30 مرداد 1391

نگاهی به عمکلرد خبرنگاران مستقل در پوشش اخبار زلزله آذربایجان

روزنامه نگاریم یا امدادگر

30 مرداد 1391

خبرنگاران ایران- نیکی آزاد: بیش از یک هفته از وقوع زلزله در آذربایجان و روستاهای اطراف آن می گذرد . زلزله ای بالای شش ریشتر که با خسارات جانی و مالی فراوان اخبار درباره آن همچنان ادامه دارد .این زلزله اما بحث های متفاوت دیگری را نیز به دنبال خود داشت. بحثهایی همچون انتقاد به نحوه اطلاع رسانی . این انتقادها اما تنها به رسانه های حکومتی محدود نماند و این بار ابعاد گسترده تری یافت و به روزنامه نگاران مستقل هم رسید .

انتقاد درباره عملکرد تلویزیون ایران و برخی روزنامه های دولتی مثل همیشه یکی از انتقادات رایج بود چرا که ضعف اطلاع رسانی این رسانه ها به قدری مشهود بود که کمتر کسی می توانست به راحتی از آن بگذرد. این انتقادها درست بعد از وقوع زلزله آغاز شد، اینکه با گذشت مدت زمان طولانی از وقوع زلزله حتی صدا و سیمای ایران نتوانست اطلاع رسانی دقیقی در درباره میزان خسارتها و تلفات داشته باشد و به روال عادی برنامه های خود درباره شبهای قدر را پخش کرد . برخی روزنامه های دولتی نیز به راحتی از اطلاع رسانی درباره این حادثه طفره رفتند .

اما بحث در این باره به همین جا هم ختم نشد و عده زیادی در شبکه های اجتماعی انتقاد خود را تنها به عملکرد صدا و سیمای ایران محدود نکردند و گفتند و نوشتند که روزنامه نگاران مستقل نیز در گزارش این رویدادها بی طرف و دقیق نبوده اند و دست به بزرگنمایی و سیاه نمایی زده اند .

تا جایی که یکی از خبرنگارانی که بعد از خواندن برخی اخبار زلزله راهی منطقه شده بود در صفحه فیس بوک خود نوشت :« انتظار داشتم وقتی به آذربایجان می رسم مجبور باشم از میان خروارها جنازه راهم را به سمت روستاها و محلات زلزله زده باز کنم حال اینکه اصلا اوضاع این گونه نبود و امداد رسانی در حال انجام بود هر چند نه عالی، اما انجام می شد .» این خبرنگار به نحوه اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی که از آنها با عنوان سیاه نمایی یاد می کند و همچنین عملکرد برخی از روزنامه نگاران مستقل اما بی تجربه که با بزرگنمایی حادثه اطلاع رسانی صحیح را تحت شعاع قرار دادند انتقاد می کند .

بعضی ها حتی نوشتند که برخی خبرنگاران و عکاسانی که برای نوشتن گزارش و فرستادن عکس به مناطق زلزله زده سفر کرده بودند، نقش اصلی خود را فراموش کرده و تبدیل به امداد گر شده اند . برخی از این موضوع به شدت انتقاد کرده و آن را ناشی از بی تجربگی و غیر حرفه ای بودن خبرنگاران در زمان بحران دانستند و عده دیگری هم از این موضوع دفاع کردند و گفتند زمانی که امدادرسانی ضعیف باشد و جان هموطنان مان در خطر هیچ چیز برایمان مهم تر از امدادرسانی نیست . عده دیگری هم عقیده ای متفاوت از این دو گروه داشتند آنها گفتند که در زمان زلزله هم امداد رسان بوده اند و هم خبرنگار آنها می گویند مگر چه اشکالی دارد که یک خبرنگار هم وظیفه حرفه ای اش را انجام دهد و هم در کمک رسانی به آسیب دیدگان فعال باشد ؟

به راستی وظیفه خبرنگار در زمان بحرانها چیست امداد گری؟ یا اطلاع رسانی به موقع و دقیق ؟ آیا خبرنگاران در این موقعیت بحرانی بهتر است با خود وسایل اطلاع رسانی مجهز به همراه داشته باشند مثلا کوله پشتی پر از دوربین و لب تاپ و ضبط صوت ؟یا باند و گاز و آب آشامیدنی ؟ آیا خبرنگاران مستقل در پوشش دهی این اخبار موفق بودند یا آنها هم دست به بزرگنمایی و سیاه نمایی زدند ؟

این سوالات را با خبرنگاران و همچنین یکی از عکاسانی که برای پوشش دهی اخبار زلزله به منطقه سفر کرده اند در میان گذاشتیم .

خبرنگاران با تجربه هنگام بحران گزارش های واقعی تری می نویسند

ساسان آقایی، روزنامه نگار که بلافاصله بعد از وقوع زلزله خود را به مناطق آسیب دیده رساند، در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران درباره نحوه اطلاع رسانی خبرنگاران و اینکه آنها تا چه حد اصول حرفه ای خبر رسانی را رعایت کرده اند این گونه توضیح می دهد : «این نقش بستگی زیادی به کسی دارد که در جایگاه «خبرنگار» در مناطق زلزله‌زده حاضر می‌شود. داشتن تجربه‌های پیشین و آمادگی ذهنی تاثیر زیادی بر شکل روایت خبر می‌گذارد. برای نمونه کسانی که فاجعه‌ی بم را از نزدیک دیده بودند، شکل کلی زلزله‌ی اهر و چگونگی جریان امدادرسانی در آن را مثبت‌تر از کسانی می دیدند که برای نخستین بار به یک منطقه‌ی زلزله‌زده می‌آمدند. به همین دلیل هم شاهد روایت‌هایی منطقی تر از این خبرنگاران بودیم اما از سوی دیگر برخی خبرنگاران جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر بزرگ‌نمایی‌هایی در روایت خود به کار می‌گرفتند.»

به گفته او در گسترش برخی از شایعه‌ها و بزرگنمایی ها شبکه‌های اجتماعی هم نقش مهمی داشته اند :«برای نمونه وقتی به تهران بازگشتیم، متوجه خبری شدم که دست به دست می‌چرخید؛ «کفن و دفن جنازه‌ها بدون شست‌وشو و تشریفات خاک‌سپاری» انجام می شود این خبر در قالب موضوعی منفی دست به دست می چرخید . در حالی که این یک اقدام امدادی درست و به‌هنگام در زمان بحران‌هایی این چنین است »

او ادامه می دهد :«در این باره بخشی از تقصیر بر گردن برخی رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های خارج از کشور است . آن‌ها باید در نقل خبرها، نسبت به تجربه و روایت درست خبرنگاری که منبع آن‌هاست یا روی آنتن زنده‌ی خود می‌آورند، اطمینان داشته باشند. این درست که به دلیل محدودیت‌ها، خبرنگاران اندکی حاضر به گفت‌وگو با رسانه‌های خارج از کشور می‌شوند و اما باید در نظر داشته باشیم،هر چه آنها می گویند صحیح نیست واین رسانه ها وظیفه‌ی غربالگری داده‌ها را نیز بر عهده دارند و حتما لازم است که در چنین بحران‌هایی از چندین کانال پیگیر صحت اخباری که به مخاطب خود انتقال می‌دهند، باشند.»

در عکاسی تجربه ام بیشتر از امداد رسانی است

اطلاع رسانی به موقع ، درست و دقیق در زمان وقوع بحران یکی از مواردی است که همه رسانه های حرفه ای دنیا بر آن تاکید دارند .

یکی از عکاسانی که چند روز پیش برای پوشش اخبار زلزله راهی این مناطق شده در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران در باره نحوه اطلاع رسانی و رساندن به موقع عکسها به رسانه اش می گوید : «من با ذهنیتی که از خواندن اخبار و گزارش های برخی خبرنگاران داشتم وارد منطقه شدم و راستش را بخواهید به نظرم اطلاع رسانی برخی دوستان ما تا حد زیادی آغشته به بزرگنمایی بود به همین دلیل به جای اینکه با خودم وسایل مجهز کارم را همراه کنم وسایل بهداشتی و کمک رسانی بردم همین موضوع موجب شد که کمی در ارسال عکسهایم به مشکل بر بخورم .»

او ادامه می دهد :«در منطقه فهمیدم که وضعیت آن گونه هم که توصیف کرده اند نیست. نمی گویم همه چیز بی نقص بود و قطعا امداد رسانی مشکلات جدی داشت اما لازم نبود من هم در امداد رسانی کمک کنم چون واقعا تجربه من در امدادرسانی قطعا کمتر از عکاسی است .در آنجا ماموران داوطلب هلال احمر از مردم وحتی عکاسان و روزنامه نگاران می خواستند در کار امداد رسانی شان اخلال ایجاد نکنند چرا که حضور وسیع مردم موجب گیج شدن آنها شده بود و ترافیک سنگین هم کار امداد رسانی را کند کرده بود .چند باری همانجا به خودم نهیب زدم که بهتر است به کار خودم برسم و کار امداد رسانی را به دیگران واگذار کنم چرا که مردم در این زمان بیش از هر چیز نیازمند آنند که بدانند در مناطق زلزله زده چه می گذرد و همین تصویر دقیق می تواند به مسوولان هم در امداد رسانی بهتر کمک کند .»

در کار مهندسی نجات دخالتی نداشتیم

ساسان آقایی اما در این زمینه عقیده دیگری دارد او تاکید می کند که کاملا مجهز و با همان کوله پشتی معروف ژورنالیستی اش به سفر رفته اما این باعث نشده که از کمک به زلزله زدگان هم سر باز بزند :« تمامی ما با کوله‌پشتی‌های معروف ژورنالیستی به سفر رفته بودیم یعنی اولویت اصلی مان خبررسانی بود. در حقیقت تمامی ابزارهای لازم از دوربین تا لب‌تاپ و تبلت هم همراه ما بود.اما با توجه به این‌که به منطقه‌ای مصیبت‌زده می‌رفتیم و نمی‌دانستیم که با چه چیز روبه‌رو می شویم ، در برنامه‌ریزی سفر که شاید در چند دقیقه انجام شد، این را هم در نظر گرفتیم که بهتر است اتومبیل مان، را خالی نبریم.بنابراین چیزهایی که به نظر لازم می‌رسید را هم با خود بردیم .»

اما این روزنامه نگار که سابقه بیش از ده سال کار روزنامه نگاری دارد ، تاکید می کند : «اما ما هر گز وارد کار امداد رسانی یا آنچه"مهندسی نجات "خوانده می شود نشدیم اما در روستاهایی که برای گزارش پیاده می‌شدیم، بدون این که اخلالی در کار خبررسانی داشته باشد، اگر نیاز بود، آن‌چه در ماشین داشتیم را به مردم می‌دادیم. این بسته‌ها چیزی جز آب یا خوراکی یا سیگار یا باند بهداشتی نبود. نمی‌شود دقیق گفت که ما از اولویت های خبری خود دور شده‌ایم. استانداردها در این زمان شاید کمی تغییر کند می‌شود در این شرایط روزنامه‌نگار ماند و بی‌تفاوت هم از صحنه نگذشت. اما بازهم تاکید می کنم ما در کار" مهندسی نجات" دخالتی نداشتیم .»

ناگزیر به امدادرسانی شده ام / ما را متهم نکنید، سیستم مخابراتی را متهم کنید

برخی از خبرنگاران هم معتقدند کمک کردن آنها هیچ آسیبی به کسی وارد نکرده و اگر هم ضعفی در اطلاع رسانی دیده شده باید آن را در جای دیگری جستجو کرد .

یکی از خبرنگارانی که برای نوشتن گزارش برای روزنامه اش به این مناطق رفته بود در گفت و گو با ما در حالی که می خواهد اسمی از او برده نشود می گوید :« خبرنگاران مستقل که همان ساعت های اول برای پوشش اخبار زلزله ورزقان، به آن سمت رفتند، متهم می شوند به سیاه نمایی. شاید متهم شوم به سیاه نمایی اما آنچه واقعیت داشت وجود روستاهایی بود که تا 18 ساعت بعد از زلزله هنوز آب آشامیدنی نداشتند یا روستاهایی که امدادگران هلال احمر بعد از ما و 24 ساعت بعد از زلزله وارد آنها شدند. البته این جدا از روستاهایی است که دسترسی به آنها به سادگی میسر نبود و تنها از طریق هلی کوپتر می شد برای اهالی شان کمک فرستاد.»

او ادامه می دهد :« پراکندگی روستاها در آذربایجان شرقی امداد رسانی به آنها را بسیار مشکل کرده بود . به همین خاطر خبرنگارانی که باید تنها برای پوشش خبری زلزله می رفتند، ناخودآگاه در موقعیتی قرار گرفتند که خود را ناگزیر از امداد رسانی به نیازمندان دیدند. شعر، داستان کوتاه و خاطره کم نشنیده ایم از اینکه خبرنگار و عکاس در موقعیت بحران وظیفه اصلی اش اطلاع رسانی است اما من و دوستانم این حرفها را فراموش کردیم و به یاری آسیب دیدگان شتافتیم . تجربه من نشان داد که می توان کمک رسانی و اطلاع رسانی را، بدون آنکه هیچ کدام مخل دیگری باشند انجام داد. اگر ضعفی در نحوه اطلاع رسانی خبرنگاران وجود داشت مربوط به کاستی های سیستم مخابراتی ایران است نه تلاش برای تسکین دادن دردهای یک زلزله زده.»

خبرنگار کار آزموده برای گزارش بحران نداریم

این خبرنگار به مشکلات دیگری هم که در زمینه اطلاع رسانی به موقع داشته اشاره می کند :« در کنار ضعف سیستم مخابراتی ایران مشکلات دیگری مانند عدم همزبانی بیشتر خبرنگاران با زلزله زدگان هم مزید بر علت بود. اگر خبرنگاری نمی توانست به زبان ترکی صحبت کند، خواه ناخواه باید منتظر مترجم می ماند. این امر ارتباط گرفتن با زلزله زدگان را بسیار پیچیده، سخت و زمان بر کرد. از سوی دیگر متاسفانه سیستم رسانه ای ما به گونه ای طراحی نشده است که بتوانیم خبرنگاران متخصص حوزه بلایای طبیعی برای پوشش اخبار این قبیل اتفاقات به منطقه بفرستیم. در این زلزله هم گروهی از خبرنگاران حوزه های اجتماعی، حوادث، بین الملل و سیاسی برای پوشش اخبار به ورزقان رفتند. شاید اگر خبرنگار کار آزموده این حوزه برای پوشش اخبار وجود داشت اطلاع رسانی بهتر و سریع تر هم رخ می داد.»

ساسان آقایی هم درباره حرفه ای بودن خبرنگاران در گزارش بحران می گوید :« اگر بخواهیم از مفهوم مهارت و حرفه ای بودن، آن استانداردهای شگفت‌انگیز رسانه‌های معتبر جهانی مانند نیویورک تایمز و وال‌استریت ژورنال و فیگارورا برای خبرنگاران خودمان در زمان بحران در نظر بگیریم شاید خیلی از آنتها عقب باشیم چرا که ما هنوز نه تنها در «روایت بحران» که در خیلی مسائل دیگر ژورنالیستی مان مشکل داریم اما به نظر می‌رسد که اگر خودمان را با مقیاس‌های همین‌جا محک بزنیم، به ویژه در زمینه‌ی زلزله، متاسفانه به دلیل کثرت رخ دادن آن در ایران، دارای تجربه‌ی خوبی از عکاسی تا گزارش‌گری آن شده‌ایم. من گزارش‌های پس از زلزله‌ی روزنامه‌ها در ایران را با گزارش‌ها روزنامه‌ها پس از زلزله بم مقایسه کردم و متوجه شدم نسبت به آن زمان پیشرفت چشمگیری کرده ایم .

او هم تایید می کند که یکی از مشکلات خبرنگاران در منطقه بلد نبودن زبان ترکی بوده است :« یک مشکل بزرگ همه ما در اهر و ورزقان، مشکل زبان بود که البته خوش‌بختانه دو تن از بهترین دوستان همراه ما، دست‌کم مشکل را برای ما حل کرده بودند اما دیگر خبرنگارانی که بدون توجه به این مساله آمده بودند، کمی در ارتباط گرفتن مشکل داشتند.»

روزنامه نگاران مستقل نمره قبولی گرفتند

«در مجموع، حضور به‌هنگام خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مستقل در منطقه، تاثیر به‌سزایی در واکنش عمومی جامعه نسبت به مساله و فراگیری زلزله‌ی اهر به عنوان یک فاجعه‌ی ملی داشت. » آقایی با بیان این مطلب ادامه می دهد :«هر چند این حضور بدون کم‌وکاست نبود اما در مجموع روزنامه‌نگاران مستقل ایران در این ماجرا نمره‌ی مثبت گرفتند.»

به عقیده این روزنامه نگار از نگاه حرفه‌ای شاید حضورش به عنوان یک روزنامه نگار( چرا که معتقد است روزنامه نگار با خبرنگار تفاوتهایی دارد ) آن هم یک روزنامه نگار سیاسی و نه اجتماعی، خود راه انتقاد را باز می کند.

با این همه او در این باره توضیح می دهد :« این کاستی‌ها هم بی‌شک به زیر ساختهای روزنامه‌نگاری در ایران بازمی گردد که مانند هر موضوع دیگری نسبت آن را با آمورش درست و پایه ای باید مشخص کرد .»

او ادامه می دهد :« جامعه‌ی رسانه‌ای مستقل کشور، در بحران زلزله‌ی اخیر عملکرد شایسته‌ای بر جای گذاشت. از انتقادهای درست و منطقی که بگذریم، می‌خواهم تاکید کنم که عملکرد تمامی همکاران من در اهر و ورزقان، تا مقداری واجد صفت «فداکارانه» نیز بود. در میان نزدیک به ۳۰ خبرنگاری که در منطقه حاضر شده‌ بودند ، تنها چند تن از آن‌ها، دارای تعهد حرفه‌ای و قراردادی به رسانه‌های خود بودند. در حقیقت آن‌چه که بسیاری از ما را به منطقه‌ی زلزله‌زده کشاند، چیزی بیش‌تر از یک تعهد قراردادی با رسانه‌هایی بود که در آن شاغل هستیم. وقتی که این سفر آغاز شد، مدیران رسانه‌های ما حتی از سفر ما خبر نداشتند. این سفرها بدون پشتوانه‌ی مشخص، و با هزینه‌ی شخصی و بدون معرفی‌نامه‌های رسمی انجام گرفت و می‌توانست به موقعیتی غیرقابل پیش‌بینی بی‌انجامد. هر چند که از نقطه‌نظر حرفه‌ای می‌توان به این رفتار هم ایراد وارد کرد اما حقیقت این است که اگر همین کنش دسته‌جمعی نبود، ما هم‌چنان درگیر خبرهای نادرست و خام رسانه‌های رسمی می ماندیم و هیچ تصویر مستقلی از بحران زلزله نداشتیم. که به باور من عشق به روزنامه نگاری و وجدان همچنان بیدار جامعه خلاف آن را ممکن کرد .»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.