21 خرداد 1391

نخستین ناشر زن ایرانی

سیما کوبان و دلیل خاموشی همیشگی گاهنامه چراغ

21 خرداد 1391

خبرنگاران ایران -«سیما کوبان» ، ناشر گاهنامه «چراغ» ، گاهنامه ای که هنوز تعریف و تمجید ها از آن در بایگانی سخنان ادب دوستان و شاعران موجود است.

«سیما کوبان» را با نام نخستین ناشر زن ایرانی می شناسند که روزنامه نگاری کرد. مترجم بود. استاد دانشگاه، نویسنده و هنرمند نیز بود که هفته گذشته در پاریس در سن 73 سالگی درگذشت.

او متولد آبان 1318 در تهران بود . پیش از انقلاب ایران در دانشکده هنرهای زیبا در رشته نقاشی تدریس می کرد و رئیس بخش هنرهای حجمی این دانشکده بود اما در سال ۵۹ از دانشگاه تهران اخراج شد.

سيما کوبان در سال ۱۳۶۲ به همراه پرتو نوری‌علا و منير بيضايی نخستين انتشارات زنان را در ايران به نام «انتشارات دماوند» تشکيل دادند که بعد از سه سال با فشارهای سپاه پاسداران توسط وزارت فرهنگ و ارشاد وقت تعطيل شد.

ابتدا کتاب‌های زیادی از این انتشارات توقیف و سیما کوبان روانه‌ی زندان شد. پس از چند روز که وی با قید ضمانت از زندان آزاد شد اما خاموشی انتشارات دماوند را برای همیشه نظاره کرد.

در طول حیات کوتاه مدت این نشر، کتاب های شاخصی از نویسندگانی چون پابلو نرودا، میلان کوندرا، اینیاتسیو سیلونه، بهرام بیضایی، فریدون آدمیت و مهدی اخوان ثالث منتشر شد .

همچنین کتاب «نقد و تحلیل جباریت» نوشته «مانس شپربر» توسط این انتشارات با ترجمه «کریم قصیم» در آن زمان منتشر شد.

گاهنامه ای به روشنایی «چراغ»

یکی دیگر از فعالیت‌های «سیما کوبان» گردآوری نوشته‌ها و مقالات روشنفکران ایرانی در مجموعه‌ای به نام گاهنامه «چراغ» بود که پرتو نوری علا و منیر بیضایی نیز درانتشار این مجموعه با او همکاری می‌کردند. اولين شماره ی چراغ در سال ١٣٦٠ توسط خانم كوبان ( كه هم گردآورنده و هم ناشر آن بود ) منتشر شد . حدود يكسال بعد خانمها پرتو نوری علاء و منير رامين فر به خانم كوبان پيوستند ، همكاری خود را با ايشان آغاز كردند .

سیما کوبان این گاهنامه را که رویکردی آزادیخواهانه و دفاع از حقوق شهروندی داشت را مدیریت می کرد و از همکاری نویسندگانی همچون سعیدی سیرجانی و محمد جعفر پوینده برخوردار بود. نویسندگانی که در نهایت به قتل رسیدند.

درباره خاموشی گاهنامه چراغ دو روایت وجود دارد. «سیمین بهبهانی» شاعر معاصر یکی از دلایل خاموشی «چراغ» را انتشار شعری از خود با نام «دوباره میسازمت وطن» عنوان می کند.

«بهبهانی» در سال 84 وقتی برخی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری در ایران از این شعر برای شعار انتخاباتی خود استفاده می کردند بیانیه ای صادر کرد و نوشت: «اين شعر در سال 1360 سروده شد و به همراه شعر «کوچه» مجله ی چراغ خانم سيما کوبان را خاموش کرد. سپس سال ها در بايگانی وزارت ارشاد خاک خورد و منتشر نشد تا عاقبت به مدد کشف هم وطنان خارج از کشور در روزنامه ها چاپ شد و به مجلات ايران هم رسيد و بر سر زبان ها افتاد و داريوش هم با صدای خوب خود آن را به گوش ها رساند.نمی دانم اکنون کدام معجزه روی داده است که نامزدهای رياست جمهوری شعردوست و شعرشناس شده اند و پرچم های خود را با شعر می آرايند.»

اما روایت «منیر بیضایی» همکار سابق «کوبان» به این شکل است که گاهنامه «چراغ» بعد از انتشار 4 شماره در آستانه انتشار شماره 5 خود به دلیل آنچه او تعطیلی انتشارات دماوند عنوان می کرد برای همیشه خاموش شد.

از سوی دیگر «سیما کوبان» در راستای فعالیت های روزنامه نگاری خود در حوزه های مورد علاقه اش و همچنین در زمینه ترجمه با مجله «دنیای سخن» همکاری داشت.

چند سال بعد از توقیف انتشارات دماوند ، از آنجا كه خانم ها رامين فر(بیضایی) و نوری علاء ايران را ترك كردند، خانم كوبان به تنهايی مجموعه ی «كتاب تهران» را گردآوری و منتشر كرد اما به دلیل فشارهایی که حکومت بر او وارد کرد مجبور به ترک ایران و سکنی گزیدن در فرانسه و شهر استراسبورگ در ابتدای دهه 1370 شمسی شد.

ما نويسنده‌ايم

سیما کوبان در دوران زندگی و در تبعید همکار مجله هنری «طاووس» بود. پژوهش او با عنوان «ردپای تمدن و فرهنگ مصر در داستان سمک عیار» یکی از خواندنی ترین مقالات پیرامون تاثیرگذاری فرهنگهای جهان برهمدیگر است.

مجسمه سازی، تالیف مقاله و تدوین مجموعه ای درباره تهران قدیم، ترجمه انقلاب اکتبر و هنرمندان اثر کامیلا گری و تحقیقاتی در زمینه هنر و معماری ایرانی نمایانگر طیف گسترده فعالیت های هنری و فرهنگی او بود. فریدون ناصری رهبر و مدیر هنری ارکستر سمفونیک ایران نخستین همسر سیما کوبان بود که پس از مرگ او سیما کوبان با محمد حسن حافظی، استاد دانشگاه ازدواج کرد که حافظی نیز بعد‌ها در ایران درگذشت. سيما کوبان از اعضای کانون نويسندگان ايران نيز بود. وی از جمله کسانی بود که در ۲۱ آبان ۷۳ نامه ۱۳۴ نويسنده ايرانی را با عنوان "ما نويسنده‌ايم" امضا کرد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • چه حیف که ایشان فوت کردند و فرصت گفتگویی با او پیش نیامد.این جور آدمها مناسفانه در سکوت خبری زندگی می کنند در صورتی که اگر با رسانه ها گفتگو داشته باشند این امکان به وجود می آید که هموطنانشان و جوانان کشورشان بیشتر آنها را بشناسند.سرکار خانم کوبان همچنین کسی هستند که سردر تماشاخانه سنگلج را که موضوعی موسیقیایی دارد با کاشی معرق طراحی و اجرا کرده اند.روحشان قرین رحمت

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.