9 تیر 1391

شهروند خبرنگاران چگونه جامعه را دمکراتیک می سازند

9 تیر 1391

استیو مایرز1

ترجمه و تلخیص :خبرنگاران ایران - انوشه جاوید

بیست و یک سال پیش، سوم مارس سال 1991 میلادی، «جورج هالیدی2 » در آپارتمان خود در لس‌آنجلس آمریکا از صدای هلیکوپتر و اخطارهای پی‌درپی‌ پلیس و هیاهوی یک درگیری خیابانی از خواب بیدار شد. او بلافاصله از پنجره آپارتمانش خیابان را نگاه کرد. چند مامور پلیس، موتورسوار سیاه‌پوستی را که بعدا معلوم شد نامش «رندی کینگ 3 » است؛ از موتورش پایین کشیده و در خیابان کتک می‌زدند. هالیدی بی‌درنگ به سراغ دوربین فیلم‌برداری هندی‌کم سونی خود رفت، از صحنه درگیری و خشونت پلیس با رندی کینگ فیلم گرفت. سپس با تلویزیزن‌های کابلی محلی تماس گرفت و فیلمش را در اختیار آن‌ها قرار داد. خبر رفتار خشونت‌آمیز پلیس آمریکا با این فیلم هالیدی به معتبرترین رسانه‌های تصویری جهان رسید و زمینه ابراز انتقادهای شدیدی را علیه رفتار خشن پلیس ایالت متحده، در بسیاری از رسانه‌های جهان فراهم کرد.

اگرچه با این ویدیوی جورج هالیدی بسیاری چیزها تغییر کرد و خیلی چیزها هم همچنان همانطور که بود است؛ اما بسیاری از این رویداد (انتشار خبری با استناد به یک فیلم ویدئویی آماتور که توسط یک شهروند عادی و نه یک خبرنگار حرفه‌ای گرفته شده است) به عنوان نقطه آغاز «روزنامه‌نگاری شهروندی4 » در جهان یاد می‌کنند. اکنون بیست سال بعد از شروع روزنامه‌نگاری شهروندی، «استیو مایرز» در این مطلب موجز و مفید به بررسی اقتصاد، ابزارها، گستردگی و تاثیر روزنامه‌نگاری شهروندی پرداخته است.

ابزارها

شاید مقایسه دوربین فیلمبرداری که هالیدی با آن انقلاب بزرگی در عالم روزنامه نگاری ایجاد کرد حتی با دوربین گوشی‌های تلفن همراهی که امروز در اختیار هر یک از ما قرار دارد بسیار خنده دار باشد؛ اما باید بپذیریم که همین ابزار ساده و شاید ارزان قیمت توانست به روزنامه نگاری مفهومی دموکراتیک و مردمی‌تر ببخشد.

البته نباید از یاد برد که ویدئوی هالیدی تنها مدرک مستدل در حیطه روزنامه نگاری شهروندی نبود که به رندی کینگ مربوط می‌شد. یک سال پس از روزی که پلیس رندی را مورد ضرب و شتم قرار داد، چهار پلیسی که در داستان رندی کینگ به عنوان متهم معرفی شده بودند، تحت فشار افکار عمومی مجبور به پاسخگویی شدند و به دنبال آن شورش‌های متعدد در اقصی نقاط لس‌آنجلس به راه افتاد. همزمان با شروع موج اعتراضی شهروندان لس آنجلس؛ «تیموتی گلدمن 5»، یکی از افسران سابق نیروی هوایی آمریکا که مدتی بود کار خود را از دست داده بود، تصاویری از این شورش‌ها تهیه کرد. این تصاویر صحنه‌هایی از مورد ضرب و شتم واقع شدن یک راننده کامیون به نام «رجینالد دنی 6» را توسط پلیس نشان می‌داد. پس از انتشار این تصاویر «جان هوز 7»، سخنگوی وقت اف.بی.آی در مصاحبه‌ای با روزنامه نیویورک تایمز گفت: «تا کنون چنین چیزی شبیه به این وجود نداشته است. تکنولوژی‌‌های جدید کمک کرده است تا انقلاب بزرگی در گردآوری بخش حیاتی از اطلاعاتی که نیاز به صرف وقت و هزینه گزاف بود، به وجود آید. حالا ما می‌توانیم با کمک این تکنولوژی زمینه ارتقاء سطح توانایی‌هایمان را برای جست و جو و یافتن حقیقت فراهم کنیم.»

آیا کسی از مناظره‌های میان افسران پلیس و کینگ را که سوم می سال 1991 میلادی رخ داد، پیش از به نمایش درآمدن تصاویری که هالیدی گرفته بود، خبر دارد؟ هالیدی مجبور بود برای برداشتن دوربین فیلمبرداری، شارژر و سه‌پایه به اتاق دیگری برود و سپس به بالکن اتاقش برگردد تا بتواند از صحنه وقوع حادثه تصویر بگیرد. این در حالی است که خیلی پیش از آن زد و خورد و نزاع میان ماموران پلیس و رندی آغاز شده بود. به طور حتم اگر هالیدی امشب بیدار باشد و باز هم چنین داستانی زیر پنجره اتاقش اتفاق بیافتد به طور حتم قبل از هر کاری گوشی تلفن همراهش را برخواهد داشت و با دوربین مجهز و کارآمد آن از همه لحظه‌هایی که ممکن است به عنوان یک مستند داستان او را شرح دهد، فیلمبرداری خواهد کرد. با این حال باید به این نکته توجه کنیم که با وجود تحولات زیادی که در دنیای تکنولوژی رخ داده است؛ اما همچنان نوع و امکانات گوشی تلفن همراه هالیدی در کیفیت و کمیت آنچه که او به ثبت خواهد رساند تاثیر می‌گذارد.

از زمانی که هالیدی جرات ثبت یک واقعه و انتشار آن را از طریق رسانه پیدا کرده است تا کنون به کمک رشد سریع، فراگیر و روزافزون تکنولوژی و به لطف در دسترس بودن ابزارهای جدید و ارزان‌قیمت؛ اما پیشرفته و بیشمار خیل عظیمی از شهروندان آماتور و غیرحرفه‌ای می‌توانند در هر لحظه‌ای که اراده کنند تبدیل به خبرنگار، عکاس یا فیلمبرداری شوند که رویداد مستندی را ثبت و به سرتاسر جهان مخابره می‌کنند.

انتشار

مدت زمان تصاویری که هالیدی ضبط کرده بود، حدود 9 دقیقه می‌شد. او و همسرش پس از ضبط تصاویر، آن ها را مورد بازبینی قرار دادند. اگرچه به نظر می‌رسید که هالیدی مدرک مهمی را ثبت کرده است؛ اما موضوع این بود که او هدف خاص یا مخاطب مشخصی برای تصاویری که از پشت شیشه اتاق نشیمن خانه اش گرفته بود نداشت. او حتی به درستی نمی‌دانست که چه اتفاقی برای کینگ افتاده است. به طوری که بعدا به گزارشگران گفته بود که حتی وقتی با ایستگاه پلیس تماس گرفته بود، حرفی برای گفتن نداشت!

هالیدی به اصرار یکی از دوستانش نوار ویدئویی را که ضبط کرده بود به ایستگاه تلویزیونی KTLA لس‌آنجلس برد. آنها هم فردای همان شب تصاویری را که هالیدی به دستشان رسانده بود، پخش کردند. هالیدی سال‌ها پس از انتشار آن تصاویر و به راه انداختن جنبشی تازه در عرصه روزنامه‌نگاری، در مصاحبه‌ای با روزنامه«سان 8 » گفت: «اگرچه تلویزیون KTLA لس‌آنجلس رسانه چندان بزرگ و مهمی نبود؛ اما به هر حال اگر آنها قبول نمی‌کردند که تصاویر مرا که حاوی خبر مهمی هم بود منتشر کنند، شاید امروز به هیچ وجه نمی‌توانستیم از روزنامه‌نگاری شهروندی و تحولات تازه در این عرصه صحبت کنیم.»

«وارن کرگینو 9»، سردربیر خبری ایستگاه تلویزیونی KTLA لس‌آنجلس در مصاحبه ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس داستان جنبش روزنامه‌نگاری شهروندی را که هالیدی مسبب به راه افتادن آن بوده، چنین شرح داده است: «هالیدی اصرار داشت که آن ویدئو را قبول کنیم برای اینکه معتقد بود لازم است آنچه او شکار کرده است از منظر تعدادی اهل فن و به اصطلاح کارشناس هم دیده شود. چرا که ارزش دیده شدن را داشت. او حتی به خاطر تصاویر ویدئویی‌اش پولی هم نمی‌خواست...»

سالیان سال از این رویداد می‌گذرد، در زمان اکنون هالیدی می‌تواند به راحتی ویدئوی خودش را در« یوتیوب 10 » به اشتراک بگذارد و از سرتاسر دنیا مخاطب داشته باشد. پیشرفت خیره کننده تکنولوژی، توسعه اینترنت و دسترسی آسان به ابزارهایی که امکان انجام کارهای حرفه‌ای را برای ما فراهم می‌کنند، سبب شده است تا امروز هالیدی و هزاران هالیدی دیگر بتوانند هر اتفاق و رویدادی را که به هر دلیلی ارزش دیده و شنیده شدن دارد؛ حتی به طور زنده به سراسر جهان مخابره کنند. با در اختیار داشتن یک گوشی تلفن همراه نسبتا مجهز که از قابلیت اتصال به اینترنت هم برخودار باشد، به کمک اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارهایی همچون« یواستریم 11»هر کجا و هر زمان که اراده کنید، می‌توانید فیلم‌هایی را به صورت زنده تماشا کنید و در همان لحظه آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

یکی از مهمترین نکته هایی که در مورد فراگیر شدن انقلاب خبرنگار شهروندی و دموکراتیک شدن فضای رسانه‌ای باید به آن توجه کرد، تسهیل و تسریع فرایند انتشار است. امکان انتشار گسترده، آسان و ارزان اخبار و تصاویر یکی از نشانه‌های دموکراسی رسانه‌ای است.

امروز، هر کس که کمی علاقه‌مند به انتشار رویدادهای اطرافش باشد به برکت وجود اینترنت کانال‌ها و راه‌های انتشار اخباری در اختیار دارد که نه تنها از او یک ناشر بالقوه می‌سازد بلکه در بسیاری موارد می‌تواند وی را تبدیل به یک منبع خبر کند.

در دو دهه گذشته پدیده خبرنگار شهروندی به قدری رشد کرده است که در بسیاری از موارد تیم‌های خبری و اطلاع رسانی رسانه‌ها بعد از خبرنگار شهروندان از وجود رویداد یا واقعه‌ای مطلع می‌شوند. خبرنگار شهروندان حتی در برخی مواقع به قدری حرفه‌ای عمل می‌کنند که تصاویر و اخباری که در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهند یا از طریق ابزارهای انتشار خبر خود به دیگران مخابره می‌کنند، با آنچه یک خبرنگار یا تصویربردار حرفه‌ای تولید می‌کند، برابری می‌کند! نکته جالب توجه این است که در بسیاری از موارد بسیاری از خبرنگار شهروندان قبل از انتشار آنچه سعی در اطلاع رسانی آن دارند فرایندی به نام خود- بازبینی را روی محصول تولیدی خود انجام می‌دهند تا ناخواسته از برخی از خط قرمز‌ها عبور نکرده باشند.

اقتصاد

اگرچه هالیدی برای انتشار فیلم ویدئویی که از درگیری پلیس با یک شهروند آمریکایی گرفته بود، پولی مطالبه نکرد؛ اما در نهایت آن را به قیمت 500 دلار به KTLA فروخت اگرچه بارها و بارها از این کار خود ابراز پشیمانی کرد. KTLA تصاویر هالیدی را با CNN شریک شد و CNN هم بارها و بارها آن را نشان داد. در سال 2006 میلادی، لس‌آنجلس تایمز داستانی را تحت عنوان «شرح ترس‌های هالیدی» منتشر کرد. در این روایت آمده است: «هالیدی هیچ آشنایی با زبان رسانه نداشت. شاید یکی از پیشگامان خبرنگار شهروندی باشد؛ اما احساس می‌کند که CNN او را مثل یک خوراکی کم ارزش بلعیده و سپس دور انداخته است. هالیدی می‌گوید نه تنها از نظر معنوی ارزش و اعتبار کمی به او داده شده است بلکه پاداش مادی درخور توجهی هم دریافت نکرده است.»

جالب‌تر این که هالیدی در تماس‌های متعددی که برای مصاحبه درباره تاثیرگذاری او در پدیده خبرنگار شهروندی با وی گرفته شد، گفت: «به هیچ وجه علاقه‌ای به صحبت در این مورد ندارم و حالا سالیان سال است که دیگر نه روزنامه‌ای می‌خوانم و نه به اخبار گوش می‌کنم!»

هالیدی اکیدا بر این اعتقاد است که شبکه‌های خبری و به ویژه CNN بدون اطلاع و هماهنگی با وی اقدام به پخش فیلم او کرده‌اند. البته دادگاه طرح چنین دعوی را به دلیل اینکه هالیدی فیلمش را در ازای دریافت پول و بدون در نظر گرفتن حق پخش آن، فروخته رد کرده است.

اما داستان در مورد گلدمن که او هم اقدامی تقریبا مشابه آنچه هالیدی انجام داده بود، درست برعکس وی است. برخلاف هالیدی که پس از انتشار فیلمش دچار سرخوردگی شد، گلدمن توانست با زیرکی خاصی جلوی ضرر و زیان احتمالی خودش را بگیرد.

در گزارشی که نیویورک تایمز از رویدادهای پس از پخش تصاویر ویدئویی گلدمن منتشر کرده، آمده است: «گلدمن فردای روز فیلمبرداری از صحنه اعتراض‌های خیابانی لس‌آنجلس، با یک دانشجوی روزنامه نگاری وارد مذاکره شد و به او پیشنهاد داد که به عنوان نماینده و وکیل وی (گلدمن) با رسانه‌ها وارد گفت‌وگو شود. هوشمندی و آگاهی وکیل گلدمن از قوانین مطبوعاتی و حق پخش مصاحبه‌ها و تصاویر اختصاصی به گلدمن کمک کرد تا تنها با فروش حق پخش تصاویر اعتراض‌های خیابانی و نه فروش نوار ویدئویی آن، در عرض سه ماه 10 هزار دلار به دست آورد. اگرچه او در گفت و گویی با خبرنگاران اذعان داشت که کمتر از 10 هزار دلار درآمد داشته است!»

این روزها، اما وقتی کسی به منبع خبر یا داستان بزرگ و جالب توجهی بر می‌خورد به سرعت سعی می‌کند آن را به وسیله شبکه‌های اجتماعی به سرتاسر دنیا مخابره کند. حتی می‌تواند به سادگی ثابت کند که او اولین نفری بوده است که خبر یا تصاویر مورد بحث را منتشر کرده و به دوستانش بگوید که شاهد زنده ماجرای بزرگی است که آن را به شیوه خودش نقل می‌کند.

با گذشت زمان و تغییر و تحولاتی که در عرصه تکنولوژی و اطلاع رسانی پدید آمده است، نه تنها شکار لحظه‌های ناب برای همه امکان پذیرتر شده است بلکه راه‌های سریع تر، ارزان‌تر و گاه رایگانی هم برای انتشار آنها وجود دارد که مالکان دنیای رسانه را حیرت زده می‌کند.

امروز مردم سراسر دنیا می‌توانند به سادگی آب خوردن همه آنچه که در اطراف‌‌شان رخ می‌دهد و آنها شاهد به وقوع پیوستن آن هستند را بدون کمترین توجه به پولی که ممکن است از فروختن آن به یک رسانه به دست آورند؛ با دیگران به اشتراک بگذارند. چنین تحولی یکی از علائم و نتایج دموکراتیک شدن فضای رسانه‌ها است. اگرچه اقتصاد رسانه هنوز هم مسیر سابق خود را طی می‌کند و دچار تغییر و تحولات چندانی نشده است. به طوری که هنوز که هنوز است درست دقایقی پس از انتشار تصاویر و گزارش‌های خاص و منحصر به فرد نمایندگانی از رسانه‌های معتبر شروع به ارائه پیشنهاداتی در خور توجه برای خرید حق انتشار آنها به مالکان این گزارش‌ها و تصاویر می‌کنند تا بلکه بتوانند در دنیای رسانه همچنان یکه تاز میدان باشند.

«دن گلیمور 12»، استاد کارآفرینی رسانه های دیجیتالی دانشکدۀ روزنامه نگاری و ارتباطات جمعی کرانکایت دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسندۀ کتاب Mediactive، در این کتاب با تشویق مردم به استفاده فعال از رسانه ها، از شرکت‌های مطبوعاتی به خاطر سیاست‌های رسانه‌ای شان انتقاد می‌کند و می‌گوید: «رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های بزرگ باید شرایط استفاده و حضور آسان مردم در عرصه روزنامه نگاری شهروندی را فراهم کنند؛ اما نباید از این پدیده به نفع جیب خود (رایگان) سود ببرند! چنین بهره‌برداری‌هایی به هیچ وجه اخلاقی نیست. به هر حال مردم هرچقدر هم که از روی علاقه شخصی اقدام به ثبت و ضبط وقایع کنند؛ اما به هرحال از وقت و انرژی و امکانات خود مایه گذاشته‌اند. شاید این افراد انتظار مادی از کاری که می‌کنند نداشته باشند؛ اما اگر بخواهیم از منظر یک رسانه حرفه‌ای به کاری که او کرده است نگاه کنیم باید بپذیریم که در صورت دریافت اطلاعات وی می‌بایست هزینه آنها را بپردازیم چون در حقیقت حق پخش چیزی را در اختیار گرفته‌ایم که ممکن است در کمتر از یک صدم ثانیه رسانه ما را به ارزش میلیون‌ها دلار تبلیغات جلو بیاندازد. البته این اظهارات به این معنی نیست که باید به هر کس که هر تصویری یا خبری را ثبت و ضبط کرده است، پول داد؛ اما به هر حال می‌بایست حق مشارکت شهروندی را نیز به جای آورد.

***

منبع: سایت پوینتر

http://www.poynter.org/latest-news/...

پی نوشت ها:

Steve Myers-1

2- George Holliday

3- Rodney King

4-citizen journalism

Timothy Goldman-5

6-Reginald Denny

7- John Hoos

8- The Sun

9-Warren Cereghi

10-YouTube

11- Ustream

12- Dan Gillmor

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.