30 اردیبهشت 1391

صد مقاله ای که هر خبرنگار باید بخواند/ هشتم

نقش روزنامه نگاران در مبارزه برای آزادی

30 اردیبهشت 1391

کلینتون فرناندوز / مرکز رسانه ای پاپوآی غربی

ترجمه :تارا مفید

خبرنگاران ایران -تلاش برای برقراری عدالت مبارزه ای میان اندونزیایی ها و دیگران نیست . بلکه رقابتی است میان آنها که در نقاط مختلف جهان خواهان استیلای عدالت اند و آنها که درانتظار دیدن روزی به سر می برند که مصونیت از مجازات (عفو عمومی ) برقرار شود .

در سال 1975 اندونزی به طورغیرقانونی به خاک تیمور شرقی تجاوز کرد. این حرکت به مبارزه ی مسلحانه بین المللی انجامید که طی آن کنوانسیون 1949 لازم الاجرا بود. در طول اشغال 24 ساله ی این کشور، موارد متعددی از کشتار، قحطی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت گزارش شد. آمارحداقلی کشته شدگان در این درگیری ها 102800 نفر است و آمار حداکثر کشته شدگان در تخمینی محافظه کارانه به 204000 نفر می رسد. هرکدام از این دو رقم (آمار) که مبنای محاسبه قرار گیرند دراین واقعیت که احتمالا تیمور شرقی با توجه به جمعیت این کشور بیشترین تعداد جانباختگان پس از واقعه هولوکاست را دارد ، تغییری ایجاد نمی کند.

در این شرایط چرا از یک نفر به نام سندر توئنز تجلیل می شود؟ درواقع ، روزنامه نگاران از هیچ حفاظت و مصونیت بیشتری در مقایسه با دیگر شهروندان در برابر حملات برخوردار نبودند. یکی از پاسخ ها به این سوال باید این باشد که روزنامه نگاران نقشی حیاتی در مبارزه برای استقلال داشتند. پاسخ دیگر این است که در تیمور شرقی از سندر توئنز با احترام یاد می شود. هر ساله 21 سپتامبر در سالروز کشته شدن سندر مراسم یادبودی برای او در بکورا، واقع درغرب دیلی، برگزار می شود. همانطور که مانوئل داسیلوا از شهروندان تیمور شرقی در جلسه ای که نیو ساف ولز(ازایالت های استرالیا) برای رسیدگی به قتل روزنامه نگاران استرالیایی، نیوزلندی و انگلیسی در بالیبو برگزار کرد گفت : " به عنوان شاهد به این اینجا آمدم چون روزنامه نگاران برای تیمور شرقی شهید شدند و من عقیده دارم که آنها هم از شهروندان تیمور شرقی هستند . "

روزنامه نگاران نیز نقشی به سزا در مبارزات استقلال تیمور شرقی ایفا کردند. بیشتر مردم اندونزی جوزف رونودیپرو را می شناسند. وقتی ژاپن- که اندونزی را اشغال کرده بود- تسلیم شد، بخش بین المللی ایستگاه رادیویی بدون محافظ ماند. رونودیپرو به پخش رادیو رفت و با کمک تکنیسین های فنی اعلامیه استقلال اندونزی را در آگوست 1945 خواند و به گوش جهانیان رساند. بعدتر ژوزف و دوستانش موفق شدند آنقدر تجهیزات بدزدند که برای راه اندازی " سوآرا اندونزیا مردکا " (رادیو صدای اندونزی آزاد) کافی باشد. ژوزف و همکارانش رادیو روپوبلیک اندونزیا ( آر آر ای ) را پایه گزاری کردند . این رادیو یک شعار معروف داشت: " وقتی که صدایت پخش شد، برای همیشه ماندگار می شود."

رادن مس تیرتو ادهیسوریو یکی از پیشگامان روزنامه نگاری اندونزی بود. او نخستین بومی اندونزی بود که روزنامه منتشر کرد و به وسیله آن به تبلیغ مبارزه برای استقلال پرداخت .

از ارنست داووس دکر مقالات زیادی درحمایت از ناسیونالیسم (ملی گرایی) هندوها و استقلال اندونزی به چاپ رسیده است. فعالیت های او غیر قانونی اعلام شد و او سه ماه را در زندان گذراند. در طول جنگ جهانی دوم از آن بخش از اندونزی که مستعمره هلند بود تبعید شد. پس از استقلال اندونزی به این کشور بازگشت و به عضویت مجلس موقت درآمد. او نام خود را به "دانودیجا ستیابودی" به معنای " ماده قدرتمند ، روح وفادار" تغیر داد. یک خیابان اصلی و یک منطقه در جاکارتا به افتخار او ستیابودی نام گذاری شده است.

لطیفه هراواتی دیاء که بیشتر با نام ابوهرا شناخته می شود، به صورت حق التحریر با سرویس خبری یونایتد پرس اینترنشنال کار می کرد. او از اعضاء هیات موسسان روزنامه ی مردکا و ایندونیزین آبزرور بود. عبدالمعز یکی از نویسندگان و روزنامه نگاران اندونزیایی است که با مقالات تاثیر گذارش در حمایت از استقلال به شهرت رسید. در بسیاری از شهرهای اندونزی خیابان هایی به اسم او نام گذاری شده است .

روزنامه نگاران اندونزیایی افرادی شجاع و قابل تقدیر بودند و روزنامه نگارانی که وقایع تیمور شرقی را پس از اشغال توسط ارتش اندونزی گزارش کردند، راه آنها را ادامه دادند. در حقیقت سندر آخرین روزنامه نگاری نبود که توسط ارتش اندونزی کشته شد، او آخرین روزنامه نگار "خارجی" کشته شده بود. درواقع آخرین خبرنگار کشته شده یک مرد اندونزیایی 26 ساله به نام آگوس مولیوان بود که برای آسیا پرس اینترنشنال که مقر آن در توکیو است ، کار می کرد . فرمانده واحدی که او را کشت ، اوایل دهه 1990 در کنار سربازان استرالیایی آموزش دیده بود .

در مبارزات استقلال تیمور شرقی ، سندر توئنز و آگوس مولیاوان در پایان صف طولانی و راه پر افتخار روزنامه نگارانی قرار گرفتند که در طول جنگ اخبار این منطقه را مخابره کردند . آدلینو گومز خبرنگار پرتغالی هم در همین گروه قرار می گیرد، او در سال 1975 شواهدی بدست آورد مبنی بر اینکه اندونزی سربازان خود را در تیمور غربی مستقر کرده و وارد تیمور- که در آن زمان مستعمره پرتغال بود- شده است. مالکوم رونی و برایان پیترز انگلیسی ، به همراه گرگ شکلتن و تونی استوارت استرالیایی و گری کانینگهام نیوزلندی دیگر خبرنگارانی بودند که در بالیبو، واقع در مرز غربی تیمور شرقی، کشته شدند. کمی بعدتر در سال 1975 ارتش اندونزی روزنامه نگار استرالیایی دیگری به نام راجز ایست را نیز به قتل رساند. (این گروه به بالیبو 5 شهرت پیدا کرده اند. راجر ایست برای تحقیق پیرامون کشته شدن این خبرنگاران به تیمور رفته بود اما توسط ارتش تیر باران شد . م. )

سکوت دولت های انگلستان، استرالیا و نیوزلند در قبال این کشتار پیام قدرتمندی برای ارتش اندونزی بود بدان معنی که می تواند هرطور که می خواهد با مردم تیمور رفتار کند و دولتهای غربی هیچگونه اعتراضی نخواهند کرد. این یک چراغ سبز واقعی بود. در واقع وقتی دولت بریتانیا به کشته شدن اتباع انگلیسی هیچ واکنشی نشان نداد، ارتش اندونزی درمقابل هر بلای دیگری که بر سر مردم تیمور شرقی آورد، انتظار برخورد منفعلانه مشابهی را داشت.

نتیجه کارِ روزنامه نگاران و اعضاء جوامع مدنی بود که به افزایش آگاهی عمومی از وضعیتِ تیمور شرقی انجامید . سپتامبر سال 1990 رابرت دام به صورت مخفی مصاحبه ای با زانانا گوسائو رهبر مخالفان در تیمور شرقی انجام داد. این مصاحبه خارج از این کشورپخش شد و افزایش آگاهی ها از مبارزات استقلال طلبانه ی تیمور شرقی را به دنبال داشت . مکس استل روزنامه نگار انگلیسی با ثبت تصاویری از قتل عام سانتا کروز برای همیشه برداشتِ جهانیان ازاشغال تیمور شرقی توسط اندونزی را تغییر داد. (12 نوامبر 1991 گروهی از مردم تیمور شرقی در دیلی پایتخت این کشور دست به راهپیمایی زدند و به سمت گورستان سانتا کروز رفتند. نظامیان ارتش اندوزی به سمت زنان مردان و کودکان تیراندازی کرد وحداقل 250 غیرنظامی را به قتل رساند.م.) آلن ناایرن و ایمی گودمن دو روزنامه نگارامریکایی که به زحمت از قتل عام سانتا کروز جان سالم به در بردند ، کمپینی برای تیمور شرقی درامریکا به راه انداختند. روزنامه نگاران اندونزیایی چون توسی سانتوسو و یوس ویبیسونو گزارش و مصاحبه هایی را از رادیو هلند پخش کردند . جان پیلگر و دیوید مونرو با سفر به تیمور شرقی اشغالی در سال 1993 مستندی تاثیر گذار به نام "مرگ یک ملت " ساختند که آگاهی جهانیان نسبت به اشغالگری اندونزی را به دنبال داشت.

برخی از اعضا گروه مقاومت تیمور شرقی خود به روزنامه نگارانی در بخش آزاد تیمور شرقی بدل شدند . آنها به اهمیت روزنامه نگاری و این نکته که افراد جامعه باید متعهد به توجه و حفاظت از اعضا این حرفه ی ستودنی باشند، پی برند.

در جریان مبارزات برای استقلال ، بارها به مردم تیمور شرقی و حامیانشان گفته شد که اشغال این کشور توسط اندونزی "برگشت ناپذیر" است. کلمه "برگشت ناپذیر" تقریبا 24 سال مرتب تکرار شد. با این حال به لطف کارهای مهم روزنامه نگاران و جوامع مدنی ، برگشت ناپذیر به برگشت پذیر تبدیل شد. طبق گفته ی کمسیون دریافت، حقیقت و آشتی تیمور شرقی: "در مواجهه با چالش های فوق العاده ای همچون عدم اتحاد و تفرقه ی چشمگیر، محدودیتِ منابع، انزوا و اتفاقاتِ غیر معمول و طاقت فرسا " کمپین استقلال تلاش خود را معطوف به " اصول مورد توافق جامعه ی بین الملل، اجتناب از ایدئولوژی گرایی و خشونت کرد، و از مشارکت و حضور اقشار مختلف تیموراستقبال کرد، و از سیستم های بین المللی، رسانه و شبکه های جوامع مدنی حداکثر استفاده را برد."

این درسی مهم در مبارزه برای عدالت –برای دادگاههای بین المللی- است. مبارزه مهم است دقیقا به این دلیل که دشوار است و با مقاومت رو به رو خواهد شد .اما مراحل غلبه بر مقاومت، به مردم آموزش می دهد، خطاکاران را شرمسار می کند، به گذار دموکراتیک اندونزی منجر می شود و دوستی های جدیدی در میان مبارزان به وجود می آید. درست مانند صعود به یک کوه بلند؛ آنها که به عدالت پایبندند انتظار ندارند که یکباره به قله برسند. آنها نیاز به ایجاد یک پایگاه (کمپ )ابتدایی و سپس مجموعه ای از پایگاههای پیشرفته پیش از صعود نهایی را درک می کنند .

نظر من این است که خواندن هر چیز با نام درست آن بسیار مهم است. مهم است که کلمه " دادگاه بین المللی" گفته شود. سلسله مراتبی برای این عبارات وجود دارد:

آشتی (مفهومی که بهتر است تا پیش از مجازات افراد مجرم ازآن اجتناب شود)

گرامیداشت یاد و خاطره (عبارتی مبهم که معمولا برای نزدیک شدن به عدالتِ معنادار مورد استفاده قرار می گیرد .)

عدالت (اصطلاح خوبی است، هرچند بهتر از آن هم هست )

دادگاه بین المللی (صحیح است !)

در هر صورت، پایگاههای (کمپ های) میانی هم باید درمسیر قله برقرار شود. درست همانطور که یک رمان تاریخی تمرکزِ روایی اش را بوسیله بیانِ تاریخ از دل زندگی یک شخص بدست می آورد، بنابر این ما هم برای آگاهی دادن به عموم باید برافراد تمرکز کنیم. به عنوان مثال آنها که در اینجا متعهد به اجرای عدالتند می توانند تلاش کنند تا یاکوب ساروسا تبدیل به شناخته شده ترین اندونزیایی در انگلستان شود.

یاکوب ساروسا ، فرمانده گردان 745 ، در پرونده ی قتل سندر توئنزمجرم اصلی شناخته شده. او در زمان قتل سندر یک گروهبان بود و بعدها سرهنگ دوم شد. ساروسا به اکادمی ارتش اندونزی رفت و در سال 1984 درجه ی ستوان دومی گرفت . ارتش او را برای آموزش های ویژه در آمریکا برگزید و او شش ماه را در بخش فورت بنینگ ارتش امریکا در جورجیا گذراند . او در جریان اتفاقات سپتامبر سال 1999 درجه ی سرگردی داشت اما بعدتر ارتقا درجه گرفت. روز ششم نوامبر 2002 هیات ویژه ای در دیلی پایتخت تیمور شرقی ساروسا را برای همین وقایع به جرم جنایت علیه بشریت محکوم کرد.

سرگرد کامیلو دوس سانتوس یکی از فرماندهان گروهان دی نیز برای قتل سندر توئنز جنایتکار شناخته شده . جرم دوس سانتوس همراه با ساروسا در دیلی اعلام شد .

نه ساروسا و نه دوس سانتوس هیچکدام برای جنایاتشان محاکمه نشدند ، چرا که در اندونزی ماندند، کشوری که حاضر به همکاری با سیستم قضایی تیمور شرقی نشد. دولت بریتانیا تا کنون فعالیت های قابل مشاهده کمی را برای اطمینان از اینکه قاتلان شهروندانش به عدالت سپرده می شوند انجام داده است. به نظر می رسد دولت بریتانیا کاری اندک یا تقریباهیچ کاری برای تاثیر بخشی به قطعنامه های شماره 1272 و 1264 شورای امنیت سازمان ملل ( هر دو متعلق به سال 1999 ) انجام نمی دهد، قطعنامه هایی که خواستار اجرای عدالت برای مسببان اصلی این جنایات هولناک است.

پیگرد قضایی می تواند مردم اندونزی را به احترام بیشتر به قانون به عنوان بخشی از گذار دموکراتیک اندونزی وادارد . آنها این پیام را مخابره می کنند که هیچ کس قادر نیست ... ؟ بنابراین قانون، فرهنگ دموکراتیک اندونزی را عمق می بخشد . به همین دلیل است که تعداد زیادی از گروههای جامعه ی مدنی اندونزی به مخالفت با عفو عمومی برخواستند و خواستار پیگیری قضایی آنچه که ارتش آنها در تیمور شرقی انجام داده بود شدند .آنها متوجه شدند که بسیاری از مهمترین اتفاقاتی که در حمایت از دموکراسی در اندونزی در طول سالهای 1990 رخ داد، دقیقا حاصل و نتیجه پیامد اتفاقاتی بود که در تیمور شرقی رخ می داد، اتفاقاتی همچون قتل عام سانتا کروز در سال 1991 . آن دسته از افرادی که خود را "حامیان" اندونزی می نامند و خواستار عفو عمومی اند ، شاید به طور صحیح تر حامیان زوال اخلاقی و سیاسی اندونزی توصیف شوند.

در صفحه 74 از گزارش سالانه ی حقوق بشرِ کمیته ی امور خارجه ی مجلس عوام انگلیس در سال 2008 آمده است :

" ما پیشنهاد کردیم که دولت درجهت تقویت حمایت بین المللی از آی سی سی، و به عدالت سپردن کسانی که مرتکب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت شده اند تلاش کند."

در واقع باید گفت، کمیته ای متشکل از تمام جناحهای سیاسی انگلستان خواستار اجرای عدالت در مورد کسانی شدند که مرتکب جنایات جنگی یا جنایت علیه بشریت شده اند. دولت بریتانیا در این خصوص چه خواهد کرد؟ شاید شهروندان بریتانیا باید با نمایندگان خود در پارلمان این کشور برای مطرح کردن این موضوع در وزارت امورخارجه رایزنی کنند.

برای آنها که از برقراری عدالت در تیمور شرقی حمایت می کنند، آموزش و سازماندهی رمز عبور باقی خواهد ماند. جرائمی به خطرناکی آنچه بر مردم تیمورشرقی اعمال شد، مشمول هیچ قانون مرور زمانی نمی شود. طبق قوانین بین الملل و انگلستان ، رساندن عاملان این جنایات به سزای اعمالشان کاملا امکان پذیر است .اما اینکه انگلستان به لحاظ سیاسی علاقمند به اجرای آن هست یا نه ، سوالی 34 ساله است. در واقع این فعالان بودند که افکار عمومی را شکل دادند و در مقابل موضع سیاسیِ رسمی در خصوص اشغال تیمور شرقی توسط اندونزی ایستادند. در این مورد ، همچون گذشته اراده عمومی، اراده سیاسی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اینکه این افکار عمومی تا چه حد قدرتمند است ، بستگی به ما دارد .

منبع:

http://www.scoop.co.nz/stories/WO09...

و صد مقاله ای که هر روزنامه نگاری باید بخواند :

http://www.upstart.net.au/2011/10/1...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.