صفحه اصلی

خبرنگاران ایران

28 آذر 1388

«صاحبان قلم انتقام محدودیت‌ هایشان را می‌گیرند»

28 آذر 1388

بهناز جلالی پور

b.jalalipour@gmail.com

هیچ‌کس تصور نمی‌کرد آخر و عاقبت یک انتخابات ۴۰ میلیونی چنان شود که یک‌باره همه درها بسته شود و حکم شود «همان که گفتم» و اعتراض ممنوع. راه کشیدن به خیابان‌ها جای خود که با هزار مصیبت شکل می گرفت، بدتر از آن راه‌های ارتباطی بود که یکی یکی سد می‌شدند و رابطان‌اش نیز یا بازداشت و زندانی می‌شدند یا حکم سکوت دریافت می‌کردند برای زمانی نامشخص. در این میان حتی آنان که روزی کاندیدا بودند و ارج و قربی برای ساختار نظام داشتند نیز محدود شدند و کانال‌های ارتباطی آنان با دنیای بیرون نیز گرفته شد. هر چند در نهایت حرف‌ها و بیانیه‌ها وبلاگ به وبلاگ، «ایمیلی» و یا دهان به دهان، می‌گشت و منتشر می‌شد؛ اما این‌ها هیچ از تنگی فضا کم نکرد. گواه‌اش را می‌توان در جایگاه آزادی مطبوعات دید که ایران از میان ۱۷۵ کشور، در رتبه ۱۷۲ام جای دارد.

مهدی کروبی، یکی از کاندیداهای معترض است که از چهار سال پیش با خود عهد کرد در این انتخابات نخوابد تا نتیجه دور پیش برایش رقم نخورد.

از همان دوره نیز بود که برای خود حزبی تشکیل داد و روزنامه‌ای. اما بعد از انتخابات، هم درهای حزب‌اش را پلمپ کردند و هم روزنامه را تعطیل و روزنامه‌نگاران‌اش را آواره. او یکی از کسانی است که این روزها حرف برای گفتن بسیار دارد؛ اما شورای عالی امنیت از چندی پیش هم چاپ نامش را ممنوع کرد در کنار ممنوعیت چاپ نام میرحسین و خاتمی و هم نشر بیانیه‌های اعتراض‌آمیزش را.

محدودیت‌های حاکم بر فضای اطلاع‌رسانی در ایران انگیزه‌ای شد برای گفت‌وشنودی با مهدی کروبی، یکی از کاندیداهای «اصلاح‌طلب» و صاحب امتیاز روزنامه اینک توقیف‌شده اعتماد ملی:

آقای کروبی، روزهای خوبی نیست و هر روز هم فشارها بیشتر می‌شود؛ نتیجه‌اش تا کنون عبور از «خط‌های قرمز» بیشتری بوده است؛ اما طرف مقابل همچنان به رفتارش ادامه می‌دهد. تا آن‌جایی که حتی دیگر بردن نام کاندیداهای معترض ممنوع شده؛ البته بگذریم که در دنیای مجازی نام این‌ها بیش از دیگر نام‌ها می‌چرخد. این محدودیت‌ها چه تاثیری بر نوع اعتراضات و حتی گسترده‌تر کردن دامنه آن خواهد داشت؟ برد با کدام طرف خواهد بود؟

مردم ایران، دارای سابقه فرهنگی بالایی هستند و نشان داده‌اند براساس اختیارات و آزادی‌های قانونی که دارند، همیشه در چارچوب ضوابط گام برداشته و آرام حرکت کرده‌اند و همکاری بیشتری خواهند کرد؛ اما در مقابل طرف دیگر با برخوردهای خشونت‌آمیز و افراطی واکنش نشان می‌دهد. البته عاملان چنین رفتارهایی همیشه نتیجه عکس خواهند گرفت. این رفتارها و تعابیر منفی تنها موجب تحریک مردم می‌شود.

رمز پیروزی امام نیز، احترام و نوع ادبیاتی بود که در مواجهه با مردم به کار می‌بست. همواره به مردم بها می‌داد و آنان را دارای بلوغ می‌دانست. هیچ گاه توهین نمی‌کرد به آن‌ها. اما اکنون برعکس است.

اعمال محدودیت برای مطبوعات، محدودیت‌های اجتماعی، بازخواست و بازداشت دختران و پسران و گاه زن و شوهرها و رد صلاحیت‌ها، از سال ۷۱ آغاز شد؛ اما نتیجه آن انتخاب فردی مثل آقای خاتمی در مقابل رقیب‌اش آقای ناطق‌نوری بود. سهم ما از آن رای ۲۰ میلیونی، ۸ میلیون بود و باقی "نه" به سیاست‌های جاری و محدودیت‌ها بود. پس محدودیت‌ها را مردم این گونه پاسخ می‌دهند و از آن نمی‌گذرند.

در شرایطی که انتخابات را به دور دوم می‌کشیدند و حتی احمدی‌نژاد را با ۱۵ میلیون رای برنده انتخابات معرفی می‌کردند، شرایط امروز را شاهد نبودیم؛ اما نوع تندروی‌‌ها موجب شد مردم احساس کنند که به آن‌ها و آرای‌شان توهین شده است. سرشان کلاه رفته است. در نتیجه واکنش نشان دادند.

اخیراً در روز جهانی حقوق بشر اعلام شد که وضعیت حقوق بشر در ایران در بدترین شرایط خود طی سال‌های اخیر قرار دارد. مهم‌ترین عامل آن نیز نوع رفتار با معترضان پس از انتخابات ذکر شده است. این شرایط تا چه زمان می‌تواند ادامه یابد و هزینه‌ها برای کدام طرف سنگین‌تر خواهد بود؟

هزینه سنگین این رفتارها، بستن فضا و محدودیت‌ها را در نهایت باید جمهوری اسلامی و روحانیت بپردازد؛ چرا که یک حکومت دینی است. این رفتارها هم دوامی نخواهد داشت.

در آخرین رتبه بندی جهانی که از نظر وضعیت آزادی مطبوعات و بیان انجام شد، ایران در رتبه ۱۷۲ قرار گرفت و تنها سه کشور چین، ترکمنستان و اریتره پس از آن قرار دارند. در بخش داخلی هم علاوه بر محدودیت‌های فراوان و دستگیری روزنامه‌نگاران، شاهد رفتار توهین‌آمیز و همراه با تهدید معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد نسبت به روزنامه‌نگاران هستیم. این فضای بسته را تا چه زمانی می‌توانند حفظ کنند؟ و حق دانستن و نوشتن را بگیرند؟

برخورد با گروه‌های مختلف از جمله بازاریان، تولیدکنندگان و غیره، با وجودی که بر روی بخش‌های دیگر نیز موثر است؛ اما میزان و محدوده آن کوچک است؛ برخورد با خبرنگار، روزنامه‌نگار، جامعه قلم‌ به‌ دست کشور، صاحبان اندیشه و اساتید علم و دانش که تمام سرمایه‌شان فکر و قلم‌شان است، تبعات و ضایعات بالایی دارد که به زودی به محدودکنندگان باز می‌گردد و محکوم به شکست است. صاحب قلم و اندیشه از هر راهی که بتواند انتقام این رفتارهای توهین آمیز و تحقیرآمیز را می‌گیرد. این شرایط به خصوص در فضای کنونی در طولانی مدت دوام نخواهد داشت و روزنامه‌نگاران تنها باید کمی صبور باشند؛ اما رفتار امروز دولت نیز بسیار تعجب‌آور است.

در مورد رتبه ایران در آزادی بیان و مطبوعات هم تنها می‌توان اظهار تاسف کرد. وضعیت ایران و ترکمنستان به لحاظ سابقه فرهنگی قابل قیاس نیست که اکنون با چنین فاصله‌ی اندکی از هم قرار گرفته‌ایم.

  • Version imprimable de cet article
  • envoyer l'article par mail

سخن اول

  • ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی

    1 دی 1388

    مهدی جامی: در این‌که حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما این‌که این دو حوزه به هم آمیخته شده و می‌شود یکی به این دلیل ژرف‌ساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار می‌کنیم که بدان آلوده شد‌ه‌ایم، یعنی گم کردن تعریف‌‌ها و تبیین نقش‌‌ها؛ پیامد زندگی در جامعه‌ای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شد‌ه‌اند. دلیل روساختی‌اش هم به نقشی که روزنامه‌نگاری در جامعه ما پیدا کرده برمی‌گردد. نقشی که در بیشتر جا‌ها با روزنامه‌نگاری به معنای یک حرفه مستقل هم‌خوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آن‌که تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحت‌تر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.

  • جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

    18 آذر 1388

    رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.