31 شهریور 1391

«هوشنگ گلمکانی» سینمانویس پیشکسوت

روزنامه نگاری که با«فیلم»زندگی می کند

31 شهریور 1391

خبرنگاران ایران - سارا محسنی: می‌گوید در ده سالگی می‌خواست بازیگر سینما شود، در بیست سالگی فیلمساز و در سی سالگی نویسنده و روزنامه نگار. در ‌‌نهایت در روزنامه نگاری همراه با طعم سینما باقی ماند. از اول با مطبوعات شروع کرد و تنها شغلش کار در مطبوعات است. لیسانس سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک را دارد. «هوشنگ گلمکانی» سردبیر دیرپا‌ترین نشریه سینمایی ایران یعنی مجله فیلم است. او بخشی از تاریخ سینمای ایران است.

«نوشابه امیری» روزنامه نگاری که سال‌ها در مجله سینمایی گزارش فیلم فعالیت کرده بود درباره‌اش به سایت خبرنگاران ایران می‌گوید: «هوشنگ را از دوران کارش در آیندگان می‌شناسم و تا امروز که سالهاست سردبیر مجله فیلم است. انسانی همیشه بی‌جنجال، حرفه‌ای و البته محافظه کار.»

او محافظه کاری «گلمکانی» را اینگونه شرح می‌دهد: «محافظه کاری البته به معنایی منفی نیست ولی از آدم محافظه کار روزنامه نگار درنمی آید اما سردبیر یک نشریه سینمایی که هنگام برآمدن موج‌های بلند، سر به موقع می‌دزدد و آهسته می‌رود و آهسته می‌آید که «گرگه» شاخش نزند حتما.»

و می‌گوید: «بی‌جهت نیست که محدودشده است به سینما و کتاب نویسی و تحقیق. او در عرصه سینما از معدود ادم‌های حرفه‌ای، مطلع و پیگیرست.»

یک پا در سینما و یک پای دیگر در مطبوعات

در سال ۱۳۳۳ در شهر گرگان به دنیا آمد و به گفته خودش یک پایش در سینما است و پای دیگر در مطبوعات و اگر هرکدوم را‌‌ رها کند روی آن پای دیگرش می‌ایستد.

اما این قلم به دست مطبوعات ایران روایت حضور خود در کار رسانه‌ای را در یادداشتی که خبرگزاری میراث فرهنگی آن را منتشر کرد، اینگونه شرح می‌دهد: «سینما و نوشتن، برایم از نوجوانی همراه شدند. سینما البته، به طور طبیعی، چند سالی زود‌تر آمده بود و وسوسه نوشتن درباره‌اش چند ماهی پس از خواندن مجله‌های سینمایی آن زمان شروع شد. خواندن مجله‌های سینمایی شوق نوشتن را ایجاد کرد. از شانزده سالگی شروع کردم به نوشتن یادداشت‌هایی کوتاه درباره فیلم‌هایی که می‌دیدم. تا شروع کار مطبوعاتی‌ام این یادداشت‌ها تبدیل به دو دفتر شد که هنوز آن‌ها را دارم.»

تنها هجده سال داشت که وارد مطبوعات شد و خود می‌گوید کاملا اتفاقی بود: «به یکی از آشنایان گفتم که دنبال کار می‌گردم. پرسید: حتی اگر در تهران باشد؟ با خوشحالی گفتم: چه بهتر. یکی از بستگان آن‌ها، مجله «تهران اکونومیست» را منتشر می‌کرد. مرا به او معرفی کرد و به تهران آمدم.»

«تهران اکونومیست» تجربه متفاوتی برای او بود. آذر ۱۳۵۱ نقطه سرآغاز کار بود. مجله‌ای هفتگی و صرفا اقتصادی که بیست سال سابقه انتشار داشت. «گلمکانی» درباره کارهایی که در این مجله انجام می‌داد، می‌گوید: «چند روز ماشین‌نویسی کردم و بعد دستیار نمونه‌خوان مجله شدم که همین علی ذرقانی صاحب امتیاز مجله «صنعت حمل و نقل» بود. «تهران اکونومیست» گاه‌وبی‌گاه یک صفحه سینمایی هم داشت که طبق قالب کلی مجله، یک «سرمقاله» داشت و چند خبر دورش می‌چیدند.»

سینمانویسی در مجله‌ای اقتصادی

اما وسوسه نوشتن درباره سینما همیشه با او بود. چطور می‌توانست در مجله‌ای که کاملا اقتصادی است سینمایی نوشت؟ موضوعی که خود درباره‌اش می‌گوید: «یکی‌دو ماه که از شروع کارم گذشته بود، به سردبیر مجله، مرحوم مهدی بهشتی‌پور نازنین، گفتم می‌شود توی این صفحه نقد فیلم هم نوشت؟ گفت: بله، اما نقد فیلم از دیدگاه اقتصادی. و من نمی‌دانستم این چه جور نقدی است. گفتم آزمایشی چیزی می‌نویسم، اگر مناسب بود، چاپ کنید. نقدی بر یک فیلم ایرانی روی پرده نوشتم که شروعش با مسائل اقتصادی سینمای ایران و موفقیت‌ها و ناکامی‌های اقتصادی آن فیلم‌ساز بود. بهشتی‌پور پسندید و مطلب چاپ شد و من هم ادامه دادم. کم‌کم این اشاره‌های اقتصادی هم از توی مطالب حذف شد و با وجود مخالفت‌های مدیر مجله با این نوع مطالب ناساز، آقای بهشتی‌پور مقاومت و از من حمایت کرد که از این بابت به او مدیونم. از چند ماه بعد هم تک‌وتوک مطالبی برای «ستاره سینما» نوشتم.»

اما از مجله فیلم هم می‌گوید و از کارش: «۳۹ سال است این کار را شروع کرده‌ام که ۲۹ سالش در مجله «فیلم» بوده. هنوز هم با عشق و اشتیاق، روی کلمه به کلمه این مجله، در حد توان و شعور موجودم کار می‌کنم و ورق زدن هر شماره جدید مجله که از صحافی می‌رسد، به اندازة همة سال‌های گذشته برایم لذت‌بخش است. این کار را نه تنها با هیچ کار دیگری، حتی با فیلم‌سازی هم حاضر نیستم عوض کنم.»

پدری که دخترانش مطبوعاتی نیستند

دو دختر به نام‌های غزل و قصیده دارد. وقتی دخترش، غزل، روبرویش قرار می‌گیرد و گفت‌و‌گویی با پدر انجام می‌دهد از او می‌پرسد که چرا نگذاشت وارد مطبوعات شود و پدر می‌گوید: «فکر می‌کنم داری روغن داغش را زیاد می‌کنی. اما اگر منظورت کار در مجلة فیلم است، به این دلیل بوده که رابطة پدر و فرزندی تحت تأثیر رابطة مدیر و کارمندی قرار می‌گیرد. من خیلی وقت‌ها با همکارانم به خاطر بدقولی برخورد می‌کنم و دلخوری پیش می‌آید و با تو هم به خاطر تنبلی‌هایت حتماً برخورد می‌کنم و دلخوری پیش می‌آید. شاید علاقه و رابطه‌ام با تو باعث بشود ملاحظه‌ات را بکنم که آن وقت هم متهم به پارتی بازی می‌شوم هم کارم پیش نمی‌رود. دوست دارم برای فعالیت مطبوعاتی در نشریة دیگری کار کنی تا به طور حرفه‌ای و جدا از رابطة پدر و فرزندی موظف و مسئولیت‌پذیر باشی. و رفتار و روابط جدی و حرفه‌ای را بدون من تجربه و تحمل کنی. همیشه تشویقت کردم که بعد این همه درس خواندن و یادگیری دو زبان خارجی، باید از تخصصی که داری استفاده کنی، ولی تنبلی!»

او در این گفت‌و‌گو دوبار تاکید می‌کند که آدم «شیرین و دلچسبی» نیست و می‌گوید: «ظاهر و برخورد من از قصد و از روی بی‌احترامی و بی‌علاقگی نیست، اما وقتی گرفتارم یا مشکل دارم و کار مجله عقب است، نمی‌توانم لبخند بزنم و ظاهرم را حفظ کنم. متأسفانه این هنر را ندارم. خلاصه اینکه بدقولی‌ها این رفتار را به من تحمیل می‌کنند.»

شغل مورد علاقه دیگر...

«هیچ تصوری از شغل مورد علاقة دیگری ندارم». از روزنامه نگاری اینگونه سخن می‌گوید: «خیلی از کارهای آدم‌ها بستگی به شانس و اتفاق دارد. من قبل از این‌که روزنامه‌نگار شوم، برای خودم در مورد فیلم‌هایی که می‌دیدم نقد می‌نوشتم و دوست داشتم وارد کار سینما بشوم. ولی یک اتفاق باعث شد در مطبوعات مشغول شوم که به طور ناخودآگاه زمینه‌اش را هم از قبل داشتم و با این‌که در دانشگاه هم سینما خواندم، ولی به این نتیجه رسیدم که کار مورد علاقه‌ام مطبوعات در زمینة سینماست. بنابراین ادامه دادم وهیچ‌وقت هم وارد کار سینما نشدم.»

گلمکانی و کتاب‌هایش

کتاب هم می‌نویسد. کتاب هم ترجمه می‌کند. اخیرا مجموعه‌ای ۵ جلدی از آثارش منتشر شده است و او درباره این مجموعه می‌گوید: «این مجموعه ۵ جلدی منتخبی از نوشته‌هایم در مجله فیلم، نشریات سینمایی و غیره است. جلد نخست «از کوچه سام» نام دارد که سال گذشته از سوی انتشارات رسش منتشر شد. این کتاب حاوی گزیده نقد و بررسی فیلم‌های ایرانی است. جلد دوم این مجموعه شامل نقد و بررسی فیلم‌های خارجی است که مراحل آخر تدوین را طی می‌کند. جلد سوم «درباره دیگران» نام دارد. جلد چهارم حاوی مقاله‌ها و بررسی است و جلد آخر به «یاد‌ها و خاطرات» اختصاص دارد.»

علاوه بر این کتاب‌ها، ترجمه برخی از فیلم نامه‌ها با نام ۱۰۰ سال سینما، ۱۰۰ فیلم نامه از وی نیز در بازار کتاب موجود است. کتاب جاده که فیلم نامه‌ای از فدریکو فلینی است و یا ترجمه دو فیلم نامه دیگر از همین فرد در کارنامه کارهای ترجمه «گلمکانی» دیده می‌شود.

کتاب‌های «آقای بازیگر»، «نقشی از رویا»، «تنگنا» و «گنگ خوابیده» از دیگر آثار این نویسنده مطبوعات کشور است.

نقادی در سینما همچون گلمکانی

نقدهای گلمکانی را باید مانیفستِ مجلّهٔ «فیلم» دانست. البته نقدهای او گاهی جنجال برانگیز هم می‌شود. خبرنگار ماهنامه تجربه با او گفت‌و‌گویی انجام داد و این سوال را پرسید که ‌روزنامه‌نگاربودن را به باقی منتقدانِ سینما هم توصیه می‌کنید؟ که او اینگونه به این سوال پاسخ داد: «نه. این یک انتخابِ شخصی‌ست. هرکسی انتخابِ خودش را دارد. خیلی‌ها با نقد شروع می‌کنند و نمی‌خواهند کاری غیر از نوشتنِ نقد انجام بدهند. این است که اگر کسی با نوشتن نقد فیلم می‌خواهد همکاری با مجله را شروع کند می‌گوییم مطلبتان را بدهید، اگر به دردمان بخورد و با استانداردهای ما جور دربیاید، حتماً چاپش می‌کنیم. ممکن است به بعضی از دوستانی که همکاری مستمری در زمینة نقد فیلم با ما دارند پیشنهاد کنیم برای مجلّه با فلان سینماگر مصاحبه کنند و آن‌ها نپذیرند و بگویند مصاحبه ازشان برنمی‌آید و فقط قصدِ نقدنویسی دارند. به هر حال اصرار و توصیه‌ای در کار نیست. ما همکارانی داریم که ارزش نوشته‌هایشان به خاطر روزنامه‌نگار نبودنشان است. عیب بعضی از نوشته‌ها هم این است که جاذبه‌های ژورنالیستی در نوشته‌شان نیست.»

او معتقد است که روزنامه نگاری عرصه آزمون و خطاست و می‌گوید: «شخصاً ادّعا ندارم همهٔ کار‌هایم درست هستند. ارزیابی‌ای از توانایی و روحیهٔ همکارم دارم و براساس همین ارزیابی پیشنهادهایی می‌کنم و ممکن است همکارم هم اشتباه کند و پیشنهادِ غلطِ من را بپذیرد و بعد این پیشنهاد منجر به یک اتّفاقِ غلط شود. خب، تصحیحش می‌کنیم. اغلبِ کسانی که می‌خواهند همکاری با مجلّه را شروع کنند و ـ فکر می‌کنند ـ ذوقِ نوشتن دارند، ترجیح می‌دهند با نقدِ فیلم شروع کنند؛ درحالی‌که فکر می‌‌کنم نقدِ فیلم مرحلهٔ آخرِ کار در یک مجلّهٔ سینمایی‌ست. چون نوشتنِ نقدِ فیلم، دشوار‌ترین و جدّی‌ترین کار است. درست است که خیلی‌ها به نوشتنِ نقد علاقه دارند، امّا اگر توانایی نقدنویسی را ندارند، ممکن است استعدادش را داشته باشند که بعد از مدّتی‌ کار در زمینه‌های دیگر آمادهٔ نقدنویسی شوند. به‌هرحال، در بخشِ نقدِ مجلّه رقابت وجود دارد و طبیعی‌ست که نمی‌توانیم هر نقدی را که به دستمان می‌رسد چاپ کنیم.»

«گلمکانی» هنوز هم بعد از سالیان سال تجربه به عنوان سردبیر سی امین سال تولد مجله «فیلم» را جشن خواهد گرفت تا یکی از قدیمی ترین سردبیران مطبوعات ایران باشد که فعالیتش به طور مستمر در مطبوعات کشور ادامه داشته است.

منابعی که برای نوشتن این گزارش از آن‌ها استفاده شد:

•وبلاگ هوشنگ گلمکانی، فیلم نوشته‌ها

•چه بهتر از اینکه روزنامه‌نگار شدم، خبرگزاری میراث فرهنگی

•اول روزنامه‌نگارم بعد منتقد، ماهنامه تجربه، ۲ تیر ۱۳۹۰

گفت و شنود غزل گلمكاني با هوشنگ گلمكان؛ يك كله كدويي كم مو، وبلاگ تخته خاکستری

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.