16 خرداد 1390

بررسي انتقادی مطبوعات عصر اصلاحات در يك شبكه اجتماعي

آیا دوره اصلاحات، بهار مطبوعات بود

16 خرداد 1390

خبرنگاران ایران-نیکی رهجو :آيا روزنامه هاي منتشر شده در عصر اصلاحات آن طور كه بعضي ها مدعي اند به راستي بهار مطبوعات را در ايران را رقم زد؟ زماني كه روزنامه نگاري بيش از هر زمان ديگري با سياست آميخته شد و بسياري از سياستمداران نيز پاي به تحريريه روزنامه ها گذاشتند ؟ آيا ورود سياستمدارن به اين عرصه مثبت بود يا روزنامه نگاري را از شكل واقعي آن يعني روزنامه نگاري بي طرف و حرفه اي به سمت ديگري هدايت كرد؟سمتي كه ديدگاه هاي سياسي يك طيف خاص را تبليغ مي كرد و از زبان مردم دور شده بود ؟ اين ها سوالاتي است كه در صفحه جامعه روزنامه نگاران ايراني در شبكه اجتماعي فيس بوك مورد بحث گذاشته شد و روزنامه نگاران ايراني نظرها و ديدگاه هايشان را در اين باره عنوان كردند. يكي از آنها همچنين در مقاله اي به ضعف هاي اين دوره خاص از مطبوعات ايران پرداخت و ديگران نيز نظرات شان را درباره هر كدام از اين انتقادها مطرح كردند .در اينجا به بخشي از انتقادهاي اين مقاله كه سعي مي كند به قول خودش آفتهاي روزنامه نگاري عصر اصلاحات را بررسي كند اشاره و برخي نظرات شركت كنندگان در بحث را هم مورد توجه قرار مي دهيم .

عصر اصلاحات يا همان روزنامه نگاري دوم خردادي را به دوره رياست جمهوري محمد خاتمي منتسب مي كنند كه از مهر 76 (‌تا ارديبهشت 79 (توقيف گسترده مطبوعات) به طول انجاميد و دوره دوم نيز از ارديبهشت 79 آغاز و تا سالهاي آينده ادامه يافت هر چند فعاليت اين روزنامه ها درسالهاي اخير كاهش چشمگيري داشته است .

سياسي شدن روزنامه نگاري

يكي از بحثهايي كه هميشه درباره روزنامه نگاري در دوره اصلاحات يا همان روزنامه نگاري دوم خردادي مطرح بوده سياسي شدن روزنامه‌نگاري بوده است . به عقيده منتقدان ظهور سياست‌مداراني در قامت روزنامه‌نگار، روزنامه‌نگاري در دوران اصلاحات را از كاركرد اصلي خود خارج و وارد مسيري كاملا متفاوت يعني همان سياست كرد .

اين بحث در جامعه مجازي روزنامه نگاران هم پر رنگ بود. آيا به راستي، روزنامه‌نگاران اين دوره بيش از آنكه روزنامه‌نگار باشند، سياست‌مدار بوده اند.؟

به عقيده نويسنده ی مقاله ی « آفتهاي روزنامه نگاري در عصر اصلاحات» سياست‌مدار قدرت طلب است و روزنامه‌نگار آگاهي‌بخش. سياست مي پوشاند و رسانه افشا مي كند. او تاكيد مي كند يكي از مهمترين دلايلي كه باعث شد، روزنامه‌نگاران به‌تنهايي، بخش بزرگي از بار بحران‌هاي سياسي كشور را بر دوش بكشند، تداخل اين دو عرصه است. آيا اين موضوع لطمه بزرگي براي مطبوعات اين دوره بوده است؟

يكي از روزنامه نگاران شركت كننده در اين بحث در اين باره چنين نظر داده است :«درست است که روزنامه نگار حرفه ای در فضای حرفه ای و البته در جوامع مدنی، بايد از سیاسی شدن دیدگاه هایش اجتناب کند اما موضوع اصلی که به نظر من در اين بحث ناديده گرفته شده ، این است که ما در هیچ یک از وضعیت هایی که نام برديم، قرار نداشتیم. به این معنی که ما نه در جامعه مدنی بودیم که حقوق مدنی روزنامه نگار از حقوق فعال اجتماعی، سیاسی، بشر، زنان و ... تفکیک شده باشد و نه اساسا فضای روزنامه نگاری ایران نه در آن زمان و نه تاکنون هرگز حرفه ای به معنای اخص کلمه نبوده است. »

او در ادامه استدلاهايش ادامه مي دهد: «نشان به آن نشان که ما هنوز وضعیت حقوق و بیمه مشخص و انجمن صنفی به معنای واقعی نداریم. در نتیجه در فضای غیرمدنی که سیاست گذاران همه را با چوب سیاست می زدند، سیاسی شدن مطبوعات یک دفاع از خود اجتناب ناپذیر به نظر می رسید و همچنان می رسد.»

يكي ديگر از روزنامه نگاران جامعه مطبوعاتي ايران نيز در اين صفحه مي نويسد :«در ايران همه چيز آميخته با سياست است و روزنامه نگاري هم نمي تواند جداي از آن باشد اما اين نقدها كاملا شتابزده است و نيازمند دقت بيشتري است .

بي توجهي به خطوط قرمز و بازي با واژه ها

در صفحه فیس بوک روزنامه نگاران ايراني يكي ديگر از آفت هاي روزنامه نگاري در اين عصر بي توجهی به خطوط قرمز مطبوعات این دوره عنوان شده است ،همچنين نقد ديگر به روزنامه‌هايي بوده كه با رفتار و ادبيات نامتعارف ژورناليسم حرفه‌اي كار مي كرده اند . يعني اين روزنامه نگار معتقد است كه روزنامه نگاران آن عصر كمي تند رفته اند و خط قرمزهاي حكومت را رعايت نكرده اند ؟

يكي از روزنامه نگاران شركت كننده در اين بحث در پاسخ به اين انتقاد معتقد است :« عنوان كردن بي توجهي به خطوط قرمز در روزنامه نگاري با بحث سياسي شدن مطبوعات منافات دارد و مگر نه آنكه ما مدعي هستيم که روزنامه نگار باید فارغ از خطوط سیاسی عمل کنند و به آن آلوده نشود. اگر چنین است چرا اصولا روزنامه نگار حرفه ای که وظیفه ای جز افشاگری و اطلاع رسانی ندارد، باید خود را تابع خطوط قرمز بداند؟ و چرا این افشاگری "حد و حدود" دارد؟»

يكي ديگر از روزنامه نگاران نيز در اين بحث مي نويسد :« اصولا خطوط قرمز يعني چه؟ مگر اين همان چيزي نيست كه حكومت براي ما تعيين كرده؟ آيا عنوان كردن اين بحث خودش غير حرفه اي نيست ؟ در كجاي دنيا براي روزنامه نگار خطوط تغريف مي شود »

حضور پر رنگ نخبگان و روشنكفران در تحريريه روزنامه ها

در اين بخش نيز اين روزنامه نگار معتقد است كه روزنامه ها در اين عصر نه جايي براي روزنامه نگاران كه به مكاني براي روشنفكران و نخبگان تبديل شده بودند ، مساله اي كه روزنامه‌هاي دوم خردادي را به تدريح به زبان روشنكفري نزديك و به همين دليل، كم‌كم مخاطبان شان را از دست دادند.

به عقيده يك روزنامه نگار، برخي از اين روزنامه‌ها، به مدرسه روشنفكري تبديل شده بودند. و بايد بين اين دو عرصه يعني (روشنفكري و روزنامه نگاري) ، تمايز قائل شد. چرا كه روزنامه‌نگار نبايد به زبان روشنفکران با مردم سخن بگويد.

دولتي شدن روزنامه‌هاي عصر اصلاحات

دولتي شدن روزنامه‌هاي عصر مطبوعات، يكي ديگر از مواردي است كه در انتقاد به روزنامه هاي عصر اصلاحات در صفحه مجازي روزنامه نگاران به آن اشاره مي شود، بدين معنا كه در اين دوره حمايت بي‌حد و حصر دولت از روزنامه‌ها با آزادي مطبوعات اشتباه گرفته مي شود و روزنامه ها با ميليون‌ها تومان پول نفت، پشت سر هم راه‌اندازي مي شوند ، بدون توجه به اينكه اصلا آيا جامعه روزنامه‌نگاري ظرفيت و قابليت اداره اين همه روزنامه را دارد يا نه؟ يا اصلا اين حمايت مالي از ديدگاه ژورناليستي درست است يا نه؟ پول‌ها واريز شدند، روزنامه‌ها راه افتادند و روزنامه‌نگارهاي تازه‌كاري كه از رونامه‌نگاري هيچ نمي‌دانستند، ‌وارد روزنامه ها شدند. و اين افزايش كمي و افت كيفي، فضاي ژورناليسم ايراني را آشفته كرد.

روزنامه نگار ديگري اما در اين باره عقيده ديگري دارد :« آنچه را كه برخي آشفتگی در عرصه مطبوعات نامیده اند ، من دمیدن روح جوانی و انتقادجو به عرصه کرخت و خواب زده مطبوعات آن زمان می نامم که اگر چه برخي در آن زمان خام بودند اما طالب یادگیری و جوینده حقیقت نیز بودند و از آن مهم تر جسور بودند. جسارتی که ما تا آن زمان در نشریات پس از انقلاب نمی دیدیم. از سوی دیگر چنانکه می بینید بسیاری از تازه نفس های آن زمان امروز در صف پختگانی هستند که دقیقا به دلیل دیدگاه های پخته انتقادی شان امروز در زندان ها بازجویی پس می دهند.»

بي‌توجهي به ساختار روزنامه‌نگاران

ضعف ديگري كه نويسنده مقاله انتقادي صفحه روزنامه نگاران ايراني در شبكه فيس بوك به آن اشاره مي كند، بي توجهي روزنامه نگاران به ساختار است او معتقد است كه روزنامه نگاران در اين دوران تنها به دولت دل خوش كردند. زماني كه دولت، تمام‌قد از روزنامه‌ها حمايت مي‌كرد، آنها بايد به‌جاي راه‌اندازي فله‌اي روزنامه‌ها به فكر استقرار نهادهاي پرقدرت رسانه‌اي در جامعه مي‌بودند. بايد انجمن‌هاي صنفي قدرتمندي در همه حوزه‌هاي روزنامه‌نگاري از عكاسي، صفحه‌آرايي، خبرنگاري و ... تشكيل مي‌شد و نهال پر قدرت ي را شكل مي دادند .

يك روزنامه نگار در اين باره اما چنين نظر مي دهد: «بعید به نظر می رسد که این تلاش ها می توانست منجر به شکل گیری ساختارهای مدنی ماندگار شود. چنانچه می بینیم تا امروز این تلاش 14 ساله برای شکل گیری عناصر زیربنایی جامعه مدنی مثل ان جی او ها هنوز به نتیجه نرسیده است.»

رفتار صفر و صدي در مطبوعات دوره اصلاحات

آفت ديگري كه در اين مقاله درباره روزنامه نگاران دوم خردادي به آن اشاره مي شود ، رفتار صفر و صدي اين روزنامه نگاران است . زماني كه هرگز كوتاه نيامدند و زماني ديگر، پا پس كشيدند و كم‌كم از تمام مواضع خود عقب نشستند. اين عقب‌نشيني اگر چه ادبيات و شيوه‌هاي رندانه‌اي در روزنامه‌نگاري به وجود آورد، اما اين سبك جديد، به ازبين‌بردن هويت روزنامه نمي ارزيد. عقب نشيني اينقدر سنگين بود كه روزنامه‌ها به كاردستي تبديل شدند و روزنامه‌نگاران به دستگاه تكثير.

روزنامه نگاري در اين باره مي نويسد :« با وجود حرف های خوبی که در این نوشتار زده اید اما با احترام می گویم بسیاری از نتیجه گیریها و قضاوت های شما در خصوص روزنامه نگاران شاغل در روزنامه های دوم خرادی را صحیح نمی دانم و همچنان که خودتان گفته اید منصفانه نیست.»

ناديده گرفتن اخلاق از عرصه مطبوعات

ضعف ديگري كه در اين صفحه مجازي نويسنده از آن نام مي برد :«كنار گذاشتن اخلاق از عرصه مطبوعات بوه است، او تاكيد مي كند :«به همه روزنامه‌نگاران، بايد گفت؛ متاسفانه روزنامه‌نگاري ايراني، به اخلاق حرفه‌اي بي‌توجهي كرده و مي‌كند. متاسفانه در بسياري از موارد، اخلاق فداي حرفه مي‌شود. به نظر مي‌رسد، رسانه بايد بين اخلاقي‌ماندن و توقيف يا بسته‌شدن، ‌اخلاق را انتخاب كند. مرگ روزنامه بهتر از بداخلاقي آن است چون اگر بداخلاق بماند، ‌بداخلاقي را ترويج مي كند.»

يكي از روزنامه نگاران در اين باره تاكيد كرده است : «این نوشتار شتاب زده بود. به همین راحتی نمی توان حکم صادر کرد و قضاوت کرد. غیر از مورد نخست که به نظرم کمی جای تامل دارد. باقی موارد به نظرم دور از واقع بینی، و فارغ از لحاظ شدن بسیاری دیگر از معیارها و علل نوشته شده اند. ضمن اینکه وقتی می گوئید آفت باید ابتدا صحت و سلامت را نیز تعریف کنید.».

بي توجهي به شهرستان ها و توجه مطلق به تهران و مسايل آن

بي توجهي روزنامه‌ها ي اصلاح طلب به مسايل شهرستان‌ها و تمركز كامل به مسايل تهران موضوع ديگري است كه اين روزنامه نگار به آن مي پردازد .به عقيده او روزنامه‌هاي دوم خردادي به تبعيت از سياستمدارن اصلاح‌طلب، خود را در زندان تهران محدود كردند. اين روزنامه ها به آنچه در ديگر شهرهاي جامعه ايراني مي گذشت، بي توجه بودند. اين روزنامه‌ها نه تنها شكاف تهران شهرستان را نفهميدند بلكه در عميق‌تر شدن اين شكاف‌ها، نقش موثري ناخواسته نقش ايفا كردند. روزنامه هاي اصلاح‌طلب ، رسانه جامعه متوسط پايتخت‌نشين ايران بودند ..

حضور مديراني بيگانه با روزنامه نگاري در مطبوعات عصر اصلاحات

حضور دلالاني بيگانه با ساخت، مسلك و مرام رسانه در رده‌هاي بالاي مديريتي برخي روزنامه‌هاي دوم خردادي از ديگر مواردي است كه اين روزنامه نگار در نقد مطبوعات دوره اصلاحات به آن توجه مي كند و مي نويسد :« برخي از روزنامه‌ها متاسفانه، به حضور فرصت‌ طلباني آلوده شدند كه عنوان مدير را يدك مي‌كشيدند. برخي از روزنامه‌ها را كساني مديريت مي‌كردند كه نه اهل فرهنگ بودند،‌نه انديشه‌اي را نمايندگي مي كردند و نه اصلا اخلاق را مي فهميدند.»

روزنامه نگاران اين صفحه مجازي كه اين روزها هيچ نهادي را براي دور هم جمع شدن و سخن گفتن با هم ندارند در پايان اين بحث نظرهاي خود را اين گونه اعلام مي كنند هر چند معتقدند بحث در اين باره مجالي مي طلبد

يكي از آنها مي نويسد:«به نظرم نقد مطبوعات آن دوره فراتر از نقد درون گروهی است. چون تاثیر این نشریات بر فضای سیاسی بسیار مهم و سرنوشت ساز بوده است . برخی تندروی هایی که در آن دوره صورت گرفت فراتر از افزایش آگاهی سیاسی مردم به نظر می رسید »

ولي اينجا باز هم اين سوال را بايد پرسيد آيا عصر اصلاحات آن طور كه بعضي ها مدعي اند به راستي بهار مطبوعات در ايران بوده است؟ يا اين نقدها ،يا به قول نويسنده آفتها هر كدام واقعيت دارد ؟يا به قول ديگر روزنامه نگاران صفحه مجازي جامعه روزنامه نگاران ايران اين موارد بسيار شتابزده عنوان شده است و مجال بيشتري براي بحث مي طلبد ؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.