31 تیر 1391

دایره سانسور هر روز تنگ تر می شود؛ این بار مسائل اقتصادی

خط قرمزهای جدید برای روزنامه های کشور

31 تیر 1391

خبرنگاران ایران-این روزها در تحریریه روزنامه ها و خبرگزاری های ایران دستورهای جدیدی برای بیشتر شدن خط قرمزهای خبری، دهان به دهان می چرخد و نقل محافل رسانه ای شده است. سانسور در تحریریه روزنامه ها هر روز بیشتر از روز قبل می شود و هر دفعه موضوع جدیدی را در بر می گیرد. این روزها سانسور در همه عناصر خبری رخنه کرده و از زمان انتخاب موضوع تا انتشار مطالب را در برمی گیرد.

در هفته های اخیر اما سانسور به موضوعهای ملموس و عملی زندگی مردم هم رسیده و خط قرمزهای جدیدی را رقم زده است . موضوعاتی که مردم به طور روزمره با آنها دست به گریبانند و سانسور درباره آنها بسیار عجیب به نظر می آید سانسورهایی که تنها تحریف واقعیت های اجتماعی اند و بی اعتمادی مردم به رسانه ها را به دنبال دارند. سانسور درباره گرانی ، تورم و مسائل اقتصادی از جمله این موضوعات هستند که محدودیتهای زیادی را برای گروه های اقتصادی رسانه ها به دنبال داشته اند .

این روزها مسوولان دادستانی تهران از مدیران رسانه ها خواسته اند به هیچ عنوان از گرانی ها ننویسند. از تحریم ها ننویسند. از بازار آشفته ارز و طلا ننویسند آنها به ویژه به رسانه ها تاکید کرده اند گرانی مرغ را که بحث روز مردم است در رسانه ها پررنگ نکنند ، این موضوع حتی تا جایی پیش رفت که فرمانده نیروی انتظامی، اسماعیل احمدی مقدم از مسوولان صدا و سیما خواست تا صحنه خوردن مرغ را در تلویزیون سانسور کنند.

به نظر می رسد مسوولان جمهوری اسلامی به این نحو می خواهند بحرانهای اقتصادی و اجتماعی که با آن روبرو هستند را فرو بنشانند .

ممنوعیت تیتر زدن درباره گرانی ها

سعید یکی از خبرنگاران اقتصادی است که در یکی از خبرگزاری ها مشغول فعالیت است. از او درباره محدودیتهایش در گروه اقتصادی این خبرگزاری می پرسم . او می گوید: «نسبت به چند ماه قبل، خط قرمزها خیلی ملموس تر شده است. شاید چند ماه پیش می توانستیم به طور مستقیم موضوع گرانی را تیتر کنیم اما الان گفته اند که در تیترها گرانی ها پررنگ نشود.»

او اضافه می کند: « در متن به طور ملایم می توان به گرانی ها اشاره کرد اما آن هم محدودیت های خاص خودش را دارد.»

این خبرنگار اقتصادی اما درباره موضوعاتی که این روزها نمی توانند درباره آنها بنویسند هم توضیح می دهد : «از مدت ها قبل از نوشتن درباره تاثیر تحریم ها بر اقتصاد کشور منع شده ایم و حتی سیاست های خبری ما را جهت داده و گفته اند که نه تنها نباید درباره تحریم ها صحبت کنیم که یابد طوری اطلاع رسانی کنیم که به همه القا شود تحریم ها باعث شکوفایی اقتصادی کشور شده اند. گاه از ما خواسته می شود به صورت مستقیم در گزارش ها به این موضوع اشاره کنیم .»

اما در ماه های اخیر موضوع ارز و سکه و آشفتگی در قیمت آنها هم به طور جدی توسط دولت در رسانه های کشور کنترل شده است ، تا جایی که دولت بی ثباتی در این بازار را تا حدود زیادی بر عهده رسانه های کشور دانسته است .

چند ماه پیش به دلیل همین آشفتگی در بازار ارز و طلا، سایت مثقال که مرجع معتبری برای اعلام قیمت بازار ارز و طلا به طور ساعتی و روزانه بود، فیلتر و از فعالیت آن جلوگیری شد و حتی مسوول این سایت به اتهام اخلال در بازار ارز و طلا بازداشت شد.

سعید اما در این باره می گوید: « هم اکنون سایتی وجود ندارد که به اعتبار سایت مثقال باشد و قیمت ها را به طور دقیق اعلام کند اما هنوز بازار ارز و طلا آشفته است و قطعا سانسور کردن اطلاعات هیچ تاثیری در کنترل آن نداشت .»

از او می پرسم آیا شنیده است که مسوولان دادستانی از مدیران رسانه ها خواسته اند تا درباره گرانی های اخیر مخصوصا گرانی مرغ چیزی ننویسند؟ او توضیح می دهد: « من در خبرگزاری چیزی در این باره نشنیده ام فقط سیاست ها درباره تیترهاست ، اما چون مرتب به حوزه های خبری رفت و آمد دارم و دیگر دوستان خبرنگار را مدام می بینم شنیده ام که به همه روزنامه ها بخشنامه شده که نباید به موضوع گرانی ها و به ویژه گرانی مرغ بپردازند. »

سانسورهای رسانه ای به صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم رسید

موضوع سانسور این روزها فقط مختص روزنامه ها نیست و به صدا وسیمای جمهوری اسلامی هم که به خودی خود سیاستهای رسانه ای حکومت را همواره رعایت می کند رسیده است .در شرایط بحران شدید اقتصادی و اجتماعی این روزها برای این رسانه گزینشی هم خط قرمزهای جدیدی وضع شده است .سانسور صحنه خوردن مرغ که توسط فرمانده نیروی انتظامی عنوان شده تنها صحنه ای نیست که پخش نکردن آن به تلویزیون توصیه شده است و گفته می شود سانسور گرانی ها در تلویزیون حتی به سانسور کردن قیمت میوه ها هم رسیده است و در برخی از دیالوگ های سریالهای تلویزیونی صحنه قیمت کردن میوه ها هم سانسور شده است . مسوولان صدا وسیما هم این روزها موظفند از گرانی ها چیزی نگویند .

این موضوع را هفته گذشته، سایت عصر ایران این گونه منتشر کرد و نوشت : شبکه دو سیما جمعه شب به هنگام پخش فیلم “بگذار زندگی کنم“، دیالوگی را که در آن قیمت نارنگی در سال ۱۳۶۵ اعلام شده بود، سانسور کرد.

سانسور که در رسانه ای مثل صدا و سیما همیشه بیداد می کرد، امروزبه حدی رسیده که صدای برخی از خبرنگاران این رسانه را هم درآورده است.

یکی از خبرنگاران قدیمی یکی از بخش های صدا و سیمای ایران در گفت و گو با سایت خبرنگاران ایران مثالی می زند و می گوید: «مردم اعتماد خود به این رسانه را کاملا از دست داده اند و این سیاستها همین باقیمانده میزان اعتماد مردم را هم از بین خواهد برد چون این سیاستها دیگر سانسور نیست و تحریف واقعیتی است که مردم هر روز جلوی چشم خود می بینند چند ماه پیش وقتی یکی از گروه های خبری ما برای تهیه گزارش درباره بازار آهن فروش ها به محل کسب و کار این صنف رفت با برخورد مردمی مواجه شد که نسبت به این سیاستها کاملا معترض بودند . بازاری ها و مردم چنان نسبت به سانسور و دروغ پخش کردن در صدا و سیما شاکی بودند که نه تنها ابتدا حاضر به هیچ همکاری با ما نبودند که حتی در چند مورد در صدد برخورد فیزیکی با گروه تصویربرداری مان بر آمدند .»

این خبرنگار ادامه می دهد: « در نهایت گروه درد دل های بازاریان این صنف را می شنود و برمی گردد اما با برخورد مسوولان بالاتر رسانه مواجه می شود که از این گزارش تصویری ناراضی است و می خواهد تا گروه برگردد و آنچه که آنها سناریو اش را نوشته اند تهیه کند . سناریویی که 180 درجه با صحبت واقعی بازاریان و مردم متفاوت است.»

او ادامه می دهد : «اما چون گروه برخوردهای تند و اولیه بازاریان را دیده بود کلا از تهیه چنین گزارشی صرفنظر می کند چرا که باید گزارشی کاملا سانسور شده را پخش کند .اما در بسیاری موارد چنین گزارشهایی تهیه و پخش می شود ، گزارشهایی بدون تصویری از واقعیت که تنها اعتماد مردم را از این رسانه پر بیننده سلب می کند . »

سانسور در رسانه های اصلاح طلب یا اصولگرا؟

بیشترخبرنگاران رسانه های اصلاح طلب معتقدند که فشار برای سانسور در این رسانه ها بیشتر از رسانه های اصولگراست. یکی از این خبرنگارانی که در رسانه های اصلاح طلب کار می کند به سایت خبرنگاران ایران می گوید: «رسانه های اصلاح طلب بیشتر از رسانه های اصولگرا رصد می شوند ضمن اینکه در ارتباط با رسانه های اصولگرا اغماض بیشتری صورت می گیرد و از همه اینها گذشته سیاست های رسانه های اصلاح طلب با اصولگرا متفاوت است و در واقع آنچه که جزو سیاست های رسانه های اصلاح طلب است در بیشتر موارد جزو خط قرمزها هم هست.»

این خبرنگار می گوید: «سانسور تا چهار سال پیش در رسانه های اصلاح طلب به برخی کلمات و موضوعات محدود می شد. و گاه برخی جمله ها از گزارشمان حذف می شد، اما حالا کار از این حرفها گذشته و گاه ما خبرنگاران می خواهیم بدانیم چه چیز خط قرمز نیست این روزها گاه کل گزارش حذف می شود و یا آن قدر تکه تکه می شود که چیزی از گزارش اصلی باقی نمی ماند .این موضوع لطمه دیگری هم به ما زده است و آن خود سانسوری است یعنی از زمانی که قلم در دست می گیریم مدام در ذهن مان مطلب و موضوع را بالا و پایین می کنیم و نمی دانیم چه بنویسم و چه ننویسیم و در آخر هم آنچه بر صفحه کاغذ می آوریم آن چیزی نیست که واقعا درصدد انتقالش بوده ایم .»

او اضافه می کند: «اگر خبرنگار یک روزنامه اصولگرا باشی اگر دروغ هم بنویسی برخوردی با شما صورت نمی گیرد اما ما در نوشتن واقعیت ها هم با محدودیت روبرو هستیم.با همه این محدودیتها باز هم مدام روزنامه مان اخطار می گیرد مثلا مسوولان دولت به روزنامه ای که اکنون در آن کار می کنم گفته اند این آخرین اخطارمان برای رعایت خط قرمزهاست و اگر کمی از آنها عبور کنید این بار روزنامه تان برای همیشه تعطیل می شود.یعنی ما مدام تحت فشار ، استرس و ترس از توقیف کار می کنیم »

اما این روزها که دایره سانسور مدام تنگ تر می شود ،اخطار درباره رعایت خط قرمزها به روزنامه های اصولگرا هم رسیده است و این روزنامه ها هم موظف شده اند تا از گرانی ها و مسائل اقتصادی کمتر بنویسند.

روزنامه ها و رسانه های مختلف در ایران در حالی هر روز با محدودیتهای بیشتری مواجه می شوند که مردم روزانه با گوشت و استخوانشان برخی مسائل و مشکلات را احساس می کنند . خبرنگاران می پرسند آیا تحریف این واقعیتها تنها به از دست دادن مخاطبان این رسانه ها و بی اعتمادی مردم به این رسانه ها نمی انجامد ؟ آیا افزایش سانسور در روزنامه ها و تلویزیون ایران تنها تعداد مخاطبان شبکه های ماهواره ای و سایتهای مستقل را افزایش نخواهد داد ؟ آنها معتقدند ماه همیشه پشت ابر پنهان نخواهد ماند .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.