13 مهر 1391

آغازگران مطبوعات در ایران چه کسانی هستند

از فرنگ تا کاغذ اخبار

13 مهر 1391

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: نام میرزا محمد صالح، مدیر نخستین نشریه فارسی ایران در عهد محمد شاه ، میرزا محمد جعفر ادیب، اولین سردبیر نخستین نشریه در ایران، محمد حسن اعتمادالسلطنه، نخستین وزیر انطباعات ایران و همسرش عزت ملک خانم به عنوان یکی از اولین روزنامه نگاران زن، در تاریخ روزنامه نگاری ایران به عنوان آغازگران مطبوعات در ایران ثبت شده‌است.

میرزا محمد صالح، نخستین ایرانی دانش آموخته روزنامه‌نگاری است که افزون بر یادگیری روزنامه‌نگاری، با «تقلید» از فرنگیان،پایه های ایرانیزه شدن روزنامه نگاری را در کشور بنیان گذاشت.

این مرد بسیار زیرک و قابل، پسر حاجی باقر خان کازرونی شیرازی است، و یکی از پنج نفری است که در سال ۱۲۳۰ میرزا بزرگ قائم مقام اول به دستور عباس میرزا نایب السلطنه، او را برای تحصیل علوم و فنون جدیده به لندن فرستاد.

میرزا صالح در ۱۰ جمادی‌الثانی ۱۲۳۰ (۱۹ آوریل ۱۸۱۵) به اتفاق چهار نفر دیگر، به فرمان عباس میرزا نایب‌السلطنه و وزیر او میرزا عیسی قائم‌مقام برای تحصیل از تبریز به انگلستان فرستاده شد. پس از یادگیری زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و تاریخ و طبیعیات و آموختن فن چاپ و حکاکی در ۲ شوال ۱۲۳۴ به ایران بازگشت. در این فاصله سفرنامه خود را نوشت. او در سفرنامه خود اشاره‌ای به آموختن زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و لاتین می‌کند. میرزا صالح شیرازی در بازگشت به ایران، دستگاه چاپی را که با خود به ایران‌آورده بود در تبریز به کار انداخت. همچنین روزنامه کاغذ اخبار، نخستین روزنامه ایرانی را با چاپ سنگی و به خط نستعلیق در تهران به چاپ رساند.

نوشته‌های میرزا صالح به ویژه گزارش وی از سفر خود در سال 1227 ق به اصفهان، کاشان،قم و تهران نشانگر ذوق و دانش او در نویسندگی و گزارش نویسی و حکایت از علاقه اش به نگارش و اطلاع رسانی مشاهداتش به دیگران دارد. آن هم نه نگارشی به سبک و سیاق آن عهد بلکه ساده و برای فهم همگان. اولین روزنامه چاپی به زبان فارسی در سال ۱۲۵۳ یعنی سال چهارم سلطنت محمدشاه قاجار بوده است که آن را در طهران میرزا محمد صالح مهندس شیرازی به چاپ سنگی منتشر کرده است.

یکی از منابعی که در باب این روزنامه اطلاعات ذیقیمتی به دست ما می دهد تاریخ قاجاریه تألیف «ادمون دوتامپل» فرانسوی است که کتاب خود را در سال ۱۸۷۳ (۱۲۹۰ هجری) تألیف و در پاریس چاپ کرده است. این مؤلف در باب روزنامه میرزا صالح چنین می‌نویسد:«در عهد محمدشاه به سال ۱۸۳۷ اولین بار در طهران روزنامه ای دولتی انتشار یافت و این روزنامه ماهیانه بود. تاریخ انتشار شماره اول آن اول ماه مه است. این روزنامه با چاپ سنگی به قطع یک ورق بزرگ از کاغذ خانبالغ چاپ می شد ولی چاپ آن چندان عالی نبود». «روزنامه مزبور نام مخصوصی نداشت فقط در آخر صفحه اول آن نشان دولتی ایران موجود بود. همین روزنامه است که پس از تغییراتی مخصوص، به صورت روزنامه وقایع اتفاقیه، یعنی روزنامه رسمی طهران درآمده است».

از این بیان صریحاً معلوم می شود که تاریخ انشاء روزنامه بی‌نام میرزا صالح شیرازی دوشنبه ۲۵ محرم الحرام سال ۱۲۵۳ هجری است.

محمدجعفر ادیب شیرازی، اولین سردبیر

اگر میرزامحمدصالح شیرازی را مدیر نخستین نشریه فارسی‌زبان جهان در دوران محمدشاه قاجار بدانیم، باید از میرزا محمدجعفر ادیب نیز به عنوان اولین سردبیر یا دست‌کم معاون سردبیر اولین نشریه به زبان فارسی یاد کنیم. این دو نفر به همراه میرزا اسدالله باسمه‌چی که او نیز زاده فارس‌ است، مثلث نشر روزنامه کاغذ اخبار، اولین نشریه ادواری چاپی در ایران را تشکیل می‌دهند.

محمدجعفر ادیب شیرازی که از بزرگ‌زادگان شیراز بود، پس از گذراندن مقدمات علوم، به هندوستان و فرنگ سفر کرد. چندی نیز با وزراء و سفراء انگلیس همسفر و همراه بود. در زمان محمدشاه که وسایل چاپ را به ایران آوردند، به امر شاه به تهران آمده و به سرپرستی دارالطباعه منصوب شد و مدت‌ها به آن کار مشغول شد. او قصایدی می‌سرود و گاه به مدیحه‌سرایی می‌پرداخت. وی ایام پیری را در موطن خود گذراند و در سال ۱۲۶۰ هجری قمری در شیراز در گذشت.

نخستین زن مطبوعاتی ایران، عزت ملک خانم

نخستین زن مطبوعاتی ایران، عزت ملک خانم، دختر امامقلی میرزای عمادالدوله دولتشاهی است که در بسیاری از منابع و کتابها از او به عنوان نخستین زن عکاس ایران نیز یاد می‌کنند.

برخی محققان مطبوعاتی از جمله سید فرید قاسمی ، معتقد است که عزت ملک خانم یا همان اشرف السلطنه نخستین زن مطبوعاتی تاریخ ایران است. وی در کتاب مطبوعات ایرانی نوشته است: «اولین زن مطبوعات ایران عزت ملک خانم دختر امامقلی میرزای عماد الدوله دولتشاهی است که در سال ۱۲۸۸ه.ق به عقد محمد حسن خان صنیع الدوله (اعتماد السلطنه ) درآمد و از سال۱۳۰۶ ملقب به اشرف السلطنه شد. همسر اشرف السلطنه در دوران ۲۵ سال زندگی مشترک با او عهده دار امور مطبوعاتی بود و ۹ نشریه انتشارداد و نامش به عنوان نخستین وزیر انطباعات در تاریخ به ثبت رسید، در این مدت اشرف السلطنه صمیمانه با او همکاری کرد و حتی بیشتر آنچه که به عنوان روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه بر جای مانده است،تقریر اعتماد السلطنه و تحریر اشرف السلطنه است و دور نیست که آثار دیگری نیز تحریر او باشد."

اشرف السلطنه چون در دوران زندگی با محمد حسن خان، صاحب فرزند نشد و کارهای خانه او را نیز "کلفتها و نوکرها" انجام می‌دادند؛ فراغت بسیاری داشت. درباره زندگی شخصی اشرف السلطنه اینگونه می‌نویسند :« وی در زمان حکمرانی پدرش در کرمانشاهان متولد شد و در جوانی به اعتمادالسلطنه که در آن هنگام میرزاحسن خان پیشخدمت شاه بود؛ شوهر کرده و به تهران آمد. چون اولاد نداشت عمر خود را بیشتر به مطالعه کتب می‏گذرانید. به تاریخ و طب خیلی مایل بود. به علت زندگی با اعتمادالسلطنه از سیاست دربار ایران و اتفاقات مملکت و روابط با خارجه خوب مطلع بود."

او در هنرهای زنانه و کارهای خانه از طباخی و خیاطی و غیره استاد و صاحب سلیقه بود. در حرمخانه ناصرالدین شاه و در خدمت شاه رفتاری تا حدی گستاخانه داشت. زبان فرانسه را قدری نزد شوهرش آموخته بو.د به سفر میل نداشت. به ساز و آواز مطلقاً مایل نبود ولی شطرنج و نرد را خوب بازی می‏کرد.عکس های قشنگ برمی‏داشت. عکاسی را نزد مرحوم شاهزاده سلطان محمد میرزا والد کمترین [یُمن‏الدوله] آموخته بود. دو مرتبه به عتبات عالیات مشرف گردیده، در اواخر عمر از راه اسلامبول به مکه معظمه مشرف شد و جمعی را همراه برده و قریب دو هزار تومان خرج کرد.

سایت ایران ویج نیز نوشته است:" حق این زن تنها در تاریخ مطبوعات ایران بلکه در تاریخ عکاسی ادا نشده است. چرا که اشرف السلطنه اولین زن عکاس ایران است. اعتمادالسلطنه همسر او در کتاب خود، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که شامل وقایع چهل سال زندگی پر ماجرای وی در دربار ناصرالدین شاه است؛ بارها به عکاسی وی اشاره کرده است. شرح روشنگری را نیز یکی از بستگان اشرف السلطنه در مقدمه چاپ‌های بعدی این کتاب در معرفی اشرف السلطنه و فعالیت‌های او از جمله عکاسی نوشته است."

در نخستین عکاسان زن ایرانی را باید در میان زنان حرم‌سرای ناصرالدین شاه قاجار که خود شیفته این فن بود؛ جست‌وجو کرد. در برخی از آلبوم‌های ناصری که در آلبوم خانه کاخ گلستان موجود است، آثاری از این زنان عکاس که به طور تفننی به عکاسی می‌‌پرداخته‌ان؛د دیده می‌‌شود. نخستین زن ایرانی که به صراحت بر عکاسی او اشاره شده، عزت ملک خانم ملقب به اشرف‌السلطنه همسر محمد حسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات دوران ناصری است که عکاسی را از شاه‌زاده محمدمیرزا پسر عموی خود فرا گرفته است.

از دیگر عکاسان زن ایرانی می‌‌توان به زنان خانواده معیر‌الممالک اشاره کرد که به لحاظ آشنایی معیر و دارا بودن عکاس‌خانه‌ای مجهز در منزل شخصی امکان عکس‌برداری توسط زنان وی فراهم بوده است. دو تن از زنان دوران ناصری نیز به نام‌های فاطمه سلطان، خانم همسر میرزا حسنعلی عکاس و عذرا خانم همسر آقا یوسف عکاس که از عکاس‌باشی‌های شاه بوده‌اند به عکاسی می‌‌پرداخته‌اند. همسر و دختر آنتوان خان سوریوگین، عکاس نام‌دار دوران ناصری تا رضا شاه را نیز باید در شمار نخستین زنان عکاس در ایران به حساب آورد.۲

دیگر محققان ایرانی معمولا از بی بی خانم استر آبادی به عنوان یکی از نخستین زنان روزنامه نگار ایرانی یاد می کنند و معمولا به اشرف السلطنه اشاره‌ای نمی‌کنند . بی بی خانم در زمان مشروطه در روزنامه های حبل المتین ، تمدن و نشریه مجلس مقاله می نوشت. اگر روزنامه های مشروطه را بررسی کنیم با نام «بی بی» زیر مقاله ها روبرو می شویم که همان «بی‌بی خانم استرآبادی» است. از بی بی خانم استر آبادی مطالب زیادی در دست نیست و چند مطلب به جامانده از او بیشتر بر آموزش دختران تمرکز دارد.۳

اشرف السلطنه پس از ۲۵ سال که دوشادوش گرداننده مطبوعات عهد ناصری روزگار گذراند،در سال ۱۳۱۳ق بر اثر فوت شوهرش خانه و آنچه را که در تهران داشت-جز کتاب های خطی نوشته اعتماد السلطنه و همکارانش- فروخت و راهی مشهد شد. کتاب هایی را که با خود برده بود به کتابخانه آستان قدس رضوی اهدا کرد و به عقد حاج سید حسن نایب التولیه آستان قدس رضوی در آمد. چندی نیز با او زندگی مشترک داشت و آن گونه که مورخان می گویند درسن ۵۳ سالگی ازدنیا رفت.

اما برخی از محققان نیز در نخستین روزنامه نگار بودن یا نبودن اشرف السلطنه تردید دارند. دلبر توکلی، روزنامه نگار در مصاحبه با برخی از مورخان درباره این موضوع پرس و جو کرده است. ناصرالدین پروین، پژوهشگر تاریخ معاصر و تاریخ روزنامه نگاری فارسی و نویسنده کتاب تاریخ روزنامه نگاری ایرانیان و دیگر پارسی نویسان مقیم آلمان، در پاسخ به این پرسش که نخستین زن روزنامه نگار ایرانی چه کسی بود؟ به رادیو فرانسه گفت: "نخستین روزنامه ویژه زنان به زبان فارسی به نام «دانش» بود که بانویی به نام دکتر کحال اندک زمانی پس از سقوط استبداد صغیردر ۱۰ رمضان سال ۱۳۲۸ (برابر با ۲۳ شهریوردر۱۲۸۹) در تهران به چاپ رساند. البته این روزنامه هفتگی بود. "

این پژوهشگر درادامه گفت:"در میان زنانی که در آن سال ها به روزنامه نگاری پرداختند؛ آگاهی اندکی از این زن وجود دارد و نام نخستین او را کسی نمی داند اما او درهمدان متولد شده است ودر بیمارستان آمریکایی‌های همدان درس خواند و از آنجا گواهی چشم پژشکی گرفت. او نه تنها نخستین زن روزنامه نگار ایرانی بود بلکه نخستین زن چشم پزشک کشورمان نیز محسوب می شود. به همین دلیل به نام خانم دکتر کحال از او نام برده می شود. حتا درتقاضای امتیاز برای روزنامه و در سایر جاها نیز از او به نام خانم دکتر کحال نام برده شد. او نخستین زنی است که به روزنامه نگاری به عنوان حرفه پرداخت."

پروین درادامه گفت:« مطب دکتر کحال در آن زمان در جلیل آباد تهران بود وبیش از این اطلاعی از او دردست نیست."

" پروین" در پاسخ به این پرسش که فرید قاسمی در کتاب مطبوعات ایرانی از"عزت ملک خانوم شرف السلطان" به عنوان نخستین زن روزنامه نگار ایرانی نام برده است و در روایت دیگری هم از "بی بی خانم استرآبادی" به عنوان نخستین زن روزنامه نگار ایرانی یاد شده است؛ گفت:« در روزنامه های پیش از انتشار دانش، نامه های زیادی از بانوان به روزنامه ها رسید و آن نامه ها زیر عنوان واردات به چاپ می رسیدند و این روزنامه نگاری نیست و در نهایت می توان به آن مقاله نگاری گفت . روزنامه نگاری صفت های ویژه ای دارد که از جمله اداره روزنامه و پیدا کردن مطلب برای انتشارنشریه است و این شامل کسانی که مقاله می فرستادند نمی شود."

این نویسنده در ادامه گفت:« بی بی خانم استرآیادی زنی است بسیار جالب توجه و با اندیشه. او در پاسخ به یک مطلب زن ستیز در ایران کتابی به نام معایب الرجال نوشته است . او زن بادانشی بود و شعرها و نوشته های متعددی از بی بی خانم، در جاهای مختلف دیده شده است اما من اعتقادی ندارم که او روزنامه نگاربود."

بی بی خانم کتاب "معایب‌الرجال"را در دفاع از حقوق زن در ایران، در سال 1313 هجری قمری یعنی یازده سال پیش از امضای فرمان مشروطیت نوشت. در روزنامه ‌های "حبل‌المتین"، "تمدن" و نشریه‌ "مجلس" به دفاع از تحصیل دوشیزگان مقاله نوشت و با علمای دینی وارد مجادله شد

. پوران فرخزاد شاعر، نویسنده و پژوهشگر در رشته ادبیات تاریخ و مسائل زنان ایران، نیز با تاکید بر صحبت های ناصرالدین پروین گفت:« اطلاعات چندان زیادی از دکتر کحال در دست نیست اما من در هر دودانشنامه ای که به چاپ رساندم (به نام های زن از کتبه تا تاریخ درباره زنان ایران و جهان و دیگری به نام کارنمای زنان کارای ایران) نام دکتر کحال را ذکر کرده ام. اما نام نخستین این روزنامه نگار آشکار نیست و در جایی به ثبت نرسیده است؛ اما در تحقیقات خود آنچه در مورد این زن بدست آورده ام این است که تبارش یهودی بود و فرزند مردی بنام یعقوب جدیدالاسلام . از این نام مشخص می شود که پدر یهودی او بعدها مسلمان شده بود." او در ادامه گفت:« من روزنامه "دانش" را به چشم ندیدم اما تا جایی که شنیدم مطالب جالبی در خصوص زنان در آن درج می‌شد و تا 30 شماره منتشر شد. یکی از کارهای جالب او این بود که مطب و دفتر روزنامه در یک جا بود یعنی او در حالی که اجازه داشت فقط بیماران زن را مورد معاینه قرار دهد همان مطب به کارهای انتشار روزنامه می پرداخت. او در زمانی که زن در ایران اصلا بحساب نمی آمد یکی از پیش رو ترین ها بود و اولین شماره روزنامه دانش را منتشر کرد."

اعتمادالسلطنه، از پیشگامان اطلاع رسانی در ایران

بیست و پنج سال اولیۀ حیات مطبوعات در ایران با نام محمدحسین خان اعتمادالسلطنه عجین است مترجمی و نویسندگی وی در «روزنامۀ دولت ایران»، «روزنامۀ دولتی»، «روزنامۀ ملتی»، «روزنامۀ علمیۀ دولت علمیه ایران»... و تألیف دهها کتاب و رساله، نگارش صدها گزارش و مقاله، «سازماندهی ادارۀ روزنامه­جات و دار الطباعه»، تشکیل «وزارت انطباعات» و کارنامۀ نشرش در مدت ربع قرن از او یک شخصیت مطبوعاتی و فرهنگی بر جسته در عصر خودش ساخته است. امروزه از او به جز روزنامۀ خاطرات شخصی وی دهها کتاب مانند: «احوال بلوک فال امیر»، «اسرار انحطاط ایران یا خوابنامه»، «تاریخ منتظم ناصری»، «صدر التواریخ»، «مرآت البلدان»....به یادگار مانده است.

زمانی که اعتمادالسلطنه زمام امور مطبوعات را به عهده گرفت-۱۲۸۸ق. تا زمان فوتش ۱۳۱۳ق. - یعنی در طول بیست و پنج سال ۹ نشریه ادواری را تاسیس و اداره کرد که اولین آن‌ها نشریه ایران بود. این نشریه در ایام تصدی او مدت ۲۵ سال نشرش استمرار داشت و در شماره ۸۷۹ خبر فوتش چاپ شد و تشکیلاتی که خود بنیان نهاده بود پس از مرگش نیز تداوم یافت. افزون بر این‌ها منابع مرجع و آثار بر جای مانده از عهد ناصری یا تالیف اوست و یا با نظارتش پدید آمده‌اند.

به اعتقاد برخی کارشناسان تاریخ رسانه اگر همت اعتمادالسلطنه نمی بود امروز دانسته های ما از آن عهد همچون دیگر دوره های تاریخ اندک بود و به حق باید او را از پیشگامان اطلاع رسانی در ایران دانست.

منابع:

•مطبوعات ایرانی،سید فرید قاسمی،نشر علم ،1385

•قاسمی، سید فرید؛ مشاهیر مطبوعات ایران- محمد حسن خان اعتماد السلطنه، ج1، ص3.

http://radiokoocheh.com/article/161802

www.iranvij.ir

http://www.persian.rfi.fr

•مجموعه مقالات «عباس اقبال آشتیانی»، جلد دوم، صص ۳۳۱ـ ۳۲۵

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.