24 مهر 1391

گفتگو با آسیه امینی، روزنامه نگار

از گروهی کار کردن روزنامه نگاران دفاع می کنم /قلم روزنامه نگاران خوب همیشه خواهان دارد

24 مهر 1391

خبرنگاران ایران- سارا محسنی: از همان جمله اول تکلیف گفت و گو را روشن می کند و می گوید:« اگر هر تولیدی در بازار عرضه و تقاضا با استانداردهای روز همخوان و هم سو باشد متقاضی دارد. » و با این جمله موضوع تیمی کار کردن عده ای در رسانه ها و مجله های ایران را به بحث می کشاند. موضوعی که این روزها در برخی رسانه های کشور مشاهده می شود اما «آسیه امینی» روزنامه نگار ، معتقد است که باید در این زمینه پژوهش شود و بعد اگر مشخص شد، آن را به عنوان یک معضل در جامعه روزنامه نگاری ایران مطرح کرد.

او ابعاد مختلف این ماجرا را از خرداد سال ۱۳۷۶ با پیش فرض هایی می سنجد و تصویری از روزنامه های آن دوران ارائه می دهد اینکه مثلا اگر روزنامه «جامعه» تا امروز که سال ۱۳۹۱ است منتشر می شد ؟آیا موضوع تیمی کار کردن خبرنگاران هم مطرح می شد؟ یا مثلا روزنامه های «خرداد» و «زن» و ... هم به مانند روزنامه «جامعه» تیم های خود را داشتند و هر روزنامه کار خود را انجام می داد و چنین موضوعی در ذهن ها ایجاد نمی شد که عده ای گروهی کار می کنند؟

گفت و گو با «آسیه امینی» برنده جايزه انجمن جهانی قلم ، درباره این موضوع ، باعث شد تا برخی از تجربه های جهانی نیز در زمینه روزنامه نگاری مطرح و زیر و بم این موضوع نیز به بحث گذاشته شود و حتی موضوع بیکاری روزنامه نگاران ایران و ارتباط آن با تیمی کار کردن عده ای دیگر از خبرنگاران هم مطرح شود :

•خانم امینی می خواهم بدانم آیا از نظر شما روزنامه نگاری شبکه ای یا تیمی، یا همان داشتن گروه ثابت برای تحریریه های خبری برای پیشرفت روزنامه نگاری مفید است ؟اساسا شما طرح این موضوع را برای روزنامه نگاری ایران مفید می دانید ؟

باور همیشگی من بوده است که نه تنها در کار روزنامه نگاری بلکه در هر تولید دیگری هم، اگر چیزی تولید کنید که قابل ارائه باشد و در واقع در بازار عرضه و تقاضا با استاندارهای روز، همخوان و هم سو باشد، برایش متقاضی پیدا می شود. من خیلی از روزنامه نگاران را می شناسم که اهل هیچ گروه و تیم و شبکه ای نبودند ولی همیشه قلم آنها خواهان داشته است.

اما اگر بخواهیم از منظر آسیب شناسانه این موضوع را بررسی کنیم ، اولا باید به ابعاد مختلف این موضوع بپردازیم یعنی مشخص شود که تناسب بین این عرضه و تقاضا چقدر است؟ مثلا چند روزنامه داریم ؟ چند مجله داریم که به طور مداوم می توانند منتشر شوند و می توانند تحریریه ثابت داشته باشند؟ و بعد چه نسبت روزنامه نگار داریم که می توانند در این رسانه ها کار کنند و آن وقت ببینیم که آیا این توزیع ، با پیش فرض شما جور است یا نه.

•بنابراین از اساس این موضوع را آسیبی برای روزنامه نگاری ما نمی دانید ؟

شما پدیده ای را به عنوان علت یک آسیب، در روزنامه نگاری فعلی ما عنوان می کنید که از نظر من خودش معلول است. البته من به عنوان یک مشکل معاصر با این موضوع هرگز روبرو نبوده ام ولی اگر کسی این موضوع را به عنوان یک پدیده و حتی معضل در جامعه روزنامه نگاری ما مطرح می کند به اعتقاد من نمی تواند یک جانبه به آن بپردازد یعنی اولا باید دید که توزیع نیروی تحریریه ما در نشریه های مختلف به چه صورتی است یعنی عرضه و تقاضا برای آن به چه میزان است و بعد به این موضوع بپردازیم که تا چه میزان به این تقاضاها تیم ورکها یا شبکه هایی که شما اشاره می کنید پاسخ می دهند.

موضوع دوم هم این است که از سال ۱۳۷۶، یعنی در دوران اصلاحات مجوز زیادی به رسانه ها داده شد و این رسانه ها هم نیاز به نیروی کار داشتند. در این بین عده ای از نیروهای کاری که جذب این رسانه ها شدند نیروهای حرفه ای باسابقه یا نیروهای حرفه ای دانش آموخته رشته روزنامه نگاری و یا نیروهایی متخصصی که بتوانند درباره موضوعی بنویسند نبودند. یعنی بخشی از نیروهای تحریریه های ما در آن زمان واقعا بدون تعارف بخواهم عنوان کنم نیروهای علاقمند ولی کم سواد در این حرفه بودند. یعنی دانش روزنامه نگاری یا سیاسی و فرهنگی روز را نداشتند.

باور کنید خبرنگار گروه فرهنگی یکی از روزنامه ها در خبرش نوشته بود " مراسم بزرگداشت جلال آل احمد روز فلان با حضور این نویسنده برگزار شد." این مثال را زدم برای اینکه بدانید وقتی از کم دانشی و بی اطلاعی حرف می زنم منظورم چیست.

•با این تفاسیر ، زیاد شدن روزنامه ها چه تاثیری بر نتیجه کار روزنامه نگاران داشت؟

مساله اینجاست که این رشد کمی همواره با رشد کیفی همراه نبود. اگر بپذیریم که توسعه نامتوازن می توانست در توسعه مطبوعاتی اتفاق بیافتد یعنی این رشد کمی به خاطر نیاز خود کم کم بتواند کیفیت تولید کند، بتواند آموزش بدهد و خودش را در حوزه های مختلف آموزشی و تجربی گسترش بدهد، این اتفاق هم به گونه ای رخ نداد.

چراکه انقطاع کاری روزنامه ها به دلایل سیاسی و فشارهای موجود به گونه ای بود که نشریه ها نمی توانستند مستمر تولید شوند. درحالی که این استمرار می توانست آموزش و تجربه را نسل به نسل و سینه به سینه منتقل کند و آن رشد کیفی را در پی داشته باشد. بنابراین روزنامه ها با استرسی که به روزنامه نگارانشان به خاطر فشارهای سیاسی و محدودیت ها وارد می کردند در واقع به حداقل های موجود، که نوشتن باشد، پرداختند . این توضیح طولانی را به این دلیل دادم که بگویم وقتی می خواهیم موضوعی را به عنوان یک "پدیده" معرفی یا آسیب شناسی کنیم باید قبل از هرچیزی به خودمان برگردیم و ببینیم نقش ما در این آسیب چیست؟ و نقش جامعه و نقش خود روزنامه ها در این آسیب چیست و بعد بگوییم که شاید اگر از این منظر به آن نگاه کنیم کسانی حق داشته باشند تیمی کار کردن را انتخاب کنند . فقط به این دلیل که از آن تیم نتیجه بهتری گرفته اند.

•آیا خود شما به عنوان یک روزنامه نگار با تجربه این نوع روزنامه نگاری را تجربه کرده اید ؟ منظورم این است که عضو تیم ثابتی بوده اید ؟

خودم هرگز در هیچ تیم ثابتی نبوده ام اما با این حال از یک منظر بی طرفانه به این موضوع نگاه می کنم و از این گزینشی عمل کردن دفاع می کنم. بنابراین راحت می گویم که شاید نتایج منفی و یا نتایجی که از تجربه های مستمر کار روزنامه نگاری به دست آمده ، برخی از دوستان را به این نتیجه برساند که بهتر است روی تیمی کار کردن سرمایه گذاری فکری، معنوی و حتی مادی کنند تا با آن تیم بتوانند مستمر کار کنند یعنی آن اتفاقی که باید به طور طبیعی در نشریات مختلف می افتاد اینگونه خود را نشان می دهد.

•خانم امینی ! در روزنامه های مطرح دنیا هم این شیوه از روزنامه نگاری دیده شده است ؟آیا تحریریه های معروف خبری در کشورهای توسعه یافته تنها خبرنگاران را بر اساس قابلیت های حرفه ای برای کار در مجموعه ای بر می گزینند ؟ یا اینکه روزنامه های بزرگ همواره تیم های ثابتی دارند و عضو جدیدی را به گروه شان اضافه نمی کنند ؟

اجازه بدهید با مثال توضیح بدهم. چون من به آنچه در رسانه های غرب رخ می دهد اشراف کامل ندارم. ولی می توانم با برخی از مثالها توضیحاتی بدهم.

در نروژ و در شهری که من زندگی می کنم، روزنامه ای سراسری منتشر می شود که 200 سال سابقه فعالیت دارد . حتی ساختمان این نشریه وقتی وارد آن می شوید با شما حرف می زند برای اینکه بر در و دیوار آن تجربه هایی از روز اول انتشار تا امروز به صورت تصویری و غیر تصویری به نمایش درآمده است. وقتی روزنامه نگاری در این روزنامه شروع به کار می کند می داند که چه تجربه ای پشت آن قرار دارد. دیگرانی که پشت او هستند می دانند که چه و چگونه باید به او بیاموزند و این یک روند و روال عادی است وقتی ما این روند و روال را در ایران نداریم شاید باید به دیگرانی حق بدهیم که فکر می کنند باید روی یک تیم سرمایه گذاری کنند و با آنها در نشریات مختلف کار خود را ادامه بدهند.

تجربه دیگر این است ، من با مجله ای در اینجا همکاری می کنم که از ایران هم برای آنها می نوشتم. این نوع نشریات تحریریه ای متفاوت دارند. چراکه تحریریه آنها متمرکز نیست. این ها افرادی را انتخاب می کنند که در جاهای مختلف دنیا برایشان بنویسند و سال ها به همین شیوه عمل می کنند یعنی مثلا خبرنگاری در مصر برایشان مطلب می نویسد ، دیگر ی در هند، یک نفر دیگر از آفریقای جنوبی می نویسد و روزنامه نگار دیگر از آمریکای لاتین. یعنی تحریریه و نویسندگانشان شبکه ای از نویسندگان بین المللی هستند و در این تحریریه شبکه مهم است نه افراد . یعنی آنها سعی می کنند شیوه گرفتن مطالبشان را از نویسنده ها یا افرادی که در حوزه ای تخصص خاص دارند انتخاب کنند . حالا این نشریه، نشریه ای است که با گرایش روشنفکری چپ منتشر می شود بنابراین سراغ تحلیلگرانی می رود که در حوزه جامعه مدنی فعالیت کرده اند و یا روزنامه نگارانی که نگاه منتقدانه دارند . بنابراین نگاه و زاویه دید برایشان مهم است . اگر فردی به آنها معرفی شود که به فرض در بنگلادش قلم می زند و از نظر فکری با آنها نزدیک است از او هم برای کار دعوت می کنند تا به تحریریه آنها بپیوندد بنابراین به نوع دیگری شبکه ای و تیمی کار می کنند .

• استمرار این کار گروهی و ثبات آن به چه عواملی بستگی دارد یعنی می خواهم بدانم چه عواملی استمرار کار یک گروه را تضمین می کند ؟ نقش انجمن های صنفی در این میان چیست؟

با توجه به تجربه های دوستان روزنامه نگاری که در دنیای غرب دارم می گویم که استمرار فعالیت یک نشریه خیلی در داشتن یک تیم ورک (Team work) اهمیت دارد. اینجا بعد از این که شما جذب کار شدید حمایت های صنفی و سندیکایی و بقیه چیزها شما را رشد می دهد و ضمن اینکه از حقوق صنفی شما طوری دفاع می کند که افراد یا دسته ها و گروه ها نمی توانند به راحتی شما را پس بزنند یا منافعتان را زیر پا بگذارند، رسانه، انجمن های مختلف و حتی سازمان های مستقل و مرتبط، برای شما کارگاره های آموزشی فراوانی برگزار می کنند تا شما هم از نظر حرفه ای خودتان را رشد بدهید و هم با حقوقتان آشناتر شوید.

قرار نیست کسی که از اول وارد یک روزنامه می شود یک اندیشمند و تحلیلگر باشد . شما را جذب می کنند و رشد می دهند یعنی همان صحبت اولیه ام که رشد کمی در رسانه های ما، باید رشد کیفی را در پی می داشت. ولی چنین اتفاقی نیافتاد . اما در غرب این کار را می کنند یعنی وقتی روزنامه نگاری را جذب می کنند برای رشد و ارتقای او سرمایه گذاری هم می کنند.

•افراد جدید هم حق ورود به این گروه ها ویا به قول شما "تیم ورک" را دارند ؟ یعنی این شبکه ها باز عمل می کنند یا بسته ؟

آنها افراد متفاوتی را جذب گروهشان می کنند و این جذب مثلا براساس معرفی پسر خاله نیست بلکه براساس اعلام رسمی در روزنامه های معتبر است. خیلی به ندرت پیش می آید شما به عنوان کسی که سابقه کار دارید به راحتی از کار بیکار شوید .

مشکل اصلی در کشور ما این است که به طور دائم ، روزنامه ها بسته می شوند و یک عده اسباب کشی می کنند به روزنامه بعدی. یک عده هم ریزش می کنند. تصور کنید که اگر روزنامه «جامعه» ، «صبح امروز» ، «زن» ، «خرداد» و ... تا امروز فعالیتشان دوام پیدا کرده بودند ، آیا امروز با مشکل و پدیده تیم ورکی کار کردن عده ای از روزنامه نگاران روبرو بودیم ؟

یا اینکه به عکس، می گفتیم آقای ایکس که در روزنامه جامعه ، جذب نیرو می کرد با نیروهایش تا امروز دارد کار می کند و البته شاید در طول این سال ها به این نیروها 5 نفر اضافه شده بود و 5 نفر کم شده بود . منظورم این است که این مشکل ، مشکل جامعه روزنامه نگاری ایران است که هزار پاره شده است .

•برخی معتقدند این شیوه روزنامه نگاری در ایران موجب بیکاری عده ای دیگر از خبرنگاران شده است؟ یعنی عده ای همیشه کار دارند و اگر امتیاز مجله و یا روزنامه شان شان لغو هم شود با همان گروه به نشریه دیگری نقل مکان می کنند اما تعداد دیگری با وجود استعداد و توانایی از ورود به این نشریات محرومند آیا شما این عقیده را قبول دارید ؟

همانطور که گفتم ما داریم درباره یک آسیب حرف می زنیم و آن آسیب اسمش بیکار شدن روزنامه نگاران است . نسبت دادن این آسیب به این موضوع که یک عده در واقع فضای کاری را مونوپل خود کرده اند به نظر من نیاز به تحقیق دارد و باید ببینیم چند نت ورک در چند روزنامه و مجله مشغول به کار هستند و در آن زمان می توانیم خیلی عینی تر و روی میز حرف بزنیم و نه در ذهنمان. من اصلا نمی توانم قبول کنم که تیمی کار کردن عده ای باعث بیکار شدن عده دیگری شده باشد . اگر ما به اندازه کافی نشریه هایی داشتیم که مرتب توقیف نمی شدند و اگر فضای مطبوعاتی ما طوری بود که هر فکری ، هر تمایلی ، هر اندیشه ای را پذیرا بود اساسا چنین مشکلی پیش نمی آمد .

•پس شما فشار سیاسی را مهمترین عامل پدیده "دسته ای کار کردن، یا شبکه ای کار کردن" عده ای از روزنامه نگاران می دانید و نقش افراد و روابط را چندان موثر ارزیابی نمی کنید؟

مساله این است که دنیای روزنامه نگاری ما دنیای پر ریسکی شده است. فقط مشکل سیاسی هم نیست بلکه مشکل اقتصادی هم هست به خاطر اینکه سرمایه گذار هم می داند که سرمایه اش روی آب بنا شده است چراکه معلوم نیست دو روز دیگر کارش هست یا نیست و می تواند سرمایه اش را برگرداند یا نه ؟ از سوی دیگر یک سوزن هم باید به خودمان بزنیم اینکه نشریه ها در بین تحلیل های فراوان و خبرها و گزارش های بسیاری که منتشر می کنند جای اندکی برای مردم گذاشته اند . این مربوط به امسال و پارسال نیست و در واقع این 18 سالی که من تجربه کاری دارم، گاهی که به شهرستانی برای کار می رفتم با تعجب به من می گفتند که چطور شده تو آمدی اینجا گزارش تهیه کنی؟ روزی یک خبرنگار سوئیسی این را به من گفت که هیچ گاه ندیده است که خبرنگار تهرانی پایش را از تهران برای تهیه خبر بیرون بگذارد.

از یک طرف ما مردم را فراموش کرده ایم و مردم برای ما شده اند پایتخت نشینان یا مرکز نشینان و این هم منحصر شده به خبرهایی که دیگران تولید می کنند و ما بازتولیدشان می کنیم و یا در نهایت اگر خبری را بشنویم، گوشی تلفن را برداریم و از چهار نفر دیگر درباره آن خبر سوال کنیم . واقعا این روزنامه نگاری نیست و نتیجه آن این می شود که ما مخاطب خودمان را از دست می دهیم . روزنامه های ما قابل سرمایه گذاری نیستند . به نظر من دوستان خبرنگاری که مایل هستند در یک تیم ورک باشند و کار کنند باید به خودشان سختی بدهند و باید زحمت بکشند و باید پای خود را از تحریریه بیرون بگذارند و در میدان گزارش بنویسند و آن زمان ببینند این تیم ورک ها آنها را می پذیرند و می توانند وارد بازار کار شوند؟

بنابراین ما با گروهی از مشکلات روبروییم نه فقط با یک مشکل. بدون شک، خود ما هم در خلق این مشکلات نقش داریم. بدون شک نبود حمایت های صنفی و سندیکایی هم در این مشکلات موثر است. حتما آموزش ندیدن و توسعه نیافتگی هم هست. اما همه اینها در یک تسلسل می رسد به اینکه اگر این همه محرومیت و محدودیت در فضای سیاسی و روزنامه نگاری ما وجود نداشت، بدون شک امروز این حرفها هم ضرورت پیدا نمی کرد.

ما می توانیم از هم گله گذاری کنیم. به این شیوه کار کردن برخی از دوستان و همکارانمان ایراد بگیریم. اما واقعا این چاره ی مشکل بیکاری عده زیادی از ما روزنامه نگاران نیست.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • قلم روز نامه نگاران خوب همیشه خواهان دارد /
    راستش چون هرگز در این حوزه به طور جدی کار نکرده ام مشکلاتی از این دست را نمی دانستم ولی در جوامعی که هیچ گونه ارزشی برای انسان حتی در متون قانونی نمی توانند قائل باشند تیپ روشنفکر نیز در حوزه های مختلف دچار همین مشکلات می شود که من آن روابط قدرت مدارانه نام گذاری می کنم که اجازه دخول وخروج تو به راحتی نیست تو کسی نیستی مگر خود را به مرکز (هر چه می خواهید می توانید اسم ببرید ) وصل کنی حتی اگر توانایی انجام کار داشته باشی ...همه گروه های حاضر در جامعه را اعم ازدولتی ؛غیر دولتی ؛ روشنفکری و غیر آن در بر می گیرد ... و اگر این روابط قدرت در هم نپاشد این مشکلات ادامه دارد ...ممنون آسیه عزیز مسئله درستی را اشاره کردی در همه موارد اشاره شده در مقاله فو الذکر با تو موافقم .

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.