17 مهر 1391

حاشیه ای بر یک خبر که با سرعت و بدون دقت منتشر شد

خبر، تكذيب خبر و حيراني مخاطبان

17 مهر 1391

خبرنگاران ايران- صبا اعتماد: انتشار خبر درگذشت ابوالفضل پورعرب، بازیگر ایرانی مبتلا به بیماری سرطان، امروز واکنش های متفاوت بسیاری را به ویژه در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و برخی از سایتهای خبری برانگیخت؛ اما مدت زمانی از انتشار آن نگذشته بود که این خبر از اساس تکذیب شد ومخاطبان، مدتي را در سردرگمي درستي يا نادرستي خبرگذراندند ؟ خيلي ها هم اين سوال را پرسيدند كه به كدام رسانه می توان اعتماد است؟

این بحث بار دیگر موضوع روزنامه نگاری با کیفیت را به میان می آورد ؟ اینکه آیا خبرنگاری که توجه بیشتری به منابع خبری اش دارد و نظارت بیشتری به کارمی گیرد تا گزارشش را با دقت و کیفیت تهیه کند خبرنگار بهتری است یا روزنامه نگاری که همان گزارش را با سرعت بیشتری تهیه و به خوانندگان یا شنوندگانش می رساند ؟ آیا می توان در گزارشگری دقت را فدای سرعت کرد یا برعکس ؟ آیا چنین شیوه ای نمی تواند مخاطبان را برای همیشه نسبت به رسانه های خبری که چنین خبرهایی منتشر می کنند بی اعتماد کند ؟

امروز (17 مهرماه)، احمد ميرعلايي ـ مديرعامل بنياد سينمايي فارابي ـ در نشستي با خبرنگاران جشنواره فيلم كودك در اصفهان از درگذشت ابوالفضل پورعرب خبر داد و مهدي احمدي، تهيه‌كننده سينما، با تاييد اين خبر به ايسنا گفت:" اين اتفاق صبح امروز در بيمارستان افتاده است و پيگير برپايي مراسم‌ اين بازيگر هستيم."

به نوشته خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ، ايسنا اين خبر را بر اساس اظهارات يك مدير سينمايي در جمع و در يك برنامه‌ رسمي و همچنين تأييد مجدد آن توسط يك تهيه‌كننده‌ سينما ارسال كرد که البته پس از تکذیب خبر توسط پوریا پورعرب،فرزند ابوالفضل پورعرب با انتشار نامه ای از این خانواده عذرخواهی کرد.

اما ظاهرا اين عذرخواهي كافي نبوده و اين خبر به اندازه اي در صفحه هاي فیس بوک رد و بدل شد و تبديل به سوال شد. اينكه بالاخره ما به كدام منبع رسانه اي اعتماد كنيم؟

یکی از روزنامه نگاران در همین باره در صفحه فیس بوک خود نوشته است:"ایسنا خبر مرگ پور عرب را منتشر کرد و بعد این خبر تکذیب شد ، همین تکذیب ، بی اعتباری رسانه های ایرانی را نشان مي دهد. اين بي اعتباري به مرزهای خطرناکی رسیده است."

او رسانه هاي داخلي كشور را به چوپان دروغگو تشبيه مي كند و مي گويد:" یاد چوبان دروغگو افتادم ، یک روز می رسد که هیچ خبر راستی را هم از آنها باور نکنیم و هیچ چیز خطرناک تر از این بی اعتمادی برای یک کشور نیست."

پوريا پورعرب پسر ابوالفضل پورعرب در گفتگو با باشگاه خبرنگاران گفت:" پدرم در حال حاضر حالش خوب است و در خانه در سلامت كامل به سر مي برد."

وي افزود:" از شنيدن اين خبر شوكه شدم و متاسفم از اينكه چرا يك خبرگزاري بدون هيچ اطلاع موثقي چنين خبري را منتشر مي كند و من قطعا از اين خبرگزاري شكايت خواهم كرد."

پوریا پورعرب، فرزند ابوالفضل پورعرب در واکنش به انتشار شایعه درگذشت پدرش در رسانه‌ها می گوید: «این خبر کذب محض است و هنوز هم نگذاشته‌ایم پدرم از این شایعه مطلع شود. باید ابتدا بفهمم مدیرعامل فارابی چرا این خبر را منتشر کرده است.»

یک کاربر ديگر شبکه اجتماعی فیس بوک، نيز با انتقاد از خبرسازي هاي رسانه اي درباره اين هنرمند نوشته است:" شمارو به خدا قسم می‌دهم برای تهیه و انتشار هر گونه خبری از ایشان لطفا از عکس های اخیرش استفاده نکنید.فقط برای یک لحظه خودتون رو جای کسی که چهره اش به دلیل سرطان از بین رفته بگذارید؛ فکر نمی کنید حتی یه آدم عادی هم دوست داره آخرین تصویری که بعد از مرگش تو ذهن مردم میمونه دلپذیر باشه چه برسه به یک بازیگر سینما؟کدومتون راضی هستید وقتی دارید شیمی درمانی میشید و تمام موهای سر و صورتتون ریخته کسی ازتون عکس بگیره؟"

او می افزاید:" من به‌عنوان یکی از دعوت کنندگان ابوالفضل پور عرب در گردهمایی مقابل تئاتر شهر که باعث انتشار اون عکس ها در رسانه ها شد خودم رو مسئول میدونم و از همه خواهش می‌کنم بیش از این باعث آزار این هنرمند عزیز که روزهای سختی رو میگذرونه نشید.این بیماری ممکنه برای هر کسی پیش بیاد پس برای یک لحظه به حرف‌های من فکر کنید اون عکس ها رو فراموش کنید."

چند روز پيش، عكس‌هاي تكان‌دهنده‌اي كه از ابوالفضل پورعرب، سوپراستار دهه‌ي 60 و 70 در فضاي اينترنتي منتشر و مخاطبان را متاثر كرد.

با این وجود برخی نیز با توسل به توهم توطئه بر این باورند که این مرگ صحت دارد اما به دلیل شرایط ویژه ای كه ایران در آن قرار دارد؛مسئولان نمی خواهند جو را متشنج کنند. فرورتیش رضوانیه در صفحه فیس بوک خود نوشته است:" پیگیری خبرنگار مهر از مسئولان فارابی حاکی از صحت اخبار اعلام شده‌ است و برخی شنیده‌ها حکایت از صدور جواز دفن برای این هنرمند برای دفن در قطعه هنرمندان دارد."

به نظر می رسد در انتشار این خبر دقت قربانی سرعت شده تا منتشر کننده این خبر اولین کسی باشد که یک خبر مهم را منتشر می کند .گاهی فقط چند ساعت دست نگه داشتن در انتشار خبری برای تکمیل اطلاعات به قیمت این تمام شده که روزنامه رقیب آن گزارش را منتشر کرده و رسانه و خبرنگار شما بعد از او دنباله رو خبر شده است . اما اگر شما گزارش بهتر و درست تری را تهیه کنید که پر از اطلاعات، دقیق باشد و صحت و درستی آن تایید شده باشد آیا شما کار باارزشتری انجام نداده اید ؟تا اینکه خبری پر ازاطلاعات غلط را به خواننده ارائه کنید ؟ خبری درباره مرگ و زندگی که می تواند برای خانواده ، دوستان و بسیاری از مردم در یک روز تراژدی دردناکی را رقم بزند ؟

با انتشار اين خبر يك پاراگرافي و تكذيب آن، ساعتها برخي مخاطبان رسانه های اجتماعی و سایتهای خبری حیران مانده و می پرسیدند چرا انتشارچنین اخباری با این سرعت و بدون اطلاع از صحت آن تا این اندازه در رسانه های ایران باب شده است ؟ آیا باز این دقت نیست که فدای سرعت در اطلاع رسانی شده است ؟و نتیجه آن نمی تواند تنها بی اعتمادی بیشتر مخاطبان به رسانه های ایرانی را به دنبال داشته باشد ؟

پی نوشت :

برای اطلاع بیشتر درباره این موضوع یعنی "اطلاع رسانی دقیق و اینکه دقت در روزنامه نگاری اولویت دارد یا سرعت " به این لینک مراجعه کنید .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.