مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
گزارشگران حقوق بشر، زیر فشار و دربند
16 دی 1388مجتبا سمیعنژاد
همزمان با بازداشت هفت تن از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و احضار دیگر اعضای این گروه حقوق بشری که بیشتر از طریق وبسایت خود مشغول به فعالیت و اطلاعرسانی هستند، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی خواستار توقف فعالیتهای این گروه از وبنگاران و عدم اطلاعرسانی در زمینه نقض حقوق بشر در ایران از سوی آنان شدهاند.
کمیته گزارشگران حقوقبشر یک گروه مستقل حقوق بشری است که از حدود چهار سال قبل با هدف اطلاعرسانی از وضعیت نقض حقوق زندانیان سیاسی، کودکان، زنان، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه تشکیل شده است. اعضای این گروه معتقدند این بازداشتها و فشارها برای به تعطیلی کشاندن سایت کمیته، «به معنای خواست محدود شدن آزادی بیان و خبر رسانی هر چه بیشتر از سوی حاکمیت است.»
شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی، سعید کلانکی، سعید حائری، سعید جلالیفر، مهرداد رحیمی و پریسا کاکایی هفت تن از وبنگاران و از اعضای این کمیته هستند که هماینک در بازداشت در زندان اوین به سر میبرند. در این مدت اعضای بازداشتشده کمیته گزارشگران حقوق بشر در زندان اوین برای تحت فشار قرار گرفتن با یکدیگر روبهرو شده و بازجویان آنان را مجبور به تماس تلفنی با دیگر اعضا در خارج از زندان میکنند. بر اساس گزارش کمیته گزارشگران، شیوا نظرآهاری، سعید کلانکی و سعید جلالیفر با دو تن از دیگر اعضای کمیته از بند ۲۰۹ زندان اوین تماس گرفته و خواستار متوقف شدن سایت کمیته میشوند. پس از آن بازجویی به نام «علوی» تلفن را از آنان گرفته و تهدید میکند در صورت متوقف نشدن فعالیتها با اعضای این کمیته در «داخل و خارج از زندان» برخورد خواهد کرد.
پس از این تهدیدها سعید حبیبی، پریسا کاکایی، مهرداد رحیمی و حسام میثاقی از طریق تلفن به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار میشوند. در پی مراجعه پریسا کاکایی و مهرداد رحیمی به دفتر پیگیری وزارات اطلاعات در ۱۲ دی ماه هر دو بازداشت و به زندان اوین منتقل میشوند.
پیش از این پریسا کاکایی که از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز هست، در آبان ماه همراه با چند تن دیگر از فعالان این کمپین به وزارت اطلاعات احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته بود. مهرداد رحیمی نیز فعال دانشجویی و قائم مقام کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود.
تداوم بازداشت اعضای کمیته به اتهامات تکراری
شیوا نظرآهاری دبیر این کمیته و از فعالان حقوق زنان، با شروع موج اول بازداشتهای گسترده فعالان سیاسی و مدنی بعد از حوداث انتخابات، در روز ۲۴ خرداد ماه در محل کار خود بازداشت شد. او مدت ۱۰۰ روز را در زندان اوین به سر برد که از این مدت ۳۰ روز را در سلول انفرادی بوده است. او یکم مهرماه در حالی با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد که اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی را در پرونده خود داشت.
نظرآهاری که از دانشجویان محروم از تحصیل نیز هست، آخرین بار در تاریخ ۲۹ مهرماه هنگامی که همراه خانوادههای برخی از زندانیان قصد عزیمت به قم برای شرکت در مراسم تشییع آیتالله منتظری را داشت همراه دو عضو دیگر کمیته، کوهیار گودرزی و سعید حائری، در میدان انقلاب بازداشت شد. وی از ابتدای بازداشت دست به اعتصاب غذای خشک زد، به حدی که وضعیت جسمی وی بد شده و به بهداری زندان اوین منتقل شد. او هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین است.
نظرآهاری یک بار هم در مردادماه سال ۱۳۸۳ در جریان تجمع خانوادههای زندانیان سیاسی در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران بازداشت و متعاقب آن به يک سال زندان تعليقی محکوم شده بود.
کوهیار گودرزی نیز که همزمان با نظرآهاری بازداشت و در حال حاضر در بند ۲۰۹ زندان اوین است؛ دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر است که در تاريخ ۱۲ آبان ۸۸ با فشار نهادهای امنیتی از دانشگاه صنعتی شریف اخراج و به خوابگاه و دانشگاه ممنوعالورود شده بود.
سعید کلانکی و سعید جلالیفر هر دو در تاریخ ۱۰ آذر توسط ماموران امنیتی بازداشت شده و هم اکنون در بند عمومی زندان اوین به سر میبرند. سعید کلانکی پیش از این در جریان تحصن مقابل ذفتر سازمان ملل در اعتراض به بازداشت شماری از دانشجويان، دستگیر و از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به سه سال حبس تعليقی به مدت پنج سال محكوم شده بود.
سعید جلالیفر نیز از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه زنجان است که در جریان هتک حرمت یکی از دانشجویان دختر دانشگاه توسط معاونت دانشجویی دانشگاه، از سوی دستگاه قضایی و امنیتی تحت فشار قرار گرفته و از دانشگاه نیز اخراج شده بود.
سایه تهدید بر سر دیگر اعضای گزارشگران حقوق بشر
اکنون هفت تن از وبنگاران عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در حالی در بازداشت به سر میبرند که دیگر اعضای این کمیته به روشهای گوناگون تهدید به بازداشت میشوند. سعید حبیبی و حسام میثاقی دو عضو این کمیته هستند که به صورت مداوم تلفنی برای بازجویی احضار میشوند. همچنین با روند پیش گرفته شده برای به تعطیلی کشاندن کار وبسایت کمیته گزارشگران حقوق بشر، به نظر میرسد دیگر اعضای کمیته نیز در خطر بازداشت هستند.
سعید حبیبی از فعالان با سابقهی دانشجویی، پیش از این در آذرماه ۱۳۸۶، در جریان سرکوب گسترده فعالان دانشجویی طیف چپ بازداشت و پس از ۷۰ روز با قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. وی در دادگاهی که در روز چهارم مهر ۱۳۸۸ تشکیل شده بود به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
علی کلایی از دیگر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر است که به یک سال حبس تعلیقی به مدت دو سال محکوم شده است. وی نیز در ۱۳ آذر ۸۶ در مقابل دانشگاه تهران بازداشت شده بود و مدت ۵۷ روز را در سلول انفرادی سپری کرده بود. وی بار دیگر در اردیبهشت ماه امسال بازداشت و تا تاریخ ۱۰ تیرماه در زندان اوین به سر برد تا با وثیقه ۸۰ میلیونی از زندان آزاد شد.
سخن اول
-
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
1 دی 1388 -
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
18 آذر 1388رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.





