23 شهریور 1391

افزایش قیمت کاغذ و مشکلات بیشتر برای روزنامه نگاران ایرانی

آیا تعداد بیشتری از روزنامه نگاران بیکار می شوند

23 شهریور 1391

خبرنگاران ایران –سعید رازی دوست :آیا روزنامه ها و نشریات کشور با وجود افزایش ناگهانی قیمت کاغذ قادر خواهند بود به فعالیت خود ادمه دهند ؟ با وجود این نابه سامانی ها وضعیت روزنامه نگاران ایرانی چگونه خواهد شد و آنها با این محدودیتها چگونه کنار می آیند ؟آیا بازهم شاهد بلندترشدن فهرست روزنامه نگاران بیکار خواهیم بود؟

این روزها افزایش ناگهانی قیمت کاغذ و نایاب شدن آن موجب نگرانی روزنامه نگاران مستقل ایرانی شده است . تعدادی از مدیران مسئول روزنامه ها و مجلات کشورنیز از افزایش ناگهانی قیمت کاغذ اظهار نگرانی کرده و به همکاران خود گفته اند با ادامه این روند مجبور به تغییراتی در سیستم تحریریه و حتی انتشار نشریات شان هستند .

طبق گفته های مسوولان دولتی در ایران کارخانه‌های داخلی تنها قادرند حدود یک سوم از نیازهای داخلی تولید کاغذ کشور را برآورده کنند و دولت برای تنظیم بازار و تعدیل قیمت‌ها نیاز به واردات کاغذ دارد و در این میان ارز مرجع نیز برای واردات کاغذ در نظر گرفته نشده است .این در حالی است که افزایش ناگهانی قیمت ارز در چند ماهه اخیر و کاهش واردات کاغذ موجب شده بازارداخلی تولید کاغذ به شدت به هم ریخته و این موضوع موجب افزایش شدید قیمت کاغذ در کشور شود تا جایی که ادامه روند انتشار تعدادی از روزنامه ها و به ویژه روزنامه های مستقل کشور را با سوال جدی روبرو کرده است.

روزنامه نگاران می گویند همیشه و با آغاز هر محدودیت و مشکلی برای رسانه ها این بدنه تحریریه ها هستند که بیشترین هزینه را می پردازند و خبرنگاران هم دراین میان اولین کسانی هستند که تاوان مشقتهای به وجود آمده را می دهند . کاهش دستمزد، تعدیلهای شغلی ،عدم پرداخت حق الزحمه خبرنگاران حق التحریری ، کاهش کیفیت و ... از جمله این مشکلات هستند که خبرنگاران ایرانی این روزها نگران آنها هستند .

شرایط آشفته اقتصادی کشور درماه های اخیر و روند روبه افزایش قیمت ارز تاثیر خود را بر زندگی روزنامه نگاری ایرانی هم گذشته است . تعدادی از آنها در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران از پرداخت نامنظم حقوق خود در ماه های اخیر گلایه دارند و حالا کمبود و گرانی کاغذ نیز بر این دغدغه ها افزوده است .

كاهش كيفيت و تعدیل تعداد خبرنگاران اثرات گرانی کاغذ

بنا بر آخرین گزارش‌ها تنها در یک ماه اخیر قیمت کاغذ در ایران ۵۰ درصد گران شده و قیمت به اصطلاح هر بند کاغذ از ۵۰ هزار تومان به ۷۵ هزار تومان رسیده است. منصور مظفری مدير مسئول روزنامه آفتاب يزد در همین زمینه گفته است: «در سال جديد قيمت كاغذ افزايشی در حدود ۸۰ درصد داشته است. دركنار اين افزايش قيمت، واردكنندگان كاغذ و واسطه‌ها، شرايط خود را به بازار تحميل كرده‌اند.»

نعمت الله شهبازي، مديرمسوول روزنامه«گل»، نیز چندی پیش در نخستين نشست اقتصاد رسانه به موضوع گرانی کاغذ اشاره می کند : «افزايش بي رويه و غيرمنطقي قيمت كاغذ در كنار كمبود آن به يكي از معضلات مطبوعات تبديل شده است . قيمت كاغذ گلاسه از هزار و ۲۰۰ تومان در سال گذشته به حدود دو هزار و ۴۰۰ تومان رسيده است،اين در حالي است كه خريد كاغذ براي مطبوعات نقدي است اما دريافت درآمد فروش نشريات به صورت خرد انجام شده و زمان بر است، ضمن آنكه قيمت كاغذ كاهي نيز رشد چشمگيري يافته و از كيلويي ۸۰۰ تومان به هزار و ۴۰۰ تومان رسيده است.»

مديرمسوول روزنامه «گل» مشكل كمبود و گراني كاغذ، هزينه هاي چاپ و ليتوگرافي، هزينه دستمزد پرسنل و افزايش هزينه هاي توزيع با گران شدن قيمت بنزين را از مشكلات كنوني مطبوعات اعلام می کند: « سال گذشته مبلغ زيادي از درآمد آگهي ها توسط سازمان امور مالياتي كسر شد، در كنار اين امر افزايش هزينه انتشار و همچنين كاهش هزينه توليد را نيز بايد در نظر گرفت.» .

شهبازي با اشاره به «حذف مطبوعات از سبد خانوار به دليل افزايش قيمت در راستاي پوشش بخشي از هزينه ها»، افزود: «الكترونيكي شدن روزنامه ها در كشورهاي اروپايي در كنار روزنامه هاي مكتوب ادامه دارد و اين روزنامه ها هنوز سهم خود را در سبد خانوار حفظ كرده اند.»

مديرمسوول روزنامه «گل» با اشاره به «كاهش يارانه ارزي پرداختي از سوي وزارت ارشاد به مطبوعات» ادامه داد: «در سال ۸۵ ميزان يارانه پرداختي به مطبوعات به صورت ارزي بود و اگر روزنامه اي اقدام به واردات كاغذ مي كرد حدود ۲۰۰ ميليون تومان سود نصيبش مي شد اما هم اكنون سود عايدي از محل يارانه وزارت ارشاد كه ريالي پرداخت مي شود به كمتر از يك پنجم كاهش يافته است.»

به گفته وي كاهش كيفيت محتوا، كاهش صفحات، كاهش پرسنل و كاهش كيفيت شكلي صفحات از اثرات كاهش درآمدهاي مطبوعات است.

مطبوعاتیها بیشترین فشار اقتصادی را تحمل می کنند

یکی از خبرنگارانی که با اوگفتگو می کنم در یکی از روزنامه های مستقل مشغول به کار است :« گراني كاغذ بيداد مي كند و روزنامه هاي دولتي مجالي براي روزنامه هاي مستقل در استفاده از يارانه و امتيازات محدود نگذاشته اند. این روزها روزنامه نگاران و خبرنگاران بدترین فشارهای اقتصادی را از سر می گذرانند و حالا با مشکل گرانی کاغذ این مشکلات دو چندان شده است و هر روز بیم از دست دادن شغل مان را داریم .در روزنامه ما زمزمه تعدیل نیرو به گوش می رسد و قرار است از هر سرویس یک یا دو نیرو کم شود .سرویس ما الان سه نیروی ثابت دارد و قرار است بعد از تعدیل فقط یک عضو ثابت داشته باشیم و دو عضو دیگر حق التحریری کار کنند این برای ما روزنامه نگاران یعنی اخراج. چون هر کسی می داند که حق التحریری کار کردن برای روزنامه ها یعنی بی پولی و بدبختی.»

او همچنین می گوید که در ماه های اخیر با تاخیر دو تا سه ماهه حقوقش را دریافت کرده اما با این همه هنوز این نوع کار کردن را به حق التحریری کار کردن ترجیح می دهد :« می گویند یعد از تعدیل عده ای می شوند حق التحریر ثابت و همان حقوق را دریافت می کنند اما دیگر روزنامه برایشان حق بیمه رد نمی کند و ساعت مشخص کارهم ندارند اما همه می دانند که این اقدام فرقی با بیکاری ندارد و ما هم به هیچ وجه نمی توانیم از حقوق مان دفاع کنیم .»

این روزنامه نگار که هزینه اجاره خانه و دیگر مسائل اقتصادی از همین حالا نگرانش کرده می گوید :« از همین الان به فکر شغل دیگری هستم چون می دانم که با وجود افزایش ارز و زد وبندهایی که در بازار کاغذ وجود دارد و برخی ها انحصاری واردات آن را در دست گرفته اند به زودی آینده خطرناک تری در انتظارماست.این روزها بیشتر همکارانم به جای اینکه به شغل و کار خود فکر کنند مدام نگران این مسائلند آیا با چنین فکر آشفته ای می توان روزنامه نگار خوبی هم باقی ماند و مطالب با کیفیتی نوشت؟»

معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد نیز درباره همین مشکلات به رسانه ها گفته است :« می‌دانم این روزها همکاران ما در مطبوعات فشار زیادی را تحمل می‌کنند، اما با این همه ما هم بیکار ننشسته ایم و موضوع کاغذ مطبوعات را جدی پیگیری می‌کنیم تامین کاغذ روزنامه‌ها تابع متغیرهای متعددی است؛ به هر حال شرایط ویژه‌ کشور در سال جاری و مسائل ارزی ، باعث شد مشکلاتی در زمینه تامین کاغذ روزنامه‌ها به وجود بیاید.»

محمدجعفر محمدزاده به خبرگزاری مهر همچنین گفته است :« به برخی از مطبوعات کشور مجوز واردات کاغذ را داده و اعلام کرده ایم به کسانی که داوطلب اجرای این کار باشند هم مجوزهای لازم را می دهیم اگر این کاغذها وارد شوند، می‌توانند بازار داخل را تنظیم کنند و همچنین بر وضعیت قیمت اثرگذار باشند که امیدواریم هر چه زود‌تر این اتفاق بیفتد.»

دبیر سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوای ایران ، طاهر شبیری هم در این باره عقیده دارد :«در شرایطی که نرخ ارز و نوسانات آن، بیشترین تاثیر را بر این صنعت گذاشته است؛ ارز مرجع هم به واردات مواد اولیه این صنعت تعلق نمی‌گیرد. این در حالی است که با نوسانات نرخ ارز و تثبیت قیمتی که دولت پیاده کرده است، ادامه راه برای این صنعت بسیار مشکل شده است.»

چرخ زندگی روزنامه نگاران ایرانی به سختی می چرخد

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم اکنون در یک نهاد نیمه دولتی مشغول کار است و به صورت حق التحریری با چند روزنامه همکاری دارد :«بعد از انتخابات سال 88 تصمیم گرفتم شغل ثابتی به جز کار در روزنامه ها برای خودم دست و پا کنم. مسله ام فقط محدودیت و سانسور نبود مدتها به این نتیجه رسیده بودم که با کار در مطبوعات نمی توانم چرخ زندگی ام را بچرخانم .بنابراین شغل ثابت و با در آمد نسبتا مناسبی پیدا کردم و تصمیم گرفتم برای علاقه شخصی ام به صورت غیر ثابت با مطبوعات همکاری کنم. اما آنچه برایم عجیب است اینکه در این همه سال تجربه کاری با مطبوعات هرگز پرداخت حق التحریرها تغییری نکرده است .سالها قبل من همان حق التحریری را دریافت می کردم که امروز هم آن را می گیرم . انگار همه قیمتها رشد کرده به جز حقوق و حق التحریر روزنامه نگاران، هر چند من به خاطر حق التحریر کار نمی کنم. اما همیشه وقتی همان مبلغ ناچیز را با تاخیر زیاد می گیرم دلم برای خودمان می سوزد که چرا آنقدر مظلوم واقع شده ایم و همیشه وضعیت معیشتی ما در حد پایین ترین اقشار جامعه است .»

وی با اشاره به بحران اخیر کاغد در کشور هم می گوید : «در شرایط عادی هم هیچگاه روزنامه نگاران دستمزد و حق التحریری که در خور تحصیلات و تخصص شان باشد دریافت نکرده اند، چه برسد به شرایط بحرانی که وضعیت معلوم است و همه همکاران با مشکلات جدی روبرو خواهند شد .»

خبرنگاران مجله ها نادیده گرفته می شوند

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او صحبت می کنم در یکی از نشریه های خانوادگی کار می کند. او با گلایه می گوید :« هیچ وقت ندیده ام درباره مسائل و مشکلات ما هم در رسانه ها صحبت شود انگار فقط کسانی که در روزنامه ها کار می کنند ، روزنامه نگارند و ما جز گروه دیگری هستیم در حالی که خبرنگاران نشریات خانوادگی و به طور کلی مجلات با مشکلات بیشتری هم دست و پنجه نرم می کنند .»

او به افزایش ناگهانی قیمت ارز اشاره می کند و می گوید :«از زمانی که قیمت ارز افزایش یافته مدیر مسوول ما مدام می گوید که از پس تهیه کاغذ برای نشریه اش بر نمی آید و به زودی کار را تعطیل خواهد کرد .او معتقد است همه چیز در اختیار مجلات دولتی است و در بحرانها فقط مجلات مستقل و بدون رانت دولتی قربانی می شوند .در چند ماهه اخیر هر بار با تاخیر زیاد حقوق اندک ما را پرداخته و ما مدام زیر سایه تهدید به تعطیلی و بیکاری به کارمان ادامه می دهیم و نمی دانیم چه چیز در انتظارمان است اما همکارانمان هم همیشه فکر می کنند ما شرایط خیلی بهتری از خبرنگاران شاغل در روزنامه ها داریم در حالیکه حقوق ما از حقوق یک کارگر ساده هم کمتر است .»

در حالی سایه بیکاری و ترس از دست دادن شغل بر بسیاری از نشریات و روزنامه های کشور سایه انداخته که هنوز وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ایران مسووليت گراني كاغذ در بازار را به دوش وزير صنعت، معدن و تجارت می اندازد و وزارت صنعت، معدن و تجارت هم مسووليت مستقيم آن را وزارت ارشاد اعلام مي كند. هر دو هم وعده هایی مبنی بر حل این مشکل می دهند .اما بسیاری از اهالی مطبوعات این وعده ها را بی اساس می دانند و می گویند تا به حال نامه نگاريهای زیادی در این باره با مسوولان داشته اند اما گویی مسوولان اصلا به مشکلات آنها بهایی نمی دهند .

آنها معتقدند گرانی كاغذ داستان پيچيده ای دارد که در کنار مشکلات دیگر تنها باری به مسائل روزنامه نگاران مستقل اضافه خواهد کرد .روزنامه های مستقل این روزها نه تنها باید براي تداوم حيات خود بکوشند و مسائل معمول فعاليت در اين حوزه را تاب بیاورند که باید با موضوعی مانند غول گراني كاغذ نيز دست وپنجه نرم كنند . آیا این بار روزنامه نگاران و اصحاب رسانه در برابر این مشکلات تاب خواهند آورد ؟ یا باید منتظر فهرست بلندتری از روزنامه نگاران بيكار و افت بیشتر كيفيت محتواي روزنامه ها ی کشور بمانیم؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.