16 تیر 1394

تیتر نخست

گفت و گو با رضا شبانکاره، روزنامه نگار ادبی در بوشهر

روزنامه نگاری در بوشهر، بیشتر ذوقی است تا حرفه ای

خبرنگاران ایران -بوشهر اصولا در چاپ نشریات پیشرو بوده است؛ یکی از زمینه های روزنامه نگاری در استان بوشهر که بسیار چشم گیر است، سنت ژورنالیسم ادبی است. زمانی که زنده یاد منوچهر آتشی در بوشهر ساکن بود، مسئول و دبیر سرویس ادبی هفته نامه های «آیینه جنوب» و «نسیم جنوب» بود و تاثیرات شگرفی در زمینه ی شعر و شاعری در استان بوشهر با حضور موثر خود در مطبوعات محلی و محافل ادبی استان برجا گذاشت. نسل جدید نشریات محلی استان بوشهر فراتر از بیست سال است که در سطح استان بوشهر و با گسترش مطبوعات محلی، در اکثر شهرستان های آغاز به فعالیت کرده اند و به نوبه ی خود در روند گسترش و توسعه ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی استان نقش برجسته ای داشته و دارند. سابقه ی انتشار نشریات محلی در استان بوشهر به فراتر از یک سده می رسد.

نیم‌‌نگاه

وقایع تهرانیه، روزنامه‌ی مسافران مترو پایتخت

روزنامه دوزاری مردم تهران

خبرنگاران ایران-وقایع تهرانیه خود را «روزنامه‌ی دوزاری مردم تهران» می‌نامد. تا شماره‌ی پنجاهم، شناسنامه‌ی روزنامه به طرز زیر به خوانندگان عرضه می‌شد: «مدیر مسئول: علامه دهخدا، سردبیر: نسیم شمال، دبیر تحریریه: روح عبید زاکانی، نویسندگان: جمعی از طنزنویسان که نخواستند نام‌شان فاش شود، مشاور ادبی: سعدی شیرازی، ویراستار: سپاسگزار، مدیرهنری و گرافیک: مرحوم مرتضی ممیز.» اما پس از پنجاهمین شماره، شناسنامه‌ی روزنامه تغییر کرده و اسامی حقیقی جانشین موارد پیشین شده است: «مدیر مسئول: شهرام گیل‌آبادی، سردبیر: رضا ساکی، دبیر تحریریه: انوشه میرمجلسی، مدیرهنری و گرافیک: ایمان خاکسار.» بالای بسیاری از مطالب، نام نویسندگان‌شان نیز درج می‌شود. در شماره‌های مورد مطالعه، افراد زیر نویسندگی کرده‌اند: «سیاوش عقدایی، آرشین ساکی، مهرداد صدقی، اسماعیل امینی، عطیه نجفی، علی خضری، علیرضا لبش، سعید قلیچی، پریا دربانی، علی زراندوز، مهرداد حسین‌زاده، جمیله مزدستان، صابر قدیمی و مانی.»

حرفه؛ خبرنگار

کسانی که از حوادث در خیابان فیلمبرداری می‌کنند، شاهدند یا روزنامه‌نگار

خبرنگاران ایران- فیدین سانتانا حادثه‌ای را ثبت کرد که در آن‌یک افسر پلیس کارولینای جنوبی به والتر اسکات که یک متهم فراری بود، هشت گلوله شلیک کرد و او را زخمی به حال خود رها کرد تا بمیرد. درگذشته نه‌چندان دور رسانه‌ها در چنین شرایطی، کسانی مثل سانتانا را به‌عنوان یک منبع و یک شاهد موردتوجه قرار می‌دادند. کسی که شاهد یک خبر داغ بوده و اتفاق دشوار و ناراحت‌کننده‌ای را نظاره‌گر بوده است.اما واقعیت این است سانتانا با ثبت این فیلم کوتاه همه‌چیز را تغییر داد.

ویژه

  • دردهای مشترک روزنامه‌نگاران آزاد، بیمه و آینده نا معلوم

    5 تیر 1394

    خبرنگاران ایران-مزدک علی نظری، خبرنگار حوزه سینما و هنر که تجربه بازداشت داشته است یکی از خبرنگارانی است که به سؤالات ما پاسخ می‌دهد: «من ۱۵ سال سابقه کاردارم، ولی فقط از یک بیمه درمانی استفاده می‌کنم که آن‌هم از طریقی دیگر اعمال‌شده است. چیزی به نام بیمه و بازنشستگی برایم معنا ندارد. جداً ندارد. اغلب روزنامه‌نگاران، چه آزاد و حق تحریری، چه خیلی از آن‌ها که به‌صورت مثلاً ثابت برای رسانه‌ها کار می‌کنند، قرارداد ندارند یا شبه قراردادی غیرقانونی به آن‌ها تحمیل‌شده است. فکر می‌کنم چیزی حدودچهار یا پنج ماه سابقه بیمه داشته باشم.» او در پاسخ به اینکه چرا رسانه‌ها درباره بیمه کردن خبرنگاران مسئولیت‌پذیر نیستند می‌گوید: «پا گرفتن سندیکاها و انجمن‌ها و اصناف مختلف در دوره ریاست جمهوری هفتم و هشتم شتاب قابل‌توجهی داشت. ولی در دوره‌های بعد دیدیم که این سندیکاها به بهانه‌های مختلف سرکوب یا فرمالیته شدند. در حقیقت تمام تلاش دولت‌ها در جهت عدم استقلال صنف‌ها و نرسیدن اعضا (کارگران، کارفرمایان جزء) به حقوق اولیه‌شان بوده است. طبیعتاً در این فضا رسانه‌ها به‌عنوان کارفرما، تمایلی برای بیمه کردن یا حتی قرارداد بستن استاندارد با ژورنالیست‌ها ندارند. وقتی قانون حامی کارگر نیست، چه دلیلی دارد کارفرما برای خودش دردسر درست کند؟» آیا دولت در شرایطی که رسانه‌ها خبرنگاران را بیمه نمی‌کنند باید در این موضوع دخالت کند؟ علی نظری دراین‌باره هم می‌گوید: «در این مورد هرچند اطلاعات کافی ندارم. ولی در یک‌کلام باید گفت: وقتی همه‌چیز در یک کشور دولتی است و خصوصاً صنفی مثل روزنامه‌نگاران که به دلایل سیاسی یک صنف به‌شدت تحلیل رفته و مظلوم به‌حساب می‌آید، چرا نباید از دولت توقع کمک داشت؟»

 

یک روزنامه‌نگار، یک روایت

روزگار پس از زندان -شش

روزنامه‌نگاری، ابزاری برای دیدبانی حقوق بشر

گفت‌وگو با کیوان صمیمی، روزنامه‌نگار و فعال مدنی

خبرنگاران ایران-کیوان صمیمی روزنامه‌نگاری است که به تازگی از زندان آزادشده. بانشاط و انرژی زیاد حرف می‌زند و از احساسات این روزهایش می‌گوید. می‌گوید هنوز به زمان بیشتری احتیاج دارد تا به ادامه فعالیت‌هایش فکر کند. در این گفتگو از نامه می‌گوید. نامه‌ای که مدیرمسئولی‌اش را بر عهده داشت. او در همین گفتگو برخی انتقادهایش را به فضای حال حاضر روزنامه‌نگاری ایران نیز بر زبان می‌آورد. از نخستین مطلبش می‌گوید که در پیام هاجر منتشر شد تا فضای زندان و مقایسه‌اش از زندان این دوره با زندان دوره گذشته. کیوان صمیمی در سال ۸۸ و به دلیل انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری به شش سال حبس محکوم شد. او در دوران شاه نیز ۱۰ سال را در زندان گذراند.

دنیای رسانه

چرا روزنامه‌نگاران باید نوشتن گزارش‌های تفرقه‌انگیز درباره‌ی نژاد را متوقف کنند

خبرنگاران ایران-در جامعه‌ای که بیش از پیش چندفرهنگی می‌شود، نژاد و فرهنگ سزاوار سطح پوششی متفاوت از سطحی است که اکنون جریان اصلی خبرنگاران ارائه می‌دهد. وقتی به یک پخش خبری تلویزیونی معمولی نگاه می‌کنید، بخش‌های ثابتی درباره‌ی هواشناسی، ورزش یا بازار بورس وجود دارد، صرف‌نظر از این‌که چه خبری در دست باشد. مخاطبان این نوع پوشش را به عنوان ویژگی ثابت هر پخش خبری پذیرفته‌اند. شایسته است نژاد، فرهنگ و فقر نیز مانند فشار هوا و بورسِ داوجونز چنین پوشش منظمی داشته باشند. اگر فشار هوا و بازار بورس خبر از وضعیت سلامت محیط زیست و اقتصاد می‌دهند، نژاد، فرهنگ و فقر نیز وضعیت سلامت جامعه را نشان می‌دهند.