون فروزان یکی از فارغ التحصیلان نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران* است. دوره ای که در 24 خرداد ماه سال 1335 با حضور تعدادی از استادان داخلي و خارجي و در محل ساختمان مؤسسه مطبوعاتي اطلاعات واقع در ابتداي خيابان خيام تهران آغاز به كار كرد. از میان صدها داوطلب،تنها سیزده نفر در این دوره پذیرفته شدند. صبحها در تحريريه روزنامه حضور پیدا می‌کردند و بعدازظهرها در کلاس به فراگیری دروس مشغول می‌شدند . وقتی در اینترنت نام همایون فروزان را جستجو می کنی کمتر نتیجه ای در بر دارد و درباره این روزنامه نگارقدیمی تقریبا هیچ مطلبی به جز ذکر نام او و اینکه او یکی از سیزده نفری بوده که در نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری روزنامه اطلاعات پذیرفته شد مطلب دیگری نمی توان یافت .اینجا و آنجا اما می توان خاطراتی از او یافت. او یکی ازروزنامه نگاران قدیمی ایران است که اطلاعات درباره زندگی اش اندک است، اما همچنان تجارب روزنامه نگاری اش برای نسل جدید روزنامه نگاران مفید و ارزنده است .

اين تصوير بخشي از شرکت کنندگان در مسابقه ورودي نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران را در 12 خرداد 1335نشان مي دهد

همایون فروزان به عنوان یکی از پیشکسوتان جامعه روزنامه نگاری ایران پیوندش با روزنامه نگاری را به شکل خاطره نوشته است. با خواندن این خاطره خیلی چیزها را می‌توان درک کرد. فضای مطبوعاتی دهه سی و چهل را، نگاه کلی جامعه به حرفه روزنامه نگاری را و اهمیت این شغل از نظر مطبوعاتی ها و صاحبان روزنامه های آن زمان را که در مقایسه تطبیقی با زمان اکنون،این تفاوت ها به خوبی قابل لمس است.

او در خاطراتش می نویسد:"پیوند من با روزنامه نگاری از لحظه ای آغاز شد که آگهی روزنامه اطلاعات را خواندم. اگر اشتباه نکنم حدود 350 نفر دیپلمه و لیسانسیه در آزمایش همگانی شرکت کردند.صندلی های چوبی تک تک در فضای حیاط موسسه اطلاعات چیده شده بود.سوال ها به صورت تستی در اختیار داوطلبان قرار گرفت که مدت کوتاهی در کنکور دنشگاهها مورد استفاده بود.سوال ها چهار جوابی بودند و پاسخ صحیح باید علامت می خورد.تعدادی ممتحن نیز که دو سه نفر آنها از استادان دانشگاه تهران بودند؛نظارت می‌کردند.سوالات بیشتر مربوط به اطلاعات عمومی در زمینه مسائل داخلی،خارجی و تاریخی می‌شد و آزمایش خوب نوشتن."

یکی از مواد امتحانی این آزمایش خوب نوشتن بود. به شرکت کنندگان موضوع فرار شیر را دادند تا ببینند چطور و چقدر می توانند درباره این موضوع بنویسند. همایون فروزان نیز داستان فرار شیر را اینگونه نوشت:" شیر فراری را به این طرف و آن طرف شهر بردم،از جمله داخل یک سلمانی مردانه و کنار یک مدرسه دخترانه. شیر در مسیر خود به چند عابر پیاده بیچاره حمله کرد و جالب آنکه شیر خیالی من عابرین ژنده پوش را هدف قرار می‌داد و رهگذری را که کت و شلوار اطو کرده با پارچه دیپلمات به تن داشت با کلاه شاپو و تعلیمی گرانبها،مورد حمله قرار نمی‌داد. دو صفحه درباره شیر نوشتم و سرانجام حیوان را که در شهر، آشوب بزرگی به پا کرده بود،به وسیله چند افسر پلیس به کشتن دادم!"

چند روز پس از امتحان کتبی،برای مصاحبه دعوت شد و برای اولین بار با چهره سناتور عباس مسعودی مدیر اطلاعات آشنا شد. مرحوم جلال زرین که مسئولیت آرشیو را به عهده داشت و مجید دوامی، سردبیر وقت اطلاعات نیز در این جلسه حضور داشتند.

پس از چند روز،در اعلام نتایج، نام همایون فروزان نیز جزو قبولی‌ها بود و باید سر کلاس حاضر می‌شد. کلاس حدود سه ماه ادامه داشت و استادانش عبارت بودند از مسعودی ، مرحوم فیرو،مدیر صفحه بندی روزنامه،فریدون پیرزاده و مرحوم دکتر مشکور استاد وقت دانشکده ادبیات دانشگاه تهران.

در این دوره تاریخچه روزنامه نگاری در ایران، اصول خبر نویسی، مقاله و گزارش نویسی،چگونگی انجام مصاحبه و بسیاری از ظرایف دیگر روزنامه نگاری در این کلاس تدریس می‌شد و به قول فروزان، در همین کلاس بود که با آزادی،آزادگی و مسئولیت روزنامه نگاری دربرابر جامعه آشنا شد.

او در بخشی از خاطراتش آموزه های آن دوره را به یاد می‌آورد:" به ما می گفتند:روزنامه نگار یک کارمند نیست که در جایی بنشیند و به انجام وظیفه بزرگ یا کوچکی بپردازد. روزنامه نویس در یک جا نمی ایستد. در یک محل نمی نشیند. چشم و گوشش باز است. پویاست.باید از مسائل جامعه اش در هر بخش و زمینه ای اطلاع داشته باشد. بنابراین ضرورت دارد دائم در حال مطالعه باشد.در اندیشه تحت تاثیر این و آن قرار نگیرد. باید خوب تجزیه و تحلیل کند. باید در لحظه نیاز از اطلاعات کارشناسان و خبرنگاران مورد اعتماد سود ببرد. روزنامه نگار باید وقت شناس باشد و قولش درست. و دهها و صدها خصوصیت دیگر که مهم تر از همه آنها شاید این بود که روزنامه نویس در مقابل فشار باید مقاومت کند و آنجا که توانایی مقاومت نداشت باید چاره کار را در انتخاب کلمه و جمله بیابد. به زبانی دیگر همه خبر ها و مطالب باید با مردم در میان گذاشته شود. این مردم هستند که صاحبان واقعی کشورند و دولت حق آن را ندارد که تصمیمات و اتفاقات را از آنها پنهان دارد.نمی دانم در دوران خدمت مطبوعاتیم چند درصد توفیق اجرای این آموخته ها را داشتم اما همین قدر به خاطر دارم که چندین بار برای خبرهایی که در روزنامه چاپ شد گرفتار شدم و مورد بازخواست قرار گرفتم و دو سه بار نیز کارم به ساواک کشیده شد."

با گذشت زمان، مطبوعات و اطلاعات با زندگی همایون فروزان آنقدر عجین شد که بنیاد خانوادگی اش را نیز بنیان نهاد:"هنگام همکاری با مجله جوانان-به سردبیری احمد احرار- در سفری به خوزستان با همسرم آشنا شدم و این آشنایی به ازدواج انجامید و ثمره آن دو فرزند شد. "

او پس از انقلاب با روزنامه تهران تایمز و مجله هایی نظیر آدینه،دانشمند و برگ سبز همکاری داشت و در دو مجله تخصصی هم به عنوان سردبیر کار کرد.

منابع:
- پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران ،سید فرید قاسمی،1376

- http://www.iranianshistoryonthisday.com / نوشیروان کیهانی‌زاده

*نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري در ايران در 24 خرداد ماه سال 1335 با حضور تعدادی از استادان داخلي و خارجي و در محل ساختمان مؤسسه مطبوعاتي اطلاعات واقع در ابتداي خيابان خيام تهران آغاز به كار كرد.

وقت موسسه اطلاعات برگزاری امتحان جهت انتخاب دانشجو براي اين دوره آموزشي را به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سپرده بود. مواد امتحان كتبي عبارت بود از معلومات عمومی، هوش و نيز سنجش استعداد در قالب تست آمریکایی که تا آن زمان در ایران سابقه نداشت. مصاحبه ای نیز برای تشخیص داشتن قيافه جذّاب و برخورد اجتماعي متناسب از متقاضیان به عمل آمد.

شرایط داوطلبان باید مطابق استاندارد بین المللی دانشجويان رشته روزنامه نگاری می بود. در کشورهای صنعتی و پیشرفته تنها رشته تحصیلی که اصطلاحا کنکور ورودی دارد «رورنامه نگاری» است؛ (برای برگزیدن افراد مستعد).

در آن سال از میان داوطلبان، تنها سیزده نفر انتخاب شده بودند که با گذشت بیش از نیم قرن هنوز تعدادی اندک از آن گروه به کار مشغولند .

روش کار در نخستین دوره آموزش روزنامه نگاری بسيار مدرن بود؛ به اين ترتيب که دانشجويان صبحها در تحريريه روزنامه حضور پیدا می نمودند و بعدازظهرها در کلاس به فراگیری دروس مشغول می شدند . از فارغ التحصيلان اين دوره می توان به آقایان : غلامحسين صالحيار (متوفي)، ر. اعتمادي، نوشيروان كيهاني ، هوشنگ پورشريعتي (متوفي)، محسن ميرزايي، همايون فروزان، يوسف خوشرو، محمدعلي مقدس زاده، دكتر مستوفي و منوچهر صمصامي اشاره نمود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.