19 خرداد 1390

مهدی محمودیان ؛ خبرنگاری که از زندان گزارش می کند

19 خرداد 1390

خبرنگاران ایران -سارا محسنی :مهدی محمودیان زندانی سیاسی ای است که در زندان رجایی شهر با نامه های افشاگرانه ای که می نویسد هنوز خبرنگار باقی مانده است.

محمودیان را به عنوان یکی از خبرنگارانی می شناسند که بعد از انتخابات درباره زندان کهریزک گزارش های افشاگرانه نوشت .پبش از وی برای نخستین بار شیوا نظرآهاری بارها در گزارش های متعدد درباره وضعیت نامناسب زندان کهریزک هشدار داده بود . مهدی محمودیان نیز بعد از انتخابات ، گزارش هایی در باره کهریزک نوشت .او در زندان هم همچنان خبرنگار ماند . بعد از انتخابات گزارش های او درباره این زندان سروصداهای زیادی به پا کرد و در نهایت به بازداشت او در شهریور 88 منجر شد . بازداشتی که بدون یک روز مرخصی تا کنون ادامه پیدا کرده است . او در دادگاه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است .محمد داوری دیگرزندانی ای ست که به خاطر تهیه گزارش از زندان کهریزک بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد.

رنج هايي که در این مدت اين روزنامه نگار در زندان متحمل شده اما هرگز موجب نشده تا از حرفه اش دست بکشد و می توان او را یکی از "خبرنگاران زندان "نامید. نامه اخیر او به رهبری درباره وضعیت زندان ها توجه خيلي ها را به خود جلب كرد و حساسیت ها به وضعیت زندان ها را بیشتر کرد. او در قامت یک خبرنگار از داخل زندان وضعیت نامناسب زندان ها را گزارش کرد. مانند خبرنگاری حاضر در محل واقعه !

او در نامه فعلي اش به نامه هاي قبلي خودش به رهبری هم اشاره كرد و در بخشی از آن نوشت: « اولین و آخرین نامه ای که به شما نوشتم به تابستان سال 1386 بر می گردد که به عنوان یک شهروند و یک روزنامه نگار ، گزارشی از برخوردهای غیر انسانی و جنایت بار نیروهای انتظامی با افرادی که اوباش و اراذل نامیده شده بودند و در خیابان ها بازداشت و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند را خدمتتان عرض کردم. در آن نامه از ضرب و شتم ها ، فحاشی ها ، هتک حرمتها ، شکنجه های روحی و جسمی و جنسی برخی از نیروهای انتظامی نسبت به جوانانی که غالبا 20 تا 30 ساله بودند و از فرزندان جوان این مرز و بوم به شمار میرفتند گزارش داده بودم......اما دریغ از هرگونه پاسخ و عکس العملی ، نتیجه آن شد که در سال 88 فرزند یکی از یاران نزدیکتان (فرزند آقای دکتر روح الامینی) به همراه چندین جوان عزیز دیگر در آن شکنجه گاه به شهادت رسیدند و تازه یادتان افتاد که باید دستور تعطیلی آن بازداشتگاه را صادر فرمایید.»

محمودیان اما با انگیزه ای مضاعف درباره دلایل نوشتن دومین نامه می گوید: «براساس آموزه های دینی ،اخلاقی و انسانی خود آموخته ام که در یک جامعه انسانی همه آحاد مردم نسبت به یکدیگر وظایفی دارند و در صدر آن وظایف، اشاعه امر به معروف و نهی از منکر است و از آنجایی که هنوز کمی امیدواری برای اصلاح امور در من وجود دارد و خوش بینانه فکر میکنم و یا لااقل امیدوارم که گزارش قبلی من را حضرتعالی ندیده باشید و یا نگذاشتند به دست شما برسد بر آن شدم گزارشی از وضعیت شکنجه و رفتارهای وحشیانه نیروهای امنیتی با زندانیان سیاسی و همینطور وضعیت اسفبار زندانیانی که در 11 ماه اخیر حداقل در سه زندان و یک بازداشتگاه با پوست و گوشت خود احساس کرده ام را برای شما بگویم ، تا شاید این بار قبل از آنکه فردی از نزدیکانتان را از دست بدهید ، دستور رسیدگی به این اوضاع را صادر کنید.»

این خبرنگار كه انگار ترسی از اضافه شدن به دوران محکومیتش ندارد می نویسد: «با آنکه می دانم بعد از گفتن و انتشار این گزارش احتمالا چندین سال دیگر نیز به محکومیتم اضافه خواهد شد و احتمالا دوباره به انفرادی منتقل و مورد ضرب و جرح بازجویان و برخی نگهبانان قرار خواهم گرفت ، حضرتعالی را بدلیل خیرخواهی که در معنای (( النصیحه الائمه المسلمین )) تجلی یافته است مخاطب قرار می دهم و این نامه را با امید به پیگیری و اجرای قسط و داد و نه فقط در برخورد با زندانیانی چون ما ،که با جرائم و بزه های گوناگون و متنوع در زندان به سر برده و امید به جاری شدن عدالت دارند ، نگاشته ام.»

وی سپس به ارائه گزارشی درباره سه زندان اوین، کچویی شهر و رجایی شهر می پردازد و در بخش های مختلف مشکلات و فجایعی که در این زندان ها رخ می دهد را به نگارش در می آورد. این نامه گرچه در شهریور 89 نگاشته شده اما اخیرا در رسانه ها منتشر شده است.

در قسمتي از این نامه به اعتیاد و ورود آسان مواد مخدر به زندان اشاره شده است:« در این سه زندان و بندهایی که در آن حضور داشتم،مواد مخدر به راحتی و بدون هیچ مشکلی و به هر میزان که اراده می شد.مواد مخدر در حد مصرف نزدیک به هزار نفر در یک زندان وارد می شود و بدون اینکه مزاحمتی برای وارد کنندگان مجاز ! ایجاد شود.»

قسمت ديگر اين نامه به موضوع لواط در زندان اشاره دارد و محمودیان درباره آن می نویسد: «در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط بصورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است که ظاهرا مسئولین زندان برای کمتر شدن آلودگیهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختیار زندانیان قرار می دهند.»

محمودیان آیت الله خامنه ای را خطاب قرار می دهد و می نویسد:« ولی امر مسلمین ........ اینجا در زندان رجایی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان اجاره داده می شوند ودر این سیستمی که شما مسئولیت آن را دارید هیچ دادرسی نمی یابند.»

او به ضرب و جرح زندانیان هم اشاره می کند: برای زندانیان غیر سفارشی در بسیاری از موارد هیچگونه شان انسانی قائل نیستند. هر کسی اعم از مسئول ، نگهبان و...... به خود اجازه می دهد هر نوع کلمات رکیک و هتاکانه ای را نسبت به زندانیان روا بدارد و هر زمان که لازم بداند زندانی را با دست ، باتوم ، زنجیر و یا هر وسیله دیگری مورد ضرب و شتم و حتی جرح قرار دهد

وی در ادامه بخش عمده ای از نامه خود را به زندانیان سیاسی بعد از انتخابات و ظلم هایی که به آنها شده اختصاص می دهد و می نویسد: «تقریبا تمام کسانی که مورد بازجویی قرار گرفته اند از جمله خود من بارها و بارها با رکیک ترین الفاظ، از فحش های جنسی و خانوادگی و اتهامات اخلاقی روبرو شده اند، بخصوص در بند 2 الف که تحت نظر سپاه اداره می شود، الفاظ رنگین تر و پر و پیمان تری نثار زندانیان و خانواده ی آن ها و به قول خودشان برای خرد و تحقیرکردن زندانی از این الفاظ توسط بازجویان استفاده می شود.»

وی در بخش دیگر این نامه نوشته است: «حداقل ده نفر از زندانیان شهادت می دهد که در زمان بازجویی ها آن ها را مجبور کرده اند که برهنه شوند و یا با لباس زیر ساعت ها در بازجویی بایستند و حداقل سه نفر از این افراد شهادت می دهند که با باتوم و یا وسیله ای شبیه آن مورد تحقیر جنسی قرار گرفته اند.»

وی خطاب به رهبری می گوید: «جناب آقای آیت الله، سربازان گمنام شما از هیچ دروغ و نیرنگی برای فریب متهم بی دفاع جهت به اجرا گذاشتن پروژه ی اعتراف گیری دریغ نکرده اند، از بازداشت اعضای خانواده تا صدور احکام دروغین اعدام و نمایش دروغین کودتا.»

محمودیان درباره ورود به حریم خصوصی زندانیان نیز می نویسد : «جناب آیت الله، بازجویان وقاحت را به جایی رسانده اند که حتی به خود اجازه میدهند به همسران جوان زندانیان به دفعات تماس بگیرند تاجایی که انها مجبور شده اند گوشی های موبایل خود را خاموش یا تعویض کنند تا از شر این بی حرمتی ها نجات یابند.جناب آقای آیت الله، مامورین اطلاعاتی شما به جایی رسیده اند که از همسر جوان یکی از زندانیان خواسته اند اگر دوست دارد شوهر و برادر زندانی اش از اعدام احتمالی نجات یابد وخود نیز به حبس طولانی محکوم نشود از شوهرش طلاق بگیرد!»

این خبرنگار زندانی به شکنجه های زندان هم اشاره می کند و در بخشی از آن می نویسد :در بند 2 الف متهمین را با شوکر (shoker) برقی مورد آزار و اذیت قرار می دهند (با شوکر به آلت تناسلی و سایر نقاط حساس بدنشان می زنند)در بند 2 الف، حداقل 2 نفر از متهمین به محلی در زیر زمین برده شده و دستانشان را در دستگاهی که برای کشیدن ناخن بوده است قرار داده شده است.

محمودیان در نهایت به دادگاه های نمایشی بعد از انتخابات هم اشاره می کند و شرح مفصلی از نمایشی بودن آنها ارائه می دهد.

نامه ای برای فعالان حقوق بشر

محمودیان پیش از این نامه هم ، نامه های دیگری را نیز از زندان به خارج از زندان ارسال کرده بود که یکی از آنها در دی 1389 منتشر شد و برای فعالان حقوق بشر نگاشته شده بود. او باز هم فریاد یک خبرنگار است.

محمودیان در این نامه با تاکید بر اینکه نمی تواند در وضعیتی که بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشری ایران در زندان هستند و جوانان بسیاری در این یک سال و نیم به دلیل دفاع از آزادی شهید شده‌اند، روز جهانی حقوق بشر را تبریک بگوید، می نویسد: «وقتی اشکهای دختران و پسرانی که پدرانشان بخاطر فعالیت های بشر دوستانه در زندان هستند را به یاد می آورم، وقتی غم همسران و پدران و مادران روزنامه نگار در بند را به یاد می آورم، وقتی ناله های زنان و مردان هموطنم را در زیر فشارهای جسمی و روحی سلول های انفرادی به یاد می آورم؛ به جای شادمانی برای فرا رسیدن این روز خجسته اشک در چشمانم حلقه می زند و درد سینه ام را می فشارد.»

او باز هم در این نامه دست به افشاگری می زند و خطاب به فعالان حقوق بشر می گوید:« دوستان عزیز، فعالان حقوق بشر، اینجا کسانی هستند که حقوق انسان ها را در بازداشتگاه ها و خیابانها نقص کردند، کسانی که شهروندان بی گناه وهموطنان را به خاک و خون کشیدند و در عین حال از مدیریت جهانی سخن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا اشک تمساح می ریزند.امسال کبوتران سفیدتان را به یاد شهدا و اسرای در بند با ربانهای مشکی به پرواز در آورید. باشد تا به پاس خونهای عزیزان در گذشته یمان، مردم ایران نیز طعم آزادی، دموکراسی، صلح و حقوق بشر را به معنای واقعی تجربه کنند.»

نامه ای برای خاتمی، کروبی و موسوی

نامه آگاهی بخش دیگر محمودیان که باز هم در دی ماه 89 منتشر شد خطاب به خاتمی ، کروبی و موسوی است. او در این نامه از این سه فرد خواسته است تا از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده و کماکان ادامه داده و به هیچ قیمتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید . یک ماه بعد از این نامه میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خاطر مقاومتشان در خانه هایشان زندانی شدند.

محمودیان بازهم در نقش يك خبرنگار نوشته است: «روزها و ماه ها از جفایی که در خرداد ۸۸ بر مردم،قانون اساسی و جمهوریت نظام ما رفته است می گذرد و اینک یاران و فرزندان معنوی این ملت توسط کسانی آماج تهمت وابستگی به ضد انقلاب و صهیونیزم و آمریکا و هم سو بودن با آنها قرار می گیرند که پیش از انقلاب و در اوج مبارزات نه تنها در کنار ملت نبودند بلکه به زعم خود دامنشان را از ننگ سیاسی بودن پاک نگه میداشتند یعنی همان به اصطلاح ولایتی ها که خون به دل ملت و امام کردند.»

او اضافه کرده است :« همه این دردها،فشارها و شکنجه ها را به همراه میلیونها ایرانی که به خیابانها آمده بودند تحمل کردیم تا در ایران و نظام جمهوری اسلامی انتخابات آزاد با اعمال قدرت و هدایت نهادهای آشکار و پنهان به انتصابات تبدیل نگردد و جمهوری اسلامی به معنای واقعی با جمع بین جمهوریت و اسلامیت آن پاس داشته شود.»

محمودیان سپس از این سه فرد درخواستی کرده است : «عزیزان گرامی من به عنوان یک ایرانی مسلمان که چندی است در دستان ناقضین جمهوریت و اسلامیت نظام اسیرم از شما تقاضا دارم به حرمت خون شهدای انقلاب از آغاز تا امروز و به حرمت گریه ها و دلتنگی های مادران، پدران،همسران و فرزندان شهدا و اسرای جنبش سبز و به حرمت شکنجه دیدگان کهریزک،بند ۲۰۹ و ۲-الف و سایر زندانها و بازداشتگاههای پیدا و پنهان دیگر همانطور که تاکنون از اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و عدالت جویانه مردم خداجوی ایران پاسداری کرده اید کماکان ادامه داده و به هیچ قیمیتی از مواضع به حق و اصولی خود دست برندارید.»

دلنوشته هایی برای همسر سابق و فرزندش

اما بخش دیگر نامه های محمودیان از زندان اختصاص به دلنوشته های او دارد. دلنوشته هایی که کوتاه نیامدن وی از اعتقاداتش را نشان می دهد.

یکی از اقداماتی که بازجویان علیه محمودیان انجام دادند تماس با همسر سابق وی و درخواست برای شکایت علیه این زندانی سیاسی به خاطر مهریه بوده است. اقدامی که وقتی به گوش محمودیان رسید در نوشته ای این اقدام بازجویان را تقبیح کرده است.

محمودیان در این دلنوشته با قدردانی از همسر سابقش که زیر بار این درخواست نرفته است می نویسد: با کسانی طرف هستیم که برای ماندن در عرصه قدرت حاضر به انجام هر کار غیر اخلاقی هستند.

اما دلنوشته دیگر او برای دختر 8 ساله اش زینب بود که باز در آن امید به آینده را در دل فرزندش زنده نگه می دارد: « این نبردی است برای رسیدن به آرمانهای مقدس به نام “آزادی” که بی شک سالها بطول خواهد انجامید. تو و دیگر همسالانت شاید دیگر پدران خود را نبینید و یا سالها از پشت میله های زندان و یا روی ویلچر و تخت بیمارستان ببینید. هر چه هست باید بدانید که شما از نسل شیرانی هستید که حتی در غل و زنجیر نیز، غرششان لرزه بر اندام آنها انداخته است.»

وی از فرزندش می خواهد که صبور باشد و به انتظار دمیدن صبح آزادی در دل تاریکی شب به دعا برخیزد و می گوید: برای مادران و پدران و فرزندان شهدای راه آزادی دعا کن که چند سال اسارت پدرت و غمهای تو، در برابر بزرگواری این خانواده ها و جانفشانی های عزیزانشان قطره ای است در برابر دریا.

نامه ای برای دکتر داوود سلیمانی

در این دو سالی که مهدی محمودیان در حبس است برای دو نفر از فعالان زندانی نامه نوشت. یکی از آنها دکتر داوود سلیمانی و دیگری جعفر پناهی بود.

او با دکتر سلیمانی به مدت 3 ماه در زندان اوین هم سلولی بود تا اینکه سلیمانی به رجایی شهر رفت و محمودیان به زندان کچویی شهر منتقل شد. در خرداد 89 محمودیان برای هم بند سابق خود نامه ای می نویسد.

او به روزهای زندانی شدن در اوین اشاره می کند و می نویسد: «روزها که به من درس حکومت دینی می گفتی و با این همه رنج که از این حکومت به اصطلاح دینی به تو تحمیل شده است، بعد از این همه عذابی که در بازجویی ها و بعد از آن دیده ای، باز هم این چنین از حکومت دینی و اصل ولایت فقیه دفاع می کردی بر خود می بالیدم و می بالم که در کنار بزرگمرد آزادی خواهی همچون تو چند ماهی زندگی کرده ام کسی که عقیده اش را از هر عقده ای مصون داشته است.»

محمودیان می نویسد: «نمی دانم در بازجویی ها چه گفته ای که این همه بر تو خشم گرفته اند و درحالی که همه اعضای حزب آزاد شده اند یا به مرخصی رفته اند ،همچنان نمی گذارند حداقل برای چند روز به نزد خانواده ات بروی . با این حال وقتی کینه اعضای مجاهدین خلق و سلطنت طلبان و دیگر گرو ه های این چنینی را نسبت به تو در زندان دیدم درک کردم چرا نهادهای امنیتی شما را به زندان رجایی شهر می فرستند .»

نامه ای برای شکستن اعتصاب غذا

سال گذشته جعفر پناهی کارگردان سینما که زندانی بود به خاطر رفتارهای توهین آمیز و تهدیدها اقدام به اعتصاب غذا کرد. در این زمان مهدی محمودیان باز هم نقشش را فراموش نكرد برای وی نامه ای نوشت و از این کارگردان خواست تا اعتصاب غذای خود را بشکند.

وی در بخشی از نامه خود به جعفر پناهی می نویسد: «آقای پناهی شما برای مبارزه با همین بی عدالتی ها، بی اخلاقی ها و ناهنجاریها در زندان هستید و امروز خانواده بزرگ ایران به این ناهنجاریها مبتلاست. و برای درمان این غده سرطانی به عزیران و بزرگوارانی همچون شما نیازمند است. من به عنوان عضوی کوچک از خانواده بزرگ ایران که هم اینک در بند به سر می برم، ضمن محکومیت این اقدامات غیر قانونی از شما استاد گرامی خواهشمندم با پایان دادن به اعتصاب غذای خود روش های اعتراضی دیگری را پیش بگیرید. چرا که ایران آزاد و آباد در آینده به هنرمندان و اندیشمندانی همچون شما نیازمند است. »

این روزنامه نگار دربند در حالی از پناهی خواست که به اعتصاب غذای خود پایان دهد که خود بعد از نگارش نامه به رهبری و سختی هایی که بر وی وارد شد دست به اعتصاب غذا زد و این اعتصاب روزهای طولانی ادامه یافت.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.