18 شهریور 1391

شکار سوژه با کفش های چرمی، روشی نو یا از مد افتاده

روزنامه نگاری کفش چرمی

18 شهریور 1391

خبرنگاران ایران : در پیاده روهای شهر با کفش های چرمین قدم می زنی و سوژه پیدا می کنی. مصاحبه انجام می دهی. منابع دسته اول پیدا می کنی و در نهایت کار روزنامه نگاری کفش چرمی را به خوبی انجام می دهی. روزنامه نگاری که با گام هایش در دل رخداد خبری است.

می گویند «روبرت نواک»، خبرنگار پرآوازه آمریکایی مبدع این نوع خبرنگاری است. حال اگر هم نباشد در نوشتن گزارش های این چنینی مهارت بسیار دارد. به طوریکه وقتی گزارش هایش معروف شد، رسانه ای که او در آن فعالیت داشت بزرگ در بالای صفحه تیتر زد: «آخرین گزارش از بزرگترین گزارشگر کفش چرمی» و تصویری از نواک جوان را در خیابان ضمیمه این تیتر کرد. گزارش های پر سر و صدا از آنچه که در بطن جامعه می گذشت.

گزارش «تپش در پیاده رو» نمونه ای از گزارش های کفش چرمی است که در جست و جوی حقیقت بود و برنده سال جایزه پولیتزر شد.یک خبرنگار در این باره می گوید: «گزارش ها تغییر نکرده است. من چنین فکری هرگز نمی کنم. اساسا آنها گزارش های کفش چرمی هستند که منابع را شکار می کنند، سندسازی می کنند و دنبال صحت اخبار می روند. این همیشه بوده است.» اما برخی دیگر فکر می کنند این نوع گزارشگری سبکی قدیمی و در حال کم رنگ تر شدن است.

به سراغ لغت نامه وبستر می رویم. عبارت «روزنامه نگاری کفش چرمی» را جست و جو می کنیم و به ما می گوید:« گرفتار شدن یا استفاده پایه ای و مستقیم از منابع با روش های قدیمی از مد افتاده.» هیچ توضیح بیشتری نمی دهد اما این نوع روزنامه نگاری را اینگونه تشریح می کند.

اما آیا «روزنامه نگاری کفش چرمی» به معنای روزنامه نگاری قدیمی از مد افتاده یا به سبک گزارش های کلیشه ای است؟ آیا آنگونه گزارشگری است که سیستم حاکم بر یک کشور می خواهد انجام دهد؟ منشا اصلی روزنامه نگاری کفش چرمی چیست؟

بسیاری از روزنامه نگاران و کارشناسان رسانه معتقدند که روزنامه نگاری کفش چرمی یک کار گزارشگری واقعی است که با پیاده روی در خیابان، تحقیق و صحبت کردن با منابع دست اول یک گزارش بسیار خوب می سازد. این گزارشگری در مقابل خبرنگاری رسانه های جدیدی است که خبرنگاران می توانند با بررسی آنلاین اخبار یا اطلاعات را جمع آوری کنند.

«جیسون والش» روزنامه نگار ایرلندی در وبلاگ شخصی اش از تجربیاتش درباره روزنامه نگاری کفش چرمی می نویسد. به طور مثال او، 460 کیلومتر مسیر را رانندگی کرد تا تنها چند سوال از منبع خبری خود بپرسد در حالیکه می توانست تماس تلفنی داشته باشد اما چون احساس می کرد با حضور در محل بهتر در فضای گزارشی که می خواهد بنویسد قرار می گیرد رنج این راه طولانی را به نشستن پشت میزهای تحریریه خرید.

اما روزنامه نگار دیگری تجربه خود را جور دیگر بیان می کند. او که یادداشتی برای سایت پوینتر نوشته بود معتقد است که در مدرسه روزنامه نگاری، بارها درباره اهمیت روزنامه نگاری کفش چرمی سخن گفته شده است اما تجربه عملیاتی کردن آن نوع دیگر است.

«رایان بک ویث» اینگونه سخن خود را درباره روزنامه نگاری کفش چرمی آغاز می کند و در یادداشتی با عنوان «بزرگترین تور کفش چرمی» می نویسد :«وقتی در رشته روزنامه نگاری از دانشگاه فارغ التحصیل شدم بیکار ماندم. بنابراین تصمیم گرفتم که این نوع روزنامه نگاری را به طور عملی تجربه کنم.»

اما تجربه او درباره تحقیق در زمینه روزنامه نگاری بود . پس از پشت میز کارش بلند شد و 5 ماه را در جاده ها برای انجام مصاحبه گذراند. به 34 ایالت مختلف آمریکا سرک کشید و با روزنامه نگاران، کارکنان تحریریه ، مدیران مسئول و ... صحبت کرد .از نیویورک به سیاتل و از اینور به آنور .

او می گوید: «من در این مدت با واقعیت های بیشتری درباره شغل روزنامه نگاری آشنا شدم بیش از آنچه که در مدرسه روزنامه نگاری کلمبیا آموخته بودم.»

ایران و خبرنگاران پشت میزی

حقیقت روزنامه نگاری کفش چرمی حضور در خیابان و شهر است و ارتباط مستقیم و رودررو با سوژه و منابع خبری مان . موضوعی که در تحریریه های خبری ایران این روزها کمتر دیده می شود.

با یکی از خبرنگارانی که در حوزه شهری فعالیت می کند، موضوع روزنامه نگاری کفش چرمی را درمیان می گذارم. برایش واژه تازه ای است. درباره معنی اش سوال می کند و وقتی معنی را می فهمد می گوید: « باآنکه خبرنگار حوزه شهری هستم اما بیشتر ایام هفته را در تحریریه می گذرانم مگر اینکه برنامه خبری خاصی مانند افتتاحیه ها یا همایش در کار باشد تا از تحریریه خارج شوم.»

از او می پرسم که چه میزان سوژه هایش را با قدم زدن در شهر پیدا می کند که می گوید:« خیلی کم. چه بخواهم چه نخواهم در شهر روزانه جابجا می شوم و سوژه هایی را هم می بینم و گاهی دنبال می کنم اما هیچگاه نشده است که برای پیدا کردن سوژه مثلا مدتی را در یک محله بگذرانم که البته به نظر کار جذابی می رسد اما برای ما که در روزمرگی های کار قرار گرفته ایم بی معنا شده است.»

این خبرنگار در عین حال می گوید: « نمی توان به طور قطع گفت که خبرنگاران اینگونه سراغ سوژه ها نمی روند اما واقعیت این است که در چند سال اخیر تحریریه رسانه ها کمی دچار رکود شده اند. »

کار روزنامه نگار متوقف نمی شود. او با کفش های چرمین می رود تا سوژه هایش را شکار کند گاه این شکار سوژه ها در خیابان است و رو در رو و گاه در فضای مجازی. اما این را از یاد نبریم روزنامه نگار همیشه باید کفش چرمین به پا داشته باشد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.