19 مرداد 1391

نعیم بدیعی، از کیهان بچه ها تا مدرسه روزنامه نگاری

19 مرداد 1391

خبرنگاران ایران- فعالیتهای مطبوعاتی خود را از دوران دبیرستان و با مجله کیهان بچه ها آغاز کرد.همان مجله ای که پدرش جعفر بدیعی 23 سال سردبیری آن را به عهده داشت، از همان جا بود که نعیم جوان فهمید هیچ گاه نمی تواند روزنامه نگاری را کنار بگذارد.

اولین شماره کیهان بچه ها به سردبیری جعفر بدیعی، پدرش روز پنج شنبه ششم دی ماه سال 1335 در تیراژ بیست هزار نسخه منتشر شد انتشار این مجله سالها ادامه داشت و همچنان نیز به همین نام اما بسیار متفاوت از محتوای اولیه آن تحت نظارت موسسه کیهان منتشر می شود .

کیهان بچه ها در آن سالها نخستین نشریه تخصصی کودکان ایران محسوب می شد . این مجله طی 23 سال با سردبیری پدر نعیم بدیعی از موفق ترین نشریات ایران به حساب می آمد و در خانه بسیاری از ایرانیان یافت می شد و گفته می شود در عادت به مطالعه بسیاری از کودکان ایرانی نقش موثری داشته است . آن گونه که جعفر بدیعی، در این باره نوشته است :« تا بیست و سومین سال انتشار کیهان بچه ها با آن همراه بودم تا اینکه بیماری قلبی مرا از ادامه کار بازداشت در آخرین سالهای کاریم جلسه های هیات تحریریه مجله را در خانه تشکیل می دادم . این مجله که تاسیس آن را من آغاز کردم دست کم در سیصد هزار خانواده نفوذ کرد و مردم را به خواندن کتاب و مجله عادت داد و برای من همین افتخار کافی است .»

نعیم هم وقتی تنها یک بچه مدرسه ای بود پایش به این مجله باز شد . در سالهای نخست، به خاطر علاقه ای که به نقاشی داشت برخی از کارهای نقاشی مجله را انجام می داد و در سالهای آخر دبیرستان هم به ترجمه داستان و طراحی صفحه های بازی و سرگرمی مجله روی آورد .

او سال 1347تهران را برای ادامه تحصیل به مقصد ایالات متحده آمریکا ترک کرد در حالی که آرزوی تحصیل در رشته روزنامه نگاری را در سر می پروراند . او با این آرزو که هر چه زودتر و بعد از پایان تحصیلات به کشور بازگردد از کشور خارج شد .او دوره لیسانس و فوق لیسانس ارتباطات را در دانشگاه ایالتی اکلاهما و دوره دکترا را در دانشگاه ایلینوی جنوبی آمریکا به پایان رساند .

هر چند در دوره تحصیل در آمریکا ارتباط نعیم با کیهان بچه ها قطع شد اما از همان سالهای اول تحصیل کار حرفه ای روزنامه نگاری را در نشریه روزانه دانشگاه آغاز کرد .

نعیم بدیعی خود درباره این نشریه دانشجویی می نویسد :«در آمریکا در کالج ها و دانشگاه ها یک روزنامه دو هفته یکبار یا هفتگی و یا روزانه به تناسب بزرگی و کوچکی موسسه ها توسط دانشجویان رشته روزنامه نگاری منتشر می شود این روزنامه ها معمولا بین 12 تا 14 صفحه هستند وجای مناسبی برای رشد استعدادهای دانشجویان رشته وزنامه نگاری محسوب می شوند . همه دانشجویان روزنامه نگاری باید در این نشریات کار کنند و برای من که تنها دانشجوی خارجی رشته روزنامه نگاری دانشگاهم بودم این تجربه بسیار ارزنده بود .»

او که همیشه دلتنگ وطن و روزنامه نگاری در ایران بود دو سال آخر تحصیل در دوره لیسانس برنامه هایش را طوری تنظیم کرد که تابستان را در تهران بگذارند در آن روزها او باز روزنامه کیهان را برای کار انتخاب کرد و این بار کیهان اینترنشنال.او در سال 52 و بعد از پایان تحصیلاتش در رشته روزنامه نگاری به ایران بازگشت و مدت دیگری را نیز در روزنامه های ایران کار کرد او همکاری خود را باز با روزنامه کیهان ادامه داد . این بار فعالیت در سرویس فرهنگی ، شهرستانها و سرویس خارجی این روزنامه را انتخاب کرد .

اما انگار روزنامه نگاری به تنهایی برایش کفایت نمی کرد و به قول خودش روزنامه نگاری در ایران را با آنچه در غرب دیده بود بسیار متفاوت یافت و به قول خودش جای کار بسیار داشت . بنابراین تصمیم گرفت به تحصیلاتش ادامه دهد و در بازگشت به آمریکا دوباره در رشته مورد علاقه اش تا مقطع دکترا مشغول به تحصیل شود .رساله فوق لیسانس او با نام« ماهیت خبر »در واقع مقاله ای پژوهشی بود .

او می گوید : «همه دانشجویان در کشورهای غربی در این مرحله یاد می گیرند که چطور در رشته مورد علاقه شان به تحقیق و پژوهش بپردازند و من نیز این کار را آموختم. »

وی از همان سالها دستیاری آموزشی در دانشگاه را نیز آغاز کرد و همان موقع فهمید که به آموزش و تدریس در این رشته از دل و جان علاقه مند است .

زمان نوشتن رساله دکترای او با وقوع انقلاب در ایران مصادف شده بود و او مصمم شد رساله خود را به مقایسه تطبیقی درباره محتوای روزنامه های تهران در دوران قبل ،در جریان انقلاب و بعد از آن اختصاص دهد . او رساله خود را در سال 59 با همین موضوع به پایان رساند و در مرداد ماه همین سال به کشور بازگشت تا تجربیلاتش را با علاقه مندان به این رشته به اشتراک بگذارد .

او بعد از بازگشت به ایران موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی را انتخاب کرد . همان موسسه ای که چهار سال بعد به مدرسه روزنامه نگاری یا همان دانشکده علوم ارتباطات تبدیل شد . تا سالها نعیم بدیعی در همین دانشگاه که دانشگاه علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی هم خوانده می شود و نشیب و فرازهای زیادی را به خود دیده مشغول کار بود و هر چند نامها تغییر کرد اما او همچنان استاد روزنامه نگاری ماند و با عشق و علاقه این رشته را به دانشجویانش آموزش داد .

در سالهای پر فراز و فرود رشته روزنامه نگاری که تا منحل شدن کامل این رشته و گرایش روابط عمومی هم پیش رفت و تنها دوره های کوتاه مدت روزنامه نگاری در این دانشکده تدریس می شد دوره هایی که صدها مشتاق برای گذارندن آن ثبت نام می کردند اما همچنان رشته ارتباطات به عنوان یکی از شش شاخه رشته علوم اجتماعی به کار خود ادامه می داد .

در شهریور سال 1362 نعیم بدیعی مدیر گروه ارتباطات اجتماعی شد و ازهمان موقع تلاشش را برای گسترش رشته دلخواهش آغاز کرد، تا اینکه چند سال بعد با تلاش او و سایر استادان گروه ارتباطات بالاخره دوره کارشناسی علوم ارتباطات اجتماعی با شاخه های روزنامه نگاری و روابط عمومی و سرانجام دوره کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات فعالیت خود را آغاز کردند.

سال 1374 اولین فارغ التحصیلان رشته روزنامه نگاری وارد بازار کار شدند روزی که برای نعیم بدیعی و همکارانش در دانشکده علوم ارتباطات روزی فراموش نشدنی بود . آنها که همواره دغدغه گسترش آموزش آکادمیک این رشته را داشتند در همان زمان به موفقیت دیگری هم دست یافتند و اولین آزمون ورودی دکترای علوم ارتباطات را برگزار کردند .اولین پذیرفته شدگان این دوره از سال 1375تحصیل خود را در این مقطع آغاز کردند .نعیم بدیعی همواره از تلاشهای خود درزمینه حفظ و گسترش این رشته با خشنودی یاد می کند . او و دکتر کاظم معتمد نژاد دو تن از استادانی هستند که در تاسیس این رشته و رسیدنش تا مقطع دکترا نقشی بی بدیل داشته اند و همیشه از این بابت ابراز شادمانی کرده اند .

استاد روزنامه نگاری سرانجام در سال 1385 بعد از 30 سال آموزش و تدریس با رتبه استادی بازنشسته شد. او ده‌ها مقاله به زبانهای فارسی و انگلیسی در زمینه‌های روزنامه‏نگاری و ارتباطات نوشته است که در کتاب‌ها و نشریه‏های تخصصی مانند رسانه، فصلنامه علوم اجتماعی، اطلاعات سیاسی- اقتصادی به چاپ رسیده است.

کتاب "روزنامه‏ نگاری نوین "که تاکنون 6 بار ازسوی دانشگاه علامه طباطبایی تجدید چاپ شده نیز از تالیفهای این استاد روزنامه نگاری به حساب می آید .

منبع:

پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران ،سال اول ، سال 1376

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.