18 تیر 1391

چرا «اوکتاویا نصر» و «دیو ویجل» نباید شغل خود را از دست می دادند؟

بیان نظرشخصی برابر با از دست دادن شغل روزنامه نگاری

18 تیر 1391

از مجموعه صد مقاله که هر خبرنگاری باید بخواند / دهم

نوشته: جک شفر/ترجمه و تلخیص از خبرنگاران ایران، انوشه جاوید

«از دست دادن شغل در برابر بیان ایده ‌ها و نظرات شخصی»، درس بزرگی بود که من و بسیاری دیگر از روزنامه‌ نگاران پس از ماجرای اخراج «اوکتاویا نصر» از سی.ان.ان یاد گرفتیم.

اوکتاویا نصر، یکی از سردبیران و گوینده های با سابقه سی.ان.ان پس از 20 سال حضور مستمر در این رسانه در سال ۲۰۱۰ میلادی به دلیل نوشتن عباراتی که بیان کننده نظرات شخصی وی بود، شغلش را از دست داد.

نصر پس از مرگ یکی از رهبران مذهبی- سیاسی لبنان در توتیتر شخصی اش نوشت: «از شنیدن خبر درگذشت «آیت الله العظمی محمد حسین فضل الله » ناراحت شدم. او یکی از بزرگان لبنان بود که من برایش احترام زیادی قائل بودم ...». همین جملات سبب شد تا وی از سی.ان.ان اخراج شود.

پس از این رویداد تکان دهنده، نصر بلافاصله اقدام به انتشار مطالبی تحت عنوان «میا کولپا » (اشتباهات من) کرد. او در نوشته های خود به این موضوع اشاره کرد که محدودیت در تعداد کاراکترهایی که می توانست برای بیان منظور و احساسش در توییتر استفاده کند از جمله مواردی بوده که سبب شده است تا به اشتباه درباره او قضاوت شود. نصر همچنین از این که سعی کرده بود در قالبی ساده برای بیان دیدگاه های پیچیده خود در مورد زندگی فضل الله استفاده کند نیز ابراز تاسف و پشیمانی کرد.

پس از آن اوکتاویا با سه هزار و 964 کاراکتر اقدام به توضیح و تشریح آنچه توییت کرده بود کرد تا شاید به این وسیله بتواند شغل خود را نجات دهد؛ اما موفقیتی به دست نیامد! اوکتاویا دیگر شانسی برای بازگشت به سی.ان.ان نداشت.

درست پس از اتفاقی که برای نصر افتاد، با استعفای «دیو ویجل»، بلاگر واشنگتن پست به دلیل عدم پذیرش نوع کلام و نگاه وی نسبت به سیاست‌های محافظه‌کاران موافقت شد. لحن تند، تلخ و گزنده ویجل در بیان نظرات شخصی‌ و کارشناسانه اش از مواردی بود که زمینه پایان همکاری وی با واشنگتن پست را فراهم کرد. با این وجود او نیز همچون نصر مجبور به عذرخواهی از مدیران بالادستی خودش شد. پس از آن نیز با نوشتن متنی در Esquire.com از این که عادت خیلی بدی در استفاده از برخی کلمات و واژه های تلخ، تند و غیرمتداول دارد، توضیحاتی ارائه کرده بود. ویجل سعی کرد با این توضیحات راه را برای بازگشت به واشنگتن پست هموار کند؛ اما حقیقت این بود که آنچه «مارکوی بروچلی »، مدیر اجرایی واشنگتن پست به عنوان توضیح عدم امکان همکاری این مجموعه با ویجل ارائه کرده بود، هر روزنه‌ امیدی را برای بازگشت او از بین می برد.

بروچلی در بخشی از نامه‌اش به مجموعه مدیریت واشنگتن پست آورده: «حقیقت این است که امکان همکاری با ویجل به هیچ وجه وجود ندارد. ما نمی‌توانیم بیشتر از این رفتار دیوید را تحمل کنیم به ویژه این که هر روز مجبوریم خود را برای پاسخ گویی به نقطه نظرات مخاطبانی آماده کنیم که تحت تاثیر نگارش مطالب ویجل در انتظار جواب‌هایی از سوی ما هستند که به دلیل سیاست‌های واشتنگتن پست از ارائه آنها معذوریم. دیوید بی پرده- بدون تفکر درباره عواقبی که ممکن است در انتظار هر یک از ما باشد- می‌ نویسد و چنین چیزی غیرقابل قبول است.»

واکنش بروچلی به عنوان نماینده واشنگتن پست در واقع بیان کننده این حقیقت بود که: یک روزنامه نگار حق ندارد با این تفکر که «آزاد است تا آنچه را که فکر می کند جامعه باید بداند، از نقطه نظر شخص خود و بدون توجه به خط قرمزها و سیاست های رسانه اش، منتشر کند!» از بین می‌ برد.

واشتنگتن پست به هیچ وجه دوست نداشت طوری عمل کند تا مخاطبانش سیاست‌های آن را به باد انتقاد بگیرند. در حالی که نوشته های ویجل طوری بود که در نهایت مخاطب را مجبور می کرد تا درباره آنچه می خواهد فکر کند، نظر بدهد و منتظر پاسخ قانع کننده از سوی مسئولان باشد.

انتقاد به ویجل سبب شد تا عده ای از روزنامه نگاران و گزارشگران واشنگتن پست نیز در وبلاگ های خود حرف هایی بزنند که شاید با سیاست های کاری این مجموعه (واشنگتن پست) همسو نبود. در این بین بروچلی با مشکل تازه ای مواجه شد. زیرا او به درستی نمی توانست مرزی را میان حریم کار و فضای مجازی که خبرنگاران و گزارشگرانشان برای خود داشتند، تعریف کند. در حقیقت نوشتن در فضای مجازی به ویژه در وب لاگ های شخصی، توییترها، صفحات فیس بوک، مای اسپیس و ... در عین این که نوعی حریم خصوصی به حساب می آمد؛ اما فاصله ای خاکستری رنگ بود که نمی شد حد فاصل مشخصی از سفید و سیاه را برای آن مشخص کرد. در چنین محیط و شرایطی هر مخاطبی می توانست متناسب با توان خودش مقداری از سیاه و سفید فضای خاکستری را داشته باشد. و البته همین موضوع هم برای رسانه ای چون واشنگتن پست دردسر آفرین می شد. چرا که اغلب اوقات جدا کردن چنین فضای مجازی که مهر و امضای گزارشگر واشنگتن پست را دارد، از سیاست‌ ها و خط قرمزهای تعریف شده برای واشنگتن پست کاری بس دشوار و اغلب غیرممکن به شمار می آید.

نباید فراموش کرد که حرفه یک روزنامه ‌نگار برخلاف بسیاری از شغل‌ ها و حرفه ‌های دیگر مجموعه‌ ای از آزمودن‌ها و شواهد است که در نهایت به نتیجه ‌گیری قابل استناد و محتمل ختم می‌ شود. پس چنین کارهای متهورانه ای (بیان با جرات نظرات و عقاید شخصی بدون در نظرگرفتن خط قرمزهای رسانه‌ای) سبب می‌ شود تا سایران نیز فارغ از تعصبات و طرفداری های یک جانبه بتوانند آزادانه نظر و عقاید خود را در مورد مسائل و اتفاق های گوناگون بیان کنند.

درست مانند یک دانشمند که تحقیق، آزمون و خطا و بررسی بخشی از حرفه ‌اش به شمار می آید و هر داستان تازه ای که مربوط به کار و حرفه او باشد با نوعی پیوند و در هم تنیده شدن تعصبات و باورها، فشار، احساس سوء ظن یا حتی آموختن چیزهای جدید آغاز می‌شود؛ یک روزنامه نگار، خبرنگار، سردبیر و... نیز فکر می ‌کند که بیان داستان آنچه او دریافته است می‌ تواند جالب تر و اثر گذارتر از داستان هایی باشد که تا کنون شنیده یا گفته شده است. در نتیجه سعی در دنبال کردن آن دارد و برای به بار نشستن این تلاشها می بایست موافقت تصمیم گیران و سیاست گذاران رسانه اش را داشته باشد. چرا که بدون منتشر کردن گزارش یافته هایش، هیچ داستانی هرچقدر هم که بزرگ و گفتنی باشد چندان ارزشی ندارد. در حقیقت بدون در اختیار داشتن رسانه ای برای انتقال پیام، هرچقدر هم که سردبیر و گزارشگر معترف به درست بودن داستان باشند، ارزش و تاثیرگذاری پیام در نطفه خفه شده است. در بسیاری از موارد گزارشگران، تصویربرداران و روزنامه نگاران مجبور شده اند تنها و تنها از تعصبات و خط قرمزهایی که رسانه برای آنها تعریف کرده است پیروی کنند و به این ترتیب در بلند مدت نه تنها دچار خودسانسوری شده اند بلکه هویت مستقل خود را به عنوان یک روزنامه نگار آزاد از دست داده اند؛ و چنین چیزی جز کشته شدن روح آزادی بیان هیچ پیامد دیگری ندارد.

اگرچه وجود برخی تعصبات حرفه‌ ای و خط قرمزهای رسانه ای برای تولید اخبار و گزارش های با کیفیت و پرمحتوا لازم و ضروری است؛ اما هر کس که اخبار همه رسانه ها را دنبال می‌ کند یا پست هایی را که در توییتر گذاشته می شود می خواند، متوجه می شود که برای تولید اخبار و گزارش های با کیفیت و پر محتوا بسیاری از خط قرمزها و تعصبات یک سویه، جز یک سد بزرگ منفعت و بازده دیگری ندارند. این روزها روزنامه نگاری مفهوم تازه تری به خود گرفته است و دیگر صرفا برای یک مجموعه معتبر کار کردن نمی تواند از شما یک خبرنگار برجسته و اثرگذار بسازد. دنیای امروز خبر فراتر از اسم ها و برندهای مطبوعاتی می تواند به قدرت نوشتن و دیدن هر روزنامه نگاری هویت ببخشد.

«بیل کوواچ » و «تام روزن استیل » دو استاد رشته روزنامه نگاری آمریکا و مولفان کتاب «اصول روزنامه نگاری » در 10 فصل با پرداختن به اصول و اساس روزنامه نگاری سعی در آگاه کردن روزنامه نگاران، دانشجویان رشته روزنامه نگاری و شهروندان از این اصول دارند. آنها در در تلاشند تا با بیان نکات و اصول مختلف در عرصه روزنامه نگاری به خواننده و مخاطبان خود یاد آوری کنند که به عنوان یک روزنامه نگار چه وظایفی بر عهده دارد. به ویژه آن که در عصر حاضر بسیاری از روزنامه نگاران به ویژه روزنامه نگاران امریکا گرفتار نوعی رکود اطلاعاتی و روزمرگی شده اند و آنچه به عنوان خبر در قالب نشریه به شهروندان ارائه می دهند، چیزی جز تکرار مکررات نیست.

کوواچ و روزن استیل معتقدند اگر اصول و وظایفی که در دنیای روزنامه نگاری وجود دارد فراموش شود، سرنوشت روزنامه نگاری و روزنامه نگار چیزی جز نادیده انگاشتن و مورد بی توجهی قرار گرفتن نخواهد بود. به اعتقاد این دو استاد دانشگاه، نبود اطلاعات کافی و صحیح، طرز تلقی های نادرست، تکرار مکررات و.... همه نمونه هایی از موانع پیشرفت و توسعه روزنامه گاری هستند. چنین مسایلی سبب شده است تا مردم از رسانه های حرفه ای به سوی دیگر وسایل ارتباطی چون فیلم های دوربین های شخصی، ویدیوهای آماتور، شبکه های اجتماعی اینترنتی و ... کشیده شوند.

در بخشی از کتاب این دو به نظریه حزب دمکرات آمریکا، در مورد حرفه روزنامه نگاری اشاره شده است. و به دنبال آن یادآوری شده است که هر چیز که براساس اصول صحیح و قواعد محکم پی ریزی نشود، روزی از بین خوا هد رفت و روزنامه نگاری هم از این اصل مستثنی نیست. پس باید نوعی قاعده مندی اصولی را که می تواند پایه و اساس حرفه روزنامه نگاری و ضامن بقا و پیشرفت آن در جامعه باشد طرح ریزی کرد و بر ضرورت مطالعه و رعایت آن توسط روزنامه نگاران حر فه ای تاکید داشت.

دموکرات ها بر این اعتقادند که: «روزنامه نگار موظف است در راستای ساختن اجتماع حرکت کند. برای مردم و طرح مسائل آنها تلاش کند. برای توسعه و تعمیق دمکراسی گام بردارد. با اطلاع رسانی صحیح و آزادانه قدرت و جسارت مردم را برای مشارکت در سرنوشت کشور، تغییر حکومت استبدادی حاکم، ایجاد حکومت جدید، وضع قوانین جدید، ایجاد فضای سالم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی افزایش دهد.»

کوواچ و روزن استیل اما معتقدند که اولین وظیفه روزنامه نگار صداقت است. اولویت اول حفظ وفاداری به شهروندان است و ماهیت آن نظم دادن به تحقیق است. پس باید با حفظ استقلال آن چیزهایی را که دیگران روی آن سر پوش می گذارند، بر ملا کرد. به عنوان یک قدرت ناظر باید مستقل از هر نوع وابستگی گروهی بود و باید عرصه ای برای حضور منتقدان و موافقان فراهم ساخت. باید در راستای مصلحت مردم و جامعه حرکت و در جهت اطلاع رسانی جامع، فراگیر و متناسب با فضای جامعه فعالیت کرد. پس روزنامه نگاران باید در محیط کارشان مجاز به استفاده و بهره برداری از قوه ابتکار و عمل خود باشند.

منبع و پی نوشت ها:

•صد مقاله ای که هر خبرنگار باید بخواند

http://www.upstart.net.au/2011/10/1...

•سایت اسلت ، 8 جولای 2010

http://www.slate.com/articles/news_...

•اوکتاویا نصر، یکی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای حوزه خاورمیانه است. وی با همه تخصص و شهرتی که در این بخش دارد در سال 2010 میلادی با وجود این که به عنوان سردبیر ارشد حوزه خاورمیانه CNN یک مهره قابل توجه در این رسانه به شمار می‌آمد؛ اما به دلیل توییت کردن نظر شخصی خودش در مورد «محمد حسین فضل الله» یکی از بزرگان حزب‌الله لبنان از سی.ان.ان اخراج شد.

•«دیوید ویجل»، یکی از روزنامه‌نگاران سرشناس آمریکا است که به دلیل بیان نظرات شخصی خود در مورد احزاب سیاسی آمریکا در وب‌لاگ شخصی‌اش، شغلش را در روزنامه واشنگتن پست از دست داد. او در حال حاضر برای مجله «اسلیت » کار می‌کند. وی از سال 2009 میلادی فعالیت حرفه‌ای خود را با شبکه MSNBC آغاز کرد.

•«بیل کوواچ»، نویسنده و روزنامه نگار آلبانیایی تبار اهل آمریکا بیش از چهل سال است که در سمت های مختلفی از قبیل رئیس انجمن روزنامه نگاران علاقمند، رئیس نشریه نیورک تایمز در واشنگتن، سردبیر آتلانتا ژورنال و کتابدار دانشگاه هاروارد، روزنامه واشنگتن پست و ... مشغول به فعالیت بوده است. وی خالق کتاب های مهمی همچون «عناصر روزنامه نگاری» است.

•«تام روزن استیل» روزنامه نگار، منتقد پیشین لس آنجلس تایمز، رئیس کنگره خبرنگاران مجله نیوزویک و آموزش دهنده بیش از 5600 روزنامه نگار و خبرنگار برای روزنامه ها، تلویزیون، خبرگزاری و... است. او مدیر ارشد پروژه «فضیلت های روزنامه نگاری» است. وی همچنین تالیف کتاب های بیشماری را در کارنامه کاری خود دارد که یکی از مهمترین آنها کتاب «عناصر روزنامه نگاری» است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.