28 شهریور 1391

گزارش میدانی خبرنگاران ایران از نخستین نمایشگاه نشریات خانوادگی

نشریات خانوادگی از بحران مخاطب تا زرد نویسی و خبرنگاران آماتور

28 شهریور 1391

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: براي اولين بار است كه نمايشگاهي با عنوان نشريات خانوادگي در ايران برگزار مي شود. نمايشگاهي كه از 23 شهريور ماه سال جاري در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان حجاب آغاز شده و قرار است به مدت يك هفته فعال باشد.

عصر است و هوا كاملا شهريوري ست. مطبوع، نه گرم و نه سرد. روزي مساعد براي از خانه بيرون زدن و سر زدن به نخستين نمايشگاه نشريات خانوادگي. از پله هاي كانون فكري كودكان و نوجوانان كه محل برگزاري نمايشگاه است،بالا مي روي ؛ انتظار ديدن جمعيتي را داری که حتی شده برای کنجکاوی به روال نمايشگاههاي كتاب معمولا در چنین جاهایی حضور دارند . اما خبري از بازديدكنندگان نيست. سالني كه كف پوشهای سبز، آبی و قرمز رنگش جلوه اي زيبا دارد ؛ تقريبا خالي از جمعيت است.

سالن چهارديواري اولين سالني است كه در بدو ورود به سالن ديده مي شود كه نشست هاي تخصصي در حوزه خانواده و نشريات خانوادگي عمده فعاليتش است. چند بازيگر تئاتر نيز كه به عنوان سخنرانان پشت تريبون نشسته اند؛ از پشت ديوار شيشه اي ديده مي شوند و جمعيتي كه به اندازه صندلي هاي چيده شده در سالن نيستند.

تيراژهايي كه راضي كننده نيستند

به گفته مسئولان برگزاري اين نمايشگاه 80 نشريه در 55 غرفه فعال هستند؛ نشرياتي در حوزه هاي سبك زندگي،روان شناسي، سرگرمي، مد و خياطي، و بخش بزرگی با عنوان آشپزي.

نشريات حاضر در نمايشگاه كه عمدتا ماهنامه و يا دو هفته نامه هستند تيراژهايي متفاوت دارند . برخي هايشان سه هزار تيراژ دارند و برخي تا 400 هزار هم مي رسند. مجله سپيده دانايي ماهنامه اي با تيراژ 20 هزارنسخه است. جهانگردان كه حوزه تخصصي اش گردشگري است و عموما در هتل ها و خطوط هواپيمايي توزيع مي شود؛ تيراژي با ميانگين 10 هزار نسخه دارد. ماهنامه زندگي ايراني 30 هزار تيراژ دارد و بشري كه ماهنامه اي تخصصي براي نابينايان و كم بينايان است؛ سه هزار تيراژ دارد. ماهنامه ماشين نيز كه از سال 1358 منتشر مي شود تيراژي 100 هزار تايي دارد . اما در ورودي نمايشگاه، تبليغي بزرگ مي بيني .

تبليغي كه در آن نشريه خانواده سبز را پر شمارگان ترين نشريه فارسي جهان با 400 هزار نسخه عنوان كرده است. يكي از خبرنگاراني كه در غرفه دو هفته نامه خانواده سبز مسئول پاسخگويي به بازديد كنندگان است؛ وقتي تعجب من را درباره تيراژ مجله در مقايسه با نشريات ديگر حاضر در سالن مي بيند؛ مي گويد:" ما با مخاطبمان صادق هستيم و صادقانه مي نويسيم. براي همين پرتيراژترين شده ايم." و بدون مكث ادامه مي دهد:" مهم ترين مزيت ما اين است كه با بازيگران، ورزشكاران و يا افراد سرشناس گفتگوهاي اختصاصي مي گيريم و هيچ كدام ساختگي نيست. " و به شماره اي از نشريه اشاره مي كند كه عكس خانوادگي بازيگري روي جلد خودنمايي مي كند. دختر خبرنگار مي گويد:" همين مصاحبه را ما ساعت يك نيمه شب در منزل اين بازيگر انجام داديم." و در تيتر هم نوشته شده كه به بهانه تولد مجله در منزل آقاي ...

اما سر دبیر یک ماهنامه که نشریه اش تیراژ نسبتا پایینی دارد در این باره مي گويد:" تيراژ ما با وجود هزینه های گزاف تامین کاغذ، آن هم براي نشریات مستقلی كه از حمایت های دولتی برخوردار نیستند؛ راضی کننده نیست."

او بر اين نكته تاكيد مي كند كه در شرايط فعلي سود و فايده ناشي از فروش نشريه برايشان قابل تصور نيست:" نشريات ،مستقل هزینه کاغذ را خودشان باید بدهند كه اين موضوع، وقتي با حقوق كاركنان و حق التحريرها و هزينه نگهداري مكان نشريه همراه مي شود؛ چيزي جز ضرر ندارد. بهترین اتفاقی که می تواند بیفتد این است که ضرر نکنيم. اینجا و در شرایط فعلی اصلا سود و فایده ای متصور نیستیم."

سردبير يكي ديگر از ماهنامه ها نيز از وضعيت كنوني حاكم بر انتشار نشريات گلايه مي كند و مي گويد:" انتقادهايم را بنويسيد اما نامم را نه."

و سپس ادامه مي دهد:" آبان ماه كاغذ گلاسه 100 گرمي را كيلويي هزار و 100 تومان مي خريديم و قيمت كنوني و شهريور ماه، همين نوع كاغذ كيلويي سه هزار و 300 تومان،يعني دقيقا سه برابر شده است و با توجه به سير صعودي قيمت هاي شك ندارم كه تا مهر ماه اين قيمت به كيلويي سه هزار و 800 تومان هم برسد و پيشنهاد مي كنم كه مردم به جاي سرمايه گذاري و خريد سكه و طلا و دلار به سراغ خريد كاغذ بروند كه سود در اين است."

او با شوخ طبعي ، سري تكان مي دهد و با كمي مكث مي گويد:" اگر همين روند ادامه داشته باشد، نشريه ام را اينترنتي خواهم كرد. ديگر زمان نشريه كاغذي با وجود اين قيمت ها و نبود مخاطب به پايان رسيده است."

سردبير اين ماهنامه مي افزايد:" تنها نشرياتي دوام مي آورند كه از حمايت هاي دولتي برخوردار باشند و نشريات مستقل و خصوص دارند له مي شوند."

نشريات خانوادگي و بحران مخاطب

حتي در غرفه پرشمارگان ترين نشريه هم جمعيتي نمي بيني. اين سوال به ذهنت مي رسد كه آيا نشريات خانوادگي هم مثل ساير حوزه هاي فرهنگ مانند كتاب و روزنامه دچار بحران مخاطب شده اند؟

سردبير یکی از ماهنامه های خانوادگی نیز با قطعيت به اين سوال اينگونه پاسخ مي دهد:"بله مواجه اند. به تبع همه اتفاقااتي كه در جامعه مي افتد،نشريات خانوادگي نيز به همان ميزان آسيب مي بينند و يا فايده مي برند. وقتي مخاطبان نشريات سياسي و فرهنگي جامعه اي كاهش پيدا مي كنند؛ يعني علاقه جامعه به خواندن كاهش پيدا كرده است. وقتي تيراژ روزنامه ها پايين است چه انتظاري از تيراژ نشريات خانوادگي مي توان داشت؟ جامعه اي كه دل و دماغ خواندن نداشته باشد برايش فرقي نمي كند چه كتاب باشد و چه نشريه."

به باور او در حال حاضر جمعيت جوان ايراني شفاهي اند. يعني بيشتر دوست دارند موسيقي گوش كنند؛ فيلم ببينند و برنامه هاي ماهواره را ببينند. آنها دوست ندارند بنشينند و مطلب بخوانند. خواندن مهارتي است كه بايد آموزش داده شود و اين در خانواده هاي ما صورت نمي گيرد.

سردبير ماهنامه جهانگرد نيز از كم شدن تعداد مخاطبان نشريات سخن مي گويد و دليل اش را از زاويه اي ديگر عنوان مي كند:" مردم حق دارند كه مجله نخرند و مجله نخوانند. چون خلاقيت و آفرينش در عرصه مطبوعات و نشريات ما به صفر رسيده و مدام در حال تقليد هستيم و به اصطلاح از روي دست همديگر مي نويسيم." او ادامه مي دهد:" خريدن مجله با توجه به شرايط اقتصادي كنوني اقتصادي نيست. قيمتها مثل سايه شده اند كه هر چه مي دويم نمي توانيم به آنها برسيم."

نشريات خانواده متهم به زرد بودن اند

سردبير يكي از نشريات تخصصي در حوزه روان شناسي هم ، از آسيبي حرف مي زند كه به اعتقاد او بسياري از نشريات خانوادگي در ايران دچارش هستند:" معمولا نشریات خانوادگی همه فن حریف اند و سعی می کنند به هر آنچه که مربوط به خانواده می شود؛ بپردازند. از آشپزی گرفته تا مسائل آموزشی. اين همه فن حريفي موجب شده به آنها اتهام زرد بودن نسبت داده شود. "

وي ادامه مي دهد:" زرد آن است كه فضاي بسيار مبسوط و بازي را در نشريه تعريف كنيم و نتوانيم پرداخت مناسبي نسبت به مطالب داشته باشيم . مطالبي كه در عرض نيم ساعت نوشته شود و فكري پشتش نباشد؛قطعا زرد است. حتي مي توان در يك نشريه حرفه اي نيز مي توان مطلب زردي خواند. نشريه اي زرد است كه چيزي به خواننده انتقال نمي دهد، هدفش فقط تفنن است. اگر نشريه اي توانست پيامي را به خواننده اش انتقال دهد زرد نيست."

به گفته او نشريات خانوادگي متهم به زرد بودن مي شوند؛ چون همه فن حريف اند. همين باعث شده دريايي از مطالب با عمق يك ميلي متر كه خارج از دانسته هاي مخاطبان نيست؛ باشند.

اما حسيني ،يكي از حاضران در غرفه يكي از ماهنامه ها از تاريخچه مطبوعات ايران مي گويد:" بين زرد بودن و عامه پسندي تفكيك وجود دارد. عامه پسندي يك حسن است و توانسته دامنه مخاطبانش را گسترش دهد اما نشريات زرد تنها كارشان شانتاژ و جعل اخبار است .خبرنگاران مجلات زرد به حاشيه ها سرك مي كشند و حتي با تيتر هاي جذاب اما كاملا بي ربط به متن گزارش مخاطب را جذب كنند."

همين موضوع در يكي از نشست هاي تخصصي نماشگاه نشريات تخصصي نيز بررسي شد. دو بازيگر و يك خواننده پاپ در سالن حضور پيدا مي كنند تا درباره دردسرهايي كه اخبار جعلي بر سرشان آورده سخن بگويند و از تاثيري كه نشريات مي توانند روي كار حرفه اي بازيگران و هنرمندان داشته باشند.

شهرام قائدي، بازيگر سينما و تلويزيون مي گويد:" من از نشريات خانوادگي بيشتر ضربه خورده ام. به اين ترتيب كه آن بخش هايي از مصاحبه اي كه مدنظرم نبوده را منتشر كرده اند كه برايم تبعات منفي داشته و براي يك گفتگوي 10 دقيقه ای من بايد به مدت يك ماه از دوستان و اطرافيان عذرخواهي مي كردم."

يكي ديگر از گلايه هاي اين بازيگر اين بود كه برخي از نشريات گفتگوها را از روي هم كپي مي كنند و حتي با دست كاري و فوتوشاپ عكس ها ما را به دردسر مي اندازند و دست ما هم كه به جايي بند نيست.

عليرضا جلالي تبار، بازيگر نيز از برخورد غير حرفه اي خبرنگاران این نشريات گلايه دارد . اينكه خبرنگاراني كه تا كنون با او مصاحبه كرده اند از تسلط كافي برخوردار نبوده اند و معمولا گفتگوهاي خود را با سوالات كليشه اي آغاز مي كردند.

او با يادآوري خاطره اي مي گويد خبرنگاران تنبل شده اند:" روزي براي مصاحبه از شهرستان به تهران آمدم. راس ساعت در دفتر نشريه بودم و مصاحبه كه تمام شد منتظر عكاس مانديم و عكاس نيامد و بعد از گذشت زمان فردي با چشمان خواب آلود به عنوان عكاس آمد و بدون آنكه از محتواي مصاحبه اطلاعي داشته باشد چند عكس بي ربط گرفت كه در نهايت خودم سوژه را به او دادم و همان عكس نيز در مجله منتشر شد."

اما مهم ترين اتفاقي كه در عرصه قلم زدن در نشريات خانوادگي مي تواند رخ بدهد؛چيست؟ سردبير یک ماهنامه خانوادگی به تربيت ژورناليست هاي علمي اشاره مي كند:" ما در این حوزه روزنامه نگاران مجرب نداریم ،اکثر کسانی که در نشریات خانوادگی کار می کنند خبرنگاران آماتورند .یعنی کسانی که آموزش درست و حسابی در عرصه روزنامه نگاری ندیده اند اگر این افراد آمورش ببینند سطح مجلات نیز خود به خود بالا می رود . این مساله را درباره متخصصانی که در این نشریات قلم می زنند هم می توان دید مثلا روانشناسانی که کاملا غیر حرفه ای اند و همه اینها به غیر حرفه ای شدن این نشریات می انجامد ."

شهرام قائدي نيز جمله اش را در قالب آرزو مي گويد:" آرزو مي كنم روزي برسد كه متخصصان وارد اين حرفه شوند."

هوا تاريك شده است و نشست ها به پايان رسيده است، چندين خانم مشغول خريدن كتاب هاي آشپزي و خياطي هستند و كمتر كودكي در سالن اصلي نمايشگاه ديده مي شود. صداي شادي آنها از طبقه زيرين مي آيد. برنامه اي شاد همراه با موسيقي و مسابقه ،اين كودكان را جذب كرده است و همين هم موجب دلخوري مسئول غرفه كيهان بچه ها. مي گويد:" تا كنون هيچ كودكي جذب غرفه كيهان بچه ها نشده است. مي دانم كه كيفيت چاپ و رنگ اين نشريه پايين است اما نه در اين حد كه اصلا كودكي جذب غرفه نشود."

در عوض دفتر قهوه اي رنگي كه براي نوشتن نظرات روي ميز غرفه كيهان بچه ها گذاشته شده، در همين چند روز پر از خاطره شده است. خاطرات 65 ساله ها و 50 ساله ها و 30 ساله ها و نهايتا 23 ساله ها. تبديل شده به دفترچه خاطرات. و مردي 53 ساله نوشته:" همانگونه كه با ديدن تو به ياد روزهاي زيباي كودكي افتادم اميدوارم چنان مستدام باشي كه فرزندم در آينده با ديدنت همين حس را تجربه كند."

و با خواندن خاطرات خوانندگان كيهان بچه ها از نمايشگاه بيرون مي روم و به سراغ كودكاني مي روم كه در گوشه اي از سالن زيرين كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان روزنامه ديواري مي سازند.دو مربي در غرفه روزنامه ديواري نشسته اند. به كودكان توضيح مي دهند كه روزنامه ديواري بايد مطالبش متنوع باشد،جذاب باشد،عكس داشته باشد و كودكان شروع مي كنند به بريدن مطالب و عكس هاي مجلات و در نهايت روزنامه ديواري شان روي ديوار غرفه آويخته مي شود.

*عکس ها برگرفته از سایتهای جوان آن لاین و مهر نیوز و مربوط به روز افتتاحیه این نمایشگاه است .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.