23 اردیبهشت 1391

صد مقاله ای که هر خبرنگاری باید بخواند/هفتم

سیاه، سفید و بیشتر از آن؟

23 اردیبهشت 1391

راشل بوچانان

ترجمه : انوشه سرمدی

«راشل بوچانان»، یکی از چهره‌های سرشناس استرالیا در حوزه رسانه به شمار می‌آید. او از جمله زنان موفق استرالیا است که توانسته‌ با متمرکز کردن توانایی خود در بخش‌های مختلف رسانه از جمله رادیو، تلویزیون، روزنامه، وب‌سایت و حتی تدریس دوره‌های مختلف در دانشگاه تحولات سازنده‌ای را در این عرصه ایجاد کند. بوچانان دوره فوق‌لیسانس خود را در دانشگاه کلمبیا به پایان رسانده و تحصیلات دوره دکتری‌اش را در دانشگاه واندربیلت در حوزه رسانه تکمیل کرده است. او پنج سال پیاپی در کالج روزنامه نگاری «فیلیپ مریل »، خبرنویسی تدریس کرده است. وی همچنین استاد دوره‌های مستندنگاری دانشگاه «تاوسون استیت » بوده است. متن زیر بخش‌هایی از سخنرانی بوچانان در جمع فارغ‌التحصیلان رشته رسانه دانشگاه «لا تورب » ملبورن است.

خبرنگاران ایران-جوهرها، نوارهای ماشین‌ تحریر، فلزات گداخته، مدادهای آبی، میخ‌های فلزی، پونزها و کلیپس‌ها، سنگ‌های چاپ، پرس‌ها، صفحات متعدد کاغذ، حلقه‌های آبی، تیغ‌های تیز برش، چسب، قیچی، خط‌کش‌‌های ویژه اندازه‌گیری، تصاویر متحرک، آلبوم‌ها و آرشیوهای عکس‌، کاغذهای کاربن، ظرف‌های مواد شیمیایی مخصوص چاپ ظهور عکس...

چندین سال پیش دفتر روزنامه جایی بود که همیشه پتانسیل آن را داشت تا به واسطه ابزاری که ممکن بود با آن سر و کار داشته باشید، دست‌‌ها و صورت‌ یا لباس‌هایتان را کثیف کنید. نکته جالب توجه این بود که تنها تعدادی از افراد سرشناس این حرفه، مانند دبیران ارشد و سردبیران به خود اجازه می‌دادند که نام «روزنامه‌‌نگار» را بر خودشان بگذارند و بقیه کسانی که از صبح تا شب برای تهیه اخبار، گزارش و مصاحبه به این طرف و آن طرف می‌رفتند یک «گزارشگر» ساده به شمار می‌آمدند!

«جیم آشر » یکی از چهره‌های سرشناس دنیای رسانه در دهه 1950 میلادی، روزی از رییسش پرسید: «چه تفاوتی میان گزارشگر و روزنامه‌نگار وجود دارد؟»

او در پاسخ گفت: «روزنامه‌نگار دو دست لباس دارد، در حالی که گزارشگر یک دست!»

پس از آن آشر مقاله‌ای تحت عنوان «آرگوس: مرگ و زندگی یک روزنامه » نوشت و در آن مجموعه‌ای از داستان‌ها و روایت‌های مربوط به روزنامه استرالیایی «آرگوس » را که از سال 1846 میلادی منتشر و در سال 1957 میلادی انتشارش متوقف شد را به رشته تحریر در آورد.

30 سال بعد، وقتی من (راشل بوچانان)، یک گزارشگر جوان بودم که در نیوزلند مشغول به کار بود، با چنین طرز تفکر و داستان مشابهی مواجه شدم. روایتی از سردبیران و مالکان رسانه‌ که با حرفه خود تجارت می‌کردند و گزارشگرانی که همچنان گزارشگر مانده بودند. من از آن زمان تا کنون به واسطه شغل و حرفه‌ام همچنان یک گزارشگر هستم و سودایی جز گزارشگر بودن در سر نمی‌پرورانم. من هم جزء یکی از هزاران زن و مردی هستم که معتاد به کار با کلمات هستند. نوشتن و خلق داستان و گزارش بخش جدایی ناپذیر زندگی‌شان است و از این طریق زندگی می‌گذرانند. من هم یکی مانند آن هزاران زن و مرد نویسنده پیشه، نوشتن را حرفه و پیشه زندگی خود قرار داده‌‌ و گذشته و حال و آینده‌ام را بر اساس آن ساخته‌ام. همه ما سعی می‌کنیم تا سو‌ژه‌هایمان را با بهترین کلماتی که می‌توانیم تبدیل به اخبار، گزارش‌ و داستان‌های کوتاه و بلندی کنیم که ارزش خواندن داشته باشند. اما هیچ یک از ما (گزارشگران) به تنهایی نمی‌تواند محصول تلاش و زحمتی‌ را که کشیده است، به سرانجام برساند. هیچ گاه نباید فراموش کرد که یک روزنامه زمانی روزنامه می‌شود که مجموعه‌ای از عناصر را در کنار خود داشته باشد. مصحح‌ها، ادیتورها، تایپیست‌ها، عکاس‌ها، گرافیست‌ها، آرشیویست‌ها، صفحه‌بندها، کاریکاتوریست‌ها، تکنسین‌های چاپ و حتی سخت‌ افزارهایی که وجودشان برای به بار نشستن تلاش عوامل مختلف لازم است همه و همه به واژه روزنامه و روزنامه‌نگار معنی و مفهوم می‌بخشند و بدون وجود و حضور مستمر آنها این حرفه ابهت، اصالت و حقیقت وجودی خود را از دست می‌دهد. با این وجود توجه به این نکته خالی از لطف نیست که هر یک از این افراد در بخش‌ها و مجموعه‌هایی که مشغول به کار هستند از امتیاز و درجه خاصی برخوردارند و به هر حال رده بندی خاصی شامل حال آنها می‌شود. اغلب گزارشگران برای تبدیل شدن به یک روزنامه‌نگار خوب دوره‌های آموزشی مختلفی را گذرانده‌اند. من از هجده سالگی همزمان با دوره اخذ دیپلم روزنامه‌نگاری، زندگی حرفه‌ای‌ام را به عنوان یک گزارشگر با نوشتن یک سلسله گزارش ورزشی برای روزنامه‌ها و مجلات مختلف آغاز کردم. یک سال پس از آن توانستم شغلی در «سوث‌لند تامز » که روزنامه‌ای نه چندان به روز و کم مخاطب بود، برای خودم دست و پا کنم. اگرچه سوث‌لند، شروع ایده‌ آلی برای یک روزنامه‌ نگار جوان که سر پر سودایی داشت به شمار نمی‌آمد؛ اما من مطمئن بودم که برای داشتن فردای بهتر سوث‌لند یک تمرین بزرگ به حساب می‌آمد. من مسئول ستون رقابت‌های گلف بودم. باید تمام نتایج، جابه‌جایی‌ها، مسابقات آخر هفته، تورنمنت‌ها و ... را به دقت ضبط و ثبت می‌کردم. با این وجود اوضاع داخل تحریریه چندان هم بر وفق مراد نبود. تقریبا از تکاپو و انرژی که یک محیط واقعی رسانه را باید سرشار می‌کرد هیچ خبری نبود و من مدام از خودم سوال می‌کردم که آیا باید همه رویا‌هایم را برای روزنامه‌نگار شدن فنا شده می‌انگاشتم و به چنین فضایی خو می‌گرفتم در حالی که به نظر می‌رسید مدیران روزنامه از تجارت خود راضی هستند و از عدم وجود شور و هیجان و پویایی در میان کارکنان‌شان، احساس گناه نمی‌کنند؟

روزنامه‌نگاران قدیمی‌ و باسابقه‌، مردان و زنانی که داستان‌های واقعی زندگی حرفه‌ای‌شان را در اختیار نویسنده کتاب آرگوس گذاشته‌اند یا با «مایکل یانگ » برای کتاب «مرگ، سکس و پول: زندگی در روزنامه » گفت ‌و گو کرده‌اند، باید به خوبی آنچه را که من درباره آن سخن می‌گویم درک کنند.

حقیقت این است که من‌ می‌توانم ساعت‌ها درباره روزهای گذشته حرف بزنم؛ اما هیچ علاقه‌ای به این کار ندارم، چرا که گذشته‌ها گذشته است و باید نگران آینده بود. اینک سوال اینجاست: «چه چیزی در انتظار آینده روزنامه‌نگاران و حرفه روزنامه‌نگاری است؟»

در این حرفه دو نیروی مخالف وجود دارد. دو عاملی که بسیاری از آن با نام تجربه و دانش آکادمیک نام می‌برند. تقابل میان خبرنگاران حرفه‌ای و باتجربه با آن دسته از خبرنگارانی که تنها مدارج عالی آکادمیک و علمی دانشگاهی را سپری کرده‌اند؛ اما در دنیای واقعی روزنامه‌نگاری حرف چندانی برای گفتن ندارند. با این وجود من توانسته‌‌ام از این دو نیروی مخالف به نفع خود سود ببرم و تغییراتی را در این دیدگاه به وجود آوردم. من بر خلاف برخی از روزنامه‌نگاران که اعتقاد چندانی به مهم بودن تحصیلات آکادمیک ندارند، علاوه بر کسب تجربه در حرفه روزنامه‌نگاری موفق شدم جایگاهی هم در دنیای آموزش روزنامه‌نگاری بدست آورم و تجربیات حرفه‌‌ای خودم را در قالب اصول و مفاهیم علمی، آکادمیک و دانشگاهی به سایران منتقل کنم.

از سال 1987 تا 1992 میلادی 16 روزنامه در استرالیا بسته شدند. نکته جالب توجه در مورد تمام این روزنامه‌ها این بود که نوعی ضد حرفه‌ای‌گری (anti-professionalism) در بسته شدن هر یک از آنها دخیل بود. ظهور پدیده‌هایی همچون خبرنگارشهروند، وب‌لاگ نویسی، اینترنت و... از جمله مواردی بودند که دانش و تحصیلات روزنامه‌نگاری را نادیده می‌گرفتند و عرصه را برای آن دسته از کسانی که وقت خود را صرف تحصیل علوم روزنامه‌ نگاری کرده بودند تا زمانی دانش و تجربه را در کنار هم در خدمت دنیای رسانه و مطبوعات درآورند، تنگ می‌کردند.

در حالی که طی سال‌های اخیر بسیاری از روزنامه‌های چاپی یکی پس از دیگری بسته می‌شوند یا تیراژشان نسبت به قبل روز به روز کم‌ و کم‌تر می‌شود، بازار نسخه‌های اینترنتی روزنامه‌ها و مجله‌ها و به طور کلی خبرنگاری دیجیتالی رونق روز افزونی یافته است. با این حال بررسی‌ها و تحلیل‌های دقیق نشان از حقیقتی دیگر است و آن این است که با وجود تولد روزنامه نگاری دیجیتالی و ظهور این صنعت؛ اما یافتن موقعیت‌های شغلی در این مجموعه را حتی سخت‌تر از گذشته کرده است. حیات و کیفیت رسانه‌های چاپی همواره به حضور و وجود عوامل مختلفی وابسته بوده است. تعداد قابل توجهی از کارمندان با توانایی‌ها و تخصص‌های ویژه (از خبرنگار گرفته تا متخصصان دستگاه‌های چاپ) باید در بخش‌های مختلف روزنامه حضور داشته باشند تا محصول روز بعد، روی دکه روزنامه فروشی باشد. در حالی که با ظهور پدیده روزنامه نگاری دیجیتالی و سایت‌های خبری بسیاری از این عوامل حذف شده‌اند و جای خود را به برنامه‌ها و نرم‌افزارهای دیجیتالی و محیط‌های آن‌لاین اینترنتی داده‌اند. این روزها خواننده‌ها و مخاطبان خبرها، سرمقاله‌ها، تحلیل‌ها، گزارش‌ها، عکس‌ها و ... برای خواندن و دیدن مطالب مورد علاقه خود به تنها چیزی که احتیاج دارند یک دستگاه کامپیوتر و دسترسی به اینترنت پرسرعت است. اگرچه نباید از این واقعیت غافل بود که با وجود گسترش روز افزون اینترنت، همه گیر شدن کامپیوترهای شخصی، امکان دسترسی به اینترنت از طریق گوشی‌ها موبایل؛ اما هنوز هم هستند کسانی که از داشتن چنین امکاناتی برای دسترسی به اخبار محروم هستند. ضمن این که گاهی خرید یک روزنامه یک دلار و 40 سنتی، هم مقرون به صرفه‌تر است و هم دمکراتیک‌تر.

اگرچه پدیده روزنامه‌ نگاری دیجیتالی بسیاری از قوانین مرسوم در دنیای رسانه مکتوب را زیر و رو کرده است؛ اما در برخی از بخش‌ها نیاز به حضور نیروی متخصص یا اختصاص بودجه‌هایی خاص برای تهیه اخبار، گزارش، عکس‌ و پشتیبانی فنی همچون گذشته پررنگ و غیرقابل تغییر است. به عنوان مثال در روزنامه اینترنتی «بریسبان تایمز »، که نخستین روزنامه اینترنتی استرالیا به شمار می‌آید، نام چهارده روزنامه‌نگار به عنوان اعضای تحریریه به ثبت رسیده است. در حالی که به طور حتم بیش از این تعداد در مجموعه بریسبان تایمز حضور جدی و اثرگذار دارند. من با یک تماس تلفنی به بخش سردبیری بریسبان تایمز متوجه شدم که دست کم 12 روزنامه‌نگار در بخش اخبار داخلی استرالیا با این سایت همکاری می‌کنند. از این تعداد حدود 6 نفر وظیفه تهیه و تولید اخبار و گزارش‌ها را برعهده دارند و 6 نفر هم وظیفه انتخاب سوژه‌ها و گزارش‌ها، طراحی بخش‌های مختلف سایت، ویرایش و گزینش تیترهای مناسب را برعهده دارند.

چنین همکاری فشرده و هماهنگی اگرچه تحسین برانگیز است؛ اما واقعیت این است که رقابت میان نسخه‌های دیجیتالی و مکتوب روزنامه‌ها همچنان یکی از سخت‌ترین میدان‌ها برای بقا در دنیای رسانه را رقم زده است. به همین دلیل است که با ظهور اینترنت و رونق روزنامه‌های اینترنتی شورای سیاست‌گذاری بسیاری از روزنامه‌ها تصمیم گرفتند تا با راه‌اندازی نسخه‌های اینترنتی دوام و بقای خود را در این عرصه تضمین کنند. به طوری که از 215 کارمندی که در روزنامه «کوریر میل » مشغول به کار هستند، 20 نفر به طور خاص در بخش اینترنتی این مجموعه فعالیت می‌کنند. البته سختی کار در هر دو شکل و فرم از رسانه (مکتوب و دیجیتالی) از شرایط نسبتا یکسانی برخوردار است و دیجیتالی و آنلاین شدن روزنامه تغییر چندان زیادی در سهولت کار خبر ایجاد نکرده است. به هر حال یک رسانه خوب موظف است اخبار و اطلاعاتی را در اختیار مخاطبانش قرار دهد که قابل استناد و صحیح باشند. تامین و تضمین چنین چیزی هم جز با وجود کارشناسان و خبره‌های این فن ممکن نیست. از این رو است که بسیاری از منتقدان با تقویت و توسعه پدیده شهروند خبرنگار، مخالف هستند. زیرا تایید صحت، درستی و حرفه‌ای بودن اخبار و اطلاعاتی که از دریچه شهروند خبرنگار به تحریریه می‌رسد، نه تنها کار ساده‌ای نیست بلکه نیازمند سازماندهی و به خدمت گرفت عده‌ای متخصص فن است.

شاید یکی از بهترین و قابل فهم ترین نمونه‌ها در این بخش «ویکی‌پدیا » باشد. نمونه موفقی از تعامل متخصصان، صاحبنظران، مردم عادی و... که در گردآوری مجموعه وسیعی از اطلاعات از سراسر دنیا به زبان‌های مختلف با یکدیگر همکاری می‌کنند. همانطور که می‌دانید بسیاری از مطالبی که در ویکی‌پدیا به اشتراک گذاشته شده است تحسین برانگیز، دقیق و حتی دست اول هستند؛ اما برخی از آنها نیز غلط‌های فاحش دارند، اطلاعات نادرست و حتی ویرانگری می‌دهند که باید به سرعت و با دقت ویرایش شوند. در دنیای ویکی هر کس می‌تواند بدون توجه به این نکته که آموزش‌های لازم را دیده است یا خیر، کارشناس و صاحب‌نظر باشد. ضمن این که حتی یک سنت هم برای گردآوری این فاکتورها و اطلاعات پرداخته نمی‌شود و از آنجایی که ویکی پدیا هیچ‌گاه یک منبع اطلاعاتی برای دریافت اطلاعات قابل استناد و دقیق به شمار نمی‌آمده و همواره توصیه شده است که در صورت امکان صحت اطلاعاتی که از ویکی‌ پدیا بدست می‌آید با منابع دیگر چک شود. همکاری مردم از سراسر دنیا در ایجاد چنین دایره‌المعارفی واقعا تحسین برانگیز است؛ اما به هرحال نباید از این واقعیت غافل شد که حتی ساختاری همچون ویکی‌پدیا هم نیازمند متخصصانی است که اطلاعات اشتباه و نادرست را ویرایش کنند.

از اواخر دهه 1980 میلادی ورود کامپیوترها به دنیای رسانه زمینه مخالفت‌های بیشماری را فراهم کرد. جعبه‌های خاکستری غول پیکر با صفحه‌های سیاه و فونت‌های سبز رنگ به قدری جذاب به نظر می‌رسید که خیلی‌ها را مجبور کرد تا این عنصر تازه را به عنوان یک عضو جدید در تحریریه‌ها بپذیرند. با گذشت یک دهه، کامپیوترها بازار بسیاری از تخصص‌ها و شغل‌های سنتی درگیر با روزنامه را کساد کردند. با این حال باید اعتراف کرد که رشد روزافزون تکنولوژی سبب شده است تا دنیای امروز رسانه به شکل غیرقابل تصوری متفاوت از آنچه چند دهه پیش بود، باشد. اینترنت، گوشی‌های موبایل مجهز به آخرین تکنولوژی‌های صوتی و تصویری روز، تبلت‌ها و ... همه و همه با سرعت خیره کننده‌ای اثرات مستقیم و غیرمستقیم فراوانی در پدید آمدن انقلاب‌های بنیادین در حوزه رسانه (مکتوب، تصویری، صوتی) گذاشته است.

شروع قرن بیستم، نقطه عطفی در سیر تحولات تکنولوژیک دنیای رسانه به شمار می‌آید که فصل تازه‏ای در ارتباطات را رقم زده است.

•«گولیلمو مارکونی» برای نخستین بار در تاریخ ارتباطات، در دسامبر سال 1901 میلادی توانست فرضیه امواج رادیویی که تحت تاثیر چرخش زمین و در مدار آن قرار نمی‌گرفتند را اثبات کند. او با بیان این فرضیه اقدام به مخابره اولین سیگنال‌های امواج رادیویی در دریای آتلانتیک میان پولدهو ، کورن وال و سنت جونز ، نیوفاوندلند به فاصله 2100 مایلی مخابره کرد.

•«جان بيرد»، مخترع اسكاتلندي در 17 آوريل سال 1926 میلادی اولين تصوير تلويزيوني را براي انجمن سلطنتي انگلستان به نمايش گذاشت.

•سال 1956 میلادی سرآغاز تحولات تصاویر تلویزیونی در استرالیا است.

•شبکه تلویزونی CNN از سال 1980 میلادی فعالیت‌های خود را آغاز کرد. با شروع دهه 1980 میلادی روند تحولات در عالم رسانه سرعت و شتاب بیشتری به خود گرفت. به طوری که:

•در سال 1992 میلادی کار طراحی مرورگر موزائیک در NCSA آغاز شد و در سال ۱۹۹۳ این مرورگر امکان استفاده از اینترنت را آسان‌تر کرد.

•در سال 1998 میلادی «مت دراج »، با پایه گذاری خبرخوان یکپارچه اینترنتی (Drudge Report)، اقدام به ارائه یکپارچه و مجتمع خبرهای منتشره کرد و همین امر موجب جلب نظر کاربران شد. وی با این نوآوری توانست به اخبار مربوط به رسوایی «مونیکا لاریسنکی» در کاخ سفید و «بیل کلینتون»، رئیس جمهور وقت ایالات متحده دامن بزند.

•ظهور و تولد گوگل ، مای‌اسپیس ، یوتویوب ، ویکی‌ها وبلاگ‌ها همه و همه متعلق به این قرن هستند.

•«استوارت آلن »، به عنوان یکی از نظریه پردازان روزنامه‌نگاری آنلاین مطالب جدیدی را در مورد موج جدید اینترنت و اخبار اینترنتی به ویژه پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر و چند موضوع اضطراری‏ مرتبط با گزارش اینترنتی آن روز، منتشر کرد. این نگرش وی نیز سبب به وجود آمدن رویکردهای تازه‌ای در دنیای مطبوعات شد. بر اساس تحلیل‌های آلن، شکل و محتوای پوشش خبری سایت‏های اینترنتی، در مقایسه با رسانه‌ای همچون تلویزیون با ملاحظه‏ به مزایا و محدودیت‌های‏ نسبی‏ آنها قابل توجه است. او به طور خاص با اشاره به حملات 11 سپتامبر، جنگ عراق به فشار فوق العاده و فزاینده تقاضاهای‏ کاربران و ناتوانی سایت‌های خبری در تامین نیازهای خبری‏ آنان اشاره دارد و استراتژی‏هایی را برای حل این‏ مشکل ارائه می‏کند. آلن معتقد است حتی ورود سایت‌های غیر خبری در برهه‌ای از زمان نتوانسته عطش کاربران را به خبرهای تازه و روزآمد سیراب کند؛ و همین عامل سبب شده است تا مردم عادی‏ در شبکه‏ رایانه‏ای به روزنامه‏نگاران غیرحرفه‏ای تبدیل شوند.

•از سال 2000 میلادی پدیده شهروند خبرنگاری با سرعت تبدیل به یکی از موضوعات قابل بحث و بررسی در عالم رسانه شد. به طوری که امروزه در بسیاری از مناطق دنیا به دلیل محدودیت‌هایی که از نظر امکانات یا شرایط خاصی سیاسی و جغرافیایی برای تیم‌های خبری به وجود می‌آید، شهروندان خبرنگار بخشی از وظیفه حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و تصویربرداران را برعهده می‌گیرند.

یکی از شاخص‌ترین و مثال زدنی‌ترین نمونه‌های مشارکت شهروندان در امر خبر رسانی، سایت «اوه مای نیوز » کره جنوبی است. از آنجایی که بیشتر رسانه‌ها در اختیار محافظه‌کاران کره جنوبی بود نیروهای اصلاح طلب برای همراه کردن مردم با خود، این سایت را در 22 فوریه سال 2001 میلادی راه اندازی کردند. این سایت به مردم امکان می‌داد تا با نوشتن خبر‌ و گزارش، بدون نیاز به حضور رسمی گروه‌های خبری یکدیگر را از اخبار و رویدادهایی که در جامعه در حال وقوع بود مطلع کنند. کارشناسان سیاسی تاسیس این سایت را یکی از تلاش‌های رفرمیست‌ها برای مقابله با نیروهای محافظه کار در دولت کره جنوبی آن زمان می‌دانند و معتقدند راه اندازی این سایت با چنین سیاست و استراتژی باعث تقویت و رشد دموکراسی در این کشور شده است. تظاهرات سال 2002 که به تظاهرات شمع معروف شد، به ابتکار سایت OhmyNews بود. نرخ بالای دسترسی مردم کره جنوبی به اینترنت پرسرعت (بیش از 80 درصد مردم کره جنوبی از خانه به اینترنت متصل می‌شوند) از جمله مواردی بود که زمینه مشارکت مردم در امر خبررسانی را فراهم کرد. سایت انگلیسی OhmyNews دارای بیش از 1200 شهروند خبرنگار در 38 کشور جهان است. اما سایت کره ای آن دارای بیش از 40 هزار شهروند خبرنگار است که از مهارت‌های خبرنویسی و گزارش نویسی برخوردار هستند.

مشارکت و حضور مردم عادی در امر تهیه و انتشار خبر و تصویر از جمله مواردی است که افرادی همچون استوارت آلن، به عنوان یک پدیده قابل تامل در عرصه رسانه با آن درگیر هستند. به طوری که در بسیاری از همایش‌ها و کنفرانس‌های خبری با اشاره به مفاهیمی همچون «قدرت»، «اعتبار» و «پرستیژ» که به عنوان بخشی از دستاوردهای دنیای خبرنگاری شناخته می‌شود، علت حضور، مشارکت و استقبال شهروندان غیرحرفه‌ای را در بخش‌های مختلف خبری توجیه می‌کنند.

نکته قابل توجه دیگر این است که پدیده شهروند خبرنگاری سبب شده است تا این روزها خبر به سوی «شخصی شدن»، حرکت کند! در حقیقت با نوعی حکمفرمایی عنصر «من» در خبر مواجه هستیم! ضمن این که دیگر همچون گذشته با محدودیت فضا یا زمان انتشار مواجه نیستیم. اگرچه در بسیاری از موارد اخبار و داستان دنیای مجازی بسیار کوتاه‌تر و موجزتر از چیزی شده‌اند که در نسخه‌های چاپی می‌خواندیم. این روزها بسیاری از بلاگ‌ها تبدیل به مرکز انتقال آنلاین اخبار و رویدادها شده‌اند. برخی از آنها به قدری حرفه‌ای و کارشناسانه اداره می‌شوند که حتی به اندازه یک خبرگزاری یا وب سایت رسمی ارزش و اعتبار دارند و قابل استناد هستند. در حقیقت وب‌لاگ‌ها توانسته‌اند به عنوان یک پدیده در دنیا رسانه نظر بسیاری از صاحبنظران و موسسات رسانه‌ای را جلب کنند؛ اگرچه وبلاگ‌نویسی به عنوان نوعی روزنامه‌نگاری هنوز با چالش های بسیار مواجه است و در جهان روزنامه نگاری بحثی مناقشه انگیز به شمار می‌رود.

در این مورد که آیا وبلاگ‌نویسی نوعی روزنامه نگاری است، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. به طوری که عده‌‌ای از کارشناسان ظهور وب‌لاگ‌ها را نشانه‌ای بر فرارسیدن سا‌ل‌های آخر عمر روزنامه‌نگاری سنتی قلمداد می‌کنند. عده‌ای هم بر این عقیده‌اند که وبلاگ نویسی هیج سنخیتی با روزنامه‌نگاری ندارد.

«مارک دیوز»، از کارشناسان برجسته روزنامه‌نگاری آنلاین، از جمله کسانی است که وبلاگ‌نویسی را نوعی روزنامه‌نگاری آنلاین می‌خواند. او معتقد است وبلاگ‌ها گونه‌ای از روزنامه‌نگاری آن‌لاین هستند که به صورت آنلاین از تجربه‌ها خبر می‌دهند و لینک‌هایی را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهند که هنگام گشت زدن در محیط وب یافته‌اند.

«والتر موسبرگ»، نیز بر این اعتقاد است که وبلاگ‌ها قالب جدیدی از روزنامه‌نگاری هستند. او وبلاگ را سبک جدیدی از روزنامه‌نگاری می‌داند که به مذاق بسیاری از روزنامه‌نگاران متعصب و سنت‌گرا خوش نمی‌آید؛ اما در واقع نوعی روزنامه‌نگاری است که با سبک و سیاق کاملاً متفاوت خود از محدویت‌های مربوط به سنت‌ها و ارزش‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگاری فراتر می‌رود.

کسانی چون «رنه تاوا » نیز معتقدند وبلاگ‌ها پس از 11 سپتامبر به گونه‌ای از روزنامه‌نگاری تبدیل شده‌اند. «مارک تریماین »، یکی از چهره‌های سرشناس روزنامه‌نگاری و از صاحبنظران حوزه خبرنگار شهروندی و وب‌لاگ‌نویسی هم از جمله کسانی است که اعتقاد دارد کار ضعیفی که برخی رسانه‌ها به خصوص در پوشش کمپین‌های سیاسی توسط تلویزیون انجام داده‌اند، سبب شده تا مفهوم وبلاگ‌نویسی به عنوان شیوه‌‌ای از روزنامه‌نگاری قابل دفاع باشد. تریماین که تحقیقات، مقالات و سخنرانی‌های متعددی در این حوزه دارد با اشاره به تحقیقات «کی» و «جانسون » (در سال 2004) در مقاله‌ای در مورد تاثیر وب‌لاگ ‌نویسی و خبرنگار شهروندی بر آینده روزنامه‌نگاری اشاره می‌کند، خوانندگان وبلاگ‌ها (حداقل در آمریکا) چندان با چنین پدیده‌ای به عنوان منبعی که اخبار و تحلیل‌ها را در اختیار آنان قرار بدهد موافق نیستند. اما 74 درصد از خوانندگان وبلاگ، مطالب آنها را در حد متوسط یا زیاد، معتبر می‌دانند. اگرچه بسیاری نیز اذعان می‌کنند که وبلاگ‌ها بی‌طرف نیستند. به طوری که برخی استفاده‌کنندگان از وبلاگ‌ها می‌دانند اطلاعات ارائه شده در وبلاگ‌ها یک جانبه است اما آنها با آن جنبه از دیدگاه موافقند و صداقت نویسنده را تحسین بر انگیز می‌دانند. با این حال نتیجه هیچ یک از تحقیقات جانسون و کی (سال 2004) و «ایولند» و «دیلکو » نشان نداده است که استفاده از وبلاگ باعث کاهش استقبال از رسانه‌های سنتی می‌شود. زیرا وقتی استفاده کنندگان از وبلاگ به اعتبار وبلاگ پی‌بردند اکثر آنها رسانه‌های جریان اصلی را به عنوان چیزی خیلی معتبر می‌دانند.

من (راشل بوچانان) نیز به عنوان یک روزنامه‌نگار، مانند بسیاری از همکاران روزنامه‌نگارانم به خودم حق می‌دهم تا تمام قد از ارزش‌ها، اصول، اهمیت، غم‌ها، شگفتی‌ها و تاثیرات این حرفه بر دنیا دفاع کنم و آینده این حرفه برایم مهم باشد. خبر چیزی نیست که تنها برای من (خبرنگار) مهم باشد و دغدغه‌های زندگی شخصی مرا تشکیل بدهد. خبر، مجموعه‌ای از اطلاعات است که با نوشته، تصویر و زیر نظر کارشناسان این حوزه تهیه و منتشر می‌شود و همچنان به دلیل ماهیت ستایش برانگیزش می‌تواند طیف وسیعی از جامعه را متاثر کند و عامه جامعه را به فکر وادارد.

«بنديكت اندرسون » مولف كتاب تأثيرگذار «جوامع خيالي » (1983) معتقد است ناسيوناليسم خود يك محصول فرهنگي است كه به وسيلة شيوه‌هاي همانندسازي با هم‌ميهن‌ها ايجاد شده است. جماعت خيالي ملت به دنبال كنار رفتن زبان‌هاي مقدس قرون وسطي و جايگزين شدن زبان‌هاي بومي و منطقه‌اي كه سپس استاندارد شدند و از طريق چاپ مطالب در داستان‌ها و روزنامه‌ها شايع شدند به وجود آمد. وی بر این باور است که روزنامه کالایی است که تنها و تنها برای یک روز می‌تواند خود را عرضه کند و پس از آن محکوم به فنا است. اندرسون تشریفات و رسم و رسوم‌های قدیمی برای خواندن روزنامه را رد می‌کند و به پایه گذاری شیو‌ه‌های جدید برای مبادله اخبار و ایجاد ارتباط معتقد است. چرا که جامعه امروز دیگر معنا و مفهوم آنچه در گذشته با آن در ارتباط بودیم را ندارد.

اما به هرحال طول زمان و تغییر و تحولاتی که به خاطر توسعه تکنولوژی در زندگی بشر به وجود آمده سبب شده است تا بسیاری از نظریه‌ها در حوزه رسانه تغییر کند. به طوری که امروز جامعه فراتر از قوم و قبیله و مرزهای جغرافیایی تعریف می‌شود. جامعه در بسیاری موارد همه دنیا را در بر می‌گیرد و مفهومی جهانی دارد. در سال 2005 میلادی، «آلفرد دیکین » از راه اندازی پروژه رسانه‌ای با همکاری دو کشور استرالیا و آمریکا سخن گفت با نام «دیلی می ». وی در سال 2006 در سخنرانی در جمع بلاگرهای در بارونز اظهار داشت دیلی می، نوعی روزنامه شخصی است که با کمک تکنولوژی به شما امکان می‌دهد که آنچه را می‌خواهید خلق کنید. از آن زمان تا کنون افراد زیادی دیلی می، خودشان را راه اندازی کرده‌اند. خطوط بلاگ، RSSها و ... به هر کس که دوست دارد روزنامه خودش را داشته باشد امکان می‌دهد تا پشت کنسول کامپیوترش بنشیند و با انتخاب خوراک (خبر، گزارش، تصویر، صدا و ...) برای مخاطبانش، آن را منتشر کند.

سیاستگذاران و مدیران ABC در حال برنامه‌ریزی برای ارتقاء سطح مشارکت مخاطبان با این رسانه هستند. نتیجه این برنامه‌ریزی‌ها سرویسی شده است به نام «خبری که شما انتخاب کرده‌اید یا نیوز یو چوز ».

شبکه‌های اجتماعی همچون مای‌اسپیس یا فیس‌بوک نیز از جمله پدیده‌هایی هستند که به کاربرانشان اجازه می‌دهند تا همچون یک دانشجوی روزنامه‌نگاری با خلق و مدیریت صفحات شخصی و به اشتراک گذاشتن مطالب مورد علاقه و قابل تامل از پشت کامپیوتر با همه دنیا ارتباط برقرار کنند و تاثیرگذار باشند. یوتویوب هم به عنوان یک شبکه که امکان به اشتراک گذاری ویدئوهای مختلف را فراهم کرده است یکی از شبکه‌های اجتماعی به شمار می‌آید که به هر کس که بخواهد اجازه می‌دهد تا رسانه تصویری خودش را داشته باشد. چنین امکانات و پدیده‌های نویی شرایطی را برای اجتماعات خبری پدید آورده است که تا پیش از این وجود نداشته است. در واقع هر روز که می‌گذرد موقعیت‌های جدیدی برای کار در عرصه رسانه خلق می‌شوند. ضمن این که برخی از شغل‌ها و سنت‌های قدیمی در این حرفه نیز به فراموشی سپرده می‌شوند. سردبیران آنلاین می‌توانند با سرعتی غیرقابل تصور و تنها با یک کلیک، داستان‌ها، اخبار و گزارش‌های مورد نظرشان را به سمع و نظر خوانندگانشان در سرتاسر دنیا برسانند. امروز رسانه‌های کاغذی جای خود را به صفحات اینترنتی می‌دهند.

خبرنگاران، عکاسان و ... هم به جای سر و کار داشتن با کاغذ، خودکار، فیلم‌های عکاسی، مایع چاپ و ظهور و... با انواع و اقسام تکنولوژی‌های مدرن و اینترنت سر و کار دارند. در بسیاری از موارد برای انتقال گزارش و عکس لازم به انجام سفرهای کوتاه و بلند نیست و در کمترین زمان ممکن و با سریع‌ترین شیوه‌ها مطالب خبری آماده و قابل دسترس هستند. امروز تعداد کلیک‌ها نشان دهنده میزان علاقه مندی مخاطبان و محبوبیت رسانه های دیجیتالی در مقایسه با رسانه‌های سنتی است. جالب تر این که در بسیاری مواد تعداد کلیلک‌های اینترنتی یک مطلب می‌تواند سرنوشت آن مطلب را برای اینکه در میان صفحات کاغذ جا خوش کند یا به عنوان پست برتر انتخاب شود، معلوم کند!

تریماین می‌نویسد: «اگرچه بسیاری از بلاگرها درباره رویدادهای دانشگاهی، جلسات شورای شهر، جرم و جنایات بزرگ و پیش پا افتاده، آتش‌سوزی‌ها، حوادث و رخدادهای طبیعی مهم و نه چندان مهم، وضعیت آب و هوا و... بنویسند؛ اما باید پذیرفت که هیچ یک از آنها به معنای واقعی و آکادمیک با خبر و ماهیت آن آشنا نیستند و نمی‌توانند تمام و کمال وظیفه تاثیرگذاری یک رسانه واقعی را بر جامعه داشته باشند...»

باید پذیرفت که «خبر»، مقوله‌ای سیاه و سفید نیست، بلکه دنیایی فراتر از چنین تقسیم بندی دارد. چیزی که سبب می‌شود با همه اتفاق‌هایی که طی دهه‌های اخیر دنیای روزنامه‌نگاری را متحول کرده است باز هم کسانی همچون من درباره وجود و بقای روزنامه‌ها، خبرنگاری مکتوب و وابستگی به صفحات کاغذ و جوهر قلم‌ها صحبت کنند و به آن اعتقاد داشته باشند.

منبع: صد مقاله ای که هر خبرنگاری باید بخواند

/ http://www.theage.com.au/articles/2...

1-Rachel Buchanan

2- Philip Merrill

3-Towson State

4- La Trobe University

5-Jim Usher

6- The Argus: Life & Death Of A Newspaper

The Argus-7

8- The Southland Times

9- Michael Young

10-Death, Sex & Money: Life Inside a Newspaper

11- انتشارات دانشگاه ملبورن، 2007

12- The Brisbane Times

13- The Courier-Mail

Wikipedia-14

15- poldh

16- Cornwall

17- St. John’s

18- Newfoundland

19- Matt Drudge

20- Google

21- MySpace

YouTube-22

23- Stuart Allan

OhmyNews-24

25-Renee Tawa

26- Mark Tremayne

27-Kaye & Johonson

28-Eveland and Dylk

Benedict Anderson-29

30- Imagined Communities

31- Alfred Deakin

32-Daily Me

News You Choose-33

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.