24 تیر 1391

روایتی از زندگی روزنامه نگاران بیکار در ایران

آنها با روزنامه نگاری زندگی می کنند

24 تیر 1391

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد :روزنامه نگاران مستقل ایرانی این روزها محدودیتها و فشارهای زیادی را تحمل می کنند، چه آنهایی که در روزنامه ها شغلی دارند و چه آنهایی که بیکارند اما همچنان با روزنامه نگاری زندگی می کنند . روزنامه نگارانی که هیچگاه فکر تحریریه و روزنامه ها رهایشان نمی کند . روزنامه نگاران دیگری هم که در روزنامه ها قلم میزنند به شیوه دیگری با سختی و مشقت روزگار می گذرانند آنها از افزایش محدودیتها و سانسور گلایه دارند و می گویند دایره سانسور هر روز تنگ تر از روز قبل می شود و گزارش نوشتن از موضوع های روزمره زندگی مردم را نیز در دایره خود گرفته است . سایت خبرنگاران ایران تصمیم دارد در سلسله گزارشهایی به طرح این مسائل و مشکلات بپردازد در این گزارش با روزنامه نگارانی که بیکارند و یا به طور جسته و گریخته با روزنامه ها همکاری دارند به گفتگو نشسته ایم تا دریابیم این روزنامه نگاران چگونه روزگار می گذرانند ؟آنها چگونه با فشارهای اقتصادی و روانی ناشی از بیکاری کنار می آیند ؟ آیا آنها با وجود دور بودن از شغل روزنامه نگاری توانسته اند شغل جدیدی را برای خود تعریف کنند ؟ تعدادی از این روزنامه نگاران در این گزارش از دغدغه ها و مشکلات خود سخن می گویند و از ما می خواهند بدون اینکه نامی از آنها برده شود حرفهایشان را منتشر کنیم .

روزنامه نگاری که نتواند روزنامه نگاری کند همیشه بیکار است

یکی از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم سابقه سالها فعالیت در حوزه میراث فرهنگی و اجتماعی را دارد. او بعد از انتخابات پرحاشیه سال 88 در هیچ روزنامه ای کار نکرده است و این روزها خود را یک روزنامه نگار بیکار می داند . او حرفهایش را این گونه آغاز می کند :«من روزنامه نگار و پژوهشگرم اما روزنامه نگاری که نتواند روزنامه نگاری کند در واقع شغلی ندارد. در این سال ها هر کس از من پرسیده شغلت چیست ؟ با اینکه کار دیگری انجام داده ام تا گذران زندگی کنم گفته ام : روزنامه نگار. پرسیدند کجا ؟ گفتم فعلا بیکارم. یعنی روزنامه نگاری برای فردی که علاقه مند به کارش است بار روانی ایجاد می کند و اگر این فرد ننویسد احساس نمی کند شاغل است.»

او با اشاره به فشارهای اقتصادی زندگی در ایران برای روزنامه نگارانی که اغلب ازبیمه و سایر مزایای اجتماعی بی بهره اند می گوید :« البته من برای فرار از این بار سنگین اقتصادی و روانی فعلا روی سه کتاب درباره روزنامه نگاری کار می کنم تا بتوانم به نوعی این فاصله سخت و عمیق را بردارم چه از جهت اقتصادی و چه از نظر روانی .به قول یکی از دوستان روزنامه نگارم ما با روزنامه نگاری زنده ایم نه با روزنامه ها.»

روزنامه نگاری یک مسوولیت اجتماعی است

این روزنامه نگار اما با وجود بیکاری و فشارهای اقتصادی ناشی از نداشتن یک شغل ثابت نگران نیست و از مسوولیت اجتماعی اش سخن می گوید و تلاش می کند نگاه روزنامه نگارانه اش را حفظ کند.

او در ادامه سخنانش می گوید :«مهم این است که نگاه روزنامه نگارانه ما حفظ شود من در سالهای بیکاری تمام تلاشم رسیدن به این مقصود است . در همین شرایط هم می توان کار کرد، بله روزنامه ای نیست که ما در آن کار کنیم اما ،میتوان سلسله گزارش های هدفمندی نوشت و در نهایت آنها را تبدیل به کتاب کرد شاید اکنون فضایی برای چاپ کتاب هایمان نباشد اما پنج سال دیگررا چه کسی می تواند پیش بینی کند ؟» به گفته این روزنامه نگار، روزنامه نگاری یک شغل نیست که اگر نباشد هویت روزنامه نگارانه ما از بین برود روزنامه نگاری یک مسئولیت اجتماعی است.

یکی دیگر از کارهایی که این روزها این روزنامه نگارانجام می دهد و آن را در راستای فعالیتهای روزنامه نگارانه اش ارزیابی می کند تحلیل محتوای روزنامه هاست: «این کار به من این امکان را می دهد که بعدها بتوانم روزنامه نگاری در شرایط کنونی را درست آسیب شناسی کنم .»

وی که در شرایط موجود امکان انجام کار حرفه ای در روزنامه های کشور را مهیا نمی داند ادامه می دهد :« احساس می کنم در روزنامه های فعلی کار کردن تنها دانشم را تحلیل می برد .در این شرایط حضور در روزنامه ها چیزی به روزنامه نگار اضافه نمی کند و به عبارتی روزنامه نگار تنها گزینشگر خبر از اینترنت می شود در حالی که روزنامه نگاری نه در تحریریه که از پشت و بیرون تحریریه شروع می شود و من دوست ندارم قلم و نگاهم در این فضای پر از سانسور و محدودیت آسیب ببیند .»

روزنامه نگاری شبکه ای در ایران

این روزنامه نگار در پاسخ به این سوال که آیا تلاشی برای کار کردن در روزنامه ها و مجلات فعلی کشور کرده است می گوید «:اگر روزنامه نگاران بیکارند به دلیل این است که روزنامه ای نیست که در آن کار کنند و دلیل دوم اینکه روزنامه نگاری به نوعی در ایران شبکه ای شده یعنی عده ای هستند که همزمان 5 مجله را در کشور منتشر می کنند، یعنی گروهی کار می کنند و عضو جدیدی را هم به این گروه شان اضافه نمی کنند در آمد بالایی هم دارند. البته اکثریت زیادی هم بیکارند که این هم آسیبی است که جای دیگری باید به آن پرداخته شود. الان روزنامه نگارانی که کار جدی می کنند اغلب در مجلات مشغول به کارند. روزنامه نگاران بیکار هم یا در روابط عمومی ها مشغولند یا پروژه های تحقیقاتی دارند برخی هم کاملا کار در این حوزه را کنار گذاشته اند و به دنبال شغل دیگری رفته اند . به هر حال روزنامه نگار شدن شاید آسان باشد اما روزنامه نگار ماندن سخت است، امیدوارم ما جزو گروه دوم باشیم.»

روزنامه نگارانی که کافه دار شده اند

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او درباره شرایط کاری اش صحبت می کنم ، گاه به صورت حق التحریر با روزنامه های شرق و اعتماد کار می کند . او که شرایط اقتصادی و حرفه ای روزنامه نگاری را در این شرایط مناسب ندیده به این تصمیم رسیده است اینکه کاملا وقتش را به کار روزنامه نگاری اختصاص نمی دهد و در عین حال به صورت کامل نیز این حرفه و فضای تحریریه ها را ترک نگفته است . او می گوید :« با روزنامه های شرق و اعتماد گاه همکاری دارم اما نه به صورت دائمی امروز بیش‌تر روزنامه‌نگارانی که به دلایل خواسته و ناخواسته از کار ثابت در تحریریه‌ها جدا شده اند ، بیش‌تر جذب پروژه‌های مختلف شده‌اند. این پروژه‌ها بسته به تواناییهای فردی متفاوت است. من خودم تعدادی پروژه‌ی پژوهشی و تاریخی در دست دارم اما بیشتر روزنامه نگارها رفته اند سراغ روابط عمومی‌ها و تعدادی هم از اساس شغل‌شان را با کافه‌داری یا رستوران‌داری که تبدیل به شغلی رایج برای روزنامه‌نگاران شده اند ، تغییر داده اند .»

این روزنامه نگار معتقد است که اکنون درآمد مناسبتری نسبت به زمانی که در روزنامه ها کار می کرد دارد : « اکنون در آمد روزنامه نگاران حتی در مقام سردبیری هم پایین است و با توجه به جو حاکم بر روزنامه ها مناسبتر دانستم که شغل ثابتم را روزنامه نگاری ندانم من دوست دارم زمانی به روزنامه ها برگردم که کمی فضا مناسبتر باشد و بتوانم کار حرفه ای ارائه دهم .»

تحمل بیکاری اجباری سخت است

روزنامه نگار دیگری که با او گفت گو می کنیم از شرایط سختی که این روزها می گذراند سخن می گوید اینکه تحمل بیکاری اجباری در شرایطی که حتی روزنامه هایی که در سالهای گذشته در آنها کار کرده او را بیمه هم نکرده اند بسیار سخت است .او درروزنامه هایی کار کرده است که هر بار بعد از مدت کوتاهی فعالیت توقیف شده اند .

او می گوید :« وقتی می بینی سالها تجربه و تواناییت این روزها به هدر می رود و سالهای جوانی به تندی می گذرند بدون اینکه از تجاربت استفاده کنی نگران کننده است و چشم انداز سختی را روبرویت قرار می دهد .»

او این روزها کاملا بیکار است و گاه کارهای پراکنده ای انجام می دهد :«بايد بگويم در شرايط كنوني هر شغلي كه به واسطه تجربه و توانايي من تعريف شده است جزو مشاغلي دانسته می شود که كه يا خط قرمزحکومت است و يا بودجه اي برايش تعريف نشده است . كار ديگر من انجام پژوهش هاي اجتماعي است كه بودجه ي فعلي اينگونه پژوهش ها اغلب در دست نهاد هایي است که به گونه ای مافیایی اداره می شوند و غیر خودی ها را به سختی راه می دهند . راستش را بخواهید این روزها کار دیگری هم بلد نیستم که انجام دهم،تنها توانایی من روزنامه نگاری و نوشتن است و اکنون کاری برای من وجود ندارد فقط گاه گاهی با روزنامه ها و برخی مجلات به صورت حق التحریری کار می کنم که در آمد بسیار ناچیزی دارند . واقعا فشار اقتصادي روز به روز بيشتر مي شود و سايه شوم فقر هر روز بیشتر از روز قبل بر سر روزنامه نگاران سایه می اندازد در حالی که تورم در جامعه به شدت بالا رفته اما دستمزد ناچیز روزنامه نگاران حق التحریر هیچ تغییری نکرده است و حق التحریرها به شیوه باورنکردنی سالها است ثابت مانده است مثلا روزنامه ای که شش سال قبل صفحه ای 50- 60 هزار تومان حق التحریر می داد این روزها هم همان مقدار می پردازد به قول یکی از همکاران اگر تورم صدرصدی هم در ایران داشته باشیم و حقوق همه هم اضافه شود حق التحریرها باز هم همان مقدار ناچیز را دریافت می کنند .»

او به جز مسائل اقتصادی به مشکلات دیگر یک روزنامه نگار بیکار هم اشاره می کند : «اصلا یک روزنامه نگار در فضای تحریریه انگیزه واقعی برای کار پیدا می کند وگرنه حق التحریری و مجزا کار کردن برای یک روزنامه نگار حرفه ای کافی نیست و بعد از مدتی او را بی انگیزه می کند .»

او با این همه اشاره می کند که شاید بیکاری امروزش تا حدی انتخابی هم بوده است یعنی روزنامه هایی هم به او پیشنهاد کار داده اند که او توان کار کردن در آنها را نداشته است :«نبود تعداد کافی روزنامه های مستقل باعث شد که کار در روزنامه های غیر مستقل و دولتی را نپذیرم . همچنین روزنامه هاي كنوني فضايي را كه بايد داشته باشند براي فعاليت ندارند و محيط بیشترشان فرسايشي است كه من را متقاعد مي كند فعلا در روزنامه اي كار نكنم. اما از سوي ديگر واقعا تعداد روزنامه نگاران بيكار آن قدر زیاد و ميزان دستمزدها آن قدر كم است که هر چه روزنامه مستقل هم باز شود باز تعداد زيادي روزنامه نگار بيكار مي مانند .»

روزنامه نگاران مستقل ایرانی این روزها محدودیتها و فشارهای زیادی را تحمل می کنند، اما بیشتر آنها این محدودیتها را به امید روزی که به تحریریه روزنامه هایی مستقل و آزاد برگردند تاب می آورند . آنها این روزها با روزنامه نگاری زندگی می کنند و نه با روزنامه ها .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.