20 آبان 1391

رواج یک شیوه در روزنامه نگاری

وقتی وصله‌ نویسی جایگزین روزنامه نگاری می شود

20 آبان 1391

نوشته: کلی مک‌براید

ترجمه : انوشه جاوید

خبرنگاران ایران: آنچه در گزارش زیر می خوانید همان است که در روزنامه نگاری ایران به کپی- پیست کردن و چسب و قیچی معروف شده است همان روشی که روزنامه نگار معمولا پشت کامپیوترش می نشیند و درباره سوژه ای گزارش یا مطلب می نویسد بدون آنکه خود اطلاعات جدیدی به آن اضافه کند .در این روش روزنامه نگار به طور کامل مطلبش را از جایی سرقت نمی کند و معمولا از اطلاعات گزارشهای قبلی بهره می برد و با نگارشی جدید به بازتولید مطلب می پردازد . این روش که در روزنامه نگاری ایران هم شایع شده است منتقدان زیادی دارد کلی مک براید ، در نوشته ای از وجود چنین روزنامه نگاری در آمریکا و نقاط دیگر دنیا پرده برمی دارد و به ابعاد این نوع از روزنامه نگاری که وجود آن را از سرقت ادبی هم شایع تر می داند می پردازد . در این نوشته به پژوهش هایی که درباره این نوع روزنامه نگاری شده است هم اشاره می شود . حتی ابعاد جدیدتری از این شیوه از روزنامه نگاری در این نوشته روشن می شود، جایی که روزنامه نگار حتی از منابع خودش برای نوشتن گزارشش بهره می گیرد اما منبع اصلی گزارشش از ذهن خلاق خودش نیست و از جای دیگری کپی برداری شده است :

خبر اخراج نویسنده‌ روزنامه‌ کلمبیا اسپکتتور(۱) به جرم سرقت ادبی از روزنامه نیویورک تایمز که چندی پیش در دنیای رسانه هیاهوی زیادی برپا کرد، در واقع سرقت ادبی نبود بلکه استفاده نادرست این خبرنگار از یک تکنیک نگارش بود که در محیط ‌های دانشگاهی و میان روزنامه‌نگاران به شدت شایع است.

این کار «وصله‌نویسی » (۲) نامیده می ‌شود و در اصل سرقت ادبی نیست؛ اما به مفهوم نگارش تازه و به اصطلاح اصل و بکر هم نیست.

تحقیقی که در سال 2008 میلادی از سوی «ربکا مور هاوارد »(۳)، استاد نگارش و زبان دانشگاه سیراکیوز انجام شد، نشان می دهد حجم زیادی از مقالات و مطالب به نگارش درآمده از سوی دانشجویان، از نظر کار ذهنی از شیوه ای نادرست پیروی می کند؛ اما در عین حال هم نمی توان نام سرقت ادبی را بر آن گذاشت. (او قصد دارد به زودی یافته ‌های خود را در یک کتاب منتشر سازد.)

وصله‌ نویسی چیست و چقدر شایع است؟

هاوارد می‌ گوید وصله‌ نویسی اغلب تلاشی ناموفق برای دوری گزیدن از سرقت ادبی است. در این شیوه به جای این که فرد عبارتی را کلمه به کلمه کپی کند، آن ها را پس و پیش کرده و زمان افعال را تغییر می‌دهد؛ اما در اصل نوشته جدید همچنان و تا حد بسیار زیادی به واژگان و دستور زبان متن اولیه وابسته و متکی است. این کار شکلی از سرقت ذهنی است و نشان دهنده‌ این موضوع است که نویسنده در واقع خودش کار ذهنی مطلبش را انجام نداده است.

هاوارد در مطالعه‌ خود که نام «پروژه‌ ارجاع» را بر آن گذاشته است، به کمک همکارانش تلاش کرده تا ببیند دانشجویان چطور از منابع در مقالات خود استفاده می‌ کنند. تئوری آن ‌ها این بود که اگر استاد بداند نقاط ضعف دانشجویانش چیست، در آن صورت می‌تواند به آن ‌ها بیاموزد چطور از منابع خود بهتر استفاده کنند.

هاوارد و همکارانش 174 مورد مقاله‌ به نگارش درآمده توسط دانشجویان 16 دانشگاه مختلف–از دانشگاه ‌های کارآموزی تا دانشگاه ‌های رده بالا- را مورد بررسی قرار دادند و در نهایت این طور نتیجه گرفتند که 17درصد از میانگین مقالات در هر ترم هر دانشگاه به شکل وصله‌ نویسی نوشته و ارائه می ‌شود؛ اما نکته جالب توجه این بود که در کل این تحقیق هیچ مورد سرقت ادبی گزارش نشد.

اولین بار در کنفرانسی در زمینه‌«تمامیت نگارش» که اوایل سال 2012 میلادی از سوی پوینتر (Poynter) برگزار شد، توصیف وصله‌ نویسی را از زبان هاوارد شنیدم. وقتی با دقت به نمونه ‌های او توجه کردم، متوجه شدم که روزنامه‌ نگاران هم از وصله‌ نویسی استفاده می‌ کنند.

هاوارد فرضیه وصله نویسی را چنین تعریف می کند که:«بیشتر مواقع، نویسنده از وصله‌ نویسی به این دلیل استفاده می‌کند که زمان کافی برای تولید بار ذهنی تازه، اصل و بکر را ندارد یا زمان کافی برای فهم منابع خود بیشتر از حد نتایج سطحی ندارد.»

او می‌ گوید:«در کمترین سطح وصله‌ نویسی یعنی «نگارش بد» این مهم‌ترین دلیلی است که ادیتورها باید به چنین کاری اعتراض داشته باشند، گرچه به شخصه می‌دانم که خیلی از ادیتورها به چنین کاری اعتراض نمی‌ کنند و خیلی ‌هایشان با این نوع نگارش هیچ گونه مشکلی ندارند؛ امااستادهای دانشگاه از این کار خوششان نمی‌آید، چون این کار به نشانه‌ عدم انجام تفکر انتقادی صحیح و درکی فراتر از نگارش است.»

هاوارد قویا بر این باور است که: «وظیفه استادان دانشگاه یاد دادن چگونه نوشتن به دانشجویان است، نه به این دلیل که انتظار داریم همه آن ها نویسنده بشوند، بلکه نوشتن آن ‌ها نشانه‌ فراگیری مفاهیم ذهنی در آن ‌ها است؛ اما انتظار ما از خبرنگاران تفاوت دارد. من با ادیتورهای فراوانی مصاحبه کرده‌ام که خود نمونه ‌های مختلفی از سرقت ادبی را تحت بررسی داشتند. بر اساس این مصاحبه‌ها، متوجه شده‌ام که بیشتر ادیتورها کار وصله‌ نویسی را مشکل‌ساز می‌دانند؛ اما آن‌ را هم‌رده‌ سرقت ادبی نمی‌دانند.»

مطالعه‌ موردی وصله‌ نویسی

سرقت نقل قول چیزی بود که باعث اخراج نویسنده روزنامه اسپکتتورشد. در این‌جا سه پاراگراف از این روزنامه در مقایسه با سه پاراگراف از مطلب اصلی در نیویورک تایمز آورده شده است. اسپکتتور:«فرانک لوید رایت(۴) به نگهداری همه چیز معروف بود؛ از طراحی ‌های شخصی‌اش گرفته تا خط‌خطی روی دستمال ‌های هتل پلازا. از زمان مرگ رایت در سال 1959 میلادی، این یادگارها در انبار حفظ شده‌اند.»

نیویورک تایمز:«آرشیتکت مدرن، فرانک لوید رایت، محتکر نبود؛ اما تقریباً همه چیز را جمع می‌ کرد– از خط‌خطی در مورد یک شهر خیالی در الیس‌آیلند روی دستمال‌ سفره ‌های هتل پلازا گرفته، تا اولین طرح ‌های مدادی از موزه‌ چرخان گوگن ‌هایم یا مدل شهر برودایکر، که شهر رویایی و خیالی‌اش بود. از زمان مرگ رایت در 1959، این یادگار در انبار دفاتر قدیمی او–تالیزین در اسپرینگ‌گرینِ ویسکانسین، و تالیزینِ غربی در اسکاتزدیلِ آریزونا- نگهداری شده‌اند.»

اسپکتتور:«در میان مجموعه ‌های آتی موزه، می‌توان به نقاشی ‌های رایت از آبشار اشاره کرد که خانه‌ای طراحی شده در میان آب ‌های خروشان پنسیلوانیا است؛ همچنین Robie House، ساختمانی ویلایی مانند در زمین ‌های دانشگاه شیکاگو.»

نیویورک تایمز:«در میان این مجموعه ‌های ارزشمند، طراحی ‌های رایت از آبشار قرار دارد که بر فراز پایه، بر روی آب ‌های میل‌رون در پنسیلوانیا قرار می‌گیرد؛ همچنین Robie House که ساختمانی ویلایی مانند در زمین ‌های دانشگاه شیکاگو است؛ به علاوه Unity Temple، که کلیسیای یونیترین در اوک‌پارک ایلینوی است و در نهایت، تالیزینِ غربی.»

اسپکتتور:«با این که اغلب رایت را نابغه‌ای منزوی می‌دانستند، اما به گفته‌ بری برگ‌دال(۵) ، متصدی موزه‌ معماری و صراحی در MoMA، باید او را در موزه‌ هنرهای معاصر در کنار لوکوقبسیه (۶)، میز فان‌در‌ روی (۷)، آلوار آلتو (۸) و لوئیس کان(۹ ) قرار داد.»

نیویورک تایمز:«با این که رایت به عنوان «نابغه‌ی منزوی» شهرت داشت، اما آقای برگ‌دال می‌ گوید: «باید او را در موزه‌ هنرهای معاصر در کنار لوکوقبسیه، میز وان‌در روی، آلوار آلتو و لوئیس کان قرار داد.» در این‌جا نقل‌قول بی‌اجازه خیانتی آشکار است. نویسنده‌اسپکتتور این‌طور وانمود کرده است که خودش این نقل‌قول را در حین مصاحبه با متصدی موزه، از زبان او شنیده است. چنین دروغی در روزنامه‌نگاری حرفه‌ای به هیچ عنوان قابل قبول نیست، ولی بسیار زیاد پیش می‌آید و خیلی‌ها هم به دلیل آن اخراج نمی‌شوند. همچنین به راحتی می‌توان این مشکل را حل کرد. نویسنده می‌توانست به راحتی بگوید: «متصدی موزه‌MoMA، «بری برگ‌دال»، در مصاحبه با نیویورک تایمز گفت...» یا حتی می‌توانست خودش با این متصدی موزه تماس گرفته و با او صحبت کند.ولی در دو پاراگراف دیگر، با مشکلی کلاسیک‌تر روبه رو می‌شویم. در هر دوی این‌ها، «رابین پوگربین »(۱۰ )نویسنده‌ نیویورک تایمز، از قضاوت ادیتوری خود استفاده کرده تا چند نمونه از مجموعه‌ای عظیم را مثال بزند. مثلاً: «خط‌خطی روی دستمال ‌های هتل پلازا» یا: «طراحیRobie House، ساختمانی ویلایی مانند در زمین ‌های دانشگاه شیکاگو»

«سارا دارویل »(۱۱) که سردبیر اسپکتتوراست، می‌ گوید:«نقطه‌ غم‌انگیز ماجرا آن‌جاست که نویسنده‌ مطلب برای گزارش این مطلب واقعاً زحمت کشید. او با متصدی موزه، همچنین مسئول یک کتابخانه و چند منبع دیگر مصاحبه کرد. ولی این مقایسه‌ رو در رو روشن می‌کند که نویسنده از مطلب روزنامه‌ نیویورک تایمز به عنوان نقشه‌ راهش استفاده کرده است.»

دارویل می‌ گوید: «من هم فکر نمی‌کنم چنین کاری به هیچ عنوان صحیح باشد. اصلاً احتیاجی به این کار نیست. مساله به نظر من کاملاً روشن و غیرقابل قبول است. اصلاً لازم نبود داستان این طور شروع شود.» اگر نویسنده اسپکتتور نمی‌خواست گزارش نویسنده‌ نیویورک تایمز را تقلید کند، تنها راهش این بود که تمام مطلب را بیاورد و به نویسنده‌ اصلی ارجاع بدهد، یا مطلب را با کمی تغییر بیاورد و باز هم به نویسنده‌ اصلی ارجاع بدهد.

چرا تغییر مطلب بدون ارجاع کار نادرستی است؟

چون این مهارت و تجربه‌ نویسنده‌ اصلی بوده که به انتخاب این موارد خاص در مقاله منجر شده است. سرقت انتخاب ‌های یک فرد، در حقیقت سرقت تلاش فکری آن فرد است.

مشکل برای روزنامه‌ نگاران...

ولی همه‌ ما تمام مدت همین کار را در روزنامه‌نگاری می‌کنیم و فکر می‌کنم حالا میزانش از قبل هم بیشتر شده باشد.چون حالا، اگر به تمام کارهایی نگاه کنید که بازار ایده را به تسخیر خود در آورده‌اند، می‌بینید این مطالب از سوی خبرنگاران، بلاگ‌نویسان، مجموعه جمع‌کنندگان، نظر دهندگان، محتکران و نظردهندگان حرفه‌ای و آماتور تولید می‌شوند. بخش عظیم‌تری از این مطالب هیچ گونه تلاش اوریجینال برای گزارش‌دهی در خود ندارند و فقط بر پایه‌ تلاش دیگران نوشته می‌شوند.

بسیاری از این مطالب ارزشمند هستند و تفکر بکر و اصل در پس خود دارند؛ ولی بخش اعظمی از آنها تنها کار پس و پیش شده‌ دیگر نویسندگان است. به این کار می‌گویند وصله‌ نویسی. ممکن است مطلب تقلید از یک خبر فوری یا تقلید از داستانی در مورد نقل و انتقال یک بازیکن در دنیای ورزش باشد. ما در دنیای خبرنگاری این کار را انجام می‌دهیم و از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی می‌کنیم، چون بسیاری از حقایقی که در مورد آن ‌ها می‌نویسیم خیلی سریع تبدیل به حقیقت پذیرفته می ‌شود و در نتیجه دیگر نیازی به ارجاع‌دهی نیست. بسیاری وصله‌ نویسی در دنیای روزنامه‌نگاری را به این بهانه پذیرفته شده می‌دانند که مخاطب از روزنامه‌نگار انتظار ندارد تا از هر موضوع، یک شاهکار در بیاورد. روزنامه‌نگاری در پایین‌ترین سطح خود، تنها ارائه‌ اطلاعات مورد نیاز است. ولی اغلب روزنامه‌نگاری مربوط به ارائه‌ یک داستان، انجام یک تحقیق یا توضیح مساله‌ای پیچیده هم می ‌شود. در این گونه موارد، وصله‌ نویسی بیشتر از همیشه مشکل‌زا می ‌شود.

در دنیای امروز، برخی از انواع روزنامه‌نگاری (که تا 10 سال پیش وجود نداشتند) اطلاعاتی را تغییر شکل می‌دهند که از قبل وجود داشته‌اند و به این طریق آن را به دست مخاطب جدید می‌رسانند. همین مطلب نمونه‌ای از چنین کاری است. در حقیقت، نکات واقعی بسیار اندکی وجود دارند که قبلاً هیچ جای دیگری گزارش نشده باشند.

تست صحت کار، ارزش یا ایده ‌های جدید است. نوشتنی که بتواند ارزش جدیدی به دست مخاطب برساند، یا حتی نوشتاری که فقط بکوشد ارزش جدیدی به مخاطب ارائه دهد، به احتمال بسیار زیاد از نظر کار فکری صحیح و صادقانه است و نوشتاری که چنین کاری را انجام ندهد و فقط تغییر شکلی از کار دیگران باشد، وصله‌ نویسی نام می‌گیرد.امیدوارم این تمایز بتواند به روزنامه‌ نگارانی که در سطوح مختلف کار می‌ کنند، کمک کند تا میان کار اصل و محتوایی که تنها تغیر شکل داده شده است و ارزش تازه‌ای برای مخاطب و دنیای روزنامه‌نگاری ندارد، فرق بگذارند.

البته نباید فراموش کرد که برای این که روزنامه‌نگاری بتواند در خدمت دموکراسی باشد، بخشی از آن باید عملکرد دموکراتیک داشته باشد. کار نباید تنها تغییر شکل مطلب به منظور بلعیدن مخاطبین باشد.

فرصت تازه برای روزنامه‌نگاری

شاید بهترین راه برای این کار–پرهیز از وصله‌ نویسی- این است که هر پروژه را با ایده تازه‌ای که ارزش تازه برای مخاطب به همراه خواهد داشت، مد نظر قرار دهیم. اگر ادیتورها و نویسندگان چنین کاری را انجام می‌دادند، مطمئن هستم که بسیاری از نوشتارهای نادرست و تکراری خودبه خود حذف می‌شدند.این کار را در یک ستون کوچک، در خلاصه‌ خبرها یا مشروح اخباری که قبلاً 50 بار به دست نویسندگان دیگر نوشته شده هم می‌توان انجام داد. کار با پرسیدن این سوال شروع می ‌شود: «چه چیزی می‌توانیم به مخاطب خود ارائه دهیم که با آن چه قبلاً منتشر شده، فرق کند؟»شاید یک نظر یا بررسی جدید یا شاید پرسیدن سوال ‌های جدید یا معرفی مواد تازه به حجم دانش فعلی....جواب هرچه که باشد اساس کار اصل، پی‌ریزی خواهد شد. این کار ارجاع باقی مطالب را هم آسان‌تر می‌سازد.انگار که روزنامه‌نگار مشغول گفت و گو با باقی جهان باشد. در یک گفت و گوی واقعی، این طور است که می‌گویید فلان فرد نکته A و فلان فرد نکته‌B و غیره و غیره را گفته است... ولی هیچ وقت آن ‌ها را به عنوان نظر خود مصادره نمی‌کنید، مگر این که از اول مال خودتان بوده باشند.وقتی درک روشنی از ایده‌ اصل خودتان داشته باشید، این کار راحت‌تر خواهد شد.

منبع:

http://www.poynter.org/latest-news/...

پی نوشت :

۱ Columbia Spectator

۲ patchwriting

۳ Rebecca Moore Howard

۴ Frank Lloyd Wright

۵ Barry Bergdoll

۶ Le Corbusier

۷ Mies van der Rohe

۸ Alvar Aalto

۹ Louis Kahn

۱۰ Robin Pogrebin

۱۱ Sarah Darville

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.