6 خرداد 1391

پرویز شهریاری؛ از سیاست تا ژورنالیسم دانش محور

روزنامه نگاری که عاشق عدالت خواهی و ریاضیات بود

6 خرداد 1391

خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست : –پرویز شهریاری(1391 - 1305) فقط ریاضیدان، مترجم و پژوهشگر تاریخ ریاضیات نبود. او در کنار تالیف و ترجمه نزدیک به یکصدوپنجاه عنوان کتاب تخصصی مربوط به دانش ریاضی، یکی از پیشگامان ژورنالیسم علمی ایران نیز به حساب می آید. شهریاری از سال 1342 تا 1349 سردبیری مجله «سخن علمی و فنی» را بر عهده داشت و از سال 1356 تا 1370 سردبیر مجله «آشتی با ریاضیات» بود که این نشریه بعدتر به «آشنایی با ریاضیات» تغییر نام داد. سردبیری مجله های «آشنایی با دانش» ـ از سال 57 تا 60ـ و سردبیری مجله «دانش و مردم» ـ از سال 79 ـ از دیگر برگهای کارنامه ژورنالیستی اوست. علاقمندان مطالب فرهنگی و ادبی نیز شهریاری روزنامه نگار را با مجله «چیستا» می شناسند؛ که از سال 1359 سردبیری آن را در اختیار داشت.

پرویز شهریاری دومین روز آذرماه 1305 در محله دولت آباد شهر کرمان، در خانواده ای زرتشتی دیده به جهان گشود.

«پدرم یک دهقان روزمزد بود و در سال 1317، وقتی که دوازده ساله بودم، فوت کرد. او ابتدا در روستا، دهقان بود. در هوای آزاد کار می کرد. درست است که چیزی نداشت، اما لااقل از هوای پاک استفاده می کرد. با ارباب ده دعوایش شد و بیرونش کردند. در کرمان یک کارخانه ریسندگی باز شده بود، با نام کارخانه خورشید. پدرم از هوای آزاد دشت وارد سالن پر گردوغبار کارخانه شد و بیش از یک سال و نیم دوام نیاورد و مرد. از آن موقع مادرم مسوول تمام امور خانواده شد. به زحمت کار می کرد تا ما درس بخوانیم. من در زندگی ام همه کاری کرده ام... به هر حال ما بچه ها به مادرمان کمک می کردیم، اما فشار اصلی روی دوش او بود... این وضع زندگی در واقع مرا به سمت سیاست کشاند و طبعا به سمت سیاستی که از بی چیزها و فقرا حمایت می کرد.»

«باهماد آزادگان» متعلق به احمد کسروی، نخستین نهاد سیاسی ای بود که شهریاری گام بدانجا گذاشت، اما اندکی بعد، حزب توده ایران به نظرش جذاب تر آمد. اگرچه شهریاری پس از سال 1335، دیگر نه عضو حزب توده و نه عضو هیچ حزب دیگری شد، اما بنابه گفته خودش، هرگز علاقه اش به عدالت اجتماعی را از دست نداد. شهریاری در 86 سال زندگی خود هفت بار زندانی شد. شش بار پیش از انقلاب و یک بار پس از انقلاب اسلامی. وی در گفت و گویی بلند که در سال 82 به صورت کتابی مستقل چاپ شده، می گوید: «من به شما عرض کنم که در مدت زندگی ام، هفت بار زندان را تجربه کرده ام و هر بار غبطه زندان قبلی را خورده ام. ظاهرا مسوولان زندان تنها راهی که برای پیشرفت می شناسند، این است که شیوه آزار زندانیان را از جاهای دیگر یاد بگیرند.»

شهریاری و ژورنالیسم دانش محور

آشنایی با دکتر پرویز ناتل خانلری و ورود به مجله سخن، نخستین فصل از زندگی روزنامه نگارانه شهریاری به حساب می آید: «سال 1342 بود و در یک مدرسه شبانه روزی درس می دادم. گفتند آدم مهمی پای تلفن مرا می خواهد. گوشی را که برداشتم متوجه شدم آن طرف خط دکتر خانلری است. تا آن زمان او را ندیده بودم. به تازگی انتشار مجله «سخن علمی و فنی» را شروع کرده و دو شماره به سردبیری آقای رضا سیدحسینی درآورده بود. البته آقای سیدحسینی کار علمی به معنای واقعی اش نمی کرد... همان روز قرار گذاشتیم و عصر به دفترشان رفتم. آقایان احمد آرام و سیدحسینی هم بودند. خانلری گفت: دو شماره سخن علمی و فنی را شروع کرده ایم، ولی از شماره سوم می خواهیم آن را به شما بسپاریم. من تا آن زمان کار مطبوعاتی حرفه ای نکرده بودم، ولی از این پیشنهاد استقبال کردم... به هر حال مجله از شماره سوم به سردبیری من منتشر شد و از سال دوم ماهیانه اش کردیم. این مجله هشت سال منتشر شد.»

اما ماجرای تعطیلی مجله سخن علمی و فنی چه بود؟ سردبیر مجله اینطور درباره اش شرح می دهد: «در اواخر انتشار مجله مرا از سازمان امنیت خواستند. آن موقع چند مجله، از جمله فکر می کنم «خواندنیها» را سازمان امنیت منتشر می کرد که به روال سابق خود منتشر می شد و فقط متعلق به سازمان امنیت بود. چنین پیشنهادی را برای سخن علمی داشتند، زیرا سخن علمی جا افتاده بود و تنها مجله علمی جدی ای بود که در ایران منتشر می شد. آنها این پیشنهاد را در بهمن ماه ارائه دادند. من گفتم اجازه بدهید شماره های بهمن و اسفند را چاپ کنیم تا بعد. موافقت کردند. شماره اسفند که می خواست چاپ شود، صفحه سفیدی وسط آن گذاشتم که این مجله دیگر منتشر نخواهد شد. به خانلری چیزی نگفتم. ترسیدم مخالفت کند. از سازمان امنیت دیگر خبری نشد، ولی خانلری مرا خواست و گفت این دیگر چیست؟ گفتم سازمان امنیت چنین پیشنهادی داده و من چیزی نگفتم تا خودم و شما وسوسه نشویم. چون پیشنهاد کرده بودند ماهی پنج هزار تومان به من و پنج هزار تومان به خانلری بدهند که در سال چهل و هشت و چهل و نه، رقم بسیار بالایی بود و ممکن بود وسوسه شویم. خانلری گفت خوب کاری کردی. و به این ترتیب مجله پس از نود شماره تعطیل شد.»

این مترجم و پژوهشگر عرصه ریاضی از سال 1356، مجله «آشتی با ریاضیات» را منتشر می کند که بعد از انقلاب نام مجله به «آشنایی با ریاضیات» تغییر می یابد: «چون مسوولان معتقد بودند در زمان جنگ، آشتی نداریم، آشتی با ریاضیات تبدیل شد به آشنایی با ریاضیات. هفتاد شماره از آن در آمد. در همان دوره ای که آشتی با ریاضیات منتشر می شد، مجله ای با نام «آشنایی با دانش» را سردبیری کردم که هفت شماره ادامه یافت.»

روزنامه نگار و ریاضیدانی با هفت بار تجربه زندان

هرچند شهریاری نزدیک به دویست جلد کتاب منتشر کرده و یکی از موثرترین شخصیت ها در آموزش ریاضی در ایران محسوب می شود، زندگی اش دچار افت و خیزهای بسیاری بوده است. او هفت بار تجربه زندان را می اندوزد. ده سال پس از آنکه در سال 1336 از زندان آزاد می شود، از سال 46 تا 54، به سرپرستی دفتر ترویج علوم وزارت آموزش عالی گمارده می شود و باز سال 54 طعم زندان و بازجویی را تجربه می کند. در اردیبهشت 62 تا پایان تیر 63 نیز آخرین مرحله زندان خود را به جرم عضویت در شورای نویسندگان و هنرمندان پشت سر می گذارد. سال 1374 در زادگاهش به عنوان پیشکسوت ریاضی مورد تجلیل واقع می شود و در سال های 76 و 78 و 80 باز مورد تقدیر رسمی قرار می گیرد و سال 81، با حضور دکتر مصطفی معین، دکترای افتخاری رشته ریاضی در دانشگاه کرمان به وی اعطا می شود.

ریاضایت و عدالت خواهی با طعم روزنامه نگاری

اگر کتاب «یک زندگی»*، خاطرات و دیدگاه های پرویز شهریاری، را که به کوشش امیر حاجی صادقی منتشر شده بخوانید، علاوه بر آشنایی با شخصیت این ریاضیدان پرکار، برگهای خواندنی از تاریخ سیاسی ایران را نیز ورق خواهید زد. در پایان این یادداشت دیدگاه شهریاری درباره ذبیح الله منصوری، روزنامه نگار شناخته شده ایرانی را می توانید بخوانید. کتابی که ذکرش گذشت، به رغم پراکندگی های بسیار و فقدان ویرایش فنی، آکنده از چنین خاطراتی است: «برای ذبیح الله منصوری ارج بسیار قائلم. چون جوان های ما را به کتاب خواندن واداشت و هنوز بعضی از ترجمه هایش مثل زنبور عسل، مورچه ها و ... نفوذ زیادی دارند. او به دلیل فقر و نیاز مالی، مرتب مطلب می نوشت. در آن موقع در سه روزنامه تفسیر سیاسی می نوشت: یکی با نام مستعار رومن، در روزنامه چپ «ایران ما»؛ با نام مستعار دیپلمات در روزنامه ای به نام «دیپلمات»، طرفدار سیاست آمریکا و سومی با نام خودش، در روزنامه ای که به آن می گفتیم روزنامه مخفی الانتشار «کوشش» که طرفدار سیاست انگلیسی ها بود. نوشتن هر روزه مطلب برای سه روزنامه متفاوت با دیدگاه های متضاد، باعث می شد گهگاه مطالب را به اشتباه بفرستد. مثلا مطلب ایران ما را برای کوشش می فرستاد و... . به هر حال برای منصوری توجه و دقت فراوانی لازم بود که با این دیدگاه های متفاوت بنویسد.»

پرویز شهریاری که اردیبهشت 91 چشم بر جهان فروبست، درباره خودش چنین گفته است: «اگر کسی از من بپرسد چه کاره ای و در زندگی خود چه کرده ای؟ پاسخ می دهم: معلمم و معلمی کرده ام. اگر کنجکاوی بیشتری نشان بدهد، می گویم: عدالت خواهی و ریاضیات را دوست دارم و به هر دوی آنها عشق می ورزم.»

..............................................................

*یک زندگی، خاطرات و دیدگاه های پرویز شهریاری، گفت و گو: امیر حاجی صادقی، نشر کوچک با همکاری مرکز تحقیقات سیاست علمی وزارت علوم به مناسبت هفته پژوهش، تهران، 1382

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

پاسخ به اين مقاله

  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.