5 خرداد 1394

تیتر نخست

ممنوعیت های سخت گیرانه در دنیا برای محافظت از کودکان

انتشار عکس کودکان در نشریات؛ بله یا نه

خبرنگاران ایران -حامد فرمند با اشاره به اینکه نگاه به کودکان زندانیان قربانی محور و ترحم برانگیز است نگاهی به رسانه‌های خارج از ایران می‌اندازد که در این مورد کاملاً متفاوت عمل می‌کنند: «اول آنکه این نهادها و افراد٬ موضوع کودک را از موضوع حقوق یا مسائل مرتبط با والدین زندانی جدا می‌کنند. به این معنی که این افراد٬ تمرکزشان بر کودک است و به مسائلی می‌پردازند که در اثر زندانی شدن والدین برای کودک پدید می‌آید٬ بدون در نظر گرفتن این‌که والدین او مستحق چنین مجازتی بوده اند یا نه. دوم آنکه پیامی که از طریق این تصاویر (در صورت انتشار) منتقل می‌شود٬ عموماً تأکید بر قربانی بودن کودک نیست. زاویه‌ای که این تصاویر گرفته‌شده‌اند٬ و متنی که همراه این تصاویر منتقل می‌شود٬ عموماً حاوی شرح اتفاق و یافتن فرصتی برای کمک به آن‌هاست. در کنار آن٬ این تصاویر٬ شخص معینی را هدف قرار نمی‌دهد و آن کودک٬ به‌صورت معین معرفی و توصیف نمی‌شود. درحالی‌که این نگاه اصلاً در رسانه‌های ایران دیده نمی‌شود.»

نیم‌‌نگاه

برای خبرنگاران حوزهٔ سینما

چگونه باید با یک کارگردان سینما گفت‌وگو کرد

خبرنگاران ایران -تا به حال در چند مصاحبه طرف گفت‌وگویتان، کارگردان، نویسنده، مترجم یا پژوهشگر بوده است؟ آیا پیش از انجام مصاحبه، فیلم آن کارگردان را دیده بودید؟ آیا پیشتر کتاب آن نویسنده، مترجم یا محقق را خوانده بودید؟ بگذارید برویم سراغ دو وضعیت گفت‌وگو که در مصاحبه با چنین اشخاصی صورتِ تحقق می‌گیرد: ۱. فیلم را ندیده‌ایم یا کتاب را نخوانده‌ایم. ۲. اثر را به دقت بررسی کرده‌ایم. البته ممکن است وضعیت سومی هم داشته باشیم: اثر را سرسری دیده یا خوانده‌ایم. اگر در وضعیت اول قرار داشته باشیم، پرسش‌هایمان چگونه خواهد بود؟ «برای ساختن این فیلم یا نوشتن این کتاب، چقدر وقت گذاشتید؟ هدف‌تان از تولید این اثر چه بود؟ موقع نوشتن کتاب یا ساختن فیلم با چه مشکلاتی مواجه شدید؟ مشکلات مالی نداشتید؟ انتظارتان از مسؤولان چیست؟...» زنجیرهٔ فوق را می‌توان همچنان بسط داد.رویم سروقت کتاب «فیلم اول من». این کتاب شامل هشت گفت‌و‌گوی جامع است با هشت فیلمساز بزرگ معاصر، دربارهٔ تجربهٔ ساخت نخستین فیلم‌شان.

حرفه؛ خبرنگار

سرگذشت نلی بلِی، از پیشگامان روزنامه‌نگاری تحقیقی در دنیا

دختر سرکش، روزنامه‌نگار شجاع

خبرنگاران ایران:بلی برای آنکه بتواند شرایط آسایشگاه را مشاهده کند، دست به تجربه‌ای متفاوت زد. تجربه‌ای که کم و بیش آن را در گزارش‌های قبلی‌اش هم به کار گرفته بود. او نقش یک آدم دیوانه را برای پزشکان و قضات این مرکز روانی بازی کرد و توانست وارد آسایشگاه روانی جزیره بلک‌ول شود ـ این جزیره امروز به اسم جزیره روزوولت نامیده می‌شود ـ او ۱۰ روز در شرایط طاقت‌فرسای این آسایگاه دوام آورد و دست‌پر به روزنامه‌ بازگشت. گزارش‌هایی باعنوان «پشت میله‌های آسایشگاه» و «در خانه دیوانگان» غوغایی در نیویورک باعث شد. گزارش‌هایی درباره ضرب و شتم بی‌رحمانه بیماران، دوش‌ اجباری آب یخ و غذا خوراندن اجباری به بیماران که گاهی غذاهای متعفن و فاسد را هم شامل می‌شد.

ویژه

  • طنزپردازان در سراسر دنیا با خطر به‌ طنز کشیدن قدرتمندان، دست و پنجه نرم می‌کنند

    هنر گزنده؛ کارتون‌های سیاسی بعد از حمله‌ به نشریه شارلی ابدو

    1 خرداد 1394

    خبرنگاران ایران-به طنز کشیدن؛ یعنی دست انداختن قدرتمندان به جای برسر فرودستان زدن، یکی از قوانین نانوشته کارتون‌های سیاسی است. اما برای بعضی، کارتون‌های که شارلی ابدو منتشر کرد، بیشتر از آنکه مبارزه‌ای علیه تبعیض یا تعصب باشند، مصداق پست‌کردن فرودستانی بود که به‌دلایل مذهبی یا قومی به حاشیه رانده‌ شده‌اند. «نیک‌آهنگ کوثر» کارکاتونیست ایرانی یکی از کسانی است که مثل فرزات در خارج از کشورش کار می‌کند. او در سال ۲۰۰۰ کارتونی به اسم استاد تمساح کشید که در آن یک تمساح با دمش خبرنگاری را گرفته و خفه می‌کند و اشک تمساح می‌ریزد. اسم این کارتون هم‌قافیه با نام «محمدتقی مصباح یزدی» یکی از روحانیون شناخته شده کشور بود و همین شد که بعد از انتشار این کارتون شش روز در زندان بدنام اوین بازداشت شود. کوثر در ‌‌نهایت به جرم توهین به یک چهره مذهبی و تهدید امنیت ملی محکوم شناخته شد. او می‌گوید: «ما در ایران آزادی بیان داریم، اما آزادی بعد از بیان نداریم. شما آزادید که کارتون بکشید، اما اگر آن‌ها طرح شما را دوست نداشته‌باشند، فردای‌‌ همان روز بازداشت خواهید شد.» تهدید‌ها ادامه داشت، تلفنش شنود می‌شد و ایمیلش هک شد، تا در ‌‌نهایت پیام‌های تهدید به‌مرگ او را مجبور به مهاجرت به کانادا و بعد واشنگتن کرد. بعد از ترک ایران، او تونیستان یک شبکه اجتماعی کارتون محور و خودنویس یک سایت خبری فارسی را پایه‌ گذاشت. کوثر می‌گوید: «باوجود خطرات مختلف، کارتون سیاسی همچنان در ایران زنده است و خوب کار می‌کند. البته با تصاویر که بیشتر روی موضوعاتی مثل فقر و خشکسالی تمرکز دارد.»

 

یک روزنامه‌نگار، یک روایت

روزگار پس از زندان-پنج

تبعیدی شدم برای اینکه بنویسم

گفت‌وگو با مرتضی کاظمیان، روزنامه‌نگار و فعال ملی-مذهبی

خبرنگاران ایران-مرتضی کاظمیان می گوید: من سه بار تجربهٔ زندان در جمهوری اسلامی دارم. دو بار آن، فعالیت مطبوعاتی من بخش مهمی از بازجویی و اتهام و فشار بود. در بازداشت اسفند ۱۳۷۹، حدود ۱۳۰ روز در انفرادی بودم و ۸۰ روز در سلولی جمعی. هر دو در بازداشتگاه مخفی سازمان اطلاعات سپاه. در بازداشت دی ۱۳۸۸ (فردای عاشورای خونین) نیز حدود ۶۳ روز در انفرادی‌های بند ۲۴۰ اوین بودم. در بازداشت نخست، همراه با جمعی از فعالان ملی ـ مذهبی بازداشت شدم؛ اما در جریان بازجویی، بخش مهمی از «سین جیم»‌ها به فعالیت مطبوعاتی من مربوط بود. از «جامعه» و «توس» تا «خرداد» و «فتح». تأکید می‌کند که زندان او را نسبت به روزنامه‌نگاری نا امید نکرده است.

دنیای رسانه

طنز قدرتمندتر از شمشیر

اذیت و آزار طنز نویسان توسط دولتها

خبرنگاران ایران_ما معمولاً دوست داریم که فکر کنیم موارد مربوط به نقض آزادی بیان در کشورهای و مناطق دیگر روی می‌دهد؛ اما پس از حادثه شارلی ابدو، پلیس فرانسه کمدین معروف دینودون را به اتهام تجلیل از تروریسم دستگیر کرد. در مطلبی که او دریکی از پست‌های فیس‌بوک خود نوشته بود، برداشت به حمایت از تروریسم شد. دینودون تنها یکی از ۴۵ فرد معروفی بود که در چهارشنبه پس از حمله به شالی ابدو دستگیر شدند. او در ماه مارس گناهکار شناخته شد.ما ممکن است به خودمان بگوییم که وجود طنزنویسان در یک جامعه نشانه پیشرفت و بهبود است؛ اما حتی در جوامع آزاد نیز آن‌ها را به خاطر آزادی بیان ستایش نکرده اند.