23 اردیبهشت 1391

گشتی در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

چرا نمایشگاه کتاب یک رویداد بزرگ فرهنگی نیست

23 اردیبهشت 1391

خبرنگاران ایران-سعید رازی دوست -نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، بزرگترین رویداد فرهنگی سال در جمهوری اسلامی ایران به حساب می آید. جمله فوق محل توافق اغلب دست اندرکاران، ناشران، اهل مطالعه و فرهیختگان و سیاستمداران ایرانی است. اما آیا این «بزرگترین رویداد فرهنگی» به راستی رویداد بزرگی است؟

روزگاری نه چندان دور، نمایشگاه های کتاب و مطبوعات، همزمان، در محل دائمی نمایشگاه های تهران برگزار می شد. محل دائمی نمایشگاه ها، از نظر طراحی و ساخت، کاربری نمایشگاهی دارد و طبعا برگزاری نمایشگاه در آنجا، می توانست کیفیت مطلوب کار را از نظر فنی حفظ کند. امکان خروج از سوله های نمایشگاهی برای تنفس و استراحت و امکان نشستن و گردش در محوطه، باعث تنوع و کاهش خستگی است. از طرف دیگر همنشینی کتاب و مطبوعات، حضور زنده مؤلفان در غرفه های به نسبت بزرگتر آن زمان، نبود محدودیت های کنونی در سرای اهل قلم و نکاتی دیگر از این دست، می توانست نشاطی خاطره انگیز به نمایشگاه کتاب و مطبوعات ببخشد.

تغییر مکان نمایشگاه از محل دائمی نمایشگاه ها به مصلی تهران، به رغم نارضایتی اکثر ناشران، نخستین گام در برابر این گردش فرهنگی خاطره انگیز بود. اگرچه مصلی معماری زیبایی دارد، طراحی آن مخصوص نمایشگاه نیست؛ خاصه آنکه نمایشگاه کتاب با نمایشگاه های دیگری چون نمایشگاه دوربین های دیجیتال، به دلیل کثرت بی نظیر مراجعه کنندگان، تفاوت ماهوی دارد. صحن اصلی مصلی تهران سالن بزرگی است، اما در قیاس با تعداد خریداران و تعداد ناشران، مناسب چنین برنامه ای نیست. ضعف سیستم تهویه به یاری کوچکی فضا می آید تا بازدیدکنندگان روزی به غایت خسته کننده را بگذرانند. خستگی و سرگشتگی نتیجه ای است که از گردش در سالن پرازدحام نمایشگاه کتاب عاید بازدیدکننده می شود.

وقتی وارد سالن نمایشگاه می شوی بوی ناخوشایندی مشامت را می آزاد. سالن بسیار شلوغ است و تنگ بودن راهروها باعث شده مراجعه کنندگان نتوانند در میان ازدحام جمعیت بازدیدی راحت از غرفه ها داشته باشند. سیل جمعیت به سرگردانی از برابر غرفه ها می گذرد و تا دقیقه ای در مقابل غرفه ای بیستی، بازدیدکنندگانی دیگر از تو می خواهند که زودتر از آنجا بروی تا آنها نیز بتوانند چشمی در پیشخان غرفه بچرخانند. سالن تهویه مناسبی ندارد و از این رو حتی سنگ های مرمر نیز خیس به نظر می رسد. سیستم تهویه سالن یا خوب کار نمی کند یا کاری بیش از این از دستش برنمی آید! راهروها تنگ است و محوطه برای اینهمه ناشر و بازدیدکننده، کوچک. هیچ نیمکتی در سالن برای نشستن و استراحت وجود ندارد و به علت محدودیت فضا، امکان گذاشتن آن نیز ممکن نیست. غرفه ها به ترتیب حروف الفبا چیده شده و وقتی مثلا تا حرف «ج» غرفه ها را تماشا کردی و حس خستگی به سراغت آمد، برای تنفس باید از نمایشگاه خارج شوی و اگر خواستی ادامه غرفه ها را ببینی، باید دوباره سیل جمعیت را بشکافی و ... . به همین خاطر بود که خیلی ها از خیر بازدید غرفه های نیمه دوم حروف الفبا می گذشتند.

روی پله های منتهی به طبقه دوم، مردمی وارفته را می بینی که از خستگی نای سر پا ایستادن ندارند. کمبود اکسیژن باعث افزایش خستگی است و از طرف دیگر حمل کیسه های سنگین کتاب، توان از کف هر بازدیدکننده ای می برد.

کوچکی غرفه ها امکان گفت و گوی رودرروی نویسندگان با مخاطبان را تقریبا سلب کرده بود. برای ایجاد امکان گفت و گوی حضوری نیاز به خلوت است و فضایی بزرگتر. برخی نویسندگان در شلوغی غرفه های کوچک، پشیمان از این حضور، فقط به اشیائی تماشایی تبدیل شده بودند.

برخورد گزینشی مدیران فرهنگی نمایشگاه با نویسندگان نیز رفتاری سیاسی ـ ایدئولوژیک تلقی می شود که شایسته ماهیت نمایشگاه کتاب نیست. به هر حال همه کتاب ها بر اساس مجوزهای رسمی وزارت ارشاد منتشر می شوند و همه فعالیت ها در چارچوب های قانونی قرار دارد. چگونه است که نویسنده ای به رغم شهرت خوب و فروش مناسب آثارش و به رغم کیفیت مناسب کتابش، امکان حضور در گفت و شنودهای زنده نمایشگاهی را نمی یابد، اما افرادی دیگر از این فرصت بهره مند می شوند؟! بی طرفی خصوصیت مهم برگزارکنندگان نمایشگاه باید باشد. نمایشگاه متعلق به همه است و همه با مجوزهای رسمی فعالیت می کنند. چرا باید بین کسانی که همگی بر اساس یک مجوز فعالیت می کنند، برخورد حذفی و گزینشی صورت بگیرد؟!

گرانی قمیت کاغذ و افزایش هزینه های چاپ، همچنانکه مطبوعات را با چالشی بزرگ روبه رو کرده و تعداد زیادی از علاقه مندان روزنامه خوانی را با دستی خالی از روزنامه به خانه بازمی گرداند، افزایش قمیت ها کتاب ها، خاصه کتاب های چاپ سال 91، باعث شده بود بیشترین میزان فروش مربوط به کتاب های یکی دو سال قبل باشد. میزان مطالعه در ایران سطحی بسیار نازل دارد و افزایش قیمت کتاب ها به افول هرچه بیشتر مطالعه خواهد انجامید.

یکی دیگر از معایب اصلی نمایشگاه نبود تفکیک موضوعی بود. حوزه های نشر در عرصه عمومی به چندین وادی متفاوت تقسیم می شوند. تفکیک کتاب های فارسی بر اساس الگوی کلی «عمومی»، «درسی و دانشگاهی» و «کودک» تقسیم بندی مناسبی نیست. به ویژه وقتی برای گردش در بخش عمومی و رسیدن به غرفه نشری که به صورت تخصصی کتاب های فلسفی چاپ می کند و نامش با حرف «نون» شروع می شود، باید طول کل سالن اصلی را پشت سر بگذاری؛ و نمونه هایی دیگر از این دست...

همنشینی ناشران علوم اجتماعی، فلسفه و آثار ادبی بزرگ با ناشران کتاب های عامه پسند، سرگردانی را هرچه بیشتر می کرد. چنین وضعیتی باعث می شود ناشران کتاب های مهم و تاثیرگذار، در میان خیل سایر نشرها از امکان دیده شدن محروم شوند.

ترجمه های بازاری و چاپ بی کیفیت و سودجویانه آثار شعرا و نویسندگانی که بیش از سی سال از فوت شان گذشته نیز از غرایب صنعت نشر ایران به حساب می آید. از راز موفقیت «استیو جابز» و «قورباغه ات را قورت بده» تا ترجمه های بازاری شازده کوچولو و چاپ های بی کیفیت آثار آل احمد و شریعتی و فرخ زاد و سپهری را در پیشخوان بسیاری از غرفه ها می شد دید. قرار گرفتن غرفه ناشری که بهترین رمان ها و مجموعه داستان های جهان را با بهترین ترجمه ها عرضه می کند در راهرویی مملو از ناشران ضعیف، چیزی نیست جز ظلم به ناشر حرفه ای.

بله! نمایشگاه کتاب تهران بزرگترین رویداد فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به حساب می آید؛ اما این رویداد، فی نفسه رویداد بزرگی نیست. به تعبیر بسیاری از مدیران انتشاراتی های معتبر، این نمایشگاه چیزی جز یک فروشگاه بزرگ نیست و نمی توان تعبیر نمایشگاه را درباره آن صادق دانست. مدیران فرهنگی مدام از آمار بازدیدکنندگان و آمار فروش حرف می زنند، اما کسی به میزان رضایتمندی مراجعه کنندگان اشاره ای ندارد.

چگونه است که در طول چند سال اخیر، هم ناشران بزرگ و هم بیشتر اهل مطالعه و نویسندگان از برگزاری نمایشگاه در مکان فعلی ابراز نارضایتی می کنند و باز متولیان دولتی بر موضع خود پا می فشارند؟! مکان و شرایطی را که عرضه کننده و خریدار در آن احساس راحتی نمی کنند، آیا می توان یک نمایشگاه موفق نامید؟! امشب بیست و پنجمین دوره نمایشگاه کتاب تهران به پایان می رسد و باید دید مسولان در نمایشگاه سال آینده به انتقادهای صورت گرفته از نمایشگاه امسال توجهی نشان خواهند داد ؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.